جز
جایگزینی متن - 'الإرشاد' به 'الارشاد'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'الإرشاد' به 'الارشاد') |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
== [[نبرد]] انفرادی [[امام]] {{ع}} با دشمنانش == | == [[نبرد]] انفرادی [[امام]] {{ع}} با دشمنانش == | ||
از کتاب [[ | از کتاب [[الارشاد (کتاب)|الارشاد]] نقل شده است: هنگامی که جز سه تن از [[یاران]] حسین {{ع}} باقی نماندند، امام {{ع}} به [[دشمن]]، [[حمله]] بُرد و آنان را از خود، دور میکرد و آن سه تن، از او [[حفاظت]] میکردند تا آنکه آنان نیز کشته شدند. امام {{ع}} که از زخمهای تن و سرش، سنگین شده و تنها مانده بود، آنان را با [[شمشیر]] میزد و آنها، از چپ و راستِ او میگریختند. [[حمید بن مسلم]] میگوید: به خدا [[سوگند]]، آن وقت [[شکست]] خوردهای را ندیده بودم که [[فرزندان]] و [[خاندان]] و یارانش کشته شده باشند، امّا اینگونه [[استوار]] و پُردل و [[جسور]] مانده باشد. پیادگان، بر او [[یورش]] میبُردند و او هم بر آنان، یورش میبُرد و از چپ و راستِ او، مانند فرار بُزها به هنگام حمله گرگ، از هم شکافته میشدند<ref>{{متن حدیث|فَلَمَّا لَمْ يَبْقَ مَعَ الْحُسَيْنِ {{ع}} أَحَدٌ إِلَّا ثَلَاثَةُ رَهْطٍ مِنْ أَهْلِهِ أَقْبَلَ عَلَى الْقَوْمِ يَدْفَعُهُمْ عَنْ نَفْسِهِ وَ الثَّلَاثَةُ يَحْمُونَهُ حَتَّى قُتِلَ الثَّلَاثَةُ وَ بَقِيَ وَحْدَهُ وَ قَدْ أُثْخِنَ بِالْجِرَاحِ فِي رَأْسِهِ وَ بَدَنِهِ فَجَعَلَ يُضَارِبُهُمْ بِسَيْفِهِ وَ هُمْ يَتَفَرَّقُونَ عَنْهُ يَمِيناً وَ شِمَالًا. فَقَالَ حُمَيْدُ بْنُ مُسْلِمٍ فَوَ اللَّهِ مَا رَأَيْتُ مَكْثُوراً قَطُّ قَدْ قُتِلَ وُلْدُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ وَ أَصْحَابُهُ أَرْبَطَ جَأْشاً وَ لَا أَمْضَى جَنَاناً مِنْهُ {{ع}} إِنْ كَانَتِ الرَّجَّالَةُ لَتَشُدُّ عَلَيْهِ فَيَشُدُّ عَلَيْهَا بِسَيْفِهِ فَتَنْكَشِفُ عَنْ يَمِينِهِ وَ شِمَالِهِ انْكِشَافَ الْمِعْزَى إِذَا شَدَّ فِيهَا الذِّئْبُ}} (الارشاد، ج۲، ص۱۱۱؛ إعلام الوری، ج۱، ص۴۶۸).</ref>. | ||
در کتاب [[الملهوف (کتاب)|الملهوف]] نقل است: [[راوی]] میگوید: آن گاه [[حسین]] {{ع}}، [[دشمن]] را به نبردِ تن به تن فرا خواند و همه کسانی را که به جنگش میآمدند، از میان بر میداشت تا آنجا که تعداد فراوانی از آنها را کُشت و در این حال، میفرمود: «[[مرگ]]، از [[ننگ]]، بهتر است و ننگ، از ورود به [[آتش]]». یکی از [[راویان]] میگوید: به [[خدا]] [[سوگند]]، تا کنون [[شکست]] خوردهای را ندیده بودم که [[فرزندان]] و [[خاندان]] و یارانش کشته شده باشند؛ امّا اینگونه [[استوار]] و پُردل مانده باشد. پیادگان، بر او [[یورش]] میبُردند واو هم بر آنان، یورش میبُرد و آنان، مانند فرار بُزها به هنگام [[حمله]] گرگ، از هم شکافته میشدند. او بر آنان، حمله میبُرد و در حالی که آنان، بالغ بر سی هزار نفر بودند، از پیشِ پای او، مانند ملخهای پراکنده، میگریختند و او، دوباره به جای خویش، باز میگشت و میگفت: «هیچ نیرو و توانی، جز از جانب خداوندِ والامرتبه بزرگ، نیست»<ref>{{متن حدیث|قَالَ الرَّاوِي: ثُمَّ إِنَّ الْحُسَيْنَ {{ع}} دَعَا النَّاسَ إِلَى الْبِرَازِ فَلَمْ يَزَلْ يَقْتُلُ كُلَّ مَنْ بَرَزَ إِلَيْهِ حَتَّى قَتَلَ مَقْتَلَةً عَظِيمَةً وَ هُوَ فِي ذَلِكَ يَقُولُ: الْقَتْلُ أَوْلَى مِنْ رُكُوبِ الْعَارِ / وَ الْعَارُ أَوْلَى مِنْ دُخُولِ النَّارِ. قَالَ بَعْضُ الرُّوَاةِ فَوَ اللَّهِ مَا رَأَيْتُ مَكْثُوراً قَطُّ قَدْ قُتِلَ وُلْدُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ وَ أَصْحَابُهُ أَرْبَطَ جَأْشاً مِنْهُ وَ إِنْ كَانَتِ الرِّجَالُ لَتَشُدُّ عَلَيْهِ فَيَشُدُّ عَلَيْهَا بِسَيْفِهِ فَيَنْكَشِفُ عَنْهُ انْكِشَافَ الْمِعْزَى إِذَا شَدَّ فِيهِ الذِّئْبُ وَ لَقَدْ كَانَ يَحْمِلُ فِيهِمْ وَ لَقَدْ تَكَمَّلُوا ثَلَاثِينَ أَلْفاً فَيُهْزَمُونَ بَيْنَ يَدَيْهِ كَأَنَّهُمُ الْجَرَادُ الْمُنْتَشِرُ ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَى مَرْكَزِهِ وَ هُوَ يَقُولُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ العَلِیِّ العَظِیمِ}} (الملهوف، ص۱۷۰).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۶۰۲.</ref> | در کتاب [[الملهوف (کتاب)|الملهوف]] نقل است: [[راوی]] میگوید: آن گاه [[حسین]] {{ع}}، [[دشمن]] را به نبردِ تن به تن فرا خواند و همه کسانی را که به جنگش میآمدند، از میان بر میداشت تا آنجا که تعداد فراوانی از آنها را کُشت و در این حال، میفرمود: «[[مرگ]]، از [[ننگ]]، بهتر است و ننگ، از ورود به [[آتش]]». یکی از [[راویان]] میگوید: به [[خدا]] [[سوگند]]، تا کنون [[شکست]] خوردهای را ندیده بودم که [[فرزندان]] و [[خاندان]] و یارانش کشته شده باشند؛ امّا اینگونه [[استوار]] و پُردل مانده باشد. پیادگان، بر او [[یورش]] میبُردند واو هم بر آنان، یورش میبُرد و آنان، مانند فرار بُزها به هنگام [[حمله]] گرگ، از هم شکافته میشدند. او بر آنان، حمله میبُرد و در حالی که آنان، بالغ بر سی هزار نفر بودند، از پیشِ پای او، مانند ملخهای پراکنده، میگریختند و او، دوباره به جای خویش، باز میگشت و میگفت: «هیچ نیرو و توانی، جز از جانب خداوندِ والامرتبه بزرگ، نیست»<ref>{{متن حدیث|قَالَ الرَّاوِي: ثُمَّ إِنَّ الْحُسَيْنَ {{ع}} دَعَا النَّاسَ إِلَى الْبِرَازِ فَلَمْ يَزَلْ يَقْتُلُ كُلَّ مَنْ بَرَزَ إِلَيْهِ حَتَّى قَتَلَ مَقْتَلَةً عَظِيمَةً وَ هُوَ فِي ذَلِكَ يَقُولُ: الْقَتْلُ أَوْلَى مِنْ رُكُوبِ الْعَارِ / وَ الْعَارُ أَوْلَى مِنْ دُخُولِ النَّارِ. قَالَ بَعْضُ الرُّوَاةِ فَوَ اللَّهِ مَا رَأَيْتُ مَكْثُوراً قَطُّ قَدْ قُتِلَ وُلْدُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ وَ أَصْحَابُهُ أَرْبَطَ جَأْشاً مِنْهُ وَ إِنْ كَانَتِ الرِّجَالُ لَتَشُدُّ عَلَيْهِ فَيَشُدُّ عَلَيْهَا بِسَيْفِهِ فَيَنْكَشِفُ عَنْهُ انْكِشَافَ الْمِعْزَى إِذَا شَدَّ فِيهِ الذِّئْبُ وَ لَقَدْ كَانَ يَحْمِلُ فِيهِمْ وَ لَقَدْ تَكَمَّلُوا ثَلَاثِينَ أَلْفاً فَيُهْزَمُونَ بَيْنَ يَدَيْهِ كَأَنَّهُمُ الْجَرَادُ الْمُنْتَشِرُ ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَى مَرْكَزِهِ وَ هُوَ يَقُولُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ العَلِیِّ العَظِیمِ}} (الملهوف، ص۱۷۰).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۶۰۲.</ref> | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
== بارانِ تیر == | == بارانِ تیر == | ||
از کتاب [[ | از کتاب [[الارشاد (کتاب)|الارشاد]] نقل شده است: هنگامی که [[شمر بن ذی الجوشن]]، [[شجاعت]] حسین {{ع}} را دید، سواران را فرا خواند و در پشتِ پیادگان قرار گرفتند و به تیراندازان، فرمانِ تیر داد. آنان، او را تیرباران کردند و از فراوانیِ تیرها، مانند خارپشت شده بود. امام {{ع}}، عقب کشید و آنان در برابرش موضع گرفتند<ref>{{متن حدیث|فَلَمَّا رَأَى ذَلِكَ شِمْرُ بْنُ ذِي الْجَوْشَنِ اسْتَدْعَى الْفُرْسَانَ فَصَارُوا فِي ظُهُورِ الرَّجَّالَةِ وَ أَمَرَ الرُّمَاةَ أَنْ يَرْمُوهُ فَرَشَقُوهُ بِالسِّهَامِ حَتَّى صَارَ كَالْقُنْفُذِ فَأَحْجَمَ عَنْهُمْ فَوَقَفُوا بِإِزَائِهِ}} (الارشاد، ج۲، ص۱۱۱).</ref>. | ||
در کتاب [[الفتوح (کتاب)|الفتوح]] نقل شده است: تیرها از هر سو به طرف [[حسین]] {{ع}} میآمدند و به گلو و سینه او میخوردند و او میفرمود: «ای [[امّت]] [[بدکار]]! چه بد جانشینانی برای [[محمّد]]، در میان امّت و خاندانش بودید<ref>{{متن حدیث|وَالسِّهامُ تَقصِدُهُ [أَيِ الحُسَيْنَ {{ع}}] مِنْ كُلِّ نَاحِيَةٍ، وَ هُوَ يَتَلَقَّاهَا بِصَدْرِهِ وْ نَحْرِهِ وَ هُوَ يَقُولُ: يَا اُمَّةَ السَّوءِ، فَبِئْسَمَا أَخْلَفْتُمْ مَحَمَّداً فِي اُمَّتِهِ وَ عِتْرَتِهِ}} (الفتوح، ج۵، ص۱۱۸؛ مقتل الحسین {{ع}}، خوارزمی، ج۲، ص۳۴).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۶۰۴.</ref> | در کتاب [[الفتوح (کتاب)|الفتوح]] نقل شده است: تیرها از هر سو به طرف [[حسین]] {{ع}} میآمدند و به گلو و سینه او میخوردند و او میفرمود: «ای [[امّت]] [[بدکار]]! چه بد جانشینانی برای [[محمّد]]، در میان امّت و خاندانش بودید<ref>{{متن حدیث|وَالسِّهامُ تَقصِدُهُ [أَيِ الحُسَيْنَ {{ع}}] مِنْ كُلِّ نَاحِيَةٍ، وَ هُوَ يَتَلَقَّاهَا بِصَدْرِهِ وْ نَحْرِهِ وَ هُوَ يَقُولُ: يَا اُمَّةَ السَّوءِ، فَبِئْسَمَا أَخْلَفْتُمْ مَحَمَّداً فِي اُمَّتِهِ وَ عِتْرَتِهِ}} (الفتوح، ج۵، ص۱۱۸؛ مقتل الحسین {{ع}}، خوارزمی، ج۲، ص۳۴).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۶۰۴.</ref> | ||
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
== [[سخن گفتن]] [[زینب]] {{س}} با [[عمر بن سعد]] == | == [[سخن گفتن]] [[زینب]] {{س}} با [[عمر بن سعد]] == | ||
از کتاب [[ | از کتاب [[الارشاد (کتاب)|الارشاد]] نقل شده است: [[خواهر]] امام، زینب {{س}} به درگاه [[خیمه]] آمد و [[عمر بن سعد بن ابی وقاص]] را ندا داد: وای بر تو، ای عمر! آیا ابا عبداللّه را میکُشند و تو نگاه میکنی؟! عمر، پاسخش را نداد. زینب {{س}} بانگ زد: وای بر شما! آیا [[مسلمانی]] میان شما نیست؟! هیچ کس، پاسخی به او نداد<ref>{{متن حدیث|خَرَجَتْ أُخْتُهُ زَيْنَبُ إِلَى بَابِ الْفُسْطَاطِ فَنَادَتْ عُمَرَ بْنَ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ وَيْحَكَ يَا عُمَرُ أَ يُقْتَلُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ وَ أَنْتَ تَنْظُرُ إِلَيْهِ فَلَمْ يُجِبْهَا عُمَرُ بِشَيْءٍ فَنَادَتْ وَيْحَكُمْ أَ مَا فِيكُمْ مُسْلِمٌ فَلَمْ يُجِبْهَا أَحَدٌ بِشَيْءٍ}} (الارشاد، ج۲، ص۱۱۲).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۶۰۷.</ref> | ||
== سخنان زینب {{س}} هنگام [[شهادت]] [[برادر]] == | == سخنان زینب {{س}} هنگام [[شهادت]] [[برادر]] == | ||
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
[[عبداللّه بن منصور]]، از [[امام صادق]] اینچنین نقل میکند: سپس [[حسین]] {{ع}} با گونه چپش به [[زمین]] افتاد و [[دشمن خدا]]، [[سنان بن انس ایادی]] و [[شمر بن ذی الجوشن عامری]] - که [[خدا]]، لعنتشان کند-، با مردانی از [[شامیان]]، پیش آمدند تا بر بالای سرِ حسین {{ع}} ایستادند. آنان به یکدیگر گفتند: [[منتظر]] چه هستید؟ او را راحت کنید! سِنان بن اَنَس اِیادی - که خدا، لعنتش کند-، فرود آمد و [[محاسن]] [[امام]] {{ع}} را گرفت و با [[شمشیر]]، به گلوی او میزد و میگفت: به خدا [[سوگند]]، سرت را جدا میکنم، با آنکه میدانم که تو، [[فرزند پیامبر]] خدایی و [[بهترین]] [[پدر]] و [[مادر]] را داری!<ref>{{متن حدیث|ثُمَّ خَرَّ [الحُسَيْنُ {{ع}}] عَلَى خَدِّهِ الْأَيْسَرِ صَرِيعاً وَ أَقْبَلَ عَدُوُّ اللَّهِ سِنَانٌ الْإِيَادِيُّ وَ شِمْرُ بْنُ ذِي الْجَوْشَنِ الْعَامِرِيُّ لَعَنَهُ اللَّهُ فِي رِجَالٍ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ حَتَّى وَقَفُوا عَلَى رَأْسِ الْحُسَيْنِ {{ع}} فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ مَا تَنْتَظِرُونَ أَرِيحُوا الرَّجُلَ فَنَزَلَ سِنَانُ بْنُ أَنَسٍ الْإِيَادِيُّ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ أَخَذَ بِلِحْيَةِ الْحُسَيْنِ {{ع}} وَ جَعَلَ يَضْرِبُ بِالسَّيْفِ فِي حَلْقِهِ وَ هُوَ يَقُولُ وَ اللَّهِ إِنِّي لَأَجْتَزُّ رَأْسَكَ وَ أَنَا أَعْلَمُ أَنَّكَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ صوَ خَيْرُ النَّاسِ أَباً وَ أُمّاً}} (الأمالی، صدوق، ص۲۲۶، ح۲۳۹؛ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۲۲).</ref> | [[عبداللّه بن منصور]]، از [[امام صادق]] اینچنین نقل میکند: سپس [[حسین]] {{ع}} با گونه چپش به [[زمین]] افتاد و [[دشمن خدا]]، [[سنان بن انس ایادی]] و [[شمر بن ذی الجوشن عامری]] - که [[خدا]]، لعنتشان کند-، با مردانی از [[شامیان]]، پیش آمدند تا بر بالای سرِ حسین {{ع}} ایستادند. آنان به یکدیگر گفتند: [[منتظر]] چه هستید؟ او را راحت کنید! سِنان بن اَنَس اِیادی - که خدا، لعنتش کند-، فرود آمد و [[محاسن]] [[امام]] {{ع}} را گرفت و با [[شمشیر]]، به گلوی او میزد و میگفت: به خدا [[سوگند]]، سرت را جدا میکنم، با آنکه میدانم که تو، [[فرزند پیامبر]] خدایی و [[بهترین]] [[پدر]] و [[مادر]] را داری!<ref>{{متن حدیث|ثُمَّ خَرَّ [الحُسَيْنُ {{ع}}] عَلَى خَدِّهِ الْأَيْسَرِ صَرِيعاً وَ أَقْبَلَ عَدُوُّ اللَّهِ سِنَانٌ الْإِيَادِيُّ وَ شِمْرُ بْنُ ذِي الْجَوْشَنِ الْعَامِرِيُّ لَعَنَهُ اللَّهُ فِي رِجَالٍ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ حَتَّى وَقَفُوا عَلَى رَأْسِ الْحُسَيْنِ {{ع}} فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ مَا تَنْتَظِرُونَ أَرِيحُوا الرَّجُلَ فَنَزَلَ سِنَانُ بْنُ أَنَسٍ الْإِيَادِيُّ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ أَخَذَ بِلِحْيَةِ الْحُسَيْنِ {{ع}} وَ جَعَلَ يَضْرِبُ بِالسَّيْفِ فِي حَلْقِهِ وَ هُوَ يَقُولُ وَ اللَّهِ إِنِّي لَأَجْتَزُّ رَأْسَكَ وَ أَنَا أَعْلَمُ أَنَّكَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ صوَ خَيْرُ النَّاسِ أَباً وَ أُمّاً}} (الأمالی، صدوق، ص۲۲۶، ح۲۳۹؛ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۲۲).</ref> | ||
در کتاب [[ | در کتاب [[الارشاد (کتاب)|الارشاد]] نقل است: شمر بن ذی الجوشن، سواران و پیادگانش را ندا داد و گفت: وای بر شما! مادرانتان، به عزایتان بنشینند! چه چیزی را از او، [[انتظار]] میکشید؟ سپس، از هر سو به امام {{ع}}، [[حمله]] شد. [[زرعة بن شریک]]، ضربهای بر [[کف دست]] چپ امام {{ع}} زد و آن را قطع کرد. فردی دیگر از آنان، ضربهای بر گردن امام {{ع}} زد که با صورت، [از اسب] بر زمین افتاد. سِنان بن اَنَس هم با نیزه او را زد و به خاکش افکند و [[خولی بن یزید اصبحی]] - که خدا، لعنتش کند-، بیدرنگ، پیاده شد تا سرش را قطع کند؛ امّا ترسید و لرزید [و نتوانست]، [[شمر]] به او گفت: [[خدا]]، بازوانت را بشکند! چرا میلرزی؟ سپس خودِ [[شمر]] پیاده شد و سرِ [[امام]] {{ع}} را بُرید و آن را به [[خولی بن یزید]] داد و گفت: آن را برای [[امیر]] [[عمر بن سعد]] ببر<ref>{{متن حدیث|نَادَى شِمْرُ بْنُ ذِي الْجَوْشَنِ الْفُرْسَانَ وَ الرَّجَّالَةَ فَقَالَ وَيْحَكُمْ مَا تَنْتَظِرُونَ بِالرَّجُلِ ثَكِلَتْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ فَحُمِلَ عَلَيْهِ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ فَضَرَبَهُ زُرْعَةُ بْنُ شَرِيكٍ عَلَى كَفِّهِ الْيُسْرَى فَقَطَعَهَا وَ ضَرَبَهُ آخَرُ مِنْهُمْ عَلَى عَاتِقِهِ فَكَبَا مِنْهَا لِوَجْهِهِ وَ طَعَنَهُ سِنَانُ بْنُ أَنَسٍ بِالرُّمْحِ فَصَرَعَهُ وَ بَدَرَ إِلَيْهِ خَوَلِيُّ بْنُ يَزِيدَ الْأَصْبَحِيُّ لَعَنَهُ اللَّهُ فَنَزَلَ لِيَحْتَزَّ رَأْسَهُ فَأُرْعِدَ فَقَالَ لَهُ شِمْرٌ فَتَّ اللَّهُ فِي عَضُدِكَ مَا لَكَ تُرْعَدُ. وَ نَزَلَ شِمْرٌ إِلَيْهِ فَذَبَحَهُ ثُمَّ دَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى خَوَلِيِّ بْنِ يَزِيدَ فَقَالَ احْمِلْهُ إِلَى الْأَمِيرِ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ}} (الارشاد، ج۲، ص۱۱۲؛ روضة الواعظین، ص۲۰۸).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۶۰۹.</ref> | ||
== تعداد زخمهای امام {{ع}} == | == تعداد زخمهای امام {{ع}} == | ||