فهم دین: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۵ ژانویهٔ ۲۰۲۳
جز
جایگزینی متن - 'فهم دین' به 'فهم دین'
جز (جایگزینی متن - 'حضرت امام' به 'حضرت امام')
جز (جایگزینی متن - 'فهم دین' به 'فهم دین')
خط ۲۱: خط ۲۱:
با توجه به این مبنا، می‌توان گفت: معنای اصطلاح «منطق فهم اسلام» در دو سطح قابل بیان است: نخست: رشته‌ای که همه حوزه‌های هندسه معرفت دینی (مبدأشناسی، [[جهان‌شناسی]]، [[انسان‌شناسی]]، راهبر‌شناسی و [[معادشناسی]])، اخلاق (منش و [[احکام]] تهذیبی فردی، جمعی و [[حکومتی]])، [[تربیت]] (فردسازی و جامعه‌پردازی) و [[علوم دینی]] را در برداشته و از تکامل‌پذیری، زایندگی، [[انسجام]] و [[توازن]] برخوردار باشد<ref>منطق فهم دین، ص۶۷ و ۶۸.</ref>؛ و دوم: [[راه و رسم]]، ضوابط و قواعدی که [[تبعیت]] از آن، محقق دین‌شناس و دین‌پژوه را به کشف مراد [[حقیقی]] [[شارع]] موفق گرداند. سطح دوم، همان شیوه فقهای دین‌شناس است که علاوه بر [[فقه]]، در دیگر [[علوم عقلی]] و [[نقلی]] [[اسلامی]] جاری بوده است؛ اما امروزه حضور آن در عرصه‌های دیگر و تدوین آن به صورت دانشی مستقل، ضرورتی مضاعف یافته است.
با توجه به این مبنا، می‌توان گفت: معنای اصطلاح «منطق فهم اسلام» در دو سطح قابل بیان است: نخست: رشته‌ای که همه حوزه‌های هندسه معرفت دینی (مبدأشناسی، [[جهان‌شناسی]]، [[انسان‌شناسی]]، راهبر‌شناسی و [[معادشناسی]])، اخلاق (منش و [[احکام]] تهذیبی فردی، جمعی و [[حکومتی]])، [[تربیت]] (فردسازی و جامعه‌پردازی) و [[علوم دینی]] را در برداشته و از تکامل‌پذیری، زایندگی، [[انسجام]] و [[توازن]] برخوردار باشد<ref>منطق فهم دین، ص۶۷ و ۶۸.</ref>؛ و دوم: [[راه و رسم]]، ضوابط و قواعدی که [[تبعیت]] از آن، محقق دین‌شناس و دین‌پژوه را به کشف مراد [[حقیقی]] [[شارع]] موفق گرداند. سطح دوم، همان شیوه فقهای دین‌شناس است که علاوه بر [[فقه]]، در دیگر [[علوم عقلی]] و [[نقلی]] [[اسلامی]] جاری بوده است؛ اما امروزه حضور آن در عرصه‌های دیگر و تدوین آن به صورت دانشی مستقل، ضرورتی مضاعف یافته است.


بدین ترتیب، [[فهم]] [[دین]]، معنایی فراتر از [[زمان]] و مکان دارد؛ اما در عین حال، فهم و [[تفسیر دین]] و ارائه پاسخ کارآمد به مسایل نیازمند ملاحظه این دو عنصر هم می‌باشد. حضرت امام به این مطلب توجه دارد که عنصر زمان و مکان در [[دین‌شناسی]] مؤثر است و [[انتخاب]] موضع صحیح، کارآمد و پاسخگو در برابر موضوعات و مسایل مختلف در مقاطع متفاوت زمانی و مکانی، [[پویایی]] [[تفکر شیعی]] را نشان می‌دهد. دین‌شناس [[مجتهد]]، باید از [[معارف دین]] و ضوابط فهم و تبیین آن به دیگران برخوردار بوده و دارای [[فراست]] لازم و کافی نسبت به شرایط و عوامل مختلف باشد. این امر نیز وابسته به فهم صحیح و کافی از معارف دین است که نسبت به همه [[شئون علمی]] و عملی [[انسان]] [[جامعیت]] دارد<ref>صحیفه امام، ج۵، ص۳۸۳؛ ولایت فقیه، ص۲۸.</ref>. نظر به همین جامعیت است که اصطلاح فقه در [[سیره]] متفکران [[مسلمان]]، به دو اطلاق [[فقه اصغر]] ([[علم]] به [[فروع دین]]) و [[فقه اکبر]] (علم به [[اصول دین]]) به کار رفته است<ref>تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۴۴؛ سبحانی، جعفر، رسایل و مقالات، ج۶، ص۲۲۵؛ حلبی، ابوالحسن، اشارة السبق، ص۳ و ۴.</ref>. بنابراین [[فقیه]] در اطلاق عام، دین‌شناس جامع اصول و [[فروع]] و علم و عمل می‌باشد که با بهره از مبانی و ضوابط معین و [[علوم]] مختلف [[عقلی]] و نقلی، معارف دین در دو حوزه اصول و فروع را فهمیده و خطاب به دیگران [[ابلاغ]] و تبیین می‌کند. در نتیجه باید گفت: [[منطق]] فهم [[اسلام]]، ضوابط و [[راه و رسم]] دستیابی به مراد و مقصود [[دین اسلام]] است که برای نیل به این مقصد، از همه علوم عقلی و نقلی و فقه اکبر و اصغر، بهره می‌برد.<ref>[[حسن پناهی آزاد|پناهی آزاد، حسن]]، [[منطق فهم اسلام (مقاله)| مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۲.</ref>
بدین ترتیب، [[فهم دین]]، معنایی فراتر از [[زمان]] و مکان دارد؛ اما در عین حال، فهم و [[تفسیر دین]] و ارائه پاسخ کارآمد به مسایل نیازمند ملاحظه این دو عنصر هم می‌باشد. حضرت امام به این مطلب توجه دارد که عنصر زمان و مکان در [[دین‌شناسی]] مؤثر است و [[انتخاب]] موضع صحیح، کارآمد و پاسخگو در برابر موضوعات و مسایل مختلف در مقاطع متفاوت زمانی و مکانی، [[پویایی]] [[تفکر شیعی]] را نشان می‌دهد. دین‌شناس [[مجتهد]]، باید از [[معارف دین]] و ضوابط فهم و تبیین آن به دیگران برخوردار بوده و دارای [[فراست]] لازم و کافی نسبت به شرایط و عوامل مختلف باشد. این امر نیز وابسته به فهم صحیح و کافی از معارف دین است که نسبت به همه [[شئون علمی]] و عملی [[انسان]] [[جامعیت]] دارد<ref>صحیفه امام، ج۵، ص۳۸۳؛ ولایت فقیه، ص۲۸.