صحابه در علوم حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'صحابه‌نگاران،' به 'صحابه‌نگاران،'
جز (جایگزینی متن - 'برخی از علما' به 'برخی از دانشمندان')
جز (جایگزینی متن - 'صحابه‌نگاران،' به 'صحابه‌نگاران،')
خط ۳۴: خط ۳۴:


این تعریف اشکالات متعدد پیشین را ندارد، ولی در آن ابهاماتی هست که در عمل، [[تکلیف]] صحابه‌نگار را روشن نمی‌کند، حتی برای [[ابن حجر]] که بر اساس آن، کتاب [[الاصابه]] را بنا نهاده است، این مشکل وجود دارد. برای مثال:
این تعریف اشکالات متعدد پیشین را ندارد، ولی در آن ابهاماتی هست که در عمل، [[تکلیف]] صحابه‌نگار را روشن نمی‌کند، حتی برای [[ابن حجر]] که بر اساس آن، کتاب [[الاصابه]] را بنا نهاده است، این مشکل وجود دارد. برای مثال:
# [[ملاقات]] و دیدن [[پیامبر]] از سوی افراد چگونه صدق می‌‌کند؟ یعنی اگر طفلی که یک هفته پیش از [[رحلت]] حضرت به دنیا آمده و او را نزد پیامبر برده‌اند و حتی [[رسول خدا]] {{صل}} بر سر او دست کشیده و نامی برای او [[انتخاب]] کرده است، آیا ملاقات و [[رؤیت]] برای این طفل چند [[روزه]] صدق می‌‌کند؟ نوعاً کسانی چون ابن حجر، این افراد را در شمار صغار صحابه قرار داده‌اند و برای توجیه [[دیدار]]، گفته‌اند که هر چند ملاقات و رؤیت از سوی طفل صدق نمی‌کند، اما از سوی پیامبر توجیه می‌‌شود و از این‌رو، صحابی، ولی از جهت [[روایی]]، [[تابعی]] هستند. اگر این توجیه صحیح باشد، اولاً در عمل تناقض در تعریف صحابه و [[تابعین]] ایجاد می‌‌شود؛ زیرا با توجه به [[احکام]] خاصی که این دو گروه دارند، جمع دو تعریف [[صحابی]] و [[تابعی]] برای یک نفر امکان ندارد و کسی که صحابی شد، دیگر [[عدالت]] برای او ثابت است و از تیغ نظرات علمای [[جرح و تعدیل]] رها خواهد بود و اگر همان شخص هم تابعی باشد، باید از این حیث [[نقد]] شود و این در [[حقیقت]] جمع متناقضین است. ثانیاً بنابر توجیه یاد شده، باید افرادی را که [[پیامبر]] آنان را دیده، ولی آنان در آن در لحظه به [[دلایل]] گوناگون متوجه پیامبر نبوده و آن [[حضرت]] را ندیده‌اند، ولی در [[زمان]] حیاتش [[مسلمان]] شدند، نیز صحابی باشند، اما آیا کسی به این امر ملتزم شده است؟ آیا حقیقتاً همه [[آیات]] و احکام و فضائلی که برای [[صحابه]] است، برای این افراد هم می‌‌توان لحاظ کرد. بنابراین، شاهدیم که صحابه‌نگاران در خصوص [[شرافت]] و [[موهبت]] [[درک]] حضور پیامبر، گرفتار دو نگاه [[افراط]] و تفریطی شده است، [[عظمت]] این موهبت، برخی را واداشته تا مجالست طولانی و اختصاصی یا به عبارت دیگر یک یا دو سال و شرکت در یک یا دو [[غزوه]] را شرط [[مصاحبت]] قرار دهند، و برخی دیگر را بر آن داشته که حتی یک لحظه [[دیدار]] با پیامبر را در هر رده [[سنی]] کافی برای صحابی شدن بدانند. از این‌روست که بیشترین [[اختلاف]] نظر میان صحابه‌نگاران، در بخش صغار صحابه دیده می‌‌شود. با توجه به مطلب یادشده، شاید بتوان گفت جمع میان دو [[نظریه]] [[افراط]] و [[تفریط]] قید «تمییز» و نه «[[بلوغ]]» است. کسانی چون [[یحیی بن معین]]، ابوزرعه، [[ابوحاتم]]، [[ابوداود]]، [[ابن عبدالبر]]، و علائی چنین رویه‌ای را دارند و با این نگاه است که درباره برخی چنین بیان داشته‌اند: {{عربی|لَهُ رُؤْيَةٌ وَ لَيْسَتْ لَهُ صُحْبَةٌ}}، مانند [[محمود بن ربیع]]، [[عبیدالله بن معمر]]، [[عبدالله بن حارث بن نوفل]]، [[محمد بن ثابت بن قیس بن شماس]]، [[عبدالله بن ثعلبة بن صعیر]]، [[عبدالله بن عامر بن کریز]] و.... تمام این افراد، اطفالی بودند که حتی [[پیامبر]] بر سر آنان دست کشیده، نام گذاشته، آنان را تحنک و متبرک کرده، اما همه آنان در سنین پایین [[شاهد]] [[رحلت پیامبر]] بوده‌اند. این رؤیة را صحابه‌نگارانی چون [[ابن حجر]] لحاظ نکرده‌اند. او در بخش دوم [[الاصابه]] که به صغار [[صحابه]] اختصاص دارد، افراد زیادی را که زیر حد تمییز بوده‌اند، نام برده است. اشکال دیگر بر این تعریف این است که آیا شرط [[دیدار]] در [[زمان حیات پیامبر]]، شامل [[قبل از بعثت]] نیز می‌‌شود؟ مثلاً آیا کسی که پیش از [[نبوت]]، [[رسول خدا]] {{صل}} را دیده و پس از [[بعثت]]، [[مسلمان]] شده، ولی آن [[حضرت]] را ندیده. [[صحابی]] است؟  
# [[ملاقات]] و دیدن [[پیامبر]] از سوی افراد چگونه صدق می‌‌کند؟ یعنی اگر طفلی که یک هفته پیش از [[رحلت]] حضرت به دنیا آمده و او را نزد پیامبر برده‌اند و حتی [[رسول خدا]] {{صل}} بر سر او دست کشیده و نامی برای او [[انتخاب]] کرده است، آیا ملاقات و [[رؤیت]] برای این طفل چند [[روزه]] صدق می‌‌کند؟ نوعاً کسانی چون ابن حجر، این افراد را در شمار صغار صحابه قرار داده‌اند و برای توجیه [[دیدار]]، گفته‌اند که هر چند ملاقات و رؤیت از سوی طفل صدق نمی‌کند، اما از سوی پیامبر توجیه می‌‌شود و از این‌رو، صحابی، ولی از جهت [[روایی]]، [[تابعی]] هستند. اگر این توجیه صحیح باشد، اولاً در عمل تناقض در تعریف صحابه و [[تابعین]] ایجاد می‌‌شود؛ زیرا با توجه به [[احکام]] خاصی که این دو گروه دارند، جمع دو تعریف [[صحابی]] و [[تابعی]] برای یک نفر امکان ندارد و کسی که صحابی شد، دیگر [[عدالت]] برای او ثابت است و از تیغ نظرات علمای [[جرح و تعدیل]] رها خواهد بود و اگر همان شخص هم تابعی باشد، باید از این حیث [[نقد]] شود و این در [[حقیقت]] جمع متناقضین است. ثانیاً بنابر توجیه یاد شده، باید افرادی را که [[پیامبر]] آنان را دیده، ولی آنان در آن در لحظه به [[دلایل]] گوناگون متوجه پیامبر نبوده و آن [[حضرت]] را ندیده‌اند، ولی در [[زمان]] حیاتش [[مسلمان]] شدند، نیز صحابی باشند، اما آیا کسی به این امر ملتزم شده است؟ آیا حقیقتاً همه [[آیات]] و احکام و فضائلی که برای [[صحابه]] است، برای این افراد هم می‌‌توان لحاظ کرد. بنابراین، شاهدیم که صحابه‌نگاران در خصوص [[شرافت]] و [[موهبت]] [[درک]] حضور پیامبر، گرفتار دو نگاه [[افراط]] و تفریطی شده است، [[عظمت]] این موهبت، برخی را واداشته تا مجالست طولانی و اختصاصی یا به عبارت دیگر یک یا دو سال و شرکت در یک یا دو [[غزوه]] را شرط [[مصاحبت]] قرار دهند، و برخی دیگر را بر آن داشته که حتی یک لحظه [[دیدار]] با پیامبر را در هر رده [[سنی]] کافی برای صحابی شدن بدانند. از این‌روست که بیشترین [[اختلاف]] نظر میان [[صحابه‌نگاران]]، در بخش صغار صحابه دیده می‌‌شود. با توجه به مطلب یادشده، شاید بتوان گفت جمع میان دو [[نظریه]] [[افراط]] و [[تفریط]] قید «تمییز» و نه «[[بلوغ]]» است. کسانی چون [[یحیی بن معین]]، ابوزرعه، [[ابوحاتم]]، [[ابوداود]]، [[ابن عبدالبر]]، و علائی چنین رویه‌ای را دارند و با این نگاه است که درباره برخی چنین بیان داشته‌اند: {{عربی|لَهُ رُؤْيَةٌ وَ لَيْسَتْ لَهُ صُحْبَةٌ}}، مانند [[محمود بن ربیع]]، [[عبیدالله بن معمر]]، [[عبدالله بن حارث بن نوفل]]، [[محمد بن ثابت بن قیس بن شماس]]، [[عبدالله بن ثعلبة بن صعیر]]، [[عبدالله بن عامر بن کریز]] و.... تمام این افراد، اطفالی بودند که حتی [[پیامبر]] بر سر آنان دست کشیده، نام گذاشته، آنان را تحنک و متبرک کرده، اما همه آنان در سنین پایین [[شاهد]] [[رحلت پیامبر]] بوده‌اند. این رؤیة را صحابه‌نگارانی چون [[ابن حجر]] لحاظ نکرده‌اند. او در بخش دوم [[الاصابه]] که به صغار [[صحابه]] اختصاص دارد، افراد زیادی را که زیر حد تمییز بوده‌اند، نام برده است. اشکال دیگر بر این تعریف این است که آیا شرط [[دیدار]] در [[زمان حیات پیامبر]]، شامل [[قبل از بعثت]] نیز می‌‌شود؟ مثلاً آیا کسی که پیش از [[نبوت]]، [[رسول خدا]] {{صل}} را دیده و پس از [[بعثت]]، [[مسلمان]] شده، ولی آن [[حضرت]] را ندیده. [[صحابی]] است؟  
# درباره قید {{عربی|مُؤْمِناً بِهِ}} که به معنای [[اسلام آوردن]] بود، باز این نکته مبهم است که آیا منافقانی چون [[عبدالله بن ابی]] در شمار صحابه هستند یا خیر؟ اگر فرض بر این شد که این قید به معنای [[تشرف]] به [[اسلام]] است، علی القاعده باید منافقانی چون این فرد که [[شهادتین]] را گفته و چندین سال هم با پیامبر مجالست داشته و حتی در برخی از [[غزوات]]، مانند [[غزوه مریسیع]] حضور داشته است، صحابه باشند؛ درحالی که صحابه‌نگاران نام او را نیاورده‌اند. اگر هم منظور از این قید، شهادتین زبانی نیست، بلکه به همان معنایی است که در [[قرآن]] خطاب به [[اعراب]] آمده است {{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ}}<ref>«تازی‌های بیابان‌نشین گفتند: ایمان آورده‌ایم بگو: ایمان نیاورده‌اید بلکه بگویید: اسلام آورده‌ایم و هنوز ایمان در دل‌هایتان راه نیافته است» سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref>. اولاً برخلاف گفته صحابه‌نگاران است که در ردّ تعریف نخست بیان کرده‌اند و ثانیاً براساس این تعریف باید پذیرفت که صرف [[ملاقات]] و اسلام آوردن، کسی را صحابی نمی‌کند و رسیدن به آن همه [[فضائل]] و احکامی که در [[حق]] صحابه بیان کرده‌اند، به طی مراحل [[ایمانی]] نیاز دارد و این نکته، همان [[اختلاف]] اساسی و مبنایی میان [[اهل سنت]] و [[تشیع]] در تعریف [[صحابه]] و [[عدالت]] آنان است.  
# درباره قید {{عربی|مُؤْمِناً بِهِ}} که به معنای [[اسلام آوردن]] بود، باز این نکته مبهم است که آیا منافقانی چون [[عبدالله بن ابی]] در شمار صحابه هستند یا خیر؟ اگر فرض بر این شد که این قید به معنای [[تشرف]] به [[اسلام]] است، علی القاعده باید منافقانی چون این فرد که [[شهادتین]] را گفته و چندین سال هم با پیامبر مجالست داشته و حتی در برخی از [[غزوات]]، مانند [[غزوه مریسیع]] حضور داشته است، صحابه باشند؛ درحالی که صحابه‌نگاران نام او را نیاورده‌اند. اگر هم منظور از این قید، شهادتین زبانی نیست، بلکه به همان معنایی است که در [[قرآن]] خطاب به [[اعراب]] آمده است {{متن قرآن|قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ}}<ref>«تازی‌های بیابان‌نشین گفتند: ایمان آورده‌ایم بگو: ایمان نیاورده‌اید بلکه بگویید: اسلام آورده‌ایم و هنوز ایمان در دل‌هایتان راه نیافته است» سوره حجرات، آیه ۱۴.</ref>. اولاً برخلاف گفته صحابه‌نگاران است که در ردّ تعریف نخست بیان کرده‌اند و ثانیاً براساس این تعریف باید پذیرفت که صرف [[ملاقات]] و اسلام آوردن، کسی را صحابی نمی‌کند و رسیدن به آن همه [[فضائل]] و احکامی که در [[حق]] صحابه بیان کرده‌اند، به طی مراحل [[ایمانی]] نیاز دارد و این نکته، همان [[اختلاف]] اساسی و مبنایی میان [[اهل سنت]] و [[تشیع]] در تعریف [[صحابه]] و [[عدالت]] آنان است.  
# از جمله موارد ابهام در تعریف [[ابن حجر]] این است که آیا [[دیدار]] کسانی مانند [[بحیرا]] که [[پیش از بعثت]] با آن [[حضرت]] [[ملاقات]] داشته و به این مطلب [[ایمان]] داشته‌اند که در [[آینده]] [[پیامبر]] [[مبعوث]] خواهد شد، [[صحابی]] بودن را ثابت می‌‌کند یا خیر؟ در این مطلب نیز اختلاف نظر است.  
# از جمله موارد ابهام در تعریف [[ابن حجر]] این است که آیا [[دیدار]] کسانی مانند [[بحیرا]] که [[پیش از بعثت]] با آن [[حضرت]] [[ملاقات]] داشته و به این مطلب [[ایمان]] داشته‌اند که در [[آینده]] [[پیامبر]] [[مبعوث]] خواهد شد، [[صحابی]] بودن را ثابت می‌‌کند یا خیر؟ در این مطلب نیز اختلاف نظر است.  
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش