جز
جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر'
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
جز (جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر') |
||
| خط ۱۰۱: | خط ۱۰۱: | ||
# مجموعه [[نظام هستی]] و [[اسرار]] شگفتانگیز نهفته در هر یک از موجودات با زبان بیزبانی البته با [[صراحت]] از [[قدرت]] و [[عظمت]] [[خالق]] خود و [[علم]] و [[حکمت]] بیانتهای او سخن میگویند، آنگونه که یک تابلو نفیس نقاشی یا یک قطعه [[شعر]] [[زیبا]] و نغز با زبان حال از یک سو صفات برجسته [[ابداع]] کننده خود را بیان میدارد "حمد" و از سوی دیگر [[عیب]] و [[نقص]] را از او [[نفی]] میکند "تسبیح"؛ مانند اینکه در آیه ۴۱ [[سوره نور]] در کنار [[یادآوری]] تسبیح همه موجودات، بر تسبیح پرندگان بال گشوده در فضای تکیه شده از اینروست که این پرندگان سنگین برخلاف [[قانون]] [[جاذبه]] بر فراز [[آسمانها]] به ویژه هنگامی که بالهای خود را صاف نگه داشته و بر امواج هوا سوارند، بیآنکه فشاری به خود بیاورند با سرعت زیاد به هر سو که بخواهند میگردند و پیش میروند<ref>نمونه، ج۱۴، ص۴۹۷ ـ ۴۹۹.</ref>. | # مجموعه [[نظام هستی]] و [[اسرار]] شگفتانگیز نهفته در هر یک از موجودات با زبان بیزبانی البته با [[صراحت]] از [[قدرت]] و [[عظمت]] [[خالق]] خود و [[علم]] و [[حکمت]] بیانتهای او سخن میگویند، آنگونه که یک تابلو نفیس نقاشی یا یک قطعه [[شعر]] [[زیبا]] و نغز با زبان حال از یک سو صفات برجسته [[ابداع]] کننده خود را بیان میدارد "حمد" و از سوی دیگر [[عیب]] و [[نقص]] را از او [[نفی]] میکند "تسبیح"؛ مانند اینکه در آیه ۴۱ [[سوره نور]] در کنار [[یادآوری]] تسبیح همه موجودات، بر تسبیح پرندگان بال گشوده در فضای تکیه شده از اینروست که این پرندگان سنگین برخلاف [[قانون]] [[جاذبه]] بر فراز [[آسمانها]] به ویژه هنگامی که بالهای خود را صاف نگه داشته و بر امواج هوا سوارند، بیآنکه فشاری به خود بیاورند با سرعت زیاد به هر سو که بخواهند میگردند و پیش میروند<ref>نمونه، ج۱۴، ص۴۹۷ ـ ۴۹۹.</ref>. | ||
تفسیر دوم در حدّ خود مطلبی صحیح است؛ ولی با توجه به ذیل آیه ۴۴ [[سوره اسراء]]: {{متن قرآن|وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}} که به صراحت [[آگاهی]] از تسبیح موجودات را از [[انسانها]] نفی میکند، نمیتواند مقصود از [[آیه]] باشد، زیرا [[تفسیر]] مذکور برای ما فهمیدنی است<ref>المیزان، ج۱۳، ص۱۱۱ ـ ۱۱۲.</ref>، افزون بر این به [[کار]] بردن کلماتی مانند | تفسیر دوم در حدّ خود مطلبی صحیح است؛ ولی با توجه به ذیل آیه ۴۴ [[سوره اسراء]]: {{متن قرآن|وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}} که به صراحت [[آگاهی]] از تسبیح موجودات را از [[انسانها]] نفی میکند، نمیتواند مقصود از [[آیه]] باشد، زیرا [[تفسیر]] مذکور برای ما فهمیدنی است<ref>المیزان، ج۱۳، ص۱۱۱ ـ ۱۱۲.