هدایت به امر الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

۷٬۲۷۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۶ سپتامبر ۲۰۱۸
خط ۲۳: خط ۲۳:
*چون وقتی گفتیم خود [[امام]] باید متلبس به‌این فیوضات و مقامات معنوی باشد یعنی دارای مقام [[عصمت]] باشد. سپس می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|" منه ینتشر فی الناس‏‏‏"}} یعنی فیوضات از وجود [[امام]] برای دیگران منتشر می‌شود و هر کس به حسب رتبه و ظرفیتش از وجود [[امام]] بهره‌مند می‌شود. از‌ اینجا تعریف [[امامت]] از دیدگاه [[علامه طباطبایی|علامه]] به دست می‌آید: {{عربی|اندازه=150%|" فالامام هو الرابط بین الناس و بین ربهم فی اعطاء الفیوضات الباطنیه و اخذها‏‏‏"}} یعنی در‌ این ارتباط که یک طرف خداست و طرف دیگر ما، ما فیض را اخذ می‌کنیم و خداوند اعطاء می‌کند و واسطه، [[امام]] است. مثل خورشید که نور می‌دهد و ما مستنیر هستیم. و در حقیقت خدا منیر است و واسطه در‌این اناره خورشید می‌باشد به طور کلی اعطاء هر کمال وجودی از ناحیه خداست، ولی واسطه‌های نیز در کارند که آن کمال را برساند. [[امام]] واسطه‌ای است که از طرفی فیض را از مبدأ می‌گیرد و از طرفی اعطاء به مادون می‌کند. پس واسطه در اخذ فیوضات از جانب ما، [[امام]] است از طرف خدا نیز [[امام]] است! و همه ‌اینها در محور تکوین است. و در ‌اینجا بحث [[وحی]] و امر و نهی تشریعی مطرح نیست. در اعطاء فیوضات وجودی [[امام]] واسطه در تکوین است، درست مثل خورشیدی که واسطه در نور دادن به موجودات است! البته نور خورشید، نور فیزیکی است ولی نورانیت و هدایت معنوی یک کمال حقیقی و معنوی است که از ناحیه خداوند اعطاء می‌شود و واسطه‌اش وجود [[امام]] است: {{عربی|اندازه=150%|" فالامام هو الربط بین الناس و بین ربهم فی اعطاء الفیوضات و اخذها کما ان النبی رابط بین الناس و بین ربهم فی اخذ الفیوضات الظاهریه و هی الشرائع الالهیه تنزل بالوحی علی النبی‏‏‏"}} در‌ اینجا بحث امر و نهی تشریعی مطرح می‌شود و سخن از [[وحی]] و جبرائیل در کار می‌آید. یعنی احکام را که خداوند می‌خواهد در اختیار انسانها قرار دهد، واسطه‌اش [[نبی]] است و به وسیله [[نبی‌]] این احکام منتشر می‌شود. پس تشریعی و ابلاغ احکام با [[نبوت]] تناسب دارد و هدایت در محور تکوین با [[امامت]] مناسب است یا به تعبیر ادقّ، [[امامت]] در محور تکوین و [[نبوت]] بر محور تشریع است! پس احکام خدا توسط [[نبی]] بین مردم منتشر می‌شود. {{عربی|اندازه=150%|" فالامام دلیل هاد للنفوس الی مقاماتها‏‏‏"}} یعنی [[امام]] واسطه است که انسانها و نفوس بشری به مقاماتی که باید برسند، نائل شوند. {{عربی|اندازه=150%|" کما ان النبی دلیل یهدی الناس الی الاعتقادات الحقه و الاعمال الصالحه‏‏‏"}} یعنی [[نبی]] اعتقادات درست را و به عباراتی‌ اندیشه صحیح را در اختیار انسانها می‌گذارد، ولی [[امام]] فوق‌ این کارها، جذب و انجذاب دارد و دلها را تسییر می‌کند یعنی سیر می‌دهد.
*چون وقتی گفتیم خود [[امام]] باید متلبس به‌این فیوضات و مقامات معنوی باشد یعنی دارای مقام [[عصمت]] باشد. سپس می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|" منه ینتشر فی الناس‏‏‏"}} یعنی فیوضات از وجود [[امام]] برای دیگران منتشر می‌شود و هر کس به حسب رتبه و ظرفیتش از وجود [[امام]] بهره‌مند می‌شود. از‌ اینجا تعریف [[امامت]] از دیدگاه [[علامه طباطبایی|علامه]] به دست می‌آید: {{عربی|اندازه=150%|" فالامام هو الرابط بین الناس و بین ربهم فی اعطاء الفیوضات الباطنیه و اخذها‏‏‏"}} یعنی در‌ این ارتباط که یک طرف خداست و طرف دیگر ما، ما فیض را اخذ می‌کنیم و خداوند اعطاء می‌کند و واسطه، [[امام]] است. مثل خورشید که نور می‌دهد و ما مستنیر هستیم. و در حقیقت خدا منیر است و واسطه در‌این اناره خورشید می‌باشد به طور کلی اعطاء هر کمال وجودی از ناحیه خداست، ولی واسطه‌های نیز در کارند که آن کمال را برساند. [[امام]] واسطه‌ای است که از طرفی فیض را از مبدأ می‌گیرد و از طرفی اعطاء به مادون می‌کند. پس واسطه در اخذ فیوضات از جانب ما، [[امام]] است از طرف خدا نیز [[امام]] است! و همه ‌اینها در محور تکوین است. و در ‌اینجا بحث [[وحی]] و امر و نهی تشریعی مطرح نیست. در اعطاء فیوضات وجودی [[امام]] واسطه در تکوین است، درست مثل خورشیدی که واسطه در نور دادن به موجودات است! البته نور خورشید، نور فیزیکی است ولی نورانیت و هدایت معنوی یک کمال حقیقی و معنوی است که از ناحیه خداوند اعطاء می‌شود و واسطه‌اش وجود [[امام]] است: {{عربی|اندازه=150%|" فالامام هو الربط بین الناس و بین ربهم فی اعطاء الفیوضات و اخذها کما ان النبی رابط بین الناس و بین ربهم فی اخذ الفیوضات الظاهریه و هی الشرائع الالهیه تنزل بالوحی علی النبی‏‏‏"}} در‌ اینجا بحث امر و نهی تشریعی مطرح می‌شود و سخن از [[وحی]] و جبرائیل در کار می‌آید. یعنی احکام را که خداوند می‌خواهد در اختیار انسانها قرار دهد، واسطه‌اش [[نبی]] است و به وسیله [[نبی‌]] این احکام منتشر می‌شود. پس تشریعی و ابلاغ احکام با [[نبوت]] تناسب دارد و هدایت در محور تکوین با [[امامت]] مناسب است یا به تعبیر ادقّ، [[امامت]] در محور تکوین و [[نبوت]] بر محور تشریع است! پس احکام خدا توسط [[نبی]] بین مردم منتشر می‌شود. {{عربی|اندازه=150%|" فالامام دلیل هاد للنفوس الی مقاماتها‏‏‏"}} یعنی [[امام]] واسطه است که انسانها و نفوس بشری به مقاماتی که باید برسند، نائل شوند. {{عربی|اندازه=150%|" کما ان النبی دلیل یهدی الناس الی الاعتقادات الحقه و الاعمال الصالحه‏‏‏"}} یعنی [[نبی]] اعتقادات درست را و به عباراتی‌ اندیشه صحیح را در اختیار انسانها می‌گذارد، ولی [[امام]] فوق‌ این کارها، جذب و انجذاب دارد و دلها را تسییر می‌کند یعنی سیر می‌دهد.
*نکته دیگر‌ این که [[علامه طباطبایی|علامه]] می‌فرمایند: {{عربی|اندازه=150%|" و ربما تجتمع النبوه و الامامه کما فی ابراهیم و ابنیه‏‏‏"}} اگر سوال شود که [[امامت]] و [[نبوت]] حتماً باید در دو فرد باشند یا در یک فرد هم جمع می‌شوند؟ پاسخ‌ این است که‌این دو قابل اجتماع‌اند و یک فرد می‌تواند هم مقام [[نبوت]] را دارا باشد و هم مقام [[امامت]] را مثل خود [[حضرت ابراهیم]] و دو فرزندش اسماعیل و اسحق که هم مقام [[امامت]] را دارا بودند هم مقام [[نبوت]] را.  
*نکته دیگر‌ این که [[علامه طباطبایی|علامه]] می‌فرمایند: {{عربی|اندازه=150%|" و ربما تجتمع النبوه و الامامه کما فی ابراهیم و ابنیه‏‏‏"}} اگر سوال شود که [[امامت]] و [[نبوت]] حتماً باید در دو فرد باشند یا در یک فرد هم جمع می‌شوند؟ پاسخ‌ این است که‌این دو قابل اجتماع‌اند و یک فرد می‌تواند هم مقام [[نبوت]] را دارا باشد و هم مقام [[امامت]] را مثل خود [[حضرت ابراهیم]] و دو فرزندش اسماعیل و اسحق که هم مقام [[امامت]] را دارا بودند هم مقام [[نبوت]] را.  
== فهرست مباحث هدایت به امر الهی==
#هدایت به امر تفسیر معنای [[امامت]] است؛
#هدایت به امر از شئون [[امامت]] است؛
#این هدایت به معنای ارائه طریق نیست و لذا [[امامت]] غیر از [[نبوت]] است؛
#دلیل‌ این که هدایت به معنای ارائه طریق نیست،‌ این است که مقام [[امامت]] بعد از جعل [[نبوت]] است و [[نبوت]] از ارائه طریق منفک نمی‌باشد پس [[امامت]] باید یک مقام دیگری باشد؛
#[[امامت]] ضرورتاً به معنای هدایت و‌ایصال به مطلوب است به صورت‌ ایصال تکوینی؛
#هدایت به معنای‌ ایصال الی المطلوب نوعی تصرف تکوینی در نفوس آدمیان و راه بردن آنها در سیر کمالی و سلوک در مراتب معنوی است؛
#چون هدایت به امر همان تصرف تکوینی و امر باطنی است، پس مراد از امر در "یهدون بامرنا" امر تشریعی نیست بلکه امر تکوینی است؛
#مراد از امر تکوینی همان فیوضات معنوی و مقامات باطنیه است که خدا عطا می‌فرماید یعنی اصل وجود کمال که برای کسی حاصل می‌شود به واسطه وجود [[امام]] است. مثلاً اگر کسی عالم می‌شود به واسطه ولایت اوست که‌این فیض از مبدأ به ‌این متعلم رسیده است؛
#[[امام]] پیش از دیگران خود به‌این فیوضات و مقامات متلبس است و از‌ اینجا [[عصمت امام]] ثابت می‌شود آن هم [[عصمت]] مطلقه در جمیع جوانب؛
#این فیوضات معنوی جز از کانال وجودی [[امام]] به دیگران نمی‌رسد؛ یعنی هر کسی به هر کمال تکوینی برسد فقط از ‌این واسطه آن کمال را دریافت کرده است؛
#انسانها از حیث بهره‌مندی از [[امام]] و از‌این فیوضات دارای مراتب مختلف هستند و همه در یک سطح نیستند؛
#تعریف [[امام‌]] این گونه است: [[امام]] رابط بین مردم و خداوند در اعطاء فیوضات باطنی از جانب خداوند و اخذ آن از جانب مردم است؛
#تعریف [[نبی]] از‌این قرار است: [[نبی]] رابط مردم و خداوند در گرفتن و ابلاغ فیوضات ظاهریه یعنی شرایع و احکام الهی است؛
#[[امام]] هدایت کننده جانها به سوی مقامات معنوی است. نوعی ولایت بر مردم در اعمال و رفتارشان دارد. ولایت تکوینیه [[امام]] نسبت به عمل ماست ولی ولایت تکوینه [[امام]] نسبت به عمل ماست ولی ولایت تشریعیه در محور احکامی‌ است که باید اجرا کنیم. لذا هیچ عملی از مردم از [[علم امام]] مخفی نیست و [[امام]] سلطه و اشراف کامل بر تمام اعمال و رفتار موجودات از جمله انسان دارد. پس هیچ عملی از ما از دایره سلطه و ولایت تکوینی [[امام]] بیرون نیست و‌این است که پرونده اعمال ما در محضر [[امام مهدی|امام عصر]] گشوده است و‌این که‌ایشان به اعمال ما عالمند به همین معناست؛
#[[نبی]] هدایت کننده‌اندیشه های ما به سمت اعتقادات درست و اعمال صالحه یعنی‌اندیشه ما را [[نبی]] راه می‌برد و اما دل ما را [[امام]] سیر می‌دهد؛
#اجتماع [[نبوت]] و [[امامت]] در یک شخص هم ممکن است و هم واقع شده است، کما‌ اینکه در خود حضرت و ابراهیم و در فرزندش اسماعیل و اسحاق چنین بوده است؛
#[[امامت]] امری مجعول از جانب خداست که البته‌این جعل، جعل تکوینی است، یعنی [[امامت]] یک مقامی‌ نیست که ما به آن رأی بدهیم؛
#[[امام]] دائماً موید من عندالله است چون قرآن می‌فرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}﴾}} یعنی همیشه‌این امر تکوینی ماست که [[امام]] را مدد می‌کند و از ‌اینجا استفاده می‌شود که [[امام]] همیشه موید من عندالله است؛
#در هیچ عصری زمین خالی از اما نمی‌تواند باشد چرا؟ چون‌ این {{عربی|اندازه=150%|" تسییر الانسان الی الکمال‏‏‏"}} در همه اعصار لازم است. پس واسطه در‌این تسییر هم همواره لازم است. ‌این واسطه در‌این تسییر هم همواره لازم است. ‌این نکته را  [[علامه طباطبایی|علامه]] از‌ آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً}}﴾}}<ref> روزی که هر دسته‌ای را با پیشوایشان فرا می‌خوانیم آنگاه کسانی که کارنامه‌شان را به دست راست آنان دهند، آن را می‌خوانند و به آنها سر مویی ستم نخواهد شد ؛ سوره اسراء، آیه: ۷۱.</ref> استفاده کرده‌اند و می‌فرمایند که چون قرآن می‌فرماید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كُلَّ أُنَاسٍ}}﴾}} یعنی در قیامت همه انسانها را با امامان‌شان می‌خوانیم پس همه انسانها [[امام]] دارند و روایاتی هم در‌این زمینه داریم مثل {{عربی|اندازه=150%|" لو لا الحجة لساخت‏ الارض باهلها‏‏‏"}} که "اگر حجت خدا در روی زمین نباشد، زمین اهلش را هلاک می‌کند" و نیز در روایات داریم اگر دو انسان بر روی زمین باقی بمانند، حتماً یکی از آنها امام است!؛
#[[امام]] به جمیع مایحتاج انسان در راه سعادتِ و دنیا و آخرت آگاه است، چون او هادی انسان است و باید به تمام ابعاد و جزئیات وجودی انسان واقف باشد<ref>[[محسن غرویان|غرویان، محسن]]، [[هدایت به امر در تفسیر المیزان (مقاله)|هدایت به امر در تفسیر المیزان]]، [[معرفت (نشریه)|ماهنامه معرفت]]</ref>


==منابع==
==منابع==
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش