بحث:ام‌الکتاب: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '، ص: ' به '، ص'
جز (جایگزینی متن - '، ص: ' به '، ص')
خط ۸: خط ۸:
* از کلام‌ [[خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدی]] چنین برمی‌آید که به‌ هر چیزی‌ که نقش محوری و مرجعی نسبت به عناصر وابسته به خود داشته باشد، اُم‌ گویند‌. عبارت عربی خلیل گویاتر از‌ ترجمه‌ آن به‌ فارسی‌ است‌، آنجا که می‌گوید: «اِعلم أنّ کلَّ‌ شیء‌ یضمّ إلیه سائر ما یلیه فإنّ العرب تسمّی ذلک الشیء اُمّاً» <ref>کتاب‌ العین‌، ج ۱، ص ۱۰۴.</ref>. وی همچنین به‌ معنای «قصد» ذیل‌ کلمه‌ أَم «به فتح‌ الف‌» در دو حالت اسمی و فعلی‌ اشاره‌ کرده است<ref>کتاب‌ العین‌، ج ۱، ص ۱۰۸.</ref>.
* از کلام‌ [[خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدی]] چنین برمی‌آید که به‌ هر چیزی‌ که نقش محوری و مرجعی نسبت به عناصر وابسته به خود داشته باشد، اُم‌ گویند‌. عبارت عربی خلیل گویاتر از‌ ترجمه‌ آن به‌ فارسی‌ است‌، آنجا که می‌گوید: «اِعلم أنّ کلَّ‌ شیء‌ یضمّ إلیه سائر ما یلیه فإنّ العرب تسمّی ذلک الشیء اُمّاً» <ref>کتاب‌ العین‌، ج ۱، ص ۱۰۴.</ref>. وی همچنین به‌ معنای «قصد» ذیل‌ کلمه‌ أَم «به فتح‌ الف‌» در دو حالت اسمی و فعلی‌ اشاره‌ کرده است<ref>کتاب‌ العین‌، ج ۱، ص ۱۰۸.</ref>.
* [[ابن‌ سکّیت اهوازی]] ماده‌ «امم» را به‌ معنای «قصد» گرفته‌ است‌، به‌ طوری که اُمّ به‌عنوان یک‌ فعل‌ به‌ معنی‌ «قَصَدَ» است <ref>ابن‌سکّیت‌، ۵۹.</ref>.
* [[ابن‌ سکّیت اهوازی]] ماده‌ «امم» را به‌ معنای «قصد» گرفته‌ است‌، به‌ طوری که اُمّ به‌عنوان یک‌ فعل‌ به‌ معنی‌ «قَصَدَ» است <ref>ابن‌سکّیت‌، ۵۹.</ref>.
* [[ابن‌ دُرید]] نیز‌ سخن‌ [[ابن‌ سکیت]] را به‌عنوان اولین معنی باز گفته است <ref>ابن‌ دُرید، ج ۱، ص: ۷۸.</ref>. از سخن وی‌ چنین‌ برمی‌آید که معنای «ابتدائیت و رأست» را‌ نیز‌ برای این‌ ماده‌ جاری‌ می‌داند <ref>ابن‌ دُرید، ج ۱، ص:۷۸ - ۷۹.</ref>. او همچنین از قول اخفش نقل می‌کند هرچیزی که به چیزی دیگر منضمّ شود، بِدان‌ «اُم‌» اطلاق می‌گردد، لذا وجه تسمیه‌ «رئیس‌ قوم‌» به‌ «اُم‌» را‌ در همین نکته‌ می‌داند‌ <ref>ابن‌ دُرید، ج ۱، ص: ۷۹.</ref>. معنای منتسب به اخفش «انضمام چیزی به چیزی دیگر» همان معنایی است که فراهیدی‌ نیز‌ بدان‌ تصریح کرده است. اگر مراد از این‌ اخفش‌ همانی‌ باشد‌ که‌ شاگرد‌ خلیل بوده، این احتمال وجود دارد که منبع قول اخفش، خلیل بن احمد باشد.
