←هدایت همگانی افراد مکلف
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
#هدایت عقلی: آیاتی كه برای یافتن راه صحیح زندگی، مردم را به تفكّر و اندیشه دعوت كرده اند، اشاره به این نوع راهنمایی دارند. هدایت عقلی نیز، بر دو گونه است: الف) هدایتِ عقلی مادّی: یعنی راهنمایی عقل، برای تأمین نیازهای مادّی. یكی از مصادیق این نوع هدایت در قرآن، راهیابی انسان در صحرا و دریا به وسیله ستارگان است. در آیات متعددی<ref>مانند: سوره نحل، آیه۱۶؛ سوره نمل، آیه۶۳</ref> به این معنا اشاره شده است؛ مانند: «وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الْأَیَاتِ؛ او كسی است كه ستارگان را برای شما قرار داد، تا در تاریكی های خشكی و دریا، به وسیله آنها راه یابید! ما نشانه ها(ی خود) را برای كسانی كه می دانند، (و اهل فكر و اندیشه اند) بیان داشتیم!»<ref>مانند: سوره انعام، آیه 97</ref>. بهره گیری از عقل در پیشرفت انواع دانش ها در جهت تأمین رفاه مادّی نیز، مصادیق دیگری از این نوع هدایت الهی شمرده می شوند. ب) هدایت عقلی معنوی: یعنی بهره گیری از قدرت اندیشه، برای تأمین نیازهای معنوی و دستیابی به قلّه كمالات انسانی. همه آیاتی كه انسان را به تفكّر درباره حقایق مرتبط با مبدأ و معاد دعوت كرده اند، به این نوع هدایت اشاره دارند. در روایتی بسیار زیبا و تأمل برانگیز، امام كاظم(علیه السلام) شماری از این دسته آیات را برای یكی از یارانش به نام هشام بن حكم تفسیر كرده و سخن را با این جملات آغاز می فرماید: «یا هِشامُ! إنَّ اللّهَ تَبارَکَ و تَعالی بَشَّرَ أهلَ العَقلِ وَ الفَهمِ فی كِتابِهِ فَقالَ: «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ اُوْلَئکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ اُوْلَئِکَ هُمْ اُوْلُواْ الْأَلْبَابِ».<ref>سوره انعام، آیه 97</ref> یا هِشامُ! إنَّ اللّهَ تَبارَکَ و تَعالی أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ، و نَصَرَ النَّبِیّینَ بِالبَیانِ، و دَلَّهُم عَلی رُبوبِیَّتِهِ بِالأَدِلَّةِ؛ ای هشام، خداوند متعال در كتابش صاحبان خرد و فهم را بشارت داده و فرموده است: «پس، به آن بندگان من كه به سخن، گوش فرا می دهند. و ای هشام، خداوند متعال دلایلش را با خرد، كامل كرد و پیامبران را با سخنوری، یاری رسانید و آنان را با برهان، به ربوبیّت الهی، راهنمایی ساخت.»<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافیريال ج 1، ص 13</ref> همچنین، همه روایاتی كه عقل را حجت خدا و فرستاده او معرفی كرده اند، اشاره به این نوع هدایت دارند؛ امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «حُجَّةُ اللّهِ عَلَی العِبادِ النَّبِیُّ، وَ الحُجَّةُ فیما بَینَ العِبادِ و بَینَ اللّهِ العَقلُ؛ حجّت خداوند بر بندگان، پیامبر است و حجّت میان بندگان و خداوند، خرد است.»<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 25</ref>. <ref>[[محمد محمدی ری شهری|محمدی ری شهری، محمد]]، [[گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث (مقاله)|گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث]]، [[فصلنامه علمی پژوهشی علوم حدیث، ش ش 64، ص 3ـ 22]]</ref>. | #هدایت عقلی: آیاتی كه برای یافتن راه صحیح زندگی، مردم را به تفكّر و اندیشه دعوت كرده اند، اشاره به این نوع راهنمایی دارند. هدایت عقلی نیز، بر دو گونه است: الف) هدایتِ عقلی مادّی: یعنی راهنمایی عقل، برای تأمین نیازهای مادّی. یكی از مصادیق این نوع هدایت در قرآن، راهیابی انسان در صحرا و دریا به وسیله ستارگان است. در آیات متعددی<ref>مانند: سوره نحل، آیه۱۶؛ سوره نمل، آیه۶۳</ref> به این معنا اشاره شده است؛ مانند: «وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الْأَیَاتِ؛ او كسی است كه ستارگان را برای شما قرار داد، تا در تاریكی های خشكی و دریا، به وسیله آنها راه یابید! ما نشانه ها(ی خود) را برای كسانی كه می دانند، (و اهل فكر و اندیشه اند) بیان داشتیم!»<ref>مانند: سوره انعام، آیه 97</ref>. بهره گیری از عقل در پیشرفت انواع دانش ها در جهت تأمین رفاه مادّی نیز، مصادیق دیگری از این نوع هدایت الهی شمرده می شوند. ب) هدایت عقلی معنوی: یعنی بهره گیری از قدرت اندیشه، برای تأمین نیازهای معنوی و دستیابی به قلّه كمالات انسانی. همه آیاتی كه انسان را به تفكّر درباره حقایق مرتبط با مبدأ و معاد دعوت كرده اند، به این نوع هدایت اشاره دارند. در روایتی بسیار زیبا و تأمل برانگیز، امام كاظم(علیه السلام) شماری از این دسته آیات را برای یكی از یارانش به نام هشام بن حكم تفسیر كرده و سخن را با این جملات آغاز می فرماید: «یا هِشامُ! إنَّ اللّهَ تَبارَکَ و تَعالی بَشَّرَ أهلَ العَقلِ وَ الفَهمِ فی كِتابِهِ فَقالَ: «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ اُوْلَئکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ اُوْلَئِکَ هُمْ اُوْلُواْ الْأَلْبَابِ».<ref>سوره انعام، آیه 97</ref> یا هِشامُ! إنَّ اللّهَ تَبارَکَ و تَعالی أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ، و نَصَرَ النَّبِیّینَ بِالبَیانِ، و دَلَّهُم عَلی رُبوبِیَّتِهِ بِالأَدِلَّةِ؛ ای هشام، خداوند متعال در كتابش صاحبان خرد و فهم را بشارت داده و فرموده است: «پس، به آن بندگان من كه به سخن، گوش فرا می دهند. و ای هشام، خداوند متعال دلایلش را با خرد، كامل كرد و پیامبران را با سخنوری، یاری رسانید و آنان را با برهان، به ربوبیّت الهی، راهنمایی ساخت.»<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافیريال ج 1، ص 13</ref> همچنین، همه روایاتی كه عقل را حجت خدا و فرستاده او معرفی كرده اند، اشاره به این نوع هدایت دارند؛ امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «حُجَّةُ اللّهِ عَلَی العِبادِ النَّبِیُّ، وَ الحُجَّةُ فیما بَینَ العِبادِ و بَینَ اللّهِ العَقلُ؛ حجّت خداوند بر بندگان، پیامبر است و حجّت میان بندگان و خداوند، خرد است.»<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 25</ref>. <ref>[[محمد محمدی ری شهری|محمدی ری شهری، محمد]]، [[گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث (مقاله)|گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث]]، [[فصلنامه علمی پژوهشی علوم حدیث، ش ش 64، ص 3ـ 22]]</ref>. | ||
#هدایت تشریعی: این نوع هدایت در واقع، مكمّل هدایت فطری و عقلی است. اگر فطرت و عقل می توانستند راه تكامل انسان را ارائه كنند، نیازی به وحی و هدایت تشریعی از طریق پیامبران وجود نداشت؛ ولی از آنجا كه ادراكات فطری و عقلی، اجمالی و كلّی است، انسان برای دستیابی به باورهای صحیح اعتقادی دربارۀ مبدأ و معاد، و شناخت درستِ برنامه تكامل، و تشخیص دقیق راه سعادت خویش، نیازمند هدایتِ تشریعی است كه خداوند سبحان از طریق پیامبران و كتاب های آسمانی، این نیاز را تأمین كرده است. قرآن كریم در آیات فراوانی به این معنا اشاره دارد؛ از جمله در توصیف این كتاب آسمانی می فرماید: «یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ، وَ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ، وَ یَهْدِیهِمْ إِلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ؛ خداوند به بركت آن، كسانی را كه از خشنودی او پیروی كنند، به راه های سلامت، هدایت میكند و به فرمان خود، از تاریكیها به سوی روشنایی می برد و آنها را به سوی راه راست، رهبری می نماید.»<ref>سوره مائده، آیه 16</ref> در روایتی از امام رضا(علیه السلام) نیاز انسان به پیامبران و هدایت تشریعی، بیان شده است: «لأنّهُ لَمّا لَم یَكُنْ فی خَلقِهِم و قُواهُم ما یُكمِلوا۲لِمَصالِحِهِم، و كانَ الصّانِعُ مُتَعالِیاً عَن أن یُری، و كانَ ضَعفُهُم و عَجزُهُم عَن إدراكِهِ ظاهِراً، لَم یَكُنْ بُدٌّ مِن رَسولٍ بَینَهُ و بَینَهُم مَعصومٍ یُؤدّی إلَیهِم أمرَهُ و نَهیَهُ و أدَبَهُ، و یَقِفُهُم علی ما یَكونُ بهِ إحرازُ مَنافِعِهِم و دَفعُ مَضارِّهِم، إذ لَم یَكُنْ فی خَلقِهِم ما یَعرِفونَ بهِ ما یَحتاجونَ إلَیهِ مَنافِعَهُم و مَضارَّهُم. فلَو لَم یَجِبْ علَیهِم مَعرِفَتُهُ و طاعَتُهُ لَم یَكُن لَهُم فی مَجیءِ الرّسولِ مَنفَعَةٌ و لا سَدُّ حاجَةٍ، و لَكانَ یَكونُ إتیانُهُ عَبَثاً لغَیرِ مَنفَعَةٍ و لا صَلاحٍ، و لَیس هذا مِن صِفَةِ الحَكیمِ الّذی أتقَنَ كُلَّ شیءٍ؛ چون مردم خود، چنان طبیعت و توانی ندارند كه مصالحشان را كاملاً درک كنند و از طرفی، سازنده هستی نیز والاتر از آن است كه دیده شود و ضعف و ناتوانی بندگان از ادراک او نیز كاملاً روشن است، پس ناچار باید میان خدا و مردم فرستادهای معصوم باشد كه اوامر و نواهی و آموزش های او را به آنان برساند و به آنچه منافعشان را تأمین و زیان هایشان را دفع می كند، آگاهشان سازد؛ چرا كه در وجودشان وسیله ای كه بتوانند با آن، آنچه را بدان نیاز دارند و سود و زیانشان را بشناسند وجود ندارد.»<ref> محمدی ری شهری، محمد، میزان الحكمة، ح۱۹۵۳۶</ref>. <ref>[[محمد محمدی ری شهری|محمدی ری شهری، محمد]]، [[گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث (مقاله)|گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث]]، [[فصلنامه علمی پژوهشی علوم حدیث، ش ش 64، ص 3ـ 22]]</ref>. | #هدایت تشریعی: این نوع هدایت در واقع، مكمّل هدایت فطری و عقلی است. اگر فطرت و عقل می توانستند راه تكامل انسان را ارائه كنند، نیازی به وحی و هدایت تشریعی از طریق پیامبران وجود نداشت؛ ولی از آنجا كه ادراكات فطری و عقلی، اجمالی و كلّی است، انسان برای دستیابی به باورهای صحیح اعتقادی دربارۀ مبدأ و معاد، و شناخت درستِ برنامه تكامل، و تشخیص دقیق راه سعادت خویش، نیازمند هدایتِ تشریعی است كه خداوند سبحان از طریق پیامبران و كتاب های آسمانی، این نیاز را تأمین كرده است. قرآن كریم در آیات فراوانی به این معنا اشاره دارد؛ از جمله در توصیف این كتاب آسمانی می فرماید: «یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ، وَ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ، وَ یَهْدِیهِمْ إِلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ؛ خداوند به بركت آن، كسانی را كه از خشنودی او پیروی كنند، به راه های سلامت، هدایت میكند و به فرمان خود، از تاریكیها به سوی روشنایی می برد و آنها را به سوی راه راست، رهبری می نماید.»<ref>سوره مائده، آیه 16</ref> در روایتی از امام رضا(علیه السلام) نیاز انسان به پیامبران و هدایت تشریعی، بیان شده است: «لأنّهُ لَمّا لَم یَكُنْ فی خَلقِهِم و قُواهُم ما یُكمِلوا۲لِمَصالِحِهِم، و كانَ الصّانِعُ مُتَعالِیاً عَن أن یُری، و كانَ ضَعفُهُم و عَجزُهُم عَن إدراكِهِ ظاهِراً، لَم یَكُنْ بُدٌّ مِن رَسولٍ بَینَهُ و بَینَهُم مَعصومٍ یُؤدّی إلَیهِم أمرَهُ و نَهیَهُ و أدَبَهُ، و یَقِفُهُم علی ما یَكونُ بهِ إحرازُ مَنافِعِهِم و دَفعُ مَضارِّهِم، إذ لَم یَكُنْ فی خَلقِهِم ما یَعرِفونَ بهِ ما یَحتاجونَ إلَیهِ مَنافِعَهُم و مَضارَّهُم. فلَو لَم یَجِبْ علَیهِم مَعرِفَتُهُ و طاعَتُهُ لَم یَكُن لَهُم فی مَجیءِ الرّسولِ مَنفَعَةٌ و لا سَدُّ حاجَةٍ، و لَكانَ یَكونُ إتیانُهُ عَبَثاً لغَیرِ مَنفَعَةٍ و لا صَلاحٍ، و لَیس هذا مِن صِفَةِ الحَكیمِ الّذی أتقَنَ كُلَّ شیءٍ؛ چون مردم خود، چنان طبیعت و توانی ندارند كه مصالحشان را كاملاً درک كنند و از طرفی، سازنده هستی نیز والاتر از آن است كه دیده شود و ضعف و ناتوانی بندگان از ادراک او نیز كاملاً روشن است، پس ناچار باید میان خدا و مردم فرستادهای معصوم باشد كه اوامر و نواهی و آموزش های او را به آنان برساند و به آنچه منافعشان را تأمین و زیان هایشان را دفع می كند، آگاهشان سازد؛ چرا كه در وجودشان وسیله ای كه بتوانند با آن، آنچه را بدان نیاز دارند و سود و زیانشان را بشناسند وجود ندارد.»<ref> محمدی ری شهری، محمد، میزان الحكمة، ح۱۹۵۳۶</ref>. <ref>[[محمد محمدی ری شهری|محمدی ری شهری، محمد]]، [[گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث (مقاله)|گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث]]، [[فصلنامه علمی پژوهشی علوم حدیث، ش ش 64، ص 3ـ 22]]</ref>. | ||
===هدایت ویژه افراد مكلّف=== | |||
==مراتب هدایت== | ==مراتب هدایت== | ||