←هدایت ویژه افراد مكلّف
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
#هدایت تشریعی: این نوع هدایت در واقع، مكمّل هدایت فطری و عقلی است. اگر فطرت و عقل می توانستند راه تكامل انسان را ارائه كنند، نیازی به وحی و هدایت تشریعی از طریق پیامبران وجود نداشت؛ ولی از آنجا كه ادراكات فطری و عقلی، اجمالی و كلّی است، انسان برای دستیابی به باورهای صحیح اعتقادی دربارۀ مبدأ و معاد، و شناخت درستِ برنامه تكامل، و تشخیص دقیق راه سعادت خویش، نیازمند هدایتِ تشریعی است كه خداوند سبحان از طریق پیامبران و كتاب های آسمانی، این نیاز را تأمین كرده است. قرآن كریم در آیات فراوانی به این معنا اشاره دارد؛ از جمله در توصیف این كتاب آسمانی می فرماید: «یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ، وَ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ، وَ یَهْدِیهِمْ إِلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ؛ خداوند به بركت آن، كسانی را كه از خشنودی او پیروی كنند، به راه های سلامت، هدایت میكند و به فرمان خود، از تاریكیها به سوی روشنایی می برد و آنها را به سوی راه راست، رهبری می نماید.»<ref>سوره مائده، آیه 16</ref> در روایتی از امام رضا(علیه السلام) نیاز انسان به پیامبران و هدایت تشریعی، بیان شده است: «لأنّهُ لَمّا لَم یَكُنْ فی خَلقِهِم و قُواهُم ما یُكمِلوا۲لِمَصالِحِهِم، و كانَ الصّانِعُ مُتَعالِیاً عَن أن یُری، و كانَ ضَعفُهُم و عَجزُهُم عَن إدراكِهِ ظاهِراً، لَم یَكُنْ بُدٌّ مِن رَسولٍ بَینَهُ و بَینَهُم مَعصومٍ یُؤدّی إلَیهِم أمرَهُ و نَهیَهُ و أدَبَهُ، و یَقِفُهُم علی ما یَكونُ بهِ إحرازُ مَنافِعِهِم و دَفعُ مَضارِّهِم، إذ لَم یَكُنْ فی خَلقِهِم ما یَعرِفونَ بهِ ما یَحتاجونَ إلَیهِ مَنافِعَهُم و مَضارَّهُم. فلَو لَم یَجِبْ علَیهِم مَعرِفَتُهُ و طاعَتُهُ لَم یَكُن لَهُم فی مَجیءِ الرّسولِ مَنفَعَةٌ و لا سَدُّ حاجَةٍ، و لَكانَ یَكونُ إتیانُهُ عَبَثاً لغَیرِ مَنفَعَةٍ و لا صَلاحٍ، و لَیس هذا مِن صِفَةِ الحَكیمِ الّذی أتقَنَ كُلَّ شیءٍ؛ چون مردم خود، چنان طبیعت و توانی ندارند كه مصالحشان را كاملاً درک كنند و از طرفی، سازنده هستی نیز والاتر از آن است كه دیده شود و ضعف و ناتوانی بندگان از ادراک او نیز كاملاً روشن است، پس ناچار باید میان خدا و مردم فرستادهای معصوم باشد كه اوامر و نواهی و آموزش های او را به آنان برساند و به آنچه منافعشان را تأمین و زیان هایشان را دفع می كند، آگاهشان سازد؛ چرا كه در وجودشان وسیله ای كه بتوانند با آن، آنچه را بدان نیاز دارند و سود و زیانشان را بشناسند وجود ندارد.»<ref> محمدی ری شهری، محمد، میزان الحكمة، ح۱۹۵۳۶</ref>. <ref>[[محمد محمدی ری شهری|محمدی ری شهری، محمد]]، [[گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث (مقاله)|گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث]]، [[فصلنامه علمی پژوهشی علوم حدیث، ش ش 64، ص 3ـ 22]]</ref>. | #هدایت تشریعی: این نوع هدایت در واقع، مكمّل هدایت فطری و عقلی است. اگر فطرت و عقل می توانستند راه تكامل انسان را ارائه كنند، نیازی به وحی و هدایت تشریعی از طریق پیامبران وجود نداشت؛ ولی از آنجا كه ادراكات فطری و عقلی، اجمالی و كلّی است، انسان برای دستیابی به باورهای صحیح اعتقادی دربارۀ مبدأ و معاد، و شناخت درستِ برنامه تكامل، و تشخیص دقیق راه سعادت خویش، نیازمند هدایتِ تشریعی است كه خداوند سبحان از طریق پیامبران و كتاب های آسمانی، این نیاز را تأمین كرده است. قرآن كریم در آیات فراوانی به این معنا اشاره دارد؛ از جمله در توصیف این كتاب آسمانی می فرماید: «یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ، وَ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ، وَ یَهْدِیهِمْ إِلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ؛ خداوند به بركت آن، كسانی را كه از خشنودی او پیروی كنند، به راه های سلامت، هدایت میكند و به فرمان خود، از تاریكیها به سوی روشنایی می برد و آنها را به سوی راه راست، رهبری می نماید.»<ref>سوره مائده، آیه 16</ref> در روایتی از امام رضا(علیه السلام) نیاز انسان به پیامبران و هدایت تشریعی، بیان شده است: «لأنّهُ لَمّا لَم یَكُنْ فی خَلقِهِم و قُواهُم ما یُكمِلوا۲لِمَصالِحِهِم، و كانَ الصّانِعُ مُتَعالِیاً عَن أن یُری، و كانَ ضَعفُهُم و عَجزُهُم عَن إدراكِهِ ظاهِراً، لَم یَكُنْ بُدٌّ مِن رَسولٍ بَینَهُ و بَینَهُم مَعصومٍ یُؤدّی إلَیهِم أمرَهُ و نَهیَهُ و أدَبَهُ، و یَقِفُهُم علی ما یَكونُ بهِ إحرازُ مَنافِعِهِم و دَفعُ مَضارِّهِم، إذ لَم یَكُنْ فی خَلقِهِم ما یَعرِفونَ بهِ ما یَحتاجونَ إلَیهِ مَنافِعَهُم و مَضارَّهُم. فلَو لَم یَجِبْ علَیهِم مَعرِفَتُهُ و طاعَتُهُ لَم یَكُن لَهُم فی مَجیءِ الرّسولِ مَنفَعَةٌ و لا سَدُّ حاجَةٍ، و لَكانَ یَكونُ إتیانُهُ عَبَثاً لغَیرِ مَنفَعَةٍ و لا صَلاحٍ، و لَیس هذا مِن صِفَةِ الحَكیمِ الّذی أتقَنَ كُلَّ شیءٍ؛ چون مردم خود، چنان طبیعت و توانی ندارند كه مصالحشان را كاملاً درک كنند و از طرفی، سازنده هستی نیز والاتر از آن است كه دیده شود و ضعف و ناتوانی بندگان از ادراک او نیز كاملاً روشن است، پس ناچار باید میان خدا و مردم فرستادهای معصوم باشد كه اوامر و نواهی و آموزش های او را به آنان برساند و به آنچه منافعشان را تأمین و زیان هایشان را دفع می كند، آگاهشان سازد؛ چرا كه در وجودشان وسیله ای كه بتوانند با آن، آنچه را بدان نیاز دارند و سود و زیانشان را بشناسند وجود ندارد.»<ref> محمدی ری شهری، محمد، میزان الحكمة، ح۱۹۵۳۶</ref>. <ref>[[محمد محمدی ری شهری|محمدی ری شهری، محمد]]، [[گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث (مقاله)|گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث]]، [[فصلنامه علمی پژوهشی علوم حدیث، ش ش 64، ص 3ـ 22]]</ref>. | ||
===هدایت ویژه افراد مكلّف=== | ===هدایت ویژه افراد مكلّف=== | ||
*افرادی كه در زندگی، راهی را كه فطرت، عقل و پیامبران به آنها نشان داده اند، انتخاب كنند و هدایت همگانی الهی را به كار بندند، از راهنمایی های ویژه الهی نیز برخوردار خواهند شد. هدایت ویژه، در حقیقت، پاداش به كار بستن هدایت همگانی است. از این رو، هدایتِ پاداشی نیز نامیده می شود. قرآن در آیات متعددی به این هدایت اشاره دارد؛ مانند: «وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًی وَ ءَاتَاهُمْ تَقْوَاهُمْ»<ref>سورۀ محمد(صلی الله علیه و آله)، آیۀ 17</ref>. «وَ الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»<ref>سورۀ عنکبوت، آیۀ 69</ref>. و كسانی كه راه فطرت، عقل و پیامبران را انتخاب نكنند و به فساد و تباهی بپردازند، از هدایت ویژه الهی محروم خواهند شد، مانند: «إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ»<ref>سورۀ قصص، آیۀ 5</ref> و ... .<ref>[[محمد محمدی ری شهری|محمدی ری شهری، محمد]]، [[گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث (مقاله)|گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث]]، [[فصلنامه علمی پژوهشی علوم حدیث، ش ش 64، ص 3ـ 22]]</ref>. | |||
*هدایت ویژۀ الهی بر چهار نوع تقسیم می شود: | |||
#نوع اول، به پیامبران اختصاص دارد، آنان با اتصال به منبع «وحی»، نه تنها خود از این هدایت بهره مند می گردند، بلكه هادی و راهنمای دیگران نیز می شوند: «وَ كَذَلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِی مَا الْكِتَابُ وَ لَا الاْیْمَانَ وَ لَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِی بِهِ مَن نَّشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَ إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ»<ref>سورۀ شوری، آیۀ 52</ref>. | |||
#هدایت ویژه اوصیای پیامبران. این نوع هدایت، در اصطلاح، «الهام» نامیده می شود. «الهام» هدایت ویژه، در زمینه های تبیین شریعت انبیا، یا انواع علوم و معارف است. در روایتی از حارث بن مغیره آمده كه میگوید: «قُلتُ لِأَبی عَبدِ اللّهِ علیه السلام : ما عِلمُ عالِمِكُم، أجُملَةٌ یُقذَفُ فی قَلبِهِ أو یُنكَتُ فی اُذُنِهِ؟ فَقالَ: وَحیٌ كَوَحیِ اُمِّ موسی؛ به امام صادق(علیه السلام) گفتم: علم عالِم شما چگونه است؟ آیا جمله ای است كه در قلبش انداخته می شود یا در گوشش خوانده می گردد؟ فرمود: «وحیای است همچون وحی مادر موسی.»<ref>الاختصاص، ص ۲۸۶؛ بصائر الدرجات، ص ۳۱۷، ح ۱۰؛ بحار الأنوار، ج ۲۶، ص ۵۸، ح ۱۲۸</ref>. | |||
# هدایت ویژه مؤمنان، سومین نوع از هدایت ویژه، هدایتی است كه مؤمنان حقیقی از آن برخوردارند، قرآن در این باره می فرماید: «وَ مَن یُؤْمِنْ بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ»<ref>سورۀ تغابن، آیۀ 11</ref>. مؤمنان راستین از دو نوع هدایت برخوردارند: یكی، هدایت همگانی فطری، عقلی، و تشریعی كه مقدمه ایمان است، و دیگری، هدایت خاصّ قلبی كه حاصل به كار بستن هدایت همگانی و پیاده شدن ایمان در زندگی است.<ref>[[محمد محمدی ری شهری|محمدی ری شهری، محمد]]، [[گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث (مقاله)|گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث]]، [[فصلنامه علمی پژوهشی علوم حدیث، ش ش 64، ص 3ـ 22]]</ref>. | |||
*م یتوان گفت تفاوت میان هدایت عامّ و هدایت خاصّ، در بالاترین مراتب آن، در حقیقت، تفاوت ایمان و یقین است؛ چنان که در روایتی از امام حسن(علیه السلام) در پاسخ سؤال پدرش امیر مؤمنان(علیه السلام) از او، درباره فرق ایمان و یقین، فرمود: «بَینَهُما شِبرٌ. قالَ: و كَیفَ ذاكَ؟ قالَ: لِأَنَّ الإِیمانَ ما سَمِـعناهُ بِآذانِنا و صَدَّقناهُ بِقُلوبِنا، وَ الیَقینَ ما أبصَرناهُ بِأَعیُنِنا وَ استَدلَلنا بهِ عَلی ما غابَ عَنّا»<ref>مشكاة الأنوار، ص ۴۸، ح ۳۴؛ بحار الأنوار، ج ۷۰، ص ۱۸۲، ح ۵۲</ref>. | |||
بنابراین، هدایت عامّ ـ كه مقدمه ایمان است ـ مانع وسوسه اعتقادی و اضطراب روانی نیست، اما هدایت خاصّ، چون ریشه در شهود قلبی و یقین دارد، موجب اطمینان و آرامش دل و مانع وسوسه و اضطراب روحی است. این نكته دقیق معرفت شناسی را می توان در روایتی كه در تبیین و تفسیر آیه مورد بحث، از امام صادق(علیه السلام) نقل شده، به روشنی ملاحظه كرد: «إنَّ القَلبَ لَیَتَرَجَّجُ فیما بَینَ الصَّدرِ وَ الحَنجَرَةِ حَتّی یُعقَدَ عَلَی الإِیمانِ، فَإِذا عُقِدَ عَلَی الإِیمانِ قَرَّ، و ذلِکَ قَولُ اللّهِ عز و جل: «وَ مَن یُؤْمِن بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ»»<ref>كافی، ج ۲، ص ۴۲۱، ح ۴؛ المحاسن، ج ۱، ص ۳۸۸، ح ۸۶۵.</ref>. | |||
*همه آیات و روایاتی كه ایمان، اخلاص، خشیت الهی، و به طور كلی عقاید، اخلاق و اعمال نیكو را زمینه ساز نورانیت قلب و الهامات غیبی می دانند، به این نوع هدایت اشاره دارند.<ref>[[محمد محمدی ری شهری|محمدی ری شهری، محمد]]، [[گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث (مقاله)|گونهشناسی هدایت الهی در قرآن و حدیث]]، [[فصلنامه علمی پژوهشی علوم حدیث، ش ش 64، ص 3ـ 22]]</ref>. | |||
==مراتب هدایت== | ==مراتب هدایت== | ||