* [[ابن‌ دُرید]] نیز‌ سخن‌ [[ابن‌ سکیت]] را به‌عنوان اولین معنی باز گفته است <ref>ابن‌ دُرید، ج ۱، ص۷۸.</ref>. از سخن وی‌ چنین‌ برمی‌آید که معنای «ابتدائیت و رأست» را‌ نیز‌ برای این‌ ماده‌ جاری‌ می‌داند <ref>ابن‌ دُرید، ج ۱، ص:۷۸ - ۷۹.</ref>. او همچنین از قول اخفش نقل می‌کند هرچیزی که به چیزی دیگر منضمّ شود، بِدان‌ «اُم‌» اطلاق می‌گردد، لذا وجه تسمیه‌ «رئیس‌ قوم‌» به‌ «اُم‌» را‌ در همین نکته‌ می‌داند‌ <ref>ابن‌ دُرید، ج ۱، ص۷۹.</ref>. معنای منتسب به اخفش «انضمام چیزی به چیزی دیگر» همان معنایی است که فراهیدی‌ نیز‌ بدان‌ تصریح کرده است. اگر مراد از این‌ اخفش‌ همانی‌ باشد‌ که‌ شاگرد‌ خلیل بوده، این احتمال وجود دارد که منبع قول اخفش، خلیل بن احمد باشد.
* اَزهری «اُمّ» را به مادر معنی کرده، ضمن آنکه به‌ معنی «اصل» نیز‌ اشاره‌ای داشته است <ref>ازهری، ج ۱، ص: ۲۰۱ - ۲۰۲.</ref>.
* اَزهری «اُمّ» را به مادر معنی کرده، ضمن آنکه به‌ معنی «اصل» نیز‌ اشاره‌ای داشته است <ref>ازهری، ج ۱، ص۲۰۱ - ۲۰۲.</ref>.
* جوهری اُم هر چیزی را به‌معنای اصل آن چیز می‌داند<ref>جوهری، ج ۵، ص: ۱۸۶۳.</ref>. وی همچنین این کلمه را به‌ معنای مادر گرفته و از‌ پرچم‌ سپاه که در جنگ‌ها پیشاپیش جنگجویان حمل می‌شود به أمّ تعبیر کرده است<ref>جوهری، ج ۵، ص: ۱۸۶۳.</ref>. از این بیرق در دیگر معاجم به أمّ‌الحرب یاد شده است <ref>ابن‌ منظور، ذیل مادّه‌ «امم».</ref>. جوهری همانگونه که [[ابن‌ دُرید]] بیان کرده است از رئیس یک قوم و قبیله به أم تعبیر کرده است <ref>جوهری، ج ۵، ص: ۱۸۶۳.</ref>. قابل‌ ذکر‌ است که دو واژه‌ی اِمام‌ و اَمام‌ بی‌ارتباط با این معانی نیست.
* جوهری اُم هر چیزی را به‌معنای اصل آن چیز می‌داند<ref>جوهری، ج ۵، ص۱۸۶۳.</ref>. وی همچنین این کلمه را به‌ معنای مادر گرفته و از‌ پرچم‌ سپاه که در جنگ‌ها پیشاپیش جنگجویان حمل می‌شود به أمّ تعبیر کرده است<ref>جوهری، ج ۵، ص۱۸۶۳.</ref>. از این بیرق در دیگر معاجم به أمّ‌الحرب یاد شده است <ref>ابن‌ منظور، ذیل مادّه‌ «امم».</ref>. جوهری همانگونه که [[ابن‌ دُرید]] بیان کرده است از رئیس یک قوم و قبیله به أم تعبیر کرده است <ref>جوهری، ج ۵، ص۱۸۶۳.</ref>. قابل‌ ذکر‌ است که دو واژه‌ی اِمام‌ و اَمام‌ بی‌ارتباط با این معانی نیست.
