اسم اعظم: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۲۲۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۶ نوامبر ۲۰۱۸
خط ۱۱: خط ۱۱:
'''اسم اعظم''' به معنای: نیرویی الهی است که جایگاهی بلندتر از ملائکه دارد و تسدید کننده [[انبیا]] و [[اولیای الهی]] است.
'''اسم اعظم''' به معنای: نیرویی الهی است که جایگاهی بلندتر از ملائکه دارد و تسدید کننده [[انبیا]] و [[اولیای الهی]] است.


==مراتب اسم اعظم==
*اسم اعظم دارای دو جهت است: غیب و ظهور. از جهت غیب با فیض اقدس و ذات احدیت و هویت غیبیه اتحاد داشته و عین آنهاست و فرق بین آنها فقط به حسب اعتبار است. اسم اعظم از این جهت، در هیچ مرآتی ظاهر نشده و هیچ‌گونه تعینی ندارد<ref>صباح الهدايه، ص‌۱۵، ۲۱ ـ‌ ۲۲، ۳۳؛ شرح مقدمه قيصرى، ص‌۶۹۳.</ref>. و پنهان بودن اسم اعظم و برگزیدن آن در [[علم غیب]] نیز فقط به سبب بی‌تعین بودن آن است که باعث می‌شود کسی به آن دست نیابد، مگر در صورت فنا و در آن صورت، دیگر نشانی از مخلوق نیست و شاید مقصود از آنچه در برخی روایات آمده که خداوند یک حرف آن را برای خود برگزید، همین معنا باشد<ref>رسائل توحيدى، ص‌۷۵ ‌ـ‌ ۷۶.</ref>؛ ولی از جهت ظهور، اسم اعظم تجلّی فیض اقدس بوده و خود در همه مراتب اسمایی، تجلّی و ظهور دارد<ref>مصباح الهدايه، ص‌۱۷، ۳۳؛ شرح مقدمه قيصرى، ص‌۶۴۶.</ref>،بنابراین، می‌توان این دو جهت را دو مرتبه از اسم اعظم دانست<ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>.
*مرتبه سوم اسم اعظم، حقیقت انسانیه و عین ثابت محمدی{{صل}} است، زیرا عین ثابت محمدی{{صل}} مظهر اسم اعظم و تعین آن است و ظاهر و مظهر یا متعین و تعین، در خارج یکی هستند، گرچه در عقل متفاوت‌اند<ref>شرح فصوص الحكم، ص‌۱۱۸، ۱۲۳ ‌ـ‌ ۱۲۴؛ شرح مقدمه قيصرى، ص‌۶۴۷؛ مصباح الهدايه، ص‌۷۶.</ref>، چنان‌که [[امامان]]{{عم}} نیز به حسب مقام ولایتشان، اسم اعظم‌اند<ref>مصباح الهدايه، ص‌۷۷ ـ‌۷۸؛ شرح دعاى سحر، ص‌۸۶.</ref> به همین اعتبار، شاید بتوان همه عالم را از مراتب اسم اعظم دانست، زیرا آنچه غیر خداست صورت و مظهر حقیقت انسانیه است<ref>شرح فصوص الحكم، ص‌۱۲۴.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>.
*مرتبه چهارم اسم اعظم، مقام اطلاق حقیقت محمّدیه{{صل}} یعنی مقام مشیت «وجود منبسط» است، چنان که از روایت منقول از [[امام صادق]]{{ع}} <ref> الكافى، ج‌۱، ص‌۱۱۲.</ref> برخی درباره این مقام، چنین استفاده کرده‌اند که خداوند اسمی آفرید که همه حدود از آن دور است، حتّی حدّ ماهیت و در حالی‌ که مستور است، مستور نیست؛ یعنی خفای آن بر اثر شدّت ظهور آن‌است<ref> شرح دعاى سحر، ص‌۸۷.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>.
*مرتبه پنجم اسم اعظم، وجود عنصری [[پیامبر|پیامبر‌ اکرم]]{{صل}} است که از عالم علم الهی به عالم مُلک نازل شده و آن مجمل حقیقت انسانیه است و جمیع مراتب وجود خارجی در آن منطوی است؛ مانند انطوای عقل تفصیلی در عقل بسیط اجمالی<ref> شرح دعاى سحر، ص‌۸۶.</ref> پایین‌ترین مرتبه‌اسم اعظم، اسم اعظم لفظی است<ref> شرح دعاى سحر، ص‌۹۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=3 دائرة المعارف قرآن کریم؛ ج۳، ص۲۶۶ - ۲۶۷.]</ref>.
==حقیقت دعا به اسم اعظم==
==حقیقت دعا به اسم اعظم==
*اجابت دعایی که خداوند وعده آن را در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ}}﴾}} <ref> چون مرا بخواند دعای او را پاسخ می‌دهم؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۶.</ref> داده است، بر دعا و طلب حقیقی و اینکه دعا و طلب از خداوند نه غیر او بوده باشد، توقف دارد، بنابراین کسی که از هر سببی منقطع شده و برای حاجتی به پروردگارش متصل بشود، همانا به اسم مناسب با حاجتش متصل گردیده است، پس اسم به حقیقتش تأثیر گذاشته و دعایش مستجاب می‌شود، و این حقیقت دعا به اسم می‌باشد، و به حسب حال اسمی که داعی به سوی آن منقطع شده، حال تأثیر از حیث عموم و خصوص تحقق می‌یابد، و اگر این اسم اعظم باشد هر چیزی برای حقیقت آن منقاد گردیده و دعای کسی که به این اسم خدا را خوانده به صورت اطلاق مستجاب می‌شود. بنابر این آنچه از روایات و ادعیه در این باب وارد شده، باید بر این حقیقت حمل شود، نه بر اسم لفظی یا مفهوم آن <ref>(المیزان، ج۸، ص ۳۵۶.</ref>. دعوت خداوند به اسم اعظم یا اسم دیگر به آن است که داعی در آن اسم فانی شود، و سپس خاصیت اسم در او ظاهر و دعا مستجاب گردد... و اسم اعظم دارای خاصیت همه اسما است که امامان{{عم}} وقتی بدان اسم، خدا را می‌خواندند و بدان متحقق می شدند هر معجزه‌ای را اظهار می‌کردند؛ از مرده زنده کردن و شفا دادن بیماران و خرق قواعد طبیعت و همان می‌شد که می‌خواستند<ref>(دمع السجوم، پاورقی، ص ۲۹۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>.
*اجابت دعایی که خداوند وعده آن را در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ}}﴾}} <ref> چون مرا بخواند دعای او را پاسخ می‌دهم؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۶.</ref> داده است، بر دعا و طلب حقیقی و اینکه دعا و طلب از خداوند نه غیر او بوده باشد، توقف دارد، بنابراین کسی که از هر سببی منقطع شده و برای حاجتی به پروردگارش متصل بشود، همانا به اسم مناسب با حاجتش متصل گردیده است، پس اسم به حقیقتش تأثیر گذاشته و دعایش مستجاب می‌شود، و این حقیقت دعا به اسم می‌باشد، و به حسب حال اسمی که داعی به سوی آن منقطع شده، حال تأثیر از حیث عموم و خصوص تحقق می‌یابد، و اگر این اسم اعظم باشد هر چیزی برای حقیقت آن منقاد گردیده و دعای کسی که به این اسم خدا را خوانده به صورت اطلاق مستجاب می‌شود. بنابر این آنچه از روایات و ادعیه در این باب وارد شده، باید بر این حقیقت حمل شود، نه بر اسم لفظی یا مفهوم آن <ref>(المیزان، ج۸، ص ۳۵۶.</ref>. دعوت خداوند به اسم اعظم یا اسم دیگر به آن است که داعی در آن اسم فانی شود، و سپس خاصیت اسم در او ظاهر و دعا مستجاب گردد... و اسم اعظم دارای خاصیت همه اسما است که امامان{{عم}} وقتی بدان اسم، خدا را می‌خواندند و بدان متحقق می شدند هر معجزه‌ای را اظهار می‌کردند؛ از مرده زنده کردن و شفا دادن بیماران و خرق قواعد طبیعت و همان می‌شد که می‌خواستند<ref>(دمع السجوم، پاورقی، ص ۲۹۸.</ref><ref>[http://lib.eshia.ir/23021/1/42 دانشنامه کلام اسلام؛ ج۱، ص ۴۲.]</ref>.
۱۳۰٬۱۰۵

ویرایش