بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = دوازده امام | | موضوع مرتبط = دوازده امام | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = دوازده امام | ||
| مداخل مرتبط = [[دوازده امام در | | مداخل مرتبط = [[دوازده امام در قرآن]] - [[دوازده امام در حدیث]] - [[دوازده امام در کلام اسلامی]] - [[دوازده امام در معارف مهدوی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== [[امامان دوازدهگانه]] در [[روایات]] [[اهل سنت]] == | == [[امامان دوازدهگانه]] در [[روایات]] [[اهل سنت]] == | ||
در [[روایات]] زیادی در [[جوامع روایی]] [[اهل سنت]]، از [[امامت]] و [[خلافت]] "[[امامان دوازدهگانه]]"[[سخن]] رفته است. در اینجا برخی از مهمترین این [[روایات]] و مضامین آنها را مورد بررسی قرار میدهیم: | |||
# [[جابر بن سمرة]] میگوید: شنیدم [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "تعداد [[امیران]] ([[امّت]]) [[دوازده تن]] است. سپس [[پیامبر خدا]] {{صل}} کلمهای گفت که آن را نشنیدم. پدرم گفت: [[رسول خدا]] فرموده که آن [[دوازده امیر]] و [[امام]]، همگی از قریشند"<ref>{{متن حدیث|يَكُونُ اثْنَا عَشَرَ أَمِيراً.... فَقَالَ كَلِمَةً لَمْ أَسْمَعْهَا فَقَالَ أَبِي إِنَّه قَالَ: كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ}}؛ صحیح بخاری، جزء ۹، ص۱۰۱.</ref>. | # [[جابر بن سمرة]] میگوید: شنیدم [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: "تعداد [[امیران]] ([[امّت]]) [[دوازده تن]] است. سپس [[پیامبر خدا]] {{صل}} کلمهای گفت که آن را نشنیدم. پدرم گفت: [[رسول خدا]] فرموده که آن [[دوازده امیر]] و [[امام]]، همگی از قریشند"<ref>{{متن حدیث|يَكُونُ اثْنَا عَشَرَ أَمِيراً.... فَقَالَ كَلِمَةً لَمْ أَسْمَعْهَا فَقَالَ أَبِي إِنَّه قَالَ: كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ}}؛ صحیح بخاری، جزء ۹، ص۱۰۱.</ref>. | ||
# باز [[جابر بن سمرة]] میگوید: با پدرم نزد [[پیامبر اکرم]] {{صل}} بودم، شنیدم که آن [[حضرت]] فرمود: بعد از من [[دوازده خلیفه]] خواهد بود سپس صدایش را نشنیدم، به پدرم گفتم چه چیزی بود که صدایش را مخفی کرد، گفت: [[پیامبر]] فرمود همه آنها از [[بنیهاشم]] هستند<ref>ینابیع المودة، ص۴۴۵.</ref>. | # باز [[جابر بن سمرة]] میگوید: با پدرم نزد [[پیامبر اکرم]] {{صل}} بودم، شنیدم که آن [[حضرت]] فرمود: بعد از من [[دوازده خلیفه]] خواهد بود سپس صدایش را نشنیدم، به پدرم گفتم چه چیزی بود که صدایش را مخفی کرد، گفت: [[پیامبر]] فرمود همه آنها از [[بنیهاشم]] هستند<ref>ینابیع المودة، ص۴۴۵.</ref>. | ||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
# در روایتی که شیخ [[سلیمان قندوزی]] از [[علی]] {{ع}} آورده، [[دوازده خلیفه]] و [[امام]]، مشخص شده است. [[پیامبر خدا]] {{صل}} فرمود: [[یا علی]]! تو [[وصیّ]] [[منی]]، [[جنگ]] با تو [[جنگ]] با من و [[آشتی]] با تو [[آشتی]] با من است و تو [[امام]] و [[پدر]] یازده امامی، امامانی که مطهّر و معصومند و از جمله آنان [[مهدی]] {{ع}} است آنکه [[زمین]] را پر از [[قسط و عدل]] میسازد... <ref>ینابیع الموده، ج۸۵.</ref>. | # در روایتی که شیخ [[سلیمان قندوزی]] از [[علی]] {{ع}} آورده، [[دوازده خلیفه]] و [[امام]]، مشخص شده است. [[پیامبر خدا]] {{صل}} فرمود: [[یا علی]]! تو [[وصیّ]] [[منی]]، [[جنگ]] با تو [[جنگ]] با من و [[آشتی]] با تو [[آشتی]] با من است و تو [[امام]] و [[پدر]] یازده امامی، امامانی که مطهّر و معصومند و از جمله آنان [[مهدی]] {{ع}} است آنکه [[زمین]] را پر از [[قسط و عدل]] میسازد... <ref>ینابیع الموده، ج۸۵.</ref>. | ||
# [[شیخ سلیمان قندوزی]] در [[روایت]] دیگری آورده است که [[پیامبر خدا]] در جواب سؤال از [[وصی]] خود فرمود:[[وصیّ]] من [[علی بن ابیطالب]] و پس از او دو [[سبط]] من، [[حسن]] و [[حسین]] هستند که بعد از او نُه [[امام]] از [[نسل حسین]] میآیند... پس از [[حسین]] {{ع}} فرزندش [[علی]] {{ع}}، پس از [[علی]] {{ع}}، فرزندش [[محمّد]] {{ع}}، پس از [[محمّد]] {{ع}} فرزندش [[جعفر]] {{ع}}، پس از [[جعفر]] فرزندش [[موسی]] {{ع}}، پس از [[موسی]] {{ع}} فرزندش [[علی]] {{ع}}، پس از [[علی]] {{ع}} فرزندش [[محمّد]]، پس از [[محمّد]] فرزندش [[علی]] {{ع}}، پس از [[علی]] {{ع}} فرزندش [[حسن]] {{ع}} و پس از [[حسن]] {{ع}} فرزندش [[حجت]]، محمّدِ [[مهدی]] {{ع}} میباشد<ref>ینابیع الموده، ص۴۴۱.</ref>. | # [[شیخ سلیمان قندوزی]] در [[روایت]] دیگری آورده است که [[پیامبر خدا]] در جواب سؤال از [[وصی]] خود فرمود:[[وصیّ]] من [[علی بن ابیطالب]] و پس از او دو [[سبط]] من، [[حسن]] و [[حسین]] هستند که بعد از او نُه [[امام]] از [[نسل حسین]] میآیند... پس از [[حسین]] {{ع}} فرزندش [[علی]] {{ع}}، پس از [[علی]] {{ع}}، فرزندش [[محمّد]] {{ع}}، پس از [[محمّد]] {{ع}} فرزندش [[جعفر]] {{ع}}، پس از [[جعفر]] فرزندش [[موسی]] {{ع}}، پس از [[موسی]] {{ع}} فرزندش [[علی]] {{ع}}، پس از [[علی]] {{ع}} فرزندش [[محمّد]]، پس از [[محمّد]] فرزندش [[علی]] {{ع}}، پس از [[علی]] {{ع}} فرزندش [[حسن]] {{ع}} و پس از [[حسن]] {{ع}} فرزندش [[حجت]]، محمّدِ [[مهدی]] {{ع}} میباشد<ref>ینابیع الموده، ص۴۴۱.</ref>. | ||
گفتنی است با توجه به روایاتی که دلالت داشتند که [[خلیفه]] و [[امیر]] بعد از [[رسول خدا]] {{صل}} [[دوازده نفر]] میباشند، گرچه این [[روایات]] مطلق هستند و تعیّن و تعیینی در آنها نیامده است ولی اوصافی برای آنها ذکر شده که بر غیر از [[دوازده]] نفری که در [[روایات]] پنجم و ششم نامشان ذکر شده منطبق نمیشود و نیز [[روایات]] اول و دوم دلالت دارند که این [[دوازده نفر]] از [[قریش]] و از آن محدودتر، از [[بنیهاشم]] میباشند و این خصوصیات جز بر آن کسانی که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در [[روایات]] پنجم و ششم [[تعیین]] فرموده منطبق نمیشود، زیرا عدهای از کسانی را که بعضی از علمای [[اهل سنت]] به طور احتمال نام آنها را بردهاند از [[بنیهاشم]] نبودهاند، علاوه بر اینکه آن کسانی را که آنان نام بردهاند تعدادشان به [[دوازده نفر]] نمیرسد و تنها چهار نفر را شامل میشود ([[ابوبکر]]، [[عمر]]، [[عثمان]] و [[علی]]) و بر خلفای [[بنیامیه]] و [[بنیعباس]] نیز منطبق نمیشود زیرا تعدادشان بیش از [[دوازده نفر]] است پس باید آن [[دوازده نفر]] بر [[اهل بیت]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} که اولشان [[حضرت علی]] {{ع}} و آخرشان [[حضرت مهدی]] {{ع}} است منطبق شود. شبیه این مطالب را [[سلیمان قندوزی]] [[حنفی]] نیز، بیان کرده است<ref>ینابیع المودة، ص۴۴۶.</ref><ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص:۱۲۷-۱۲۹.</ref> | |||
== [[امامان دوازدهگانه]] در [[روایات شیعه]] == | == [[امامان دوازدهگانه]] در [[روایات شیعه]] == | ||
[[رسول خدا]] {{صل}} فرمود: "[[امامان]] پس از من [[دوازده تن]] میباشند"<ref>{{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ...}}.</ref>. همچنین فرمود: امر [[امّت]] من تا پایان [[خلافت]] [[دوازده خلیفه]] که همهشان از [[قریش]] هستند بالا (برقرار و سرفراز) خواهد بود<ref>بحارالانوار، ج۳۶، ص۲۴۰.</ref>. | |||
[[روایات]] [[ائمه]] [[اثنا عشر]]، از نظر [[شیعه]]<ref>لوامع الالهیه، ص۲۸۵.</ref> و [[اهل سنت]] [[متواتر]] است<ref>برای آگاهی بیشتر از این گونه روایات به این کتاب رجوع کنید: امامان این امت دوازده نفرند، علامه سید مرتضی عسکری، ترجمه محمد جواد کرمی.</ref>. | |||
از دیدگاه [[شیعه امامیه]]، [[امامان]] [[راستین]]، همان [[دوازده]] نفری هستند که در [[روایات]] نام آنها آمده است: | |||
# [[جابر بن عبدالله انصاری]] میگوید: "وقتی که [[خداوند]] [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> را بر [[رسول خدا]] {{صل}} نازل کرد، گفتم: ای [[پیامبر]]! [[خدا]] و [[پیامبر]] را شناختیم، [[اولیالامر]] که [[اطاعت]] آنها مقرون [[اطاعت]] شما شده، چه کسانی هستند؟ فرمود: آنان [[جانشینان]] من هستند و پس از من [[امامان]] [[مسلمانان]] میباشند. اولشان [[علی بن ابیطالب]]، سپس [[حسن]]، [[حسین]]، [[علی بن حسین]]، [[محمد بن علی]] - که در [[تورات]] معروف به [[باقر]] است و تو او را میبینی و وقتی او را دیدی [[سلام]] مرا به او برسان - سپس [[جعفر بن محمد الصادق]]، [[موسی بن جعفر]]، [[علی بن موسی]]، [[محمد بن علی]]، [[علی بن محمد]]، [[حسن بن علی]] سپس همنام و همکنيه من [[حجت خدا در زمین]]، [[ذخیره]] [[خدا]] در بین [[مردم]]، [[فرزند]] [[حسن بن علی]]؛ این همان است که [[خداوند]] به دست او [[مشرق]] و [[مغرب زمین]] را [[فتح]] خواهد کرد"<ref>بحارالانوار، ج۳۶، ص۲۵۰.</ref>. | # [[جابر بن عبدالله انصاری]] میگوید: "وقتی که [[خداوند]] [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> را بر [[رسول خدا]] {{صل}} نازل کرد، گفتم: ای [[پیامبر]]! [[خدا]] و [[پیامبر]] را شناختیم، [[اولیالامر]] که [[اطاعت]] آنها مقرون [[اطاعت]] شما شده، چه کسانی هستند؟ فرمود: آنان [[جانشینان]] من هستند و پس از من [[امامان]] [[مسلمانان]] میباشند. اولشان [[علی بن ابیطالب]]، سپس [[حسن]]، [[حسین]]، [[علی بن حسین]]، [[محمد بن علی]] - که در [[تورات]] معروف به [[باقر]] است و تو او را میبینی و وقتی او را دیدی [[سلام]] مرا به او برسان - سپس [[جعفر بن محمد الصادق]]، [[موسی بن جعفر]]، [[علی بن موسی]]، [[محمد بن علی]]، [[علی بن محمد]]، [[حسن بن علی]] سپس همنام و همکنيه من [[حجت خدا در زمین]]، [[ذخیره]] [[خدا]] در بین [[مردم]]، [[فرزند]] [[حسن بن علی]]؛ این همان است که [[خداوند]] به دست او [[مشرق]] و [[مغرب زمین]] را [[فتح]] خواهد کرد"<ref>بحارالانوار، ج۳۶، ص۲۵۰.</ref>. | ||
# همچنین در [[حدیث معراج]]، [[ولایت]] و [[امامت]] [[دوازده امام]] {{ع}} به [[پیامبر]] [[ابلاغ]] شده و از تک تک آنان و بخصوص از [[حضرت علی]] {{ع}} و [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[تمجید]] و اکرام ویژه به عمل آمده است<ref> بحارالانوار، ج۳۶، ص۲۸۰- ۲۸۱.</ref>. با توجه به این [[روایات]] روشن است که آن [[دوازده خلیفه]] و [[جانشین]] که وصف [[نقیب]] بودن را دارند و امر [[امت]] در صورت [[پیروی]] از ایشان، بالا خواهد بود که کنایه از [[عزت اسلام]] است، جز افرادی که اولشان [[علی بن ابی طالب]] و آخر آنها [[حضرت مهدی]] {{ع}} باشد، نخواهد بود؛ زیرا افرادی که بعد از [[رسول خدا]] {{صل}} زمام امور را بهدست گرفتند - غیر از این [[خاندان]] - این اوصاف را نداشتند و برخلاف این اوصاف عمل میکردند<ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص:۱۳۰-۱۳۱.</ref> | # همچنین در [[حدیث معراج]]، [[ولایت]] و [[امامت]] [[دوازده امام]] {{ع}} به [[پیامبر]] [[ابلاغ]] شده و از تک تک آنان و بخصوص از [[حضرت علی]] {{ع}} و [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[تمجید]] و اکرام ویژه به عمل آمده است<ref> بحارالانوار، ج۳۶، ص۲۸۰- ۲۸۱.</ref>. با توجه به این [[روایات]] روشن است که آن [[دوازده خلیفه]] و [[جانشین]] که وصف [[نقیب]] بودن را دارند و امر [[امت]] در صورت [[پیروی]] از ایشان، بالا خواهد بود که کنایه از [[عزت اسلام]] است، جز افرادی که اولشان [[علی بن ابی طالب]] و آخر آنها [[حضرت مهدی]] {{ع}} باشد، نخواهد بود؛ زیرا افرادی که بعد از [[رسول خدا]] {{صل}} زمام امور را بهدست گرفتند - غیر از این [[خاندان]] - این اوصاف را نداشتند و برخلاف این اوصاف عمل میکردند<ref>[[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| امامت و رهبری]]، ص:۱۳۰-۱۳۱.</ref>. | ||
== | |||
== روایات دوازده امام == | |||
[[دانشمندان]] [[امامیه]] بر [[تواتر]] و صحت [[روایات امامان دوازدهگانه]] تصریح کردهاند. اعتبار این [[روایات]] که از طریق بیش از سی نفر [[اصحاب پیامبر]] اکرم {{صل}} [[نقل]] شده، نزد [[اهل سنت]] نیز مسلم و غیرقابل تردید است. به طوری که [[دانشمندان شیعه]] و [[سنی]] در موضوع معرفی [[امامان دوازدهگانه]] در سخنان [[نبی اکرم]] {{صل}}، علاوه بر مطالب فراوان منابع [[تفسیری]] و [[حدیثی]] و [[کلامی]]، آثار مستقلی نیز تالیف کرده اند<ref>ر. ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]].</ref>. | |||
=== [[روایات]] بیان کننده عدد === | === [[روایات]] بیان کننده عدد === | ||
[[روایات دوازده امام]] بر دو دسته قابل تقسیم است: | |||
# روایاتی که به ذکر عدد اکتفا کرده است. مانند [[حدیث]] جَابِرَ بْنَ سَمُرَةَ که منابع معتبر [[اهل سنت]]، این [[حدیث]] را با الفاظ مختلف و سندهای صحیح، [[نقل]] کردهاند: {{متن حدیث|جَابِرَ بْنَ سَمُرَةَ یَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} یَخْطُبُ وَ هُوَ یَقُولُ: إِنَّ الْإِسْلَامَ لَا یَزَالُ عَزِیزاً إِلَی اثْنَیْ عَشْرَ خَلِیفَةً ثُمَ قَالَ کَلِمَةً لَمْ أَفْهَمْهَا فَقُلْتُ لِأَبِی مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} فَقَالَ کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ}}<ref>مسند أبی داود الطیاسی، ص ۶۰۷.</ref>. در این دسته از [[روایات]] هرچند تنها عدد [[جانشینان]] بیان شده و تصریح به اسم افراد نشده اما مشتمل بر توصیفاتی است که موجب میشود [[مدعیان دروغین]] نتوانند به آسانی خود را بر [[امت]] [[تحمیل]] کنند<ref>ر. ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]].</ref>. | |||
# برخی از توصیفاتی که در [[روایات]] ائمۀ اثنیعشر آمده عبارتاند از: | |||
# '''[[دوازده نفر]]، به تعداد [[نقباء]] [[بنیاسرائیل]]''': {{متن حدیث|رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} فَقَالَ: اثْنَا عَشَرَ کَعِدَّةِ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ}}<ref>مسند احمد، ج۱، ص ۳۹۸.</ref>. نقبای<ref>نقیب به معنای پیشوا و رئیس است. نقیب در اصل از ماده "نقب" (بر وزن نقد) گرفته شده که به معنی روزنههای وسیع، مخصوصاً راههای زیرزمینی میباشد. و به رئیس و رهبر یک جمعیت از آن جهت نقیب میگویند که از اسرار جمعیت آگاه است، گویی در میان آنها نقبی ایجاد کرده و از وضع آنها آگاه شده، و گاهی "نقیب" به کسی گفته میشود که رئیس جمعیت نیست و تنها معرف و وسیله شناسایی آنها است، و اگر به فضائل اشخاص عنوان "مناقب" اطلاق میشود، به خاطر آن است که با فحص و کنجکاوی باید از آنها آگاه گشت. تفسیر نمونه، ج۴، ص ۳۰۸.</ref> [[بنی اسرائیل]] بنابر [[کلام خداوند]] [[دوازده نفر]] بودند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا}}<ref>«و به راستی خداوند از بنی اسرائیل پیمان گرفت و از ایشان دوازده سرپرست را برانگیختیم» سوره مائده، آیه ۱۲.</ref>. بنابراین، [[جانشینی]] و [[خلافت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} تا [[قیامت]]، مختص به [[دوازده نفر]] است و نه بیش از آن<ref>ر. ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] | ## '''[[دوازده نفر]]، به تعداد [[نقباء]] [[بنیاسرائیل]]''': {{متن حدیث|رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} فَقَالَ: اثْنَا عَشَرَ کَعِدَّةِ نُقَبَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ}}<ref>مسند احمد، ج۱، ص ۳۹۸.</ref>. نقبای<ref>نقیب به معنای پیشوا و رئیس است. نقیب در اصل از ماده "نقب" (بر وزن نقد) گرفته شده که به معنی روزنههای وسیع، مخصوصاً راههای زیرزمینی میباشد. و به رئیس و رهبر یک جمعیت از آن جهت نقیب میگویند که از اسرار جمعیت آگاه است، گویی در میان آنها نقبی ایجاد کرده و از وضع آنها آگاه شده، و گاهی "نقیب" به کسی گفته میشود که رئیس جمعیت نیست و تنها معرف و وسیله شناسایی آنها است، و اگر به فضائل اشخاص عنوان "مناقب" اطلاق میشود، به خاطر آن است که با فحص و کنجکاوی باید از آنها آگاه گشت. تفسیر نمونه، ج۴، ص ۳۰۸.</ref> [[بنی اسرائیل]] بنابر [[کلام خداوند]] [[دوازده نفر]] بودند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا}}<ref>«و به راستی خداوند از بنی اسرائیل پیمان گرفت و از ایشان دوازده سرپرست را برانگیختیم» سوره مائده، آیه ۱۲.</ref>. بنابراین، [[جانشینی]] و [[خلافت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} تا [[قیامت]]، مختص به [[دوازده نفر]] است و نه بیش از آن<ref>ر. ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]].</ref>. | ||
# '''کلهم من [[قریش]]''': [[بدیهی]] است همه طوایف [[قریش]] نمیتوانند مقصود از این [[کلام]] باشند، زیرا [[پیشوای امت]] [[اسلامی]] باید از نظر [[فضائل]] [[انسانی]] دارای [[برتری]] باشد و این ویژگی و امتیاز در بین [[قریش]] مختص [[خاندان]] بنیهاشم است، زیرا اوّلاً دربارۀ [[جایگاه]] ویژه و [[منزلت]] خاص بنیهاشم از [[پیامبر اعظم]] {{صل}} [[روایات]] بسیاری رسیده است<ref>{{متن حدیث|سَمِعْتُ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی کِنَانَةَ مِنْ وَلَدِ إِسْمَاعِیلَ وَ اصْطَفَی قُرَیْشاً مِنْ کِنَانَةَ وَ اصْطَفَی مِنْ قُرَیْشٍ بَنِی هَاشِمٍ وَ اصْطَفَانِی مِنْ بَنِی هَاشِمٍ}}؛ صحیح مسلم، ج۷، ص ۵۸ باب فضل نسب النبی {{صل}} و سایر منابع معتبر اهل سنت.</ref>؛ ثانیاً، [[مذمت]] [[حاکمان ستمگر]] بدون تردید به معنای سلب صلاحیت آنان از [[منصب امامت]] و [[جانشینی پیامبر اکرم]] {{صل}} است و توصیف [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از [[بنی امیه]] و [[بنیمروان]] و [[مذمت]] شدید آنان از مسلمات است. نکته مهم در [[حدیث]] [[جابر]] این است که [[راوی حدیث]] به خاطر اختلال و ایجاد سر و صدای برخی از حضار، نتوانسته تمام سخن [[پیامبر اکرم]] را بشنود و فقط تعداد [[جانشینان]] را شنیده و توصیف به قریشیت را با واسطه [[نقل]] کرده نه به صورت مستقیم. با توجه به این مطلب، احتمال {{متن حدیث|کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ}}، ضعیف است بلکه {{متن حدیث|کُلُّهُمْ مِنْ بَنِی هَاشِمٍ}} بوده چراکه این کلمه موجب عکسالعمل و واکنشهای منفی برخی از حضار گردیده است. | ## '''کلهم من [[قریش]]''': [[بدیهی]] است همه طوایف [[قریش]] نمیتوانند مقصود از این [[کلام]] باشند، زیرا [[پیشوای امت]] [[اسلامی]] باید از نظر [[فضائل]] [[انسانی]] دارای [[برتری]] باشد و این ویژگی و امتیاز در بین [[قریش]] مختص [[خاندان]] بنیهاشم است، زیرا اوّلاً دربارۀ [[جایگاه]] ویژه و [[منزلت]] خاص بنیهاشم از [[پیامبر اعظم]] {{صل}} [[روایات]] بسیاری رسیده است<ref>{{متن حدیث|سَمِعْتُ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی کِنَانَةَ مِنْ وَلَدِ إِسْمَاعِیلَ وَ اصْطَفَی قُرَیْشاً مِنْ کِنَانَةَ وَ اصْطَفَی مِنْ قُرَیْشٍ بَنِی هَاشِمٍ وَ اصْطَفَانِی مِنْ بَنِی هَاشِمٍ}}؛ صحیح مسلم، ج۷، ص ۵۸ باب فضل نسب النبی {{صل}} و سایر منابع معتبر اهل سنت.</ref>؛ ثانیاً، [[مذمت]] [[حاکمان ستمگر]] بدون تردید به معنای سلب صلاحیت آنان از [[منصب امامت]] و [[جانشینی پیامبر اکرم]] {{صل}} است و توصیف [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از [[بنی امیه]] و [[بنیمروان]] و [[مذمت]] شدید آنان از مسلمات است. نکته مهم در [[حدیث]] [[جابر]] این است که [[راوی حدیث]] به خاطر اختلال و ایجاد سر و صدای برخی از حضار، نتوانسته تمام سخن [[پیامبر اکرم]] را بشنود و فقط تعداد [[جانشینان]] را شنیده و توصیف به قریشیت را با واسطه [[نقل]] کرده نه به صورت مستقیم. با توجه به این مطلب، احتمال {{متن حدیث|کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ}}، ضعیف است بلکه {{متن حدیث|کُلُّهُمْ مِنْ بَنِی هَاشِمٍ}} بوده چراکه این کلمه موجب عکسالعمل و واکنشهای منفی برخی از حضار گردیده است. | ||
# '''عدم اختصاص به زمان خاص''': در [[حدیث]] [[جابر بن سمره]] از کلماتی مانند: {{متن حدیث|لایزال}} و {{متن حدیث|حَتَّی تَقُومَ السَّاعَةُ}} [[استمرار]] و عدم اختصاص به وضوح استفاده میشود. | ## '''عدم اختصاص به زمان خاص''': در [[حدیث]] [[جابر بن سمره]] از کلماتی مانند: {{متن حدیث|لایزال}} و {{متن حدیث|حَتَّی تَقُومَ السَّاعَةُ}} [[استمرار]] و عدم اختصاص به وضوح استفاده میشود. | ||
# '''عامل دوام [[عزت]] و [[سرافرازی]] [[اسلام]]''': این صفت و نشانه مهم و با [[عظمت]] به صورت مکرر و با الفاظ مختلف در [[روایات]] [[امامان]] دوازدهگانه آمده است: {{متن حدیث|لَا یَزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِیزاً إِلَی اثْنَتَیْ عَشْرَةَ خَلِیفَةً}}<ref>صحیح مسلم، ج۶، کتاب الإماره، باب الناس تبع لقریش، ص ۳؛ مسند احمد، ج۵، ص ۹۰ و ۹۸.</ref> و {{متن حدیث|لَا یَزَالُ هَذَا الدِّینُ عَزِیزاً مَنِیعاً إِلَی اثْنَیْ عَشَرَ}}<ref>صحیح مسلم، ج۶، کتاب الإماره، باب الناس تبع لقریش، ص ۳؛ مسند احمد، ج۵، ص ۹۰ و ۹۸.</ref>. | ## '''عامل دوام [[عزت]] و [[سرافرازی]] [[اسلام]]''': این صفت و نشانه مهم و با [[عظمت]] به صورت مکرر و با الفاظ مختلف در [[روایات]] [[امامان]] دوازدهگانه آمده است: {{متن حدیث|لَا یَزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِیزاً إِلَی اثْنَتَیْ عَشْرَةَ خَلِیفَةً}}<ref>صحیح مسلم، ج۶، کتاب الإماره، باب الناس تبع لقریش، ص ۳؛ مسند احمد، ج۵، ص ۹۰ و ۹۸.</ref> و {{متن حدیث|لَا یَزَالُ هَذَا الدِّینُ عَزِیزاً مَنِیعاً إِلَی اثْنَیْ عَشَرَ}}<ref>صحیح مسلم، ج۶، کتاب الإماره، باب الناس تبع لقریش، ص ۳؛ مسند احمد، ج۵، ص ۹۰ و ۹۸.</ref>. | ||
با توجه به اینگونه توصیفات در [[احادیث ائمه]] [[اثنی عشر]] و سایر توصیفات [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در مواضع متعدد که درباره [[اهل بیت]] خود داشتهاند، نظیر [[حدیث ثقلین]] و [[حدیث سفینه]] و [[حدیث امان]]، [[دوازده جانشین]]، بر غیر [[امامان]] از [[اهل بیت]] [[عصمت]] {{ع}} قابل انطباق نیست؛ زیرا این [[احادیث]] را نمیتوان بر خلفای نخستین که کمتر از [[دوازده]] نفرند، [[تطبیق]] نمود و نیز نمیتوان آن را منطبق بر [[پادشاهان]] [[بنیامیه]] دانست زیرا بیش از [[دوازده]] نفرند و همۀ آنها مرتکب [[ظلم]] و ستمهای آشکار شدند و از [[بنیهاشم]] نیستند؛ بنابراین راهی جز این نمیماند که این [[حدیث]] را بر [[امامان دوازدهگانه]] [[اهلبیت پیامبر]] {{صل}} و عترتش منطبق بدانیم<ref>ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]</ref>. | |||
=== [[روایات]] بیانگر [[اسامی]] [[امامان]] === | === [[روایات]] بیانگر [[اسامی]] [[امامان]] === | ||
[[روایات]] بیانگر [[اسامی]] [[امامان]]: بیان اجمالی همراه با ابهام از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} دربارۀ [[جانشینان]] خویش خلاف [[حکمت]] و [[تدبیر]] است و به نوعی کوتاهی در امر [[هدایت]] و [[رسالت الهی]] است، آن هم در مسألۀ مهم و سرنوشتساز [[امامت]] که [[سعادت]] و یا [[شقاوت]] [[امت اسلامی]] به آن گره خورده است. بنابراین [[عقل]] [[حکم]] میکند [[نبی اکرم]] {{صل}} در همان [[خطابه]] و [[سخنرانی]] ویژگیهایی را برشمارند که موجب رفع ابهام از [[امت اسلامی]] گردد. بلکه لازم است [[اسامی]] و خصوصیات فردی [[جانشینان]] خود را هم به روشنی و وضوح بیان کنند<ref>ر. ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]].</ref>. و [[حضرت]] چنین انجام دادهاند، یعنی روایاتی وجود دارد که در آنها به [[اسامی]] دوزاده [[امام]] اشاره شده است. خود این [[روایات]] نیز بر دو قسم است: | |||
# روایاتی که نام [[امامان دوازدهگانه]] در منابع اصیل [[امامیه]] با اسناد معتبر و قابل قبول از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[نقل]] شده است، مانند [[حدیث]] [[جابر بن عبدالله انصاری]] که از [[پیامبر اسلام]] {{صل}} دربارۀ مصداق "[[اولی الامر]]"<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> پرسیده است. [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: «آنان خلفای من و امامانِ پس از من هستند. نخستینِ آنان [[علی بن ابی طالب]] است و سپس [[حسن]] و آنگاه [[حسین]] و سپس [[علی بن الحسین]] و آنگاه [[محمد بن علی]]... و سپس صادق، [[جعفر بن محمد]] و آنگاه [[موسی بن جعفر]] و سپس [[علی بن موسی]] و آنگاه [[محمد بن علی]] و سپس [[علی بن محمد]] و آنگاه [[حسن بن علی]] و واپسین تن، همنام من، [[محمد]] است»<ref>{{متن حدیث|عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ الْجُعْفِیِّ قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیَّ یَقُولُ لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی نَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ ص یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَرَفْنَا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَمَنْ أُولُو الْأَمْرِ الَّذِینَ قَرَنَ اللَّهُ طَاعَتَهُمْ بِطَاعَتِکَ فَقَالَ {{ع}}هُمْ خُلَفَائِی یَا جَابِرُ وَ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ بَعْدِی أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْمَعْرُوفُ فِی التَّوْرَاةِ بِالْبَاقِرِ وَ سَتُدْرِکُهُ یَا جَابِرُ فَإِذَا لَقِیتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّی السَّلَامَ ثُمَّ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُوسَی ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ سَمِیِّی وَ کَنِیِّی حُجَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ بَقِیَّتُهُ فِی عِبَادِهِ ابْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ ذَاکَ الَّذِی یَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ عَلَی یَدَیْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا}}؛ کمال الدین، ج۱، ص۲۵۳.</ref>. | # روایاتی که نام [[امامان دوازدهگانه]] در منابع اصیل [[امامیه]] با اسناد معتبر و قابل قبول از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[نقل]] شده است، مانند [[حدیث]] [[جابر بن عبدالله انصاری]] که از [[پیامبر اسلام]] {{صل}} دربارۀ مصداق "[[اولی الامر]]"<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> پرسیده است. [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: «آنان خلفای من و امامانِ پس از من هستند. نخستینِ آنان [[علی بن ابی طالب]] است و سپس [[حسن]] و آنگاه [[حسین]] و سپس [[علی بن الحسین]] و آنگاه [[محمد بن علی]]... و سپس صادق، [[جعفر بن محمد]] و آنگاه [[موسی بن جعفر]] و سپس [[علی بن موسی]] و آنگاه [[محمد بن علی]] و سپس [[علی بن محمد]] و آنگاه [[حسن بن علی]] و واپسین تن، همنام من، [[محمد]] است»<ref>{{متن حدیث|عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ الْجُعْفِیِّ قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیَّ یَقُولُ لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی نَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ ص یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَرَفْنَا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَمَنْ أُولُو الْأَمْرِ الَّذِینَ قَرَنَ اللَّهُ طَاعَتَهُمْ بِطَاعَتِکَ فَقَالَ {{ع}}هُمْ خُلَفَائِی یَا جَابِرُ وَ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ بَعْدِی أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْمَعْرُوفُ فِی التَّوْرَاةِ بِالْبَاقِرِ وَ سَتُدْرِکُهُ یَا جَابِرُ فَإِذَا لَقِیتَهُ فَأَقْرِئْهُ مِنِّی السَّلَامَ ثُمَّ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُوسَی ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ سَمِیِّی وَ کَنِیِّی حُجَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ بَقِیَّتُهُ فِی عِبَادِهِ ابْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ ذَاکَ الَّذِی یَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ عَلَی یَدَیْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا}}؛ کمال الدین، ج۱، ص۲۵۳.</ref>. | ||
# [[روایات]] بیانگر نام بعضی از [[امامان]]: این دسته از [[روایات]] نیز سه گروه است: | # [[روایات]] بیانگر نام بعضی از [[امامان]]: این دسته از [[روایات]] نیز سه گروه است: | ||
## تنها به نام اولین و [[آخرین امام]] بسنده شده مانند روایتی که [[حضرت رسول]] {{صل}} فرمود: «[[امامان]] پس از من [[دوازده]] نفرند، اولین آنان تویی [[یا علی]] و آخرینشان قائمی است که [[خدای متعال]] به دستان او [[مشرق]] و [[مغرب]] [[جهان]] را میگشاید»<ref>{{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَنْتَ یَا عَلِیُّ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ عَلَی یَدَیْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا}}؛ بحار الأنوار، ج ۳۶، ص ۲۲۶.</ref>. | ## تنها به نام اولین و [[آخرین امام]] بسنده شده مانند روایتی که [[حضرت رسول]] {{صل}} فرمود: «[[امامان]] پس از من [[دوازده]] نفرند، اولین آنان تویی [[یا علی]] و آخرینشان قائمی است که [[خدای متعال]] به دستان او [[مشرق]] و [[مغرب]] [[جهان]] را میگشاید»<ref>{{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَنْتَ یَا عَلِیُّ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَفْتَحُ اللَّهُ تَعَالَی ذِکْرُهُ عَلَی یَدَیْهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا}}؛ بحار الأنوار، ج ۳۶، ص ۲۲۶.</ref>. | ||
## علاوه بر یاد کردن از [[آخرین امام]]، تنها نام یک [[امام]] و عدد [[فرزندان]] او ـ از [[ائمه]] اثنیعشر ـ بیان شده است. [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: «ما [[دوازده]] امامیم، [[حسن]] و [[حسین]]، سپس نُه [[امام]] از [[فرزندان]] [[حسین]] {{ع}} از آن جملهاند»<ref>{{متن حدیث|نَحْنُ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً مِنْهُمْ حَسَنٌ وَ حُسَیْنٌ ثُمَّ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ ع}}؛ اصول کافی، ج ۱، ص ۵۳۳، ح ۱۶.</ref>. | ## علاوه بر یاد کردن از [[آخرین امام]]، تنها نام یک [[امام]] و عدد [[فرزندان]] او ـ از [[ائمه]] اثنیعشر ـ بیان شده است. [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: «ما [[دوازده]] امامیم، [[حسن]] و [[حسین]]، سپس نُه [[امام]] از [[فرزندان]] [[حسین]] {{ع}} از آن جملهاند»<ref>{{متن حدیث|نَحْنُ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً مِنْهُمْ حَسَنٌ وَ حُسَیْنٌ ثُمَّ الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ ع}}؛ اصول کافی، ج ۱، ص ۵۳۳، ح ۱۶.</ref>. | ||
## [[اسامی]] مشترک [[ائمه]] اثنیعشر ذکر شده است: [[جابر]] بن [[عبد]] [[اللّه]] [[انصاری]] میگوید: [[خدمت]] [[حضرت فاطمه]] {{س}} رسیدم، در برابرش لوحی بود که نام [[اوصیا]] از فرزندانش در آن بود، شمردم [[دوازده نفر]] بودند، آخرینشان "[[قائم]]" بود، سه [[محمّد]] و سه [[علی]]<ref>{{متن حدیث|دَخَلْتُ عَلَی فَاطِمَةَ {{ع}}وَ بَیْنَ یَدَیْهَا لَوْحٌ فِیهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِیَاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اثْنَیْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ {{ع}}ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ عَلِیٌّ}}؛ اصول کافی، ج ۱، ص ۵۳۲، ح ۱۰.</ref>.<ref>ر. ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۴۵.</ref> | ## [[اسامی]] مشترک [[ائمه]] اثنیعشر ذکر شده است: [[جابر]] بن [[عبد]] [[اللّه]] [[انصاری]] میگوید: [[خدمت]] [[حضرت فاطمه]] {{س}} رسیدم، در برابرش لوحی بود که نام [[اوصیا]] از فرزندانش در آن بود، شمردم [[دوازده نفر]] بودند، آخرینشان "[[قائم]]" بود، سه [[محمّد]] و سه [[علی]]<ref>{{متن حدیث|دَخَلْتُ عَلَی فَاطِمَةَ {{ع}}وَ بَیْنَ یَدَیْهَا لَوْحٌ فِیهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِیَاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اثْنَیْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ {{ع}}ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ عَلِیٌّ}}؛ اصول کافی، ج ۱، ص ۵۳۲، ح ۱۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۴۵.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1100439.jpg|22px]] [[عبدالله ابراهیمزاده آملی|ابراهیمزاده آملی، عبدالله]]، [[امامت و رهبری - ابراهیمزاده آملی (کتاب)| '''امامت و رهبری''']] | |||
# [[پرونده:1368914.jpg|22px]] [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)| '''معارف و عقاید ۵ ج۱''']] | |||
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] جمعی از نویسندگان، [[فرهنگ شیعه (کتاب)| '''فرهنگ شیعه''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||