←روایات دربارۀ اسم اعظم و نظر بزرگان دربارۀ آن
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
*همچنین از امام صادق(علیه السلام) روایت شده:<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ح ۲</ref> «همانا به عیسی دو حرف عطا شده بود که با آن دو عمل میکرد، و به موسی چهار حرف و به ابراهیم هشت حرف و به نوح ۲۵ حرف و همانا خداوند متعال برای محمد(صلی الله علیه و آله) تمام آن حروف را جمع کرد و اسم اعظم ۷۳ حرف است که به محمد(صلی الله علیه و آله) ۷۲ حرفش عطا شده و تنها یک حرف از او پوشانده شده است.»<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38؛ موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273؛ سبحانی، سید محمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150؛ بیابانی اسکوئی، محمد، امامت، ص 145؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، فصلنامه حضور، ش 88، صفحه؟؟؟</ref> | *همچنین از امام صادق(علیه السلام) روایت شده:<ref>صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص ۲۰۸، ح ۲</ref> «همانا به عیسی دو حرف عطا شده بود که با آن دو عمل میکرد، و به موسی چهار حرف و به ابراهیم هشت حرف و به نوح ۲۵ حرف و همانا خداوند متعال برای محمد(صلی الله علیه و آله) تمام آن حروف را جمع کرد و اسم اعظم ۷۳ حرف است که به محمد(صلی الله علیه و آله) ۷۲ حرفش عطا شده و تنها یک حرف از او پوشانده شده است.»<ref>ر.ک. شاکر، محمد تقی، منابع علم امام در قرآن و روایات، ص 34 ـ 38؛ موسوی، سیدامین، گسترۀ علم غیب از دیدگاه ادیان ابراهیمی، ص 273؛ سبحانی، سید محمدجعفر، منابع علم امامان شیعه، ص 147 ـ 150؛ بیابانی اسکوئی، محمد، امامت، ص 145؛ صالحی مالستانی، حسین، علم غیب و علم لدنی پیامبر از منظر امام خمینی، فصلنامه حضور، ش 88، صفحه؟؟؟</ref> | ||
*در روایتی امام باقر(علیه السلام) در پاسخ برید بن معاویه که در مورد آیۀ «قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ»<ref>سورۀ رعد، آیۀ 43</ref> سؤال میکند، میفرمایند: «منظور، ما اهل بیت(علیهم السلام) هستیم و علی(علیه السلام)، اوّل ما و افضل ما و بهترین ما بعد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)است.» علامۀ مجلسی، معتقد است ظاهر روایت، بیانگر آن است که مراد از کتاب، قرآن است، پس معنا چنین میشود که "علم همه کتب، نزد ماست...". بنابراین، روشن است اسم اعظم یا علم کتاب، یکی از منابع امامان(علیهم السلام) است. همچنین تمام هفتاد و دو حرف اسم اعظم، در کتاب است و امام(علیه السلام) نیز دارای کلّ علم کتاب است.<ref>ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، ص 478 و 479</ref> | *در روایتی امام باقر(علیه السلام) در پاسخ برید بن معاویه که در مورد آیۀ «قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ»<ref>سورۀ رعد، آیۀ 43</ref> سؤال میکند، میفرمایند: «منظور، ما اهل بیت(علیهم السلام) هستیم و علی(علیه السلام)، اوّل ما و افضل ما و بهترین ما بعد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)است.» علامۀ مجلسی، معتقد است ظاهر روایت، بیانگر آن است که مراد از کتاب، قرآن است، پس معنا چنین میشود که "علم همه کتب، نزد ماست...". بنابراین، روشن است اسم اعظم یا علم کتاب، یکی از منابع امامان(علیهم السلام) است. همچنین تمام هفتاد و دو حرف اسم اعظم، در کتاب است و امام(علیه السلام) نیز دارای کلّ علم کتاب است.<ref>ر.ک. غلامی، اصغر، آفاق علم امام در الکافی، ص 478 و 479</ref> | ||
شیخ صدوق معتقد است:<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 539</ref> «خداوند متعال اسم اعظم خود را در آغاز سورههای قرآن و در حروف مقطعه، نهان ساخته و تنها خاندان عصمت و طهارت را از این اسم آگاه کرده و به معرفت آن، مفتخر ساخته است. جهتش این است که اگر خدای تعالی این اسم را به همه مردم میآموخت و آن را برای همه آشکار مینمود، عدهای از آن اسم سوء استفاده میکردند و آن را در برابر پیامبران و امامان(علیهم السلام) به کار میبردند. بر این اساس، علم مزبور را به کسانی اختصاص داد که حجتهای او بر مردماند تا بتوانند در مواقع لزوم به وسیله آن دلیلها و معجزاتی را برای اثبات حقانیت خود بیاورند.»<ref> ر.ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گسترۀ علم امام در کلام اسلامی، ص 89</ref> | *شیخ صدوق معتقد است:<ref>ابن بابویه، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 539</ref> «خداوند متعال اسم اعظم خود را در آغاز سورههای قرآن و در حروف مقطعه، نهان ساخته و تنها خاندان عصمت و طهارت را از این اسم آگاه کرده و به معرفت آن، مفتخر ساخته است. جهتش این است که اگر خدای تعالی این اسم را به همه مردم میآموخت و آن را برای همه آشکار مینمود، عدهای از آن اسم سوء استفاده میکردند و آن را در برابر پیامبران و امامان(علیهم السلام) به کار میبردند. بر این اساس، علم مزبور را به کسانی اختصاص داد که حجتهای او بر مردماند تا بتوانند در مواقع لزوم به وسیله آن دلیلها و معجزاتی را برای اثبات حقانیت خود بیاورند.»<ref> ر.ک. عظیمی، محمد صادق، سیر تطور گسترۀ علم امام در کلام اسلامی، ص 89</ref> | ||
==تعلیم اسم اعظم== | ==تعلیم اسم اعظم== | ||