* [[ابن‌ فارس]] چهار معنیِ «اصل، مرجع، جماعت و دین» را برای این مادّه بیان می‌کند، ضمن آنکه معانی «مردم، زمان‌ و قصد‌» را نیز متذکّر شده‌ است‌ <ref>ابن‌ فارس، ج ۱، ص: ۲۱.</ref>. باید گفت معانیی چون «جماعت، مردم، دین و زمان» برای کلمه‌ «امّت» قابل تطبیق است همانگونه که لغویونِ قبل از ابن فارس نیز بر این بوده‌اند <ref>ابن‌ سکّیت اهوازی‌، ص: ۵۹؛ جوهری، ج ۵، ص: ۱۸۶۳ - ۱۸۶۴.</ref>. و مترادف‌ دانستن این معانی با واژه‌ أم مقبول نمی‌نماید. با توجّه به زمان حیات [[ابن‌ فارس]] و فاصله‌اش با عصر نزول قرآن شاید مسامحتاً بتوان گفت که این‌ معانی‌ بَعدها در‌ فرآیند توسعه‌ معنایی به‌ معنای اصلی اضافه شده‌اند.
* [[ابن‌ فارس]] چهار معنیِ «اصل، مرجع، جماعت و دین» را برای این مادّه بیان می‌کند، ضمن آنکه معانی «مردم، زمان‌ و قصد‌» را نیز متذکّر شده‌ است‌ <ref>ابن‌ فارس، ج ۱، ص۲۱.</ref>. باید گفت معانیی چون «جماعت، مردم، دین و زمان» برای کلمه‌ «امّت» قابل تطبیق است همانگونه که لغویونِ قبل از ابن فارس نیز بر این بوده‌اند <ref>ابن‌ سکّیت اهوازی‌، ص۵۹؛ جوهری، ج ۵، ص۱۸۶۳ - ۱۸۶۴.</ref>. و مترادف‌ دانستن این معانی با واژه‌ أم مقبول نمی‌نماید. با توجّه به زمان حیات [[ابن‌ فارس]] و فاصله‌اش با عصر نزول قرآن شاید مسامحتاً بتوان گفت که این‌ معانی‌ بَعدها در‌ فرآیند توسعه‌ معنایی به‌ معنای اصلی اضافه شده‌اند.
* مؤلّفِ مفردات علاوه بر آنکه أم را در مقابل «اَب‌» قرار داده، همچنین هر چیزی را که اصل و عامل چیزی در ایجاد‌، تربیت‌ و اصلاح‌ آن باشد، به أم تعبیر نموده است و می‌گوید: «و یقال لکلّ ما کان أصلاً لِوجودِ شیءٍ أو تربیته ‌‌أو‌ إصلاحه أو مبدئه اُمّ» <ref>راغب اصفهانی، ص: ۸۵.</ref>. به‌ نظر می‌رسد که از نظر‌ وی‌، هرچیزی‌ که مولِد و موجِد باشد، اطلاق أم بر آن جایز است، زیرا وجه تسمیه‌ أمّ‌الکتاب را‌ در این می‌داند که تمام علوم منسوب به آن است و از آن متولّد‌ شده‌اند، یا اینکه از‌ آن‌ روی به شهر مکّه «اُمّ‌القری» گفته می‌شود که بر اساس روایت {{عربی|اندازه=150%|«أَنَّ الدُّنْيَا دُحِيَتِ مِنْ تَحْتِهَا»}}<ref>دنیا از زیر آن، بسط و تکوین یافته گسترده شده است؛ راغب اصفهانی، ص: ۸۵.</ref>.
* مؤلّفِ مفردات علاوه بر آنکه أم را در مقابل «اَب‌» قرار داده، همچنین هر چیزی را که اصل و عامل چیزی در ایجاد‌، تربیت‌ و اصلاح‌ آن باشد، به أم تعبیر نموده است و می‌گوید: «و یقال لکلّ ما کان أصلاً لِوجودِ شیءٍ أو تربیته ‌‌أو‌ إصلاحه أو مبدئه اُمّ» <ref>راغب اصفهانی، ص۸۵.</ref>. به‌ نظر می‌رسد که از نظر‌ وی‌، هرچیزی‌ که مولِد و موجِد باشد، اطلاق أم بر آن جایز است، زیرا وجه تسمیه‌ أمّ‌الکتاب را‌ در این می‌داند که تمام علوم منسوب به آن است و از آن متولّد‌ شده‌اند، یا اینکه از‌ آن‌ روی به شهر مکّه «اُمّ‌القری» گفته می‌شود که بر اساس روایت {{عربی|اندازه=150%|«أَنَّ الدُّنْيَا دُحِيَتِ مِنْ تَحْتِهَا»}}<ref>دنیا از زیر آن، بسط و تکوین یافته گسترده شده است؛ راغب اصفهانی، ص۸۵.</ref>.
* مصطفوی معنای اصلی این‌ مادّه را «قصد» توأم با توجّه خاصّ دانسته است که در همه‌ مشتقّات آن، این معنی جاری است <ref>مصطفوی، ج ۱، ص: ۱۳۵.</ref>. پیش‌تر گفته شد که [[ابن‌ سکّیت اهوازی]] و [[ابن‌ دُرید]] نیز یا تنها‌ همین‌ معنی را متذکر شده‌اند، یا گرایش به این معنی داشته‌اند <ref>ابن‌سکّیت، ص: ۵۹.</ref>. صاحب تفسیر روض‌الجنان و روح‌الجنان نیز بر این رأی است <ref>ابوالفتوح رازی، ج ۴، ص: ۱۷۵.</ref>. بر این اساس، اُمّ‌ بر‌ وزن صُلب و یکی از اوزان صفت مشبهه که از فعل لازم گرفته شده به‌ معنی کسی است که مورد قصد و توجه قرار می‌گیرد، سپس این کلمه بر «مادر، اصل، مبدأ‌ و مرجع‌ هر چیزی» اطلاق می‌گردد<ref>مصطفوی، ج ۱، ص: ۱۳۵.</ref>.
* مصطفوی معنای اصلی این‌ مادّه را «قصد» توأم با توجّه خاصّ دانسته است که در همه‌ مشتقّات آن، این معنی جاری است <ref>مصطفوی، ج ۱، ص۱۳۵.</ref>. پیش‌تر گفته شد که [[ابن‌ سکّیت اهوازی]] و [[ابن‌ دُرید]] نیز یا تنها‌ همین‌ معنی را متذکر شده‌اند، یا گرایش به این معنی داشته‌اند <ref>ابن‌سکّیت، ص۵۹.</ref>. صاحب تفسیر روض‌الجنان و روح‌الجنان نیز بر این رأی است <ref>ابوالفتوح رازی، ج ۴، ص۱۷۵.</ref>. بر این اساس، اُمّ‌ بر‌ وزن صُلب و یکی از اوزان صفت مشبهه که از فعل لازم گرفته شده به‌ معنی کسی است که مورد قصد و توجه قرار می‌گیرد، سپس این کلمه بر «مادر، اصل، مبدأ‌ و مرجع‌ هر چیزی» اطلاق می‌گردد<ref>مصطفوی، ج ۱، ص۱۳۵.</ref>.


==آرای مفسّران درباره‌ی «اُم‌الکتاب»==
==آرای مفسّران درباره‌ی «اُم‌الکتاب»==
خط ۲۲: خط ۲۲:
قرآن‌ مجید‌ = الکتاب المبین و [[لوح محفوظ]] = اُمّ‌الکتاب.
قرآن‌ مجید‌ = الکتاب المبین و [[لوح محفوظ]] = اُمّ‌الکتاب.


ذیل آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ }}﴾}}<ref> خداوند هر چه را بخواهد از لوح محفوظ پاک می‌کند و یا در آن می‌نویسد و لوح محفوظ  نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۹.</ref> برخی از مفسران تصریح و تأکید دارند که مراد از أمّ‌الکتاب‌ همان [[لوح محفوظ]] است‌ <ref>مقاتل‌ بن سلیمان، ج ۲: ۳۸۳؛ میبدی، ج ۵: ۲۱۱؛ زمخشری،  ج ۲: ۵۳۴؛ طبرسی، ج ۲: ۲۳۵.</ref> و عده‌ای دیگر از آن فقط به «اصل کتاب» تعبیر نموده‌اند<ref>ابن‌ قتیبه، ص: ۱۹۶؛ طوسی، ج ۶: ۲۶۳؛ طبرسی، ج ۶: ۴۵۸؛ فخر رازی، ج ۱۹: ۵۲.</ref> بعضی نیز به علم الهی تفسیر کرده‌اند <ref> فخر رازی، ج ۱۹: ۵۲؛ ابن‌عاشور، ج ۱۲: ۲۰۴.</ref>
ذیل آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ }}﴾}}<ref> خداوند هر چه را بخواهد از لوح محفوظ پاک می‌کند و یا در آن می‌نویسد و لوح محفوظ  نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۹.</ref> برخی از مفسران تصریح و تأکید دارند که مراد از أمّ‌الکتاب‌ همان [[لوح محفوظ]] است‌ <ref>مقاتل‌ بن سلیمان، ج ۲: ۳۸۳؛ میبدی، ج ۵: ۲۱۱؛ زمخشری،  ج ۲: ۵۳۴؛ طبرسی، ج ۲: ۲۳۵.</ref> و عده‌ای دیگر از آن فقط به «اصل کتاب» تعبیر نموده‌اند<ref>ابن‌ قتیبه، ص۱۹۶؛ طوسی، ج ۶: ۲۶۳؛ طبرسی، ج ۶: ۴۵۸؛ فخر رازی، ج ۱۹: ۵۲.</ref> بعضی نیز به علم الهی تفسیر کرده‌اند <ref> فخر رازی، ج ۱۹: ۵۲؛ ابن‌عاشور، ج ۱۲: ۲۰۴.</ref>


درباره‌ آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ }}﴾}}<ref> اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات استواراند، که بنیاد این کتاب‌اند و برخی دیگر آیات چند رویه‌اند؛ سوره آل عمران، آیه ۷</ref> [[مُقاتل بن سلیمان]] و برخی دیگر، اُمّ‌الکتاب را در این آیه به [[لوح محفوظ]] حمل نموده است <ref>مقاتل بن سلیمان، ج ۱: ۲۶۴-۲۶۳؛ ابن‌هائم، ص: ۱۱۹‌</ref>. از فحوای کلام [[سورآبادی]] نیز چنین برمی‌آید <ref>ج ۱: ۲۵</ref>. گاه نیز مراد از أمّ‌الکتاب، آیات تورات و انجیل و قرآن تلقّی شده است </ref>ثعلبی نیشابوری، ج ۳: ۹.</ref>. همچنین مراد از أمّ‌الکتاب در این‌ آیه‌ چنین تفسیر شده که قرآن اصل همه‌ کتاب‌های مُنزَل است که باید به آن عمل شود </ref>حسنی، ص: ۳؛ میبدی، ج ۲: ۱۷.</ref>. البته باید گفت این آراء ذیل این‌ آیه‌، صحیح‌ نمی‌نماید.
درباره‌ آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ }}﴾}}<ref> اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات استواراند، که بنیاد این کتاب‌اند و برخی دیگر آیات چند رویه‌اند؛ سوره آل عمران، آیه ۷</ref> [[مُقاتل بن سلیمان]] و برخی دیگر، اُمّ‌الکتاب را در این آیه به [[لوح محفوظ]] حمل نموده است <ref>مقاتل بن سلیمان، ج ۱: ۲۶۴-۲۶۳؛ ابن‌هائم، ص۱۱۹‌</ref>. از فحوای کلام [[سورآبادی]] نیز چنین برمی‌آید <ref>ج ۱: ۲۵</ref>. گاه نیز مراد از أمّ‌الکتاب، آیات تورات و انجیل و قرآن تلقّی شده است </ref>ثعلبی نیشابوری، ج ۳: ۹.</ref>. همچنین مراد از أمّ‌الکتاب در این‌ آیه‌ چنین تفسیر شده که قرآن اصل همه‌ کتاب‌های مُنزَل است که باید به آن عمل شود </ref>حسنی، ص۳؛ میبدی، ج ۲: ۱۷.</ref>. البته باید گفت این آراء ذیل این‌ آیه‌، صحیح‌ نمی‌نماید.


ولی غالب مفسّران، آن‌ را‌ به‌ اصل کتاب و مرجع آیات متشابه تفسیر کرده‌اند. [[علامه طباطبایی]] نوع ترکیب اضافی در أمّ‌الکتاب را از نوع بیانیّه دانسته است مانند‌ نساء‌ القوم‌ یا قدماء الفقها نه از نوع لامیه همچون‌ ترکیب‌ أمّ الاطفال<ref>[[علامه طباطبایی]]، ج ۳: ۲۰.</ref>.
ولی غالب مفسّران، آن‌ را‌ به‌ اصل کتاب و مرجع آیات متشابه تفسیر کرده‌اند. [[علامه طباطبایی]] نوع ترکیب اضافی در أمّ‌الکتاب را از نوع بیانیّه دانسته است مانند‌ نساء‌ القوم‌ یا قدماء الفقها نه از نوع لامیه همچون‌ ترکیب‌ أمّ الاطفال<ref>[[علامه طباطبایی]]، ج ۳: ۲۰.</ref>.
خط ۴۱: خط ۴۱:
آیات این سوره حکایت از آن دارد که حقانیّت رسالت [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، نزول وحی بر ایشان و به‌ طور کلّی آموزه‌های وحیانی مورد تردید و انکار قرار گرفته و فرازهای مختلف سوره‌ در‌ جهت زدودن این اوهام می‌باشد. سخن از اهل کتاب، نزول وحی بر [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، ارسال رسولان الهی قبل از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و عرضه‌ آیات الهی با اذن خدا، همگی حکایت‌ از‌ آن دارد که مراد از کتاب در این آیه، کتاب وحیانی است که بر حسب شرایط زمانیِ هر دوره، کتاب دیگری جایگزین کتاب‌ قبلی‌ می‌گردد. بنابراین، هر دوره و زمانی‌ را‌ کتاب خاصی است که مرجع و مصدر همه‌ آنها، اُمّ‌الکتاب است. لذا بنا به اقتضای شرایط، کُتُب وحیانی در ادوار مختلف بر رسولان الهی نازل‌ می‌شود‌ تا آموزه‌های خاصّ آن‌ دوره‌ را بر مردم آن عرضه نمایند، همانگونه که در آیه‌ای دیگر به این مطلب اشاره شده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّه مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}﴾}} <ref> ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند؛ سوره مائده، آیه ۴۸.</ref> براساس این دیدگاه، پیام دیگری که می‌توان از آیه برداشت کرد، این‌ است‌ که همه‌ این کُتُب وحیانی از منشأ الهی برخوردارند و اگر تفاوتی با همدیگر داشته باشند، برحسب شرایط و مقتضیّات خاصّ خود می‌باشد و از رهگذر همین شرایط زمان و مکانی است که مسأله‌ی‌ نسخ‌ شرایع‌ مطرح می‌گردد همانگونه که از آیات فوق نیز مستفاد است.
آیات این سوره حکایت از آن دارد که حقانیّت رسالت [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، نزول وحی بر ایشان و به‌ طور کلّی آموزه‌های وحیانی مورد تردید و انکار قرار گرفته و فرازهای مختلف سوره‌ در‌ جهت زدودن این اوهام می‌باشد. سخن از اهل کتاب، نزول وحی بر [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، ارسال رسولان الهی قبل از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و عرضه‌ آیات الهی با اذن خدا، همگی حکایت‌ از‌ آن دارد که مراد از کتاب در این آیه، کتاب وحیانی است که بر حسب شرایط زمانیِ هر دوره، کتاب دیگری جایگزین کتاب‌ قبلی‌ می‌گردد. بنابراین، هر دوره و زمانی‌ را‌ کتاب خاصی است که مرجع و مصدر همه‌ آنها، اُمّ‌الکتاب است. لذا بنا به اقتضای شرایط، کُتُب وحیانی در ادوار مختلف بر رسولان الهی نازل‌ می‌شود‌ تا آموزه‌های خاصّ آن‌ دوره‌ را بر مردم آن عرضه نمایند، همانگونه که در آیه‌ای دیگر به این مطلب اشاره شده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّه مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}﴾}} <ref> ما به هر یک از شما شریعت و راهی داده‌ایم و اگر خداوند می‌خواست شما را امّتی یگانه می‌گردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچه‌تان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزیدید آگاه می‌گرداند؛ سوره مائده، آیه ۴۸.</ref> براساس این دیدگاه، پیام دیگری که می‌توان از آیه برداشت کرد، این‌ است‌ که همه‌ این کُتُب وحیانی از منشأ الهی برخوردارند و اگر تفاوتی با همدیگر داشته باشند، برحسب شرایط و مقتضیّات خاصّ خود می‌باشد و از رهگذر همین شرایط زمان و مکانی است که مسأله‌ی‌ نسخ‌ شرایع‌ مطرح می‌گردد همانگونه که از آیات فوق نیز مستفاد است.


احتمال دیگری که می‌تواند در آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}} <ref> و بی‌گمان پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و به آنان همسران و فرزندانی دادیم و هیچ پیامبری را نسزد که معجزه‌ای بیاورد مگر با اذن خداوند؛ هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد  خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک می‌کند و (یا در آن) می‌نویسد و لوح محفوظ  نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۸ - ۳۹.</ref> با عنایت به آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلاَّ وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُومٌ مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ}}﴾}} <ref> و ما هیچ شهری را نابود نکردیم مگر که سرنوشتی معیّن داشت. هیچ امّتی از زمانه خود نه پیش و نه واپس می‌افتد؛ سوره حجر، آیه ۴ - ۵.</ref> به ذهن متبادر‌ شود، این است که مراد از کتاب در آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ}}﴾}}، کتاب وحیانیِ‌ نازل‌ شده نباشد، بلکه مراد کتابی باشد که سرنوشت انسان و جوامع در آن مکتوب و مضبوط است، همانگونه که در آیه‌ ۴ سوره‌ حجر، کتاب بدین‌ معناست <ref>ابن‌ قتیبه، ص: ۲۰۱؛ طوسی، ج ۶: ۳۱۸؛ سورآبادی، ج ۲: ۱۲۵۰؛ زمخشری، ج ۲: ۵۷۱-۵۷۰؛ طبرسی، ج ۶: ۵۰۵؛ ابن‌ عاشور، ج ۱۳: ۱۳؛ طباطبایی، ج ۱۲: ۹۸-۹۷.</ref>
احتمال دیگری که می‌تواند در آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}} <ref> و بی‌گمان پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و به آنان همسران و فرزندانی دادیم و هیچ پیامبری را نسزد که معجزه‌ای بیاورد مگر با اذن خداوند؛ هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد  خداوند هر چه را بخواهد (از لوح محفوظ) پاک می‌کند و (یا در آن) می‌نویسد و لوح محفوظ  نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۸ - ۳۹.</ref> با عنایت به آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلاَّ وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُومٌ مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ}}﴾}} <ref> و ما هیچ شهری را نابود نکردیم مگر که سرنوشتی معیّن داشت. هیچ امّتی از زمانه خود نه پیش و نه واپس می‌افتد؛ سوره حجر، آیه ۴ - ۵.</ref> به ذهن متبادر‌ شود، این است که مراد از کتاب در آیه‌ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ}}﴾}}، کتاب وحیانیِ‌ نازل‌ شده نباشد، بلکه مراد کتابی باشد که سرنوشت انسان و جوامع در آن مکتوب و مضبوط است، همانگونه که در آیه‌ ۴ سوره‌ حجر، کتاب بدین‌ معناست <ref>ابن‌ قتیبه، ص۲۰۱؛ طوسی، ج ۶: ۳۱۸؛ سورآبادی، ج ۲: ۱۲۵۰؛ زمخشری، ج ۲: ۵۷۱-۵۷۰؛ طبرسی، ج ۶: ۵۰۵؛ ابن‌ عاشور، ج ۱۳: ۱۳؛ طباطبایی، ج ۱۲: ۹۸-۹۷.</ref>


{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ}}﴾}} لِکلّ قریة کتاب «= کتابٌ معلوم»؛ کتاب = اجل، سرنوشت
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ}}﴾}} لِکلّ قریة کتاب «= کتابٌ معلوم»؛ کتاب = اجل، سرنوشت
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش