جز
جایگزینی متن - 'بنده خدا' به 'بنده خدا'
جز (جایگزینی متن - '، -' به ' -') |
|||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
=== [[بشارت]] [[مقام خلت]] === | === [[بشارت]] [[مقام خلت]] === | ||
[[خداوند]] [[ابراهیم]] را [[خلیل]] خود گردانید و [[بشارت]] خلیل بودن را «[[ملک الموت]]» آورد، در حالی که به صورت [[جوانی]] خوشرو ظاهر شده و در [[لباس]] سفید پوشیده بود و چنان با طراوت بود که گویی از سرش آب و روغن میریخت. | [[خداوند]] [[ابراهیم]] را [[خلیل]] خود گردانید و [[بشارت]] خلیل بودن را «[[ملک الموت]]» آورد، در حالی که به صورت [[جوانی]] خوشرو ظاهر شده و در [[لباس]] سفید پوشیده بود و چنان با طراوت بود که گویی از سرش آب و روغن میریخت. | ||
[[حضرت ابراهیم]] {{ع}} بسیار با [[غیرت]] بود. روزی از پی کاری بیرون رفت و در را بست. چون بازگشت و در را گشود، دید مردی در نهایت حسن و به منتها درجه [[جمال]]، میان [[خانه]] ایستاده است. غیرت آن [[حضرت]] به [[جوش]] آمد، به گونهای که از جای به در رفت و سخت منقلب و ناراحت گردید. گفت: ای [[بنده | [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} بسیار با [[غیرت]] بود. روزی از پی کاری بیرون رفت و در را بست. چون بازگشت و در را گشود، دید مردی در نهایت حسن و به منتها درجه [[جمال]]، میان [[خانه]] ایستاده است. غیرت آن [[حضرت]] به [[جوش]] آمد، به گونهای که از جای به در رفت و سخت منقلب و ناراحت گردید. گفت: ای [[بنده خدا]] چه کسی تو را داخل خانه من نموده است؟ عرض کرد: خدای خانه مرا داخل خانه نموده است. | ||
فرمود: خدای خانه سزاوارتر از من است، تو کیستی؟ عرض کرد: ملک الموت. آن حضرت [[وحشت]] کرد و فرمود: آیا برای [[قبض روح]] من آمدهای؟ گفت: برای چنین امری نیامدهام، بلکه خداوند بندهای را خلیل خود گردانیده و آمدهام که این بشارت را به او برسانم. | فرمود: خدای خانه سزاوارتر از من است، تو کیستی؟ عرض کرد: ملک الموت. آن حضرت [[وحشت]] کرد و فرمود: آیا برای [[قبض روح]] من آمدهای؟ گفت: برای چنین امری نیامدهام، بلکه خداوند بندهای را خلیل خود گردانیده و آمدهام که این بشارت را به او برسانم. | ||
فرمود: آن بنده کیست؟ شاید بتوانم خود را به او برسانم و تا زنده هستم به او [[خدمت]] نمایم. گفت: آن بنده خاص تویی! آن حضرت [[خرسند]] و خوشحال گردید و نزد [[ساره]]، [[همسر]] خود آمد و فرمود: خداوند مرا خلیل خود گردانیده است<ref>علل الشرائع، ج۱، ص۳۵.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۱۸.</ref> | فرمود: آن بنده کیست؟ شاید بتوانم خود را به او برسانم و تا زنده هستم به او [[خدمت]] نمایم. گفت: آن بنده خاص تویی! آن حضرت [[خرسند]] و خوشحال گردید و نزد [[ساره]]، [[همسر]] خود آمد و فرمود: خداوند مرا خلیل خود گردانیده است<ref>علل الشرائع، ج۱، ص۳۵.</ref>.<ref>[[حبیبالله فرحزاد|فرحزاد، حبیبالله]]، [[غدیر برترین پیام آسمانی (کتاب)|غدیر برترین پیام آسمانی]]، ص ۱۱۸.</ref> | ||