بحث:ایمان در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
جز (جایگزینی متن - ' نامهای ' به ' نام‌های ')
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف')
خط ۳۴: خط ۳۴:
ویژگی دوم ایمان اول که آن را از ایمان دوم جدا می‌کند ـ البته ایمان اولی که تهی از ایمان دوم باشد ـ این است که ایمان اول قهری است و [[اراده]] و [[اختیار]] افراد در تحصیل آن دخالتی ندارد، به خلاف ایمان دوم که اختیاری است و اراده‌ [[آدمی]] در به دست آوردن آن نقش اساسی دارد. ایمان اول که همان [[تصدیق قلبی]] است، نتیجه قهری [[علم]] و [[شناخت]] نسبت به [[آیات الهی]] و [[آگاهی]] از [[برهان]] است؛ یعنی وقتی برهان بر [[حقانیت]] [[دین خدا]] یا بر [[صدق رسول خدا]] اقامه شد، یا وقتی [[آیات خدا]] بر [[صدق]] خدا و رسول خدا{{صل}} ارائه گردید، [[قلب]] به شکل قهری به حقانیت آن [[اذعان]] پیدا می‌کند و علم به دلیل، علت علم به نتیجه می‌شود.
ویژگی دوم ایمان اول که آن را از ایمان دوم جدا می‌کند ـ البته ایمان اولی که تهی از ایمان دوم باشد ـ این است که ایمان اول قهری است و [[اراده]] و [[اختیار]] افراد در تحصیل آن دخالتی ندارد، به خلاف ایمان دوم که اختیاری است و اراده‌ [[آدمی]] در به دست آوردن آن نقش اساسی دارد. ایمان اول که همان [[تصدیق قلبی]] است، نتیجه قهری [[علم]] و [[شناخت]] نسبت به [[آیات الهی]] و [[آگاهی]] از [[برهان]] است؛ یعنی وقتی برهان بر [[حقانیت]] [[دین خدا]] یا بر [[صدق رسول خدا]] اقامه شد، یا وقتی [[آیات خدا]] بر [[صدق]] خدا و رسول خدا{{صل}} ارائه گردید، [[قلب]] به شکل قهری به حقانیت آن [[اذعان]] پیدا می‌کند و علم به دلیل، علت علم به نتیجه می‌شود.


حتی در مورد افراد شکاک هم مطلب به همین صورت است؛ لذا [[وصف]] [[وسواس]] و شکاک از مقوله‌های مربوط به مرحله‌ دوم ایمان است؛ یعنی به شکلی مربوط به عمل بوده و مربوط به اذعان و تصدیق قلبی نیست و افراد [[مبتلا]] به [[وسوسه]] و [[شک]]، اذعان و [[تصدیق قلبی]] دارند، اما فاقد [[تسلیم]] [[قلبی]] که مربوط به مرحله‌ دوم [[ایمان]] است، هستند. در این فرایند، هرگاه [[برهان]] اقامه گردد و [[علم]] به برهان و [[معرفت]] به دلیل حاصل شود؛ در این صورت [[تصدیق]] به نتیجه، قهری بوده و اختیاری نیست.
حتی در مورد افراد شکاک هم مطلب به همین صورت است؛ لذا وصف [[وسواس]] و شکاک از مقوله‌های مربوط به مرحله‌ دوم ایمان است؛ یعنی به شکلی مربوط به عمل بوده و مربوط به اذعان و تصدیق قلبی نیست و افراد [[مبتلا]] به [[وسوسه]] و [[شک]]، اذعان و [[تصدیق قلبی]] دارند، اما فاقد [[تسلیم]] [[قلبی]] که مربوط به مرحله‌ دوم [[ایمان]] است، هستند. در این فرایند، هرگاه [[برهان]] اقامه گردد و [[علم]] به برهان و [[معرفت]] به دلیل حاصل شود؛ در این صورت [[تصدیق]] به نتیجه، قهری بوده و اختیاری نیست.


لذا امر به ایمان، امر به [[ایمان دوم]] است که اختیاری است؛ به همین دلیل [[خداوند]] [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا}}<ref>سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref>، آیاتی مانند این، که در آنها امر به ایمان شده است مربوط به مرحله‌ دوم ایمان بوده که اختیاری است و گرنه ایمان اول که تصدیق و اذعان قلبی است به مجرد اطلاع بر دلیل و برهان حاصل می‌شود و امر و [[امتثال امر]] در آن معنا ندارد؛ لذا در [[قرآن کریم]] در مواجهه [[فرعون]] و [[موسی]]{{ع}}، [[خداوند متعال]] بعد از آنکه به آیاتی اشاره می‌کند که [[حضرت موسی]]{{ع}} برای [[فرعونیان]] آورد، می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref>، این [[انکار]] با اذعان و تصدیق قلبی، اما از روی [[ظلم]] و [[استکبار]] بوده است.
لذا امر به ایمان، امر به [[ایمان دوم]] است که اختیاری است؛ به همین دلیل [[خداوند]] [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا}}<ref>سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref>، آیاتی مانند این، که در آنها امر به ایمان شده است مربوط به مرحله‌ دوم ایمان بوده که اختیاری است و گرنه ایمان اول که تصدیق و اذعان قلبی است به مجرد اطلاع بر دلیل و برهان حاصل می‌شود و امر و [[امتثال امر]] در آن معنا ندارد؛ لذا در [[قرآن کریم]] در مواجهه [[فرعون]] و [[موسی]]{{ع}}، [[خداوند متعال]] بعد از آنکه به آیاتی اشاره می‌کند که [[حضرت موسی]]{{ع}} برای [[فرعونیان]] آورد، می‌فرماید: {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref>، این [[انکار]] با اذعان و تصدیق قلبی، اما از روی [[ظلم]] و [[استکبار]] بوده است.
خط ۲۲۱: خط ۲۲۱:
ویژگی نهم [[ایمان]] اولِ خالی از [[ایمان دوم]]، یا ایمان [[تصدیقی]] مِنهای ایمان تسلیمی این است که در آن [[باور]] به [[خدا]] و رسول خدا{{صل}} وجود دارد، اما باور به معاد و [[قیامت]] وجود ندارد. یعنی افراد دارای ایمان اول یا ایمان تصدیقی صِرف، علی‌رغم [[تصدیق]] خدا و رسول خدا{{صل}}، تصدیق و باور نسبت به معاد و قیامت ندارند؛ زیرا اگر حقیقتاً [[ایمان]] و [[یقین]] داشتند که [[مرگ]] و [[قیامت]] حساب‌ و [[کتابی]] هست، این‌چنین با [[رسول اکرم]] {{صل}} و سلّم) [[مخالفت]] نکرده و در برابر دستوراتش [[تمرد]] و [[عصیان]] نمی‌کردند و [[حضرت]] را در [[جنگ‌ها]] تنها نمی‌گذاشتند. در [[آیات قرآن کریم]] بر این مطلب بسیار تأکید شده است که از مهم‌ترین [[نشانه‌های ایمان]] دوم (ایمان تسلیمی)، [[باور]] و یقین به [[معاد]] و قیامت است.
ویژگی نهم [[ایمان]] اولِ خالی از [[ایمان دوم]]، یا ایمان [[تصدیقی]] مِنهای ایمان تسلیمی این است که در آن [[باور]] به [[خدا]] و رسول خدا{{صل}} وجود دارد، اما باور به معاد و [[قیامت]] وجود ندارد. یعنی افراد دارای ایمان اول یا ایمان تصدیقی صِرف، علی‌رغم [[تصدیق]] خدا و رسول خدا{{صل}}، تصدیق و باور نسبت به معاد و قیامت ندارند؛ زیرا اگر حقیقتاً [[ایمان]] و [[یقین]] داشتند که [[مرگ]] و [[قیامت]] حساب‌ و [[کتابی]] هست، این‌چنین با [[رسول اکرم]] {{صل}} و سلّم) [[مخالفت]] نکرده و در برابر دستوراتش [[تمرد]] و [[عصیان]] نمی‌کردند و [[حضرت]] را در [[جنگ‌ها]] تنها نمی‌گذاشتند. در [[آیات قرآن کریم]] بر این مطلب بسیار تأکید شده است که از مهم‌ترین [[نشانه‌های ایمان]] دوم (ایمان تسلیمی)، [[باور]] و یقین به [[معاد]] و قیامت است.


یکی از تفاوت‌های اصلی و بنیادین [[تمدن اسلامی]] با [[تمدن]] غربی این است که تمدن اسلامی مبتنی بر «[[حیات]] [[ذکر]]» است، اما تمدن غربی مبتنی بر «حیات [[نسیان]] و [[غفلت]]» است و یکی از مهم‌ترین عناصر آن، غفلت از قیامت و مرگ و حیات [[آخرت]] است. غفلت از قیامت و [[زندگی اخروی]]، [[انسان]] را به [[طغیان]] و عصیان می‌کشاند؛ لذا [[قرآن کریم]] باور به آخرت و [[امید]] به قیامت را از نشانه‌های [[مؤمنان]] [[حقیقی]] ‌شمرده است و این توصیف در [[وصف]] [[مؤمنین]] حقیقی آمده است: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}}<ref>«بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای  نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد می‌کند» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>. از دیدگاه [[قرآن]] ایمان به «[[یوم الآخر]]» بسیار مهم است و تنها کسانی که به آن ایمان دارند مؤمنان به ایمان ثانی و دارندگان [[ایمان حقیقی]] و تسلیمی هستند. [[ایمان به آخرت]]، یعنی [[انسان]] واقعاً به آخرت باور حقیقی داشته باشد که این موضوع متوقف بر «ذکر» و [[یادآوری]] مداوم مرگ و قیامت است و هرگز با غفلت سازگار نیست.  
یکی از تفاوت‌های اصلی و بنیادین [[تمدن اسلامی]] با [[تمدن]] غربی این است که تمدن اسلامی مبتنی بر «[[حیات]] [[ذکر]]» است، اما تمدن غربی مبتنی بر «حیات [[نسیان]] و [[غفلت]]» است و یکی از مهم‌ترین عناصر آن، غفلت از قیامت و مرگ و حیات [[آخرت]] است. غفلت از قیامت و [[زندگی اخروی]]، [[انسان]] را به [[طغیان]] و عصیان می‌کشاند؛ لذا [[قرآن کریم]] باور به آخرت و [[امید]] به قیامت را از نشانه‌های [[مؤمنان]] [[حقیقی]] ‌شمرده است و این توصیف در وصف [[مؤمنین]] حقیقی آمده است: {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا}}<ref>«بی‌گمان فرستاده خداوند برای شما نمونه‌ای  نیکوست، برای آن کس (از شما) که به خداوند و به روز بازپسین امید دارد و خداوند را بسیار یاد می‌کند» سوره احزاب، آیه ۲۱.</ref>. از دیدگاه [[قرآن]] ایمان به «[[یوم الآخر]]» بسیار مهم است و تنها کسانی که به آن ایمان دارند مؤمنان به ایمان ثانی و دارندگان [[ایمان حقیقی]] و تسلیمی هستند. [[ایمان به آخرت]]، یعنی [[انسان]] واقعاً به آخرت باور حقیقی داشته باشد که این موضوع متوقف بر «ذکر» و [[یادآوری]] مداوم مرگ و قیامت است و هرگز با غفلت سازگار نیست.  


در قرآن کریم به موضوع ایمان به آخرت بسیار پرداخته شده است، مثلاً در اول سوره‌ بقره می‌فرماید: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند آنان از (سوی) پروردگارشان به رهنمودی رسیده‌اند و آنانند که رستگارند» سوره بقره، آیه ۳ ـ ۵.</ref>. در این [[آیات]] تعبیر به {{متن قرآن|مَا أُنْزِلَ}} دارد که بیان شد هر جا تعبیر {{متن قرآن|مَا أُنْزِلَ}} آمده است منظور [[ایمان دوم]] است که همراه با «[[ذکر]]» و [[باور]] به [[قیامت]] است. در آیه‌ دیگری آمده است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا}}<ref>«و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>، یعنی کسانی که به [[معاد]] و قیامت [[ایمان]] ندارند، [[ایمان]] ثانی (تسلیمی) ندارند، ولو [[تصدیق قلبی]] داشته باشند.
در قرآن کریم به موضوع ایمان به آخرت بسیار پرداخته شده است، مثلاً در اول سوره‌ بقره می‌فرماید: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند و کسانی که به آنچه بر تو و به آنچه پیش از تو فرو فرستاده‌اند، ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند آنان از (سوی) پروردگارشان به رهنمودی رسیده‌اند و آنانند که رستگارند» سوره بقره، آیه ۳ ـ ۵.</ref>. در این [[آیات]] تعبیر به {{متن قرآن|مَا أُنْزِلَ}} دارد که بیان شد هر جا تعبیر {{متن قرآن|مَا أُنْزِلَ}} آمده است منظور [[ایمان دوم]] است که همراه با «[[ذکر]]» و [[باور]] به [[قیامت]] است. در آیه‌ دیگری آمده است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا}}<ref>«و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>، یعنی کسانی که به [[معاد]] و قیامت [[ایمان]] ندارند، [[ایمان]] ثانی (تسلیمی) ندارند، ولو [[تصدیق قلبی]] داشته باشند.
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش