بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==ابوالسرایا کیست؟== | == ابوالسرایا کیست؟ == | ||
{{اصلی|ابوالسرایا}} | {{اصلی|ابوالسرایا}} | ||
[[ابوالسرایا سری بن منصور]] از [[بنی ربیعة بن ذهل بن شبیان]] که در [[مخالفت]] با [[حاکمیت]] [[بنی عباس]] به هنگام [[خلافت مأمون]] در [[عراق]] [[شورش]] کرد، در سواد اقامت گزیده بود. وی طرفدار [[علویان]] و [[شیعی]] [[مذهب]] بود. [[محمد بن ابراهیم بن اسماعیل]] معروف به «[[ابن طباطبا]]» از [[اولاد]] [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} که برای دعوت [[مردم]] به [[قیام]] بر [[ضد]] بنی عباس به منطقه [[جزیره]](شمال عراق) رفته بود، پس از عدم [[یاری]] مردم آن [[دیار]] در بازگشت، با ابوالسرایا برخورد نمود و او را به [[بیعت]] با خویش دعوت کرد. ابوالسرایا نیز دعوت محمد را پذیرفت و به پیشنهاد وی قرار شد در [[کوفه]] قیام کنند. | [[ابوالسرایا سری بن منصور]] از [[بنی ربیعة بن ذهل بن شبیان]] که در [[مخالفت]] با [[حاکمیت]] [[بنی عباس]] به هنگام [[خلافت مأمون]] در [[عراق]] [[شورش]] کرد، در سواد اقامت گزیده بود. وی طرفدار [[علویان]] و [[شیعی]] [[مذهب]] بود. [[محمد بن ابراهیم بن اسماعیل]] معروف به «[[ابن طباطبا]]» از [[اولاد]] [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} که برای دعوت [[مردم]] به [[قیام]] بر [[ضد]] بنی عباس به منطقه [[جزیره]](شمال عراق) رفته بود، پس از عدم [[یاری]] مردم آن [[دیار]] در بازگشت، با ابوالسرایا برخورد نمود و او را به [[بیعت]] با خویش دعوت کرد. ابوالسرایا نیز دعوت محمد را پذیرفت و به پیشنهاد وی قرار شد در [[کوفه]] قیام کنند. | ||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
وقتی فرستاده آنان نزد امام رضا{{ع}} حاضر شد و درخواست کرد تا امام{{ع}} نیز از آنان حمایت کند، امام رضا{{ع}} با اطلاع از نافرجام ماندن این [[قیام]]، آن را [[تأیید]] نکرد و پاسخ به این درخواست را به بیست [[روز]] بعد موکول ساخت که هجده روز پس از این [[دیدار]]، قیام آنان از سوی [[عباسیان]] [[سرکوب]] شد<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۲۴-۲۲۵.</ref>. | وقتی فرستاده آنان نزد امام رضا{{ع}} حاضر شد و درخواست کرد تا امام{{ع}} نیز از آنان حمایت کند، امام رضا{{ع}} با اطلاع از نافرجام ماندن این [[قیام]]، آن را [[تأیید]] نکرد و پاسخ به این درخواست را به بیست [[روز]] بعد موکول ساخت که هجده روز پس از این [[دیدار]]، قیام آنان از سوی [[عباسیان]] [[سرکوب]] شد<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۲۴-۲۲۵.</ref>. | ||
== قیام == | |||
محمد به کوفه آمد و دعوت خود را آشکار کرد تا گروه بسیاری به او پیوستند و با وی بیعت کردند. ابوالسرایا نیز با سواران خود از [[حجاز]] حرکت کرد و پس از [[زیارت]] مرقد [[امام حسین]]{{ع}} به کوفه آمد و در دهم [[جمادی الاولی]] [[سال]] ۱۹۹ بههمراه [[محمد بن ابراهیم]] بر [[شهر]] دست یافتند و [[لشکر]] [[حاکم]] [[عباسی]] کوفه را درهم شکستند. [[حسن بن سهل]]، [[والی]] [[مأمون]] در عراق و حجاز و [[یمن]] که در [[بغداد]] میزیست<ref>مأمون در این هنگام در مرو اقامت داشت. پس از روی کار آمدن بنی عباس و بنیاد نهادن شهر بغداد، تقسیمبندی سیاسی مناطق تحت نفوذ کوفه و بصره نیز تغییر یافت.</ref>، لشکری به منظور دفع ابوالسرایا اعزام کرد. در کنار [[جسر کوفه]] [[جنگ]] [[سختی]] درگرفت و طی آن لشکر بغداد درهم [[شکست]] و باقی مانده آن فرار کردند. | محمد به کوفه آمد و دعوت خود را آشکار کرد تا گروه بسیاری به او پیوستند و با وی بیعت کردند. ابوالسرایا نیز با سواران خود از [[حجاز]] حرکت کرد و پس از [[زیارت]] مرقد [[امام حسین]]{{ع}} به کوفه آمد و در دهم [[جمادی الاولی]] [[سال]] ۱۹۹ بههمراه [[محمد بن ابراهیم]] بر [[شهر]] دست یافتند و [[لشکر]] [[حاکم]] [[عباسی]] کوفه را درهم شکستند. [[حسن بن سهل]]، [[والی]] [[مأمون]] در عراق و حجاز و [[یمن]] که در [[بغداد]] میزیست<ref>مأمون در این هنگام در مرو اقامت داشت. پس از روی کار آمدن بنی عباس و بنیاد نهادن شهر بغداد، تقسیمبندی سیاسی مناطق تحت نفوذ کوفه و بصره نیز تغییر یافت.</ref>، لشکری به منظور دفع ابوالسرایا اعزام کرد. در کنار [[جسر کوفه]] [[جنگ]] [[سختی]] درگرفت و طی آن لشکر بغداد درهم [[شکست]] و باقی مانده آن فرار کردند. | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۹: | ||
[[ابوالسرایا]] در جریان قیام خود فرستادگانی را برای پیگیری قیام در مناطق مختلف [[انتخاب]] میکرد. یکی از این افراد زید، برادر [[امام رضا]]{{ع}} بود که از سوی وی به [[بصره]] فرستاده شد. [[امام رضا]]{{ع}} پیش از [[شکست]] او، به طور غیرمستقیم مشارکت او در قیام را [[نافرمانی]] از [[حجت خدا]] خواند. در [[پیام]] [[امام]]{{ع}} آمده است: اگر گفتار برخی [[کوفیان]]، مبنی بر اینکه [[خداوند]] [[آتش جهنم]] را بر [[فرزندان حضرت فاطمه]]{{س}} [[حرام]] ساخته، او را [[مغرور]] کرده است، وی باید بداند که این [[شأن]]، فقط ویژه [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} است. زید در ابتدا موفق شد بر بصره [[تسلط]] یابد؛ ولی پس از مدتی کوتاه دستگیر شد. امام رضا{{ع}} به خاطر حضور وی در [[قیامها]] و برخی اقدامات زننده وی چون [[آتش]] زدن خانههای عباسیان بصره، [[سوگند]] یاد کرد که هیچگاه با وی سخن نگوید. امام{{ع}} در واکنش به وی که ایشان را [[برادر]] خطاب کرد، فرمود: اگر [[نافرمانی خدا]] را کنی، میان من و تو برادریای نیست<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۳۳-۲۳۴.</ref> | [[ابوالسرایا]] در جریان قیام خود فرستادگانی را برای پیگیری قیام در مناطق مختلف [[انتخاب]] میکرد. یکی از این افراد زید، برادر [[امام رضا]]{{ع}} بود که از سوی وی به [[بصره]] فرستاده شد. [[امام رضا]]{{ع}} پیش از [[شکست]] او، به طور غیرمستقیم مشارکت او در قیام را [[نافرمانی]] از [[حجت خدا]] خواند. در [[پیام]] [[امام]]{{ع}} آمده است: اگر گفتار برخی [[کوفیان]]، مبنی بر اینکه [[خداوند]] [[آتش جهنم]] را بر [[فرزندان حضرت فاطمه]]{{س}} [[حرام]] ساخته، او را [[مغرور]] کرده است، وی باید بداند که این [[شأن]]، فقط ویژه [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} است. زید در ابتدا موفق شد بر بصره [[تسلط]] یابد؛ ولی پس از مدتی کوتاه دستگیر شد. امام رضا{{ع}} به خاطر حضور وی در [[قیامها]] و برخی اقدامات زننده وی چون [[آتش]] زدن خانههای عباسیان بصره، [[سوگند]] یاد کرد که هیچگاه با وی سخن نگوید. امام{{ع}} در واکنش به وی که ایشان را [[برادر]] خطاب کرد، فرمود: اگر [[نافرمانی خدا]] را کنی، میان من و تو برادریای نیست<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۳۳-۲۳۴.</ref> | ||
== شکست قیام == | |||
[[هرثمة بن اعین]] سردار معروف بنی عباس از طرف [[خلیفه]] به منظور مقابله با [[ابوالسرایا]]، با سی هزار نفر به سوی [[کوفه]] حرکت کرد و در [[جنگ]] شدیدی که در گرفت، [[هرثمه]] به [[اسارت]] غلامی افتاد، ولی توسط گروهی از لشکریانش [[آزاد]] شد. مدتی جنگ بین طرفین ادامه داشت که گاهی ابوالسرایا و زمانی هرثمه [[پیروز]] میشدند تا اینکه روزی ابوالسرایا از پشت سر و پیش رو بر هرثمه [[حمله]] برد و [[لشکر]] او را درهم [[شکست]]. در این حال هرثمه فریاد زد: «ای [[مردم کوفه]] تا چند [[خون]] ما و خون خود را میریزید؟ اگر [[خلافت مأمون]] را نمیخواهید، این [[منصور بن مهدی]] است که مورد [[رضایت]] ما و شماست. اگر با [[خلافت]] [[بنی عباس]] مخالف هستید و دیگری را میخواهید، بیایید با هم [[مذاکره]] کنیم و بیجهت خودمان را بهکشتن ندهیم». | [[هرثمة بن اعین]] سردار معروف بنی عباس از طرف [[خلیفه]] به منظور مقابله با [[ابوالسرایا]]، با سی هزار نفر به سوی [[کوفه]] حرکت کرد و در [[جنگ]] شدیدی که در گرفت، [[هرثمه]] به [[اسارت]] غلامی افتاد، ولی توسط گروهی از لشکریانش [[آزاد]] شد. مدتی جنگ بین طرفین ادامه داشت که گاهی ابوالسرایا و زمانی هرثمه [[پیروز]] میشدند تا اینکه روزی ابوالسرایا از پشت سر و پیش رو بر هرثمه [[حمله]] برد و [[لشکر]] او را درهم [[شکست]]. در این حال هرثمه فریاد زد: «ای [[مردم کوفه]] تا چند [[خون]] ما و خون خود را میریزید؟ اگر [[خلافت مأمون]] را نمیخواهید، این [[منصور بن مهدی]] است که مورد [[رضایت]] ما و شماست. اگر با [[خلافت]] [[بنی عباس]] مخالف هستید و دیگری را میخواهید، بیایید با هم [[مذاکره]] کنیم و بیجهت خودمان را بهکشتن ندهیم». | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۶: | ||
ابوالسرایا [[خشمگین]] شد و به [[شهر]] بازگشت و در [[مسجد کوفه]] به [[روز جمعه]] خطبهای خواند و از جمله گفت: «ای مردم کوفه! ای کشندگان علی{{ع}}! و ای کسانی که دست از [[یاری]] حسین{{ع}} برداشتید و او را به [[دشمن]] سپردید. به [[راستی]] فریبخورده کسی است که [[فریب]] شما را بخورد و بییاور آن است که [[دل]] به یاری شما ببندد. حقاً [[خوار]] کسی است که شما عزیزش گردانید...» سپس اشعاری خواند و در آن [[نافرمانی]] و [[نادانی]] و [[بیارادگی]] و [[سستی]] و [[ناتوانی]] کوفیان را در [[سختیها]] و راحتیها مورد [[سرزنش]] قرار داد. | ابوالسرایا [[خشمگین]] شد و به [[شهر]] بازگشت و در [[مسجد کوفه]] به [[روز جمعه]] خطبهای خواند و از جمله گفت: «ای مردم کوفه! ای کشندگان علی{{ع}}! و ای کسانی که دست از [[یاری]] حسین{{ع}} برداشتید و او را به [[دشمن]] سپردید. به [[راستی]] فریبخورده کسی است که [[فریب]] شما را بخورد و بییاور آن است که [[دل]] به یاری شما ببندد. حقاً [[خوار]] کسی است که شما عزیزش گردانید...» سپس اشعاری خواند و در آن [[نافرمانی]] و [[نادانی]] و [[بیارادگی]] و [[سستی]] و [[ناتوانی]] کوفیان را در [[سختیها]] و راحتیها مورد [[سرزنش]] قرار داد. | ||
== کشته شدن ابوالسرایا == | |||
ابوالسرایا شب هنگام به همراه محمد بن محمد بن زید و گروهی از [[علویان]] و همراهان خود و [[اهل کوفه]] از [[شهر]] خارج شد و پس از مدتی [[سرگردانی]] از [[عراق]]، به [[خوزستان]] رفت و از آنجا راه [[خراسان]] را پیش گرفت؛ اما در بین راه با لشکری که به دفع او حرکت کرده بود، برخورد نمود. [[فرمانده لشکر]]، او و همراهانش را [[امان]] داد و به نزد [[حسن بن سهل]] فرستاد. | ابوالسرایا شب هنگام به همراه محمد بن محمد بن زید و گروهی از [[علویان]] و همراهان خود و [[اهل کوفه]] از [[شهر]] خارج شد و پس از مدتی [[سرگردانی]] از [[عراق]]، به [[خوزستان]] رفت و از آنجا راه [[خراسان]] را پیش گرفت؛ اما در بین راه با لشکری که به دفع او حرکت کرده بود، برخورد نمود. [[فرمانده لشکر]]، او و همراهانش را [[امان]] داد و به نزد [[حسن بن سهل]] فرستاد. | ||