مولی در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳ ژانویهٔ ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵: خط ۵:
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== مقدمه ==
== مقدمه ==
از دیگر مفاهیم همسو با مفهوم [[اولی الامر]]، مفهوم “مولی” است. بدون تردید این واژه یادآور [[حدیث]] پرشور [[غدیر خم]] است که برگ زرینی در حیاث پرافتخار [[شیعه]] و [[امیر المؤمنین]] {{ع}} به شمار می‌آید. [[عالمان]] [[شیعی]] راجع به [[حدیث غدیر]]، چه از جهت سندی<ref>گفتنی است، اگرچه برخی متفکران اهل سنت از جاده انصاف خارج شده و حدیث غدیر را خبر واحد دانسته‌اند (ر. ک: محمد بن عمر فخر رازی، الاربعین فی اصول الدین، ج۲، ص۲۹۸؛ سیف الدین آمدی، ابکار الافکار، ج۵، ص۱۸۱) یا تواتر آن را انکار کرده‌اند (ر. ک: سعدالدین تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۲۷۴؛ میر سید شریف جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۱)، توجه به نظریات دیگر اندیشمندان اهل سنت نیز در این باره ضروری است؛ چنان‌که ذهبی پس از نقل حدیث غدیر می‌نویسد: {{عربی|هذا حديث حسن عال جداً و متنه فمتواتر}}. ذهبی، سیر اعلام النبلاء ج۸، ص۳۳۴. ابن حجر عسقلانی نیز می‌نویسد: {{عربی|فأخرجه من حديث سبعين صحابيا أو أكثر}}. ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۲۹۷. ابن حجر هیتمی نیز می‌نویسد: {{عربی|أَنه حَدِيث صَحِيح لَا مرية فِيهِ وَقد أخرجه جمَاعَة كالترمذي وَالنَّسَائِيّ وَأحمد وطرقه كَثِيرَة جدا وَمن ثمَّ رَوَاهُ سِتَّة عشر صحابيا وَفِي رِوَايَة لِأَحْمَد أَنه سَمعه من النَّبِي {{صل}} ثَلَاثُونَ صحابيا وشهدوا بِهِ لعَلي لما نوزع أَيَّام خِلَافَته كَمَا مر وَسَيَأْتِي وَكثير من أسانيدها صِحَاح وَحسان وَلَا الْتِفَات لمن قدح فِي صِحَّته وَلَا لمن رده بِأَن عليا كَانَ بِالْيمن لثُبُوت رُجُوعه مِنْهَا وإدراكه الْحَج مَعَ النَّبِي {{صل}}...}}. احمد بن حجر هیتمی المکی، الصواعق المحرقة، ص۴۲ و ۱۲۲. آلوسی نیز سخن ذهبی را نقل کرده است و رد نمی‌کند. سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۳، ص۳۶۱. جالب آن‌که فخر رازی نیز که در کتاب کلامی خود، حدیث غدیر را خبری واحد بیش نمی‌داند، در کتاب تفسیری خود راجع به آیه ۶۷ سوره مائده می‌نویسد: {{عربی|نَزَلَتِ الْآيَةُ فِي فَضْلِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ {{ع}}، وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ أَخَذَ بِيَدِهِ وَقَالَ: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ» فَلَقِيَهُ عُمَرُ رَضِيَ اللَّه عَنْهُ فَقَالَ: هَنِيئًا لَكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَمَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ، وَهُوَ قَوْلُ ابْنِ عَبَّاسٍ وَالْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ. وَاعْلَمْ أَنَّ هَذِهِ الرِّوَايَاتِ وَإِنْ كَثُرَتْ إِلَّا أَنَّ الْأَوْلَى حَمْلُهُ عَلَى أَنَّهُ تَعَالَى آمَنَهُ مِنْ مَكْرِ الْيَهُودِ وَالنَّصَارَى، وَأَمَرَهُ بِإِظْهَارِ التَّبْلِيغِ مِنْ غَيْرِ مُبَالَاةٍ مِنْهُ بِهِمْ}}. محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۰۱. گفتنی است برخی محققان شیعی نیز با گردآوری کتاب‌های نوشته شده راجع به حدیث غدیر در طول قرون متمادی، چنین نتیجه گرفته‌اند که در قرن دوم، یک کتاب؛ قرن سوم، دو کتاب؛ قرن چهارم، ده کتاب؛ قرن پنجم، پانزده کتاب؛ قرن ششم، یک کتاب؛ قرن هفتم، دو کتاب؛ قرن هشتم، یک کتاب؛ قرن نهم، یک کتاب؛ قرن دهم، دو کتاب؛ قرن یازدهم، ‌دو کتاب؛ قرن دوازدهم، هشت کتاب؛ قرن سیزدهم، چهار کتاب؛ قرن چهاردهم، ۷۲ کتاب و در قرن پانزدهم، ۴۳ کتاب نوشته شده است. ر. ک: سید عبدالعزیز طباطبایی، الغدیر فی التراث الاسلامی، ص۱۷.</ref> و چه از جهت دلالی تلاشی سترگ، [[بلیغ]] و در خور داشته‌اند<ref>به نظر می‌رسد، مرحوم شیخ مفید از نخستین متکلمانی است که با نگارش دو کتاب «اقسام المولی فی اللسان» و «رسالة فی معنی المولی»، به طور مستقل و با استفاده از حدیث غدیر و با استقراء تمام معانی واژه «مولی»، به مسئله ولایت امیر المؤمنین {{ع}}، پرداخته است.</ref> که نگارنده را از تکرار آن مباحث باز می‌دارد<ref>نکته‌ای که در تثبیت نظریه شیعه راجع به حدیث غدیر می‌تواند کمک شایانی به رهپویان مسیر حقیقت کند و به حسب تتبع نگارنده، کمتر به آن توجه شده است، بازخوانی تاریخی این حدیث در عصر خلفاست؛ بدین بیان که امیرالمؤمنین {{ع}} در مواضع متعددی، جهت اثبات ولایت خود، از این حدیث بهره برده است، اما به لحاظ تاریخی، به حسب تتبع نگارنده، هیچ یک از ایرادات اهل سنت، مبنی بر اینکه مولی به معنای محبوب است، از سوی خلفا یا دیگر صحابه گزارش نشده است. به دیگر بیان، خلفا و دیگر صحابه به اینکه متفکران اهل سنت از گذشته تاکنون، در دلالت واژه مولی بر ولایت و سرپرستی، و نه محبت، خدشه می‌کنند، توجهی نکرده‌اند، بله به نظر می‌رسد چنین تلاش‌های نافرجