←مقدمه
(←مقدمه) |
|||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
== | == فهرست مباحث هدایت به امر الهی== | ||
#هدایت به امر تفسیر معنای [[امامت]] است؛ | |||
#هدایت به امر از شئون [[امامت]] است؛ | |||
#این هدایت به معنای ارائه طریق نیست و لذا [[امامت]] غیر از [[نبوت]] است؛ | |||
#دلیل این که هدایت به معنای ارائه طریق نیست، این است که مقام [[امامت]] بعد از جعل [[نبوت]] است و [[نبوت]] از ارائه طریق منفک نمیباشد پس [[امامت]] باید یک مقام دیگری باشد؛ | |||
#[[امامت]] ضرورتاً به معنای هدایت وایصال به مطلوب است به صورت ایصال تکوینی؛ | |||
#هدایت به معنای ایصال الی المطلوب نوعی تصرف تکوینی در نفوس آدمیان و راه بردن آنها در سیر کمالی و سلوک در مراتب معنوی است؛ | |||
#چون هدایت به امر همان تصرف تکوینی و امر باطنی است، پس مراد از امر در "یهدون بامرنا" امر تشریعی نیست بلکه امر تکوینی است؛ | |||
#مراد از امر تکوینی همان فیوضات معنوی و مقامات باطنیه است که خدا عطا میفرماید یعنی اصل وجود کمال که برای کسی حاصل میشود به واسطه وجود [[امام]] است. مثلاً اگر کسی عالم میشود به واسطه ولایت اوست کهاین فیض از مبدأ به این متعلم رسیده است؛ | |||
#[[امام]] پیش از دیگران خود بهاین فیوضات و مقامات متلبس است و از اینجا [[عصمت امام]] ثابت میشود آن هم [[عصمت]] مطلقه در جمیع جوانب؛ | |||
#این فیوضات معنوی جز از کانال وجودی [[امام]] به دیگران نمیرسد؛ یعنی هر کسی به هر کمال تکوینی برسد فقط از این واسطه آن کمال را دریافت کرده است؛ | |||
#انسانها از حیث بهرهمندی از [[امام]] و ازاین فیوضات دارای مراتب مختلف هستند و همه در یک سطح نیستند؛ | |||
#تعریف [[امام]] این گونه است: [[امام]] رابط بین مردم و خداوند در اعطاء فیوضات باطنی از جانب خداوند و اخذ آن از جانب مردم است؛ | |||
#تعریف [[نبی]] ازاین قرار است: [[نبی]] رابط مردم و خداوند در گرفتن و ابلاغ فیوضات ظاهریه یعنی شرایع و احکام الهی است؛ | |||
#[[امام]] هدایت کننده جانها به سوی مقامات معنوی است. نوعی ولایت بر مردم در اعمال و رفتارشان دارد. ولایت تکوینیه [[امام]] نسبت به عمل ماست ولی ولایت تکوینه [[امام]] نسبت به عمل ماست ولی ولایت تشریعیه در محور احکامی است که باید اجرا کنیم. لذا هیچ عملی از مردم از [[علم امام]] مخفی نیست و [[امام]] سلطه و اشراف کامل بر تمام اعمال و رفتار موجودات از جمله انسان دارد. پس هیچ عملی از ما از دایره سلطه و ولایت تکوینی [[امام]] بیرون نیست واین است که پرونده اعمال ما در محضر [[امام مهدی|امام عصر]] گشوده است واین کهایشان به اعمال ما عالمند به همین معناست؛ | |||
#[[نبی]] هدایت کنندهاندیشه های ما به سمت اعتقادات درست و اعمال صالحه یعنیاندیشه ما را [[نبی]] راه میبرد و اما دل ما را [[امام]] سیر میدهد؛ | |||
#اجتماع [[نبوت]] و [[امامت]] در یک شخص هم ممکن است و هم واقع شده است، کما اینکه در خود حضرت و ابراهیم و در فرزندش اسماعیل و اسحاق چنین بوده است؛ | |||
#[[امامت]] امری مجعول از جانب خداست که البتهاین جعل، جعل تکوینی است، یعنی [[امامت]] یک مقامی نیست که ما به آن رأی بدهیم؛ | |||
#[[امام]] دائماً موید من عندالله است چون قرآن میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}﴾}} یعنی همیشهاین امر تکوینی ماست که [[امام]] را مدد میکند و از اینجا استفاده میشود که [[امام]] همیشه موید من عندالله است؛ | |||
#در هیچ عصری زمین خالی از اما نمیتواند باشد چرا؟ چون این {{عربی|اندازه=150%|" تسییر الانسان الی الکمال"}} در همه اعصار لازم است. پس واسطه دراین تسییر هم همواره لازم است. این واسطه دراین تسییر هم همواره لازم است. این نکته را [[علامه طباطبایی|علامه]] از آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً}}﴾}}<ref> روزی که هر دستهای را با پیشوایشان فرا میخوانیم آنگاه کسانی که کارنامهشان را به دست راست آنان دهند، آن را میخوانند و به آنها سر مویی ستم نخواهد شد ؛ سوره اسراء، آیه: ۷۱.</ref> استفاده کردهاند و میفرمایند که چون قرآن میفرماید {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|كُلَّ أُنَاسٍ}}﴾}} یعنی در قیامت همه انسانها را با امامانشان میخوانیم پس همه انسانها [[امام]] دارند و روایاتی هم دراین زمینه داریم مثل {{عربی|اندازه=150%|" لو لا الحجة لساخت الارض باهلها"}} که "اگر حجت خدا در روی زمین نباشد، زمین اهلش را هلاک میکند" و نیز در روایات داریم اگر دو انسان بر روی زمین باقی بمانند، حتماً یکی از آنها امام است!؛ | |||
#[[امام]] به جمیع مایحتاج انسان در راه سعادتِ و دنیا و آخرت آگاه است، چون او هادی انسان است و باید به تمام ابعاد و جزئیات وجودی انسان واقف باشد<ref>[[محسن غرویان|غرویان، محسن]]، [[هدایت به امر در تفسیر المیزان (مقاله)|هدایت به امر در تفسیر المیزان]]، [[معرفت (نشریه)|ماهنامه معرفت]]</ref> | |||
==هدایت به امر در قرآن== | |||
*مرحوم [[علامه طباطبایی]] در تفسیر المیزان به طور مفصل راجع به [[امامت]] و معنای هدایت به امر بحث کردهاند. ایشان ذیل آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}﴾}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۴.</ref> به مناسبت واژه [[امام]] دراین آیه بحث [[امامت]] را بسیار دقیق آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}﴾}}<ref> و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند؛ سوره انبیاء، آیه: ۷۳.</ref> بحث هدایت به امر را مطرح کردهاند و دراین بحث اشارهای دارند به مباحث مربوط به آیه ۱۲۴ سوره بقره<ref>[[محسن غرویان|غرویان، محسن]]، [[هدایت به امر در تفسیر المیزان (مقاله)|هدایت به امر در تفسیر المیزان]]، [[معرفت (نشریه)|ماهنامه معرفت]]</ref> | *مرحوم [[علامه طباطبایی]] در تفسیر المیزان به طور مفصل راجع به [[امامت]] و معنای هدایت به امر بحث کردهاند. ایشان ذیل آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}﴾}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۴.</ref> به مناسبت واژه [[امام]] دراین آیه بحث [[امامت]] را بسیار دقیق آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}﴾}}<ref> و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری میکردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند؛ سوره انبیاء، آیه: ۷۳.</ref> بحث هدایت به امر را مطرح کردهاند و دراین بحث اشارهای دارند به مباحث مربوط به آیه ۱۲۴ سوره بقره<ref>[[محسن غرویان|غرویان، محسن]]، [[هدایت به امر در تفسیر المیزان (مقاله)|هدایت به امر در تفسیر المیزان]]، [[معرفت (نشریه)|ماهنامه معرفت]]</ref> | ||
*با عنایت به آیات شریفه مذکور، نکاتی چند در اینجا بیان میشود: بد نیست من در ابتدا برخی از عبارات ایشان را برای تبیین بهتر بحث اشاره کنم: ذیل {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}﴾}} میفرمایند که ضمیر در {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|جَعَلْنَاهُمْ}}﴾}} بر میگردد به سه نفر: [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و دو فرزندشان [[حضرت اسحاق]]{{ع}} و [[حضرت یعقوب]]{{ع}} چون در آیه قبل ازاین آیه آمده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلا جَعَلْنَا صَالِحِينَ }}﴾}}<ref> و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم ؛ سوره انبیاء، آیه: ۷۲.</ref> پس ضمیر در {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|جَعَلْنَاهُمْ}}﴾}} یعنی [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و دو فرزندش که قدر متیقن از [[ائمه]]{{عم}} هستند یعنی امامانی هستند که خدا میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}﴾}} یعنی اینها هدایت به امر میکنند. دراین جا چون بحث ما بیشتر در مورد معنای هدایت به امر است آن را بیشتر توضیح خواهم داد<ref>[[محسن غرویان|غرویان، محسن]]، [[هدایت به امر در تفسیر المیزان (مقاله)|هدایت به امر در تفسیر المیزان]]، [[معرفت (نشریه)|ماهنامه معرفت]]</ref> | *با عنایت به آیات شریفه مذکور، نکاتی چند در اینجا بیان میشود: بد نیست من در ابتدا برخی از عبارات ایشان را برای تبیین بهتر بحث اشاره کنم: ذیل {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}﴾}} میفرمایند که ضمیر در {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|جَعَلْنَاهُمْ}}﴾}} بر میگردد به سه نفر: [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و دو فرزندشان [[حضرت اسحاق]]{{ع}} و [[حضرت یعقوب]]{{ع}} چون در آیه قبل ازاین آیه آمده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلا جَعَلْنَا صَالِحِينَ }}﴾}}<ref> و اسحاق را و افزون بر آن (نوهاش) یعقوب را به او بخشیدیم و همه را (مردمی) شایسته کردیم ؛ سوره انبیاء، آیه: ۷۲.</ref> پس ضمیر در {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|جَعَلْنَاهُمْ}}﴾}} یعنی [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و دو فرزندش که قدر متیقن از [[ائمه]]{{عم}} هستند یعنی امامانی هستند که خدا میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا}}﴾}} یعنی اینها هدایت به امر میکنند. دراین جا چون بحث ما بیشتر در مورد معنای هدایت به امر است آن را بیشتر توضیح خواهم داد<ref>[[محسن غرویان|غرویان، محسن]]، [[هدایت به امر در تفسیر المیزان (مقاله)|هدایت به امر در تفسیر المیزان]]، [[معرفت (نشریه)|ماهنامه معرفت]]</ref> | ||