</ref>. نظر به همین جامعیت است که اصطلاح فقه در [[سیره]] متفکران [[مسلمان]]، به دو اطلاق [[فقه اصغر]] ([[علم]] به [[فروع دین]]) و [[فقه اکبر]] (علم به [[اصول دین]]) به کار رفته است<ref>تقریرات فلسفه، ج۳، ص۴۴۴؛ سبحانی، جعفر، رسایل و مقالات، ج۶، ص۲۲۵؛ حلبی، ابوالحسن، اشارة السبق، ص۳ و ۴.</ref>. بنابراین [[فقیه]] در اطلاق عام، دین‌شناس جامع اصول و [[فروع]] و علم و عمل می‌باشد که با بهره از مبانی و ضوابط معین و [[علوم]] مختلف [[عقلی]] و نقلی، معارف دین در دو حوزه اصول و فروع را فهمیده و خطاب به دیگران [[ابلاغ]] و تبیین می‌کند. در نتیجه باید گفت: [[منطق]] فهم [[اسلام]]، ضوابط و [[راه و رسم]] دستیابی به مراد و مقصود [[دین اسلام]] است که برای نیل به این مقصد، از همه علوم عقلی و نقلی و فقه اکبر و اصغر، بهره می‌برد.<ref>[[حسن پناهی آزاد|پناهی آزاد، حسن]]، [[منطق فهم اسلام (مقاله)| مقاله «منطق فهم اسلام»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۷۲.</ref>


== [[ضرورت]] [[شناخت]] منطق فهم اسلام ==
== [[ضرورت]] [[شناخت]] منطق فهم اسلام ==
خط ۳۳: خط ۳۳:
پیش از تبیین جایگاه منطق فهم دین در منظومه فکری [[حضرت]] امام، باید به این نکته پرداخت که: [[افکار]] حضرت امام از [[نظام]] و [[انسجام]] کاملی برخوردار است و مفهوم [[نظام فکری]] در [[شخصیت]] [[علمی]] ایشان کاملاً متبلور است. این معنا در همه رشته‌ها و علومی که حضرت امام در آن به تحصیل، تحقیق و یا [[تدریس]] پرداخته و آثاری به یادگار نهاده هویداست. مجموعه آثار ایشان در حوزه [[علوم نقلی]] ([[فقه]]، اصول، [[تفسیر]] و...) و [[علوم عقلی]] ([[کلام]]، [[فلسفه]]، [[اخلاق]]، [[عرفان]] و...) نشان از تضلع و عمق آگاهی ایشان از این [[علوم]] دارد.
پیش از تبیین جایگاه منطق فهم دین در منظومه فکری [[حضرت]] امام، باید به این نکته پرداخت که: [[افکار]] حضرت امام از [[نظام]] و [[انسجام]] کاملی برخوردار است و مفهوم [[نظام فکری]] در [[شخصیت]] [[علمی]] ایشان کاملاً متبلور است. این معنا در همه رشته‌ها و علومی که حضرت امام در آن به تحصیل، تحقیق و یا [[تدریس]] پرداخته و آثاری به یادگار نهاده هویداست. مجموعه آثار ایشان در حوزه [[علوم نقلی]] ([[فقه]]، اصول، [[تفسیر]] و...) و [[علوم عقلی]] ([[کلام]]، [[فلسفه]]، [[اخلاق]]، [[عرفان]] و...) نشان از تضلع و عمق آگاهی ایشان از این [[علوم]] دارد.


آنچه ویژگی بارز [[تفکر]] ایشان در دستیابی به [[معارف دین]] است، [[روش اجتهادی]] ایشان است. [[اجتهاد]]، به معنایی جامع و اعم از اجتهاد در حوزه [[فروع دین]] و اجتهاد در حوزه معارف دین و [[اصول اعتقادی]] که از علوم عقلی بهره می‌برد. فهم دین در منظومه فکری حضرت امام محور و مقصد همه علوم است و رشته‌ها، علوم و زمینه‌های علمی، همه، در راستای تأمین آن [[هدف]] قرار دارند و تلاش عمیق و دقیق علمی در عین [[جامعیت]]، شرط لازم برای [[سیر]] در این مسیر است. منطق فهم دین، به معنای پیش گفته، [[غایت]] و مقصد منظومه فکری امام است. ایشان در این [[مقام]] به موضوع فهم و [[تفسیر قرآن]] توجه ممتازی دارد. حضرت امام فهم و [[تفسیر قرآن کریم]] را مصداق شاخص [[فهم]] [[دین]] دانسته‌اند و با اهتمام ویژه به این مسأله، در [[مقام]] ارزیابی تفسیرهای موجود، به این مطلب تصریح دارند که اشکال اساسی این [[تفسیرها]]، دوری از فهم و تبیین [[آیات الهی]] و مقصود [[حقیقی]] [[وحی]] است. [[تفسیر]] حقیقی [[تفسیری]] است که مقصود و مراد جدی و حقیقی وحی را بیان کند<ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۴.</ref>. روشن است که این امر مترتب بر فهم صحیح و جامع از متن [[قرآن]] و دستیابی مفسیر به مراد آیات الهی است که بدون ضابطه و [[نظام]] معین و کارآمد، دست‌یافتنی نیست. این معنا در [[تفکر شیعی]]، مبتنی بر دستورالعمل [[مأثور]] از [[امام صادق]] {{ع}} است که: {{متن حدیث|إِنَّمَا عَلَيْنَا أَنْ نُلْقِيَ إِلَيْكُمُ الْأُصُولَ وَ عَلَيْكُمْ أَنْ تُفَرِّعُوا}}<ref>وسایل الشیعه، ج۲۷، ص۶۱؛ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۴۵.</ref>. [[اهل بیت]] {{عم}} ترجمان قرآن و [[قرآن ناطق]] هستند و بیان ایشان شرح آیات الهی است؛ لذا مراجعه به قرآن و [[روایات]] در [[حکم]] مراجعه به یک منبع بوده و فهم [[اجتهادی]] درباره هر دو مفهوم، امکان و [[ارزش]] دارد<ref>الاجتهاد و التقلید، ص۱۱ و ۱۲.</ref>. [[روش اجتهادی]] حضرت امام در فهم و [[تفسیر دین]]، مبتنی بر همین مبناست و همه حوزه‌های [[معرفتی]] و عملی را برای تحصیل [[معارف]] و [[احکام]] اصلی و فرعی و کلی و جزئی دین در بردارد و البته این امر نیز خود مشروط به توجهی محوری به قرآن و [[سنت]] است<ref>ناگفته پیداست که مراد از اجتهاد در این بحث، به هیچ روی به معنای تفسیر به رأی نیست؛ زیرا تفسیر به رأی معنایی متفاوت از فهم اجتهادی دارد که در جای خود تشریح شده است.</ref>؛ چنانکه مقصود امام از [[اجتهاد]]، دقیقاً همان معنایی است که در [[روایت]] یادشده آمده است؛ یعنی [[تفریع]] [[فروع]] از اصول بیان شده در [[کتاب و سنت]]<ref>الاجتهاد و التقلید، ص۷۱.</ref>.
آنچه ویژگی بارز [[تفکر]] ایشان در دستیابی به [[معارف دین]] است، [[روش اجتهادی]] ایشان است. [[اجتهاد]]، به معنایی جامع و اعم از اجتهاد در حوزه [[فروع دین]] و اجتهاد در حوزه معارف دین و [[اصول اعتقادی]] که از علوم عقلی بهره می‌برد. فهم دین در منظومه فکری حضرت امام محور و مقصد همه علوم است و رشته‌ها، علوم و زمینه‌های علمی، همه، در راستای تأمین آن [[هدف]] قرار دارند و تلاش عمیق و دقیق علمی در عین [[جامعیت]]، شرط لازم برای [[سیر]] در این مسیر است. منطق فهم دین، به معنای پیش گفته، [[غایت]] و مقصد منظومه فکری امام است. ایشان در این [[مقام]] به موضوع فهم و [[تفسیر قرآن]] توجه ممتازی دارد. حضرت امام فهم و [[تفسیر قرآن کریم]] را مصداق شاخص [[فهم دین]] دانسته‌اند و با اهتمام ویژه به این مسأله، در [[مقام]] ارزیابی تفسیرهای موجود، به این مطلب تصریح دارند که اشکال اساسی این [[تفسیرها]]، دوری از فهم و تبیین [[آیات الهی]] و مقصود [[حقیقی]] [[وحی]] است. [[تفسیر]] حقیقی [[تفسیری]] است که مقصود و مراد جدی و حقیقی وحی را بیان کند<ref>شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۴.</ref>. روشن است که این امر مترتب بر فهم صحیح و جامع از متن [[قرآن]] و دستیابی مفسیر به مراد آیات الهی است که بدون ضابطه و [[نظام]] معین و کارآمد، دست‌یافتنی نیست. این معنا در [[تفکر شیعی]]، مبتنی بر دستورالعمل [[مأثور]] از [[امام صادق]] {{ع}} است که: {{متن حدیث|إِنَّمَا عَلَيْنَا أَنْ نُلْقِيَ إِلَيْكُمُ الْأُصُولَ وَ عَلَيْكُمْ أَنْ تُفَرِّعُوا}}<ref>وسایل الشیعه، ج۲۷، ص۶۱؛ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۴۵.</ref>. [[اهل بیت]] {{عم}} ترجمان قرآن و [[قرآن ناطق]] هستند و بیان ایشان شرح آیات الهی است؛ لذا مراجعه به قرآن و [[روایات]] در [[حکم]] مراجعه به یک منبع بوده و فهم [[اجتهادی]] درباره هر دو مفهوم، امکان و [[ارزش]] دارد<ref>الاجتهاد و التقلید، ص۱۱ و ۱۲.</ref>. [[روش اجتهادی]] حضرت امام در فهم و [[تفسیر دین]]، مبتنی بر همین مبناست و همه حوزه‌های [[معرفتی]] و عملی را برای تحصیل [[معارف]] و [[احکام]] اصلی و فرعی و کلی و جزئی دین در بردارد و البته این امر نیز خود مشروط به توجهی محوری به قرآن و [[سنت]] است<ref>ناگفته پیداست که مراد از اجتهاد در این بحث، به هیچ روی به معنای تفسیر به رأی نیست؛ زیرا تفسیر به رأی معنایی متفاوت از فهم اجتهادی دارد که در جای خود تشریح شده است.</ref>؛ چنانکه مقصود امام از [[اجتهاد]]، دقیقاً همان معنایی است که در [[روایت]] یادشده آمده است؛ یعنی [[تفریع]] [[فروع]] از اصول بیان شده در [[کتاب و سنت]]<ref>الاجتهاد و التقلید، ص۷۱.</ref>.


مفهوم اجتهاد، در نظام معرفتی و عملی کنونی [[شیعه]]، در حوزه [[فقه]] و احکام فرعی عملی، رشدی بسیار چشمگیرتر از سایر [[علوم]] داشته و این گستره و دامنه در [[تاریخ]] [[فقه شیعه]] بی‌سابقه است. حضرت امام [[معتقد]] است [[حفظ]] این گستره و [[استحکام]] ضامن [[بقای نظام]] [[شیعی]] است. محافظت از فقه شیعه، با [[پیروی]] از [[سلف]] صالحی همچون شیخ‌الطائفه، [[صاحب جواهر]] و [[شیخ انصاری]]، بقا، [[رشد]] و تعالی [[فرهنگ]] [[اسلام]] را ضمانت می‌کند<ref>صحیفه امام، ج۱۷، ص۳۲۵؛ ج۱۹، ص۴۲.</ref>. این همان روش ویژه [[شیعه]] است<ref>کتاب البیع، ج۱، ص۹۷.</ref> که در [[عصر حضور]] [[ائمه]] {{عم}} نیز مرسوم بوده است<ref>انوار الهدایة، ج۱، ص۲۵۱.</ref>.
مفهوم اجتهاد، در نظام معرفتی و عملی کنونی [[شیعه]]، در حوزه [[فقه]] و احکام فرعی عملی، رشدی بسیار چشمگیرتر از سایر [[علوم]] داشته و این گستره و دامنه در [[تاریخ]] [[فقه شیعه]] بی‌سابقه است. حضرت امام [[معتقد]] است [[حفظ]] این گستره و [[استحکام]] ضامن [[بقای نظام]] [[شیعی]] است. محافظت از فقه شیعه، با [[پیروی]] از [[سلف]] صالحی همچون شیخ‌الطائفه، [[صاحب جواهر]] و [[شیخ انصاری]]، بقا، [[رشد]] و تعالی [[فرهنگ]] [[اسلام]] را ضمانت می‌کند<ref>صحیفه امام، ج۱۷، ص۳۲۵؛ ج۱۹، ص۴۲.</ref>. این همان روش ویژه [[شیعه]] است<ref>کتاب البیع، ج۱، ص۹۷.</ref> که در [[عصر حضور]] [[ائمه]] {{عم}} نیز مرسوم بوده است<ref>انوار الهدایة، ج۱، ص۲۵۱.</ref>.
خط ۳۹: خط ۳۹:
در بیان ویژگی‌های [[روش اجتهادی]] حضرت امام در دستیابی به [[معارف دین]]، به ویژه [[فقه شیعی]]، می‌توان گفت: سه ویژگی شاخص در روش ایشان برجسته است: ۱. ایشان همواره در صدد است با [[تفکر]] عمیق و دامنه‌دار به [[شناسایی]] و تحلیل مسائل بپردازد و تا حد لازم و کافی از [[التزام]] بدون دلیل و مستند [[قطعی]]، به اقوال [[اندیشمندان]] پیشین [[پرهیز]] داشته و تا دلیل مستحکم و [[قاطع]] نیافته بحث را ادامه می‌دهد؛ ۲. حضرت امام با رعایت قلمرو هر [[علم]]، به روش آن علم [[تمسک]] می‌کند و از بهره‌برداری و دخالت دادن روش‌های متباین و مرتبط با علوم دیگر در یک علم خودداری می‌کند. مثلاً از دخالت دادن روش [[عقلی]] در [[علوم نقلی]] در ارزیابی درونی و [[کشف]] راه‌های حل مسأله در درون علم پرهیز دارد؛ ۳. در [[فهم]] معنای [[القا]] شده از سوی متن [[دین]]، به [[کتاب و سنت]]، [[عنایت]] مطلق دارد. در ارزیابی و سنجش دلالت و مفاد متن - به ویژه [[روایات]] - توجه به دلالت و [[حجیت]] نقل در همه مواردی که مورد استناد قرار می‌گیرد قاعده شاخصی است که ایشان بدان تقید دائم دارد. در خصوص روایات روش ایشان بدین ترتیب است که پس از اتمام [[بررسی سند]] و روشن شدن وضعیت آن، به [[فقه‌الحدیث]] و بررسی متن و عبارات درون [[روایت]] پرداخته و تا حد توان به تحقیق در آن می‌پردازد. در مجموع، آنچه پس از این بررسی‌ها و سنجش‌ها به دست می‌آید، به عنوان بیان [[قرآن]] و [[سنت]] اخذ شده و مایه تحقیقات و آراء دین‌شناسانه قرار می‌گیرد<ref>کتاب البیع، ج۱، مقدمه، ص۱۲ و بعد.</ref>.
در بیان ویژگی‌های [[روش اجتهادی]] حضرت امام در دستیابی به [[معارف دین]]، به ویژه [[فقه شیعی]]، می‌توان گفت: سه ویژگی شاخص در روش ایشان برجسته است: ۱. ایشان همواره در صدد است با [[تفکر]] عمیق و دامنه‌دار به [[شناسایی]] و تحلیل مسائل بپردازد و تا حد لازم و کافی از [[التزام]] بدون دلیل و مستند [[قطعی]]، به اقوال [[اندیشمندان]] پیشین [[پرهیز]] داشته و تا دلیل مستحکم و [[قاطع]] نیافته بحث را ادامه می‌دهد؛ ۲. حضرت امام با رعایت قلمرو هر [[علم]]، به روش آن علم [[تمسک]] می‌کند و از بهره‌برداری و دخالت دادن روش‌های متباین و مرتبط با علوم دیگر در یک علم خودداری می‌کند. مثلاً از دخالت دادن روش [[عقلی]] در [[علوم نقلی]] در ارزیابی درونی و [[کشف]] راه‌های حل مسأله در درون علم پرهیز دارد؛ ۳. در [[فهم]] معنای [[القا]] شده از سوی متن [[دین]]، به [[کتاب و سنت]]، [[عنایت]] مطلق دارد. در ارزیابی و سنجش دلالت و مفاد متن - به ویژه [[روایات]] - توجه به دلالت و [[حجیت]] نقل در همه مواردی که مورد استناد قرار می‌گیرد قاعده شاخصی است که ایشان بدان تقید دائم دارد. در خصوص روایات روش ایشان بدین ترتیب است که پس از اتمام [[بررسی سند]] و روشن شدن وضعیت آن، به [[فقه‌الحدیث]] و بررسی متن و عبارات درون [[روایت]] پرداخته و تا حد توان به تحقیق در آن می‌پردازد. در مجموع، آنچه پس از این بررسی‌ها و سنجش‌ها به دست می‌آید، به عنوان بیان [[قرآن]] و [[سنت]] اخذ شده و مایه تحقیقات و آراء دین‌شناسانه قرار می‌گیرد<ref>کتاب البیع، ج۱، مقدمه، ص۱۲ و بعد.</ref>.


با این [[تذکر]]، اکنون می‌توان گفت، [[فهم]] [[دین]]، مقصد اصلی [[افکار]] و آراء [[علمی]] حضرت امام است و همین مقصود نیز با طی [[روش اجتهادی]] - که مورد تصریح [[اهل بیت]] {{عم}} است - به انجام می‌رسد. بنابراین، فهم دین، و [[راه و رسم]] آن در [[نظام فکری]] حضرت امام غایتی ارجمند است که خود برگرفته از دستور [[پیشوایان دین]] می‌باشد.
با این [[تذکر]]، اکنون می‌توان گفت، [[فهم دین]]، مقصد اصلی [[افکار]] و آراء [[علمی]] حضرت امام است و همین مقصود نیز با طی [[روش اجتهادی]] - که مورد تصریح [[اهل بیت]] {{عم}} است - به انجام می‌رسد. بنابراین، فهم دین، و [[راه و رسم]] آن در [[نظام فکری]] حضرت امام غایتی ارجمند است که خود برگرفته از دستور [[پیشوایان دین]] می‌باشد.


امام با توجه به [[هدف]] یادشده و مدنظر داشتن [[غایت]] نهایی از تحصیل [[علوم]] مختلف، به [[مقام عمل]] نیز توجه داشته و [[حوزه‌های علمیه]] را [[مأمور]] انجام این [[وظیفه]] می‌داند. یعنی فهم دین به [[تنهایی]] مقصود نهایی نیست، بلکه فهم دین وظیفه نخست و محافظت از آن و عرضه بی‌کم کاست آن به [[حق‌جویان]] و جستجوگران [[معارف الهی]]، وظیفه دوم [[علما]] و [[اندیشمندان دینی]] است.
امام با توجه به [[هدف]] یادشده و مدنظر داشتن [[غایت]] نهایی از تحصیل [[علوم]] مختلف، به [[مقام عمل]] نیز توجه داشته و [[حوزه‌های علمیه]] را [[مأمور]] انجام این [[وظیفه]] می‌داند. یعنی فهم دین به [[تنهایی]] مقصود نهایی نیست، بلکه فهم دین وظیفه نخست و محافظت از آن و عرضه بی‌کم کاست آن به [[حق‌جویان]] و جستجوگران [[معارف الهی]]، وظیفه دوم [[علما]] و [[اندیشمندان دینی]] است.
۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش