جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - 'امامت در حکمت اسلامی' به 'امامت در فلسفه اسلامی') |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
* امامِ [[واجب]] النصب - خواه [[واجب]] النصب علی [[الله]] و خواه [[واجب]] النصب علی [[الناس]] - چه صفاتی باید داشته باشد؟ به عبارت دیگر، [[نصب امام]] با چه صفاتی عقلاً و شرعاً یا فقط شرعاً [[واجب]] است؟<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/2dil0?playlist=376197 درس دوم «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref> | * امامِ [[واجب]] النصب - خواه [[واجب]] النصب علی [[الله]] و خواه [[واجب]] النصب علی [[الناس]] - چه صفاتی باید داشته باشد؟ به عبارت دیگر، [[نصب امام]] با چه صفاتی عقلاً و شرعاً یا فقط شرعاً [[واجب]] است؟<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [https://www.aparat.com/v/2dil0?playlist=376197 درس دوم «امامت در اندیشه اسلامی»]</ref> | ||
* در [[مناقب ابن شهر آشوب (کتاب)|مناقب ابن شهر آشوب]]، مباحث سودمند و نکات جالبی دربارۀ [[امامت]] و [[ائمه]] {{عم}} است. از جمله با عنوان "صفات الأئمّه"، فهرستی از صفات [[امامان]] را براساس آنچه در [[روایات]] [[شیعه]] آمده برشمرده و پنجاه صفت ذکر کرده است، از جمله این اوصاف و ویژگیها: <ref>مناقب، ج ۱ ص ۲۵۳</ref> [[عصمت]]، [[نص بر امامت]]، [[داناترین]]، [[فصیحترین]]، [[بردبارترین]]، [[دادگرترین]]، [[باتقواترین]]، [[شجاعترین]]، [[باشرافتترین]]، [[خیرخواهترین]]، [[وفادارترین]]، [[شکیباترین]]، [[پارساترین]]، [[بخشندهترین]]، [[عابدترین]]، [[مهربانترین]] [[مردم]]، متواضعترین آنان در برابر [[خدا]] باشند، بیش از همه [[مطیع]] [[امر و نهی]] [[الهی]] باشند، از همه به خودشان سزاوارترند، [[ختنه]] شده و [[پاک]] به [[دنیا]] میآیند، عهدهدار ولادت و وفاتشان [[امام]] [[معصوم]] است، [[اموال]] در [[اختیار]] آنان است، به خاطر [[فراست]] و [[تیزهوشی]] از روبهرو پشت سر میبینند، چون از [[نور]] [[خدا]] [[آفریده]] شدهاند سایه ندارند، هرکه از آنان متولد شود [[مؤمن]] میشود، چون از شکم [[مادر]] بر روی [[زمین]] قرار گیرند، با کف دو دست بر [[زمین]] میآیند و صدایشان به گفتن "[[شهادتین]]" بلند است، قلبشان نمیخوابد، [[محدث]] میشوند، دعایشان [[مستجاب]] میشود، بویشان معطّر است، دارای [[وصیّت]] آشکارند، با خرق عادات، [[دلیل]] و [[معجزه]] دارند، از حوادث پیش از وقوع خبر میدهند، [[سلاح]] و [[شمشیر]] [[پیامبر]] نزد آنان است، [[زره]] او برایشان اندازه است، صحیفهای در [[اختیار]] دارند که نام شیعیانشان تا [[روز قیامت]] در آن است، و صحیفهای که نام دشمنانشان تا [[روز قیامت]] در آن است، نزد آنان "[[جامعه]]" است که صحیفهای است به طول هفتاد ذراع که همۀ نیازهای بنی [[آدم]] در آن است، به املای [[پیامبر]] و خطّ [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} است، نیز [[جفر احمر]] نزد آنان است، جعبهای که [[سلاح]] [[پیامبر]] در آن است و تا [[خروج]] [[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}} بیرون نخواهد آمد و [[جفر ابیض]] نزد آنان است، جعبهای که [[تورات موسی]] و [[انجیل عیسی]] و [[زبور داود]] و [[کتب آسمانی]] در آن است، دارای [[الهام]] و شنیدن صدای غیبیاند و آنچه بر دلهایشان میافتد و صدایی میشنوند، همچون صدای زنجیر در طشت، و گاهی چهرهای بزرگتر از [[جبرئیل|جبرائیل]] و [[میکائیل]] و [[اسرافیل]] نزد آنان | * در [[مناقب ابن شهر آشوب (کتاب)|مناقب ابن شهر آشوب]]، مباحث سودمند و نکات جالبی دربارۀ [[امامت]] و [[ائمه]] {{عم}} است. از جمله با عنوان "صفات الأئمّه"، فهرستی از صفات [[امامان]] را براساس آنچه در [[روایات]] [[شیعه]] آمده برشمرده و پنجاه صفت ذکر کرده است، از جمله این اوصاف و ویژگیها: <ref>مناقب، ج ۱ ص ۲۵۳</ref> [[عصمت]]، [[نص بر امامت]]، [[داناترین]]، [[فصیحترین]]، [[بردبارترین]]، [[دادگرترین]]، [[باتقواترین]]، [[شجاعترین]]، [[باشرافتترین]]، [[خیرخواهترین]]، [[وفادارترین]]، [[شکیباترین]]، [[پارساترین]]، [[بخشندهترین]]، [[عابدترین]]، [[مهربانترین]] [[مردم]]، متواضعترین آنان در برابر [[خدا]] باشند، بیش از همه [[مطیع]] [[امر و نهی]] [[الهی]] باشند، از همه به خودشان سزاوارترند، [[ختنه]] شده و [[پاک]] به [[دنیا]] میآیند، عهدهدار ولادت و وفاتشان [[امام]] [[معصوم]] است، [[اموال]] در [[اختیار]] آنان است، به خاطر [[فراست]] و [[تیزهوشی]] از روبهرو پشت سر میبینند، چون از [[نور]] [[خدا]] [[آفریده]] شدهاند سایه ندارند، هرکه از آنان متولد شود [[مؤمن]] میشود، چون از شکم [[مادر]] بر روی [[زمین]] قرار گیرند، با کف دو دست بر [[زمین]] میآیند و صدایشان به گفتن "[[شهادتین]]" بلند است، قلبشان نمیخوابد، [[محدث]] میشوند، دعایشان [[مستجاب]] میشود، بویشان معطّر است، دارای [[وصیّت]] آشکارند، با خرق عادات، [[دلیل]] و [[معجزه]] دارند، از حوادث پیش از وقوع خبر میدهند، [[سلاح]] و [[شمشیر]] [[پیامبر]] نزد آنان است، [[زره]] او برایشان اندازه است، صحیفهای در [[اختیار]] دارند که نام شیعیانشان تا [[روز قیامت]] در آن است، و صحیفهای که نام دشمنانشان تا [[روز قیامت]] در آن است، نزد آنان "[[جامعه]]" است که صحیفهای است به طول هفتاد ذراع که همۀ نیازهای بنی [[آدم]] در آن است، به املای [[پیامبر]] و خطّ [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} است، نیز [[جفر احمر]] نزد آنان است، جعبهای که [[سلاح]] [[پیامبر]] در آن است و تا [[خروج]] [[امام مهدی|حضرت قائم]] {{ع}} بیرون نخواهد آمد و [[جفر ابیض]] نزد آنان است، جعبهای که [[تورات موسی]] و [[انجیل عیسی]] و [[زبور داود]] و [[کتب آسمانی]] در آن است، دارای [[الهام]] و شنیدن صدای غیبیاند و آنچه بر دلهایشان میافتد و صدایی میشنوند، همچون صدای زنجیر در طشت، و گاهی چهرهای بزرگتر از [[جبرئیل|جبرائیل]] و [[میکائیل]] و [[اسرافیل]] نزد آنان آشکار میشود و گاهی آن را میبینند و مورد خطاب قرار میدهند و گفتهاند از صفات [[امام]]، [[شناخت]] همۀ [[احکام]] است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۶۴.</ref>. | ||
* [[جانشین]] [[پیامبر]] {{صل}} که ضامن تداوم [[حیات]] [[دین]] و نیز پاسخگویی نیازهای [[بشر]] است، تناسب [[جایگاه]] والای [[پیشوایی]] و [[رهبری]]، ویژگیهای دارد که مهمترین آنها عبارتند از: | * [[جانشین]] [[پیامبر]] {{صل}} که ضامن تداوم [[حیات]] [[دین]] و نیز پاسخگویی نیازهای [[بشر]] است، تناسب [[جایگاه]] والای [[پیشوایی]] و [[رهبری]]، ویژگیهای دارد که مهمترین آنها عبارتند از: | ||
# [[تقوا]] و [[پرهیزکاری]] و برخورداری از ملکه [[عصمت]] به گونهای که کوچکترین گناهی از او سر نمیزند. | # [[تقوا]] و [[پرهیزکاری]] و برخورداری از ملکه [[عصمت]] به گونهای که کوچکترین گناهی از او سر نمیزند. | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
# '''[[نصب]] از سوی [[خدا]]:''' از دیدگاه [[شیعه]]، [[تعیین]] [[امام]] و [[جانشین]] [[پیامبر]] تنها به [[دستور خدا]] و [[انتخاب]] او انجام میگیرد و [[پیامبر]]، [[امام]] پس از خود را معرفی میکند. بنابراین هیچ فرد یا گروهی [[حق]] دخالت در این امر را ندارند. [[ضرورت نصب]] [[امام]] از سوی [[خداوند]] دلیلهایی دارد؛ از جمله: | # '''[[نصب]] از سوی [[خدا]]:''' از دیدگاه [[شیعه]]، [[تعیین]] [[امام]] و [[جانشین]] [[پیامبر]] تنها به [[دستور خدا]] و [[انتخاب]] او انجام میگیرد و [[پیامبر]]، [[امام]] پس از خود را معرفی میکند. بنابراین هیچ فرد یا گروهی [[حق]] دخالت در این امر را ندارند. [[ضرورت نصب]] [[امام]] از سوی [[خداوند]] دلیلهایی دارد؛ از جمله: | ||
## به فرموده [[قرآن]]، [[حاکم]] مطلق بر همه چیز [[خداوند]] است و همه باید تنها از او [[اطاعت]] کنند. [[بدیهی]] است این [[حاکمیت]] میتواند از سوی [[خداوند]] به هر کسی که [[شایستگی]] دارد، داده شود. بنابراین، همان گونه که [[پیامبر]] به وسیله [[خدا]] [[انتخاب]] میشود، [[امام]] نیز به [[تعیین]] [[الهی]]، بر [[مردم]] [[ولایت]] مییابد. | ## به فرموده [[قرآن]]، [[حاکم]] مطلق بر همه چیز [[خداوند]] است و همه باید تنها از او [[اطاعت]] کنند. [[بدیهی]] است این [[حاکمیت]] میتواند از سوی [[خداوند]] به هر کسی که [[شایستگی]] دارد، داده شود. بنابراین، همان گونه که [[پیامبر]] به وسیله [[خدا]] [[انتخاب]] میشود، [[امام]] نیز به [[تعیین]] [[الهی]]، بر [[مردم]] [[ولایت]] مییابد. | ||
## پیش از این برای [[امام]]، ویژگیهایی را از قبیل [[عصمت]]، [[علم]] و... بیان کردیم. روشن است که یافتن و شناختن کسی که دارای این صفات –آن هم در عالیترین [[درجه]]- باشد تنها به وسیله خداوندِ دانای به | ## پیش از این برای [[امام]]، ویژگیهایی را از قبیل [[عصمت]]، [[علم]] و... بیان کردیم. روشن است که یافتن و شناختن کسی که دارای این صفات –آن هم در عالیترین [[درجه]]- باشد تنها به وسیله خداوندِ دانای به آشکار و [[نهان]]، امکان پذیر است. همان گونه که [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] به [[ابراهیم]] میفرماید: "من تو را پیشوای [[مردم]] قرار دادم".<ref>سوره بقره: ۱۲۴.</ref>. از سیرۀ [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] استفاده میشود که آن [[حضرت]] [[امامت]] را امری [[الهی]] دانسته و [[انتخاب]] [[امام]] را در [[اختیار]] [[خدا]] میدانست. در سیرۀ [[ابن هشام]] آمده است: "[[بنی عامر بن صعصعه]] [[خدمت]] [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} رسیدند. [[حضرت]] آنان را به سوی [[خدا]] [[دعوت]] کرد. در این هنگام یک نفر از آن گروه به نام بحیرة بن فراس گفت: اگر با تو بر [[اسلام]] [[بیعت]] کردیم و [[خداوند]] تو را بر مخالفینت [[غلبه]] داد، آیا ما در [[خلافت]] بعد از تو سهمی داریم؟ [[پیامبر]] فرمود: امر [[خلافت]] به دست خداست و هر جا بخواهد، قرار میدهد. در این هنگام بحیرة گفت: آیا ما [[جان]] خود را برای [[دفاع]] از تو بدهیم؛ ولی وقتی [[خداوند]] تو را بر [[دشمنان]] [[غلبه]] داد، [[خلافت]] به غیر ما برسد؟ ما احتیاجی به [[اسلام]] تو نداریم.<ref>سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۱۳۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۸۴؛ سیره ابن کثیر، ج ۲، ص ۱۵۸.</ref> | ||
* '''بیانی جامع و [[زیبا]] از [[امام رضا]] {{ع}}:''' [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}} درباره [[مقام]] و ویژگیهای [[امام]] را بیاوریم: آنها که در امر [[امامت]] [[اختلاف]] کردند و [[گمان]] کردند که [[امامت]]، امری انتخابی است [[نادانی]] کردند... مگر [[مردم]]، [[مقام]] و [[منزلت]] [[امامت]] در میان [[امت]] را میدانند تا روا باشد که به [[اختیار]] و [[انتخاب]] ایشان واگذار شود؟ همانا [[امامت]]، قدرتش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلتش عالیتر و مکانش رفیعتر و عمیقش ژرفتر از آن است که [[مردم]] با [[عقل]] خود به آن برسند یا با آرای خود، آن را دریابند... همانا [[امامت]]، مقامی است که [[خدای عزوجل]]، بعد از رتبه [[نبوت]] و خُلّت <ref>مقام خلیل اللّهی</ref> در مرتبه سوم به [[حصرت ابراهیم]] {{ع}} اختصاص داد.... [[امامت]]، [[خلافت خدا]] و [[خلافت]] [[رسول خدا]] {{صل}} و [[مقام]] [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} و [[میراث]] [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]] {{عم}} است. به [[راستی]] که [[امامت]]، زمام [[دین]] و مایه [[نظام]] [[مسلمین]] و [[صلاح دنیا]] و [[عزّت]] [[مؤمنان]] است.... کامل شدن [[نماز]]، [[روزه]]، [[حج]]، [[جهاد]] و... نیز [[حفظ مرزها]] به سبب [[امام]] و [[پذیرفتن ولایت]] است. [[امام]]، [[حلال]] [[خدا]] را [[حلال]]، و [[حرام]] او را [[حرام]] میکند و مطابق [[حکم]] واقعی [[پروردگار]]، [[حکم]] میکند. و [[حدود الهی]] را به پا میدارد و از [[دین خدا]] [[حمایت]] کرده، با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[نیکو]] و [[دلیل]] رسا به راه [[پروردگار]] [[دعوت]] مینماید. [[امام]] مانند [[خورشید]] طلوع کننده است که نورش عالم را فرا میگیرد و خودش در افق است؛ به گونهای که دستها و دیدگان به او نرسد. [[امام]]، ماه تابان، چراغ فروزان، [[نور]] درخشان، و [[ستاره]] [[راهنما]] در شدت تاریکیها و در راههای [[شهرها]] و کویرها و در گرداب دریاها و [[نجات دهنده]] از انواع [[فتنهها]] و نادانیها است. [[امام]]، انیسی همراه، [[پدری]] [[مهربان]]، [[برادری]] تنی، [[مادری]] [[نیکوکار]] به [[فرزند]] کوچک و [[پناهگاه]] [[بندگان]] در مصیبتهای بزرگ است. [[امام]]، کسی است که از [[گناهان]] [[پاک]] و از [[عیبها]] برکنار است. او به [[دانش]]، مخصوص و به [[خویشتن داری]] و [[حلم]]، نشانه دار است.... [[امام]]، یگانه روزگار خویش است؛ کسی به [[ساحت]] او نزدیک نمیشود و هیچ دانشمندی با او برابر نمیگردد. نه کسی جای او را میگیرد و نه برای او مثل و مانندی یافت میشود. پس کیست که بتواند [[امام]] را بشناسد یا [[انتخاب]] [[امام]] برای او ممکن باشد؟ هیهات هیهات!<ref>«هیهات» در عربی برای دور شمردم و بعید دانستن یک کار استفاده میشود.</ref> اینجا خردها گم گشته و [[عقلها]] سرگردان و حیران شده است. اینجا دیدهها بینور، بزرگان کوچک، حکیمان متحیّر... و سخن دانان درماندهاند از اینکه بتوانند یکی از [[شئون]] یا فضیلتهای [[امام]] را توصیف کنند و آنان همگی به عجز و [[ناتوانی]] اعتراف میکنند!....<ref>کافی، ج ۱، کتاب الحجه، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، ح ۱، ص ۱۹۸.</ref>»<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائریپور|حائریپور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]، ج۱، ص ۳۲ - ۳۸.</ref>. | * '''بیانی جامع و [[زیبا]] از [[امام رضا]] {{ع}}:''' [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}} درباره [[مقام]] و ویژگیهای [[امام]] را بیاوریم: آنها که در امر [[امامت]] [[اختلاف]] کردند و [[گمان]] کردند که [[امامت]]، امری انتخابی است [[نادانی]] کردند... مگر [[مردم]]، [[مقام]] و [[منزلت]] [[امامت]] در میان [[امت]] را میدانند تا روا باشد که به [[اختیار]] و [[انتخاب]] ایشان واگذار شود؟ همانا [[امامت]]، قدرتش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلتش عالیتر و مکانش رفیعتر و عمیقش ژرفتر از آن است که [[مردم]] با [[عقل]] خود به آن برسند یا با آرای خود، آن را دریابند... همانا [[امامت]]، مقامی است که [[خدای عزوجل]]، بعد از رتبه [[نبوت]] و خُلّت <ref>مقام خلیل اللّهی</ref> در مرتبه سوم به [[حصرت ابراهیم]] {{ع}} اختصاص داد.... [[امامت]]، [[خلافت خدا]] و [[خلافت]] [[رسول خدا]] {{صل}} و [[مقام]] [[امام علی|امیرالمؤمنین]] {{ع}} و [[میراث]] [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]] {{عم}} است. به [[راستی]] که [[امامت]]، زمام [[دین]] و مایه [[نظام]] [[مسلمین]] و [[صلاح دنیا]] و [[عزّت]] [[مؤمنان]] است.... کامل شدن [[نماز]]، [[روزه]]، [[حج]]، [[جهاد]] و... نیز [[حفظ مرزها]] به سبب [[امام]] و [[پذیرفتن ولایت]] است. [[امام]]، [[حلال]] [[خدا]] را [[حلال]]، و [[حرام]] او را [[حرام]] میکند و مطابق [[حکم]] واقعی [[پروردگار]]، [[حکم]] میکند. و [[حدود الهی]] را به پا میدارد و از [[دین خدا]] [[حمایت]] کرده، با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[نیکو]] و [[دلیل]] رسا به راه [[پروردگار]] [[دعوت]] مینماید. [[امام]] مانند [[خورشید]] طلوع کننده است که نورش عالم را فرا میگیرد و خودش در افق است؛ به گونهای که دستها و دیدگان به او نرسد. [[امام]]، ماه تابان، چراغ فروزان، [[نور]] درخشان، و [[ستاره]] [[راهنما]] در شدت تاریکیها و در راههای [[شهرها]] و کویرها و در گرداب دریاها و [[نجات دهنده]] از انواع [[فتنهها]] و نادانیها است. [[امام]]، انیسی همراه، [[پدری]] [[مهربان]]، [[برادری]] تنی، [[مادری]] [[نیکوکار]] به [[فرزند]] کوچک و [[پناهگاه]] [[بندگان]] در مصیبتهای بزرگ است. [[امام]]، کسی است که از [[گناهان]] [[پاک]] و از [[عیبها]] برکنار است. او به [[دانش]]، مخصوص و به [[خویشتن داری]] و [[حلم]]، نشانه دار است.... [[امام]]، یگانه روزگار خویش است؛ کسی به [[ساحت]] او نزدیک نمیشود و هیچ دانشمندی با او برابر نمیگردد. نه کسی جای او را میگیرد و نه برای او مثل و مانندی یافت میشود. پس کیست که بتواند [[امام]] را بشناسد یا [[انتخاب]] [[امام]] برای او ممکن باشد؟ هیهات هیهات!<ref>«هیهات» در عربی برای دور شمردم و بعید دانستن یک کار استفاده میشود.</ref> اینجا خردها گم گشته و [[عقلها]] سرگردان و حیران شده است. اینجا دیدهها بینور، بزرگان کوچک، حکیمان متحیّر... و سخن دانان درماندهاند از اینکه بتوانند یکی از [[شئون]] یا فضیلتهای [[امام]] را توصیف کنند و آنان همگی به عجز و [[ناتوانی]] اعتراف میکنند!....<ref>کافی، ج ۱، کتاب الحجه، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، ح ۱، ص ۱۹۸.</ref>»<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائریپور|حائریپور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]، ج۱، ص ۳۲ - ۳۸.</ref>. | ||