</ref>، افزون بر این به [[کار]] بردن کلماتی مانند ضمیر جمع عقلا "هُمْ" در آیه یاد شده<ref>شرح الاسماء، ص۴۱۰.</ref> یا واژه {{متن قرآن|مَنْ}} در آیه {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ}}<ref> آیا در نیافتهای هر که در آسمانها و زمین است خداوند را به پاکی میستایند؟؛ سوره نور، آیه: ۴۱.</ref>.<ref>نمونه، ج۱۴، ص۴۹۸.</ref>، تأییدی بر تفسیر نخست است که [[تسبیح]] موجودات آگاهانه و اختیاری است<ref>مفردات، ص۳۹۳، «سبح».</ref>: {{متن قرآن|كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ}}<ref> هر یک نماز و نیایش خود را دانسته است؛ سوره نور، آیه:۴۱.</ref> چنان که [[شعور]] و [[ادراک]] همه موجودات، در جای خود [[مبرهن]] و نیز مؤید به [[کشف]] و [[شهود عرفانی]] است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج۶، ص۱۴۸.</ref>، از همین رو برخی [[عارفان]] [[نفس]] ناطقه را مخصوص [[انسان]] ندانسته، آن را برای دیگر حیوانات و جمادات [[ثابت]] دانستهاند<ref>شرح فصوص الحکم، ص۷۹ ـ ۸۰.</ref>. | ||
بنابراین نباید مانند [[متکلمان]] [[حمد]] و تسبیح موجودات را بر این معنا حمل کرد که آنان با حدوث یا امکانشان بر وجود مؤثر [[دلالت]] میکنند، بلکه باید آن را بر [[حقیقت]] حمد و تسبیح و نطق به [[تنزیه]]<ref>المیزان، ج۱۹، ص۱۴۴.</ref> حمل کرد: {{متن قرآن|قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref>خداوند ما را به سخن آورد همان که هر چیز را به سخن میآورد؛ سوره فصلت، آیه:۲۱.</ref>؛ با این توضیح که وجود اشیاء همانگونه که وجود آنهاست، ـ به مثابه ـ کلمات و خطاباتی هستند که از سوی [[خداوند]] به ماهیات آنها تعلق یافته و افزون بر اینکه سبب [[ظهور]] و بروز آنها میگردند به شرح و کشف [[جمال]] و جلال [[الهی]] نیز میپردازند<ref>شرح منظومه، ج۳، ص۶۴۴ ـ ۶۴۵؛ شرح فصوص الحکم، ص۵۰۷ ـ ۵۱۰.</ref>، چنانکه [[فرشتگان مقرب]] با تجرد از ماده، نزدیکی به [[پروردگار]]، [[قهر]] و [[غلبه]] بر مادون و تأثیر در غیر و فعلیت کمالاتشان و [[ملائکه]] سماوی و ارضی با بساطت ذات و [[افعال]] خاص و کمالاتشان [[تسبیح]] کننده خداوندند<ref>الفروق اللغویه، ص۱۲۵.</ref> و اینها برخی از مراتب [[حقیقت]] تسبیح است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج۷، ص۱۴۸ ـ ۱۴۹.</ref>؛ اما [[عدم آگاهی]] ما از تسبیح موجودات به جهت غوطهور شدن در تاریکیها و فرو رفتن در [[عالم]] ماده و اجسام است<ref>شرح الاسماء، ص۴۱۰.</ref> و گرنه شخصیتی چون [[پیامبر]] {{صل}} که در [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ}}<ref> آیا در نیافتهای هر که در آسمانها و زمین است و پرندگان گشادهبال، خداوند را به پاکی میستایند؟ هر یک نماز و نیایش خود را دانسته است و خداوند به آنچه انجام میدهند داناست؛ سوره نور، آیه:۴۱.</ref> به صیغه خطاب مفرد مخاطب است تسبیح و [[حمد]] همه موجودات را [[مشاهده]] "[[شهود]]" میفرماید<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج۶، ص۱۴۷.</ref>، از این رو آن [[حضرت]] هرگاه صدای رعد را میشنید، میگفت: {{متن قرآن|وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ}}<ref> و تندر به سپاس او، او را پاک میخواند؛ سوره رعد، آیه: ۱۳.</ref><ref>جامع البیان، ج۱۳، ص۱۳۴ ـ ۱۶۳.</ref>، چنانکه سنگریزه نیز در دست [[مبارک]] وی تسبیح میگفت و حتی دیگران به [[برکت]] [[حضور]] وی آن را میشنیدند<ref>کشف الاسرار، ج۵، ص۵۶۰.</ref>. | بنابراین نباید مانند [[متکلمان]] [[حمد]] و تسبیح موجودات را بر این معنا حمل کرد که آنان با حدوث یا امکانشان بر وجود مؤثر [[دلالت]] میکنند، بلکه باید آن را بر [[حقیقت]] حمد و تسبیح و نطق به [[تنزیه]]<ref>المیزان، ج۱۹، ص۱۴۴.</ref> حمل کرد: {{متن قرآن|قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref>خداوند ما را به سخن آورد همان که هر چیز را به سخن میآورد؛ سوره فصلت، آیه:۲۱.</ref>؛ با این توضیح که وجود اشیاء همانگونه که وجود آنهاست، ـ به مثابه ـ کلمات و خطاباتی هستند که از سوی [[خداوند]] به ماهیات آنها تعلق یافته و افزون بر اینکه سبب [[ظهور]] و بروز آنها میگردند به شرح و کشف [[جمال]] و جلال [[الهی]] نیز میپردازند<ref>شرح منظومه، ج۳، ص۶۴۴ ـ ۶۴۵؛ شرح فصوص الحکم، ص۵۰۷ ـ ۵۱۰.</ref>، چنانکه [[فرشتگان مقرب]] با تجرد از ماده، نزدیکی به [[پروردگار]]، [[قهر]] و [[غلبه]] بر مادون و تأثیر در غیر و فعلیت کمالاتشان و [[ملائکه]] سماوی و ارضی با بساطت ذات و [[افعال]] خاص و کمالاتشان [[تسبیح]] کننده خداوندند<ref>الفروق اللغویه، ص۱۲۵.</ref> و اینها برخی از مراتب [[حقیقت]] تسبیح است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج۷، ص۱۴۸ ـ ۱۴۹.</ref>؛ اما [[عدم آگاهی]] ما از تسبیح موجودات به جهت غوطهور شدن در تاریکیها و فرو رفتن در [[عالم]] ماده و اجسام است<ref>شرح الاسماء، ص۴۱۰.</ref> و گرنه شخصیتی چون [[پیامبر]] {{صل}} که در [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ}}<ref> آیا در نیافتهای هر که در آسمانها و زمین است و پرندگان گشادهبال، خداوند را به پاکی میستایند؟ هر یک نماز و نیایش خود را دانسته است و خداوند به آنچه انجام میدهند داناست؛ سوره نور، آیه:۴۱.</ref> به صیغه خطاب مفرد مخاطب است تسبیح و [[حمد]] همه موجودات را [[مشاهده]] "[[شهود]]" میفرماید<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج۶، ص۱۴۷.</ref>، از این رو آن [[حضرت]] هرگاه صدای رعد را میشنید، میگفت: {{متن قرآن|وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ}}<ref> و تندر به سپاس او، او را پاک میخواند؛ سوره رعد، آیه: ۱۳.</ref><ref>جامع البیان، ج۱۳، ص۱۳۴ ـ ۱۶۳.</ref>، چنانکه سنگریزه نیز در دست [[مبارک]] وی تسبیح میگفت و حتی دیگران به [[برکت]] [[حضور]] وی آن را میشنیدند<ref>کشف الاسرار، ج۵، ص۵۶۰.</ref>. | ||
| خط ۱۶۰: | خط ۱۶۰: | ||
# تلاش و [[کوشش]] کردن است که مضارع آن در [[قرآن]] به صورت {{متن قرآن|تُسَبِّحُونَ}} و اسم فاعل آن به صورت {{متن قرآن|سَّابِحَاتِ}} آمده است، مشتقات [[تسبیح]] به صورتهای: {{متن قرآن|سَبَّحَ}}، {{متن قرآن|سَبَّحُوا}} (ماضی)؛ {{متن قرآن|يُسَبِّحُ}}، {{متن قرآن|يُسَبِّحُونَ}}، {{متن قرآن|يُسَبِّحْنَ}}، {{متن قرآن|تُسَبِّحُ}}، {{متن قرآن|تُسَبِّحُونَ}}، {{متن قرآن| تُسَبِّحوا}}،{{متن قرآن|نُسَبِّحُ}}، {{متن قرآن|نُسَبِّحَ}}(مضارع)؛ {{متن قرآن|سَبِّحْ}}، {{متن قرآن|سَبِّحُوا}} (امر)، {{متن قرآن|مُسَبِّحُونَ}}، {{متن قرآن|مُسَبِّحِينَ}}(اسم فاعل) ذکر شده است. | # تلاش و [[کوشش]] کردن است که مضارع آن در [[قرآن]] به صورت {{متن قرآن|تُسَبِّحُونَ}} و اسم فاعل آن به صورت {{متن قرآن|سَّابِحَاتِ}} آمده است، مشتقات [[تسبیح]] به صورتهای: {{متن قرآن|سَبَّحَ}}، {{متن قرآن|سَبَّحُوا}} (ماضی)؛ {{متن قرآن|يُسَبِّحُ}}، {{متن قرآن|يُسَبِّحُونَ}}، {{متن قرآن|يُسَبِّحْنَ}}، {{متن قرآن|تُسَبِّحُ}}، {{متن قرآن|تُسَبِّحُونَ}}، {{متن قرآن| تُسَبِّحوا}}،{{متن قرآن|نُسَبِّحُ}}، {{متن قرآن|نُسَبِّحَ}}(مضارع)؛ {{متن قرآن|سَبِّحْ}}، {{متن قرآن|سَبِّحُوا}} (امر)، {{متن قرآن|مُسَبِّحُونَ}}، {{متن قرآن|مُسَبِّحِينَ}}(اسم فاعل) ذکر شده است. | ||
سبحان نیز مصدر یا اسم مصدر تسبیح است و همیشه به صورت [[منصوب]] به کار میرود و از جهت ترکیب نحوی مفعول مطلق برای فعل مقدر است و همیشه به کلمه «[[الله]]» و «[[ربّ]]» و یا | سبحان نیز مصدر یا اسم مصدر تسبیح است و همیشه به صورت [[منصوب]] به کار میرود و از جهت ترکیب نحوی مفعول مطلق برای فعل مقدر است و همیشه به کلمه «[[الله]]» و «[[ربّ]]» و یا ضمیر و موصولی که منظور از آن، [[خداوند]] است اضافه میشود و معنای آن [[تنزیه]] [[خدا]] است. البته در مواردی هم، برای ابراز [[تعجب]] نیز به کار میرود. | ||
[[راغب اصفهانی]] گوید: «سَبْحَ» حرکت سریع و تند در آب و هوا است و به طور استعاره به حرکت کرات آسمانی اطلاق میشود مانند: {{متن قرآن|كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref>«و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخهای شناورند» سوره انبیاء، آیه ۳۳.</ref>. در واقع [[تسبیح خداوند]] به معنی سرعت و [[شتاب]] و شناور شدن در [[عبادت]] اوست و تسبیح شامل گفتار و عمل و [[نیت]] میشود<ref>مفردات، ص۳۹۲.</ref>. | [[راغب اصفهانی]] گوید: «سَبْحَ» حرکت سریع و تند در آب و هوا است و به طور استعاره به حرکت کرات آسمانی اطلاق میشود مانند: {{متن قرآن|كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref>«و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخهای شناورند» سوره انبیاء، آیه ۳۳.</ref>. در واقع [[تسبیح خداوند]] به معنی سرعت و [[شتاب]] و شناور شدن در [[عبادت]] اوست و تسبیح شامل گفتار و عمل و [[نیت]] میشود<ref>مفردات، ص۳۹۲.</ref>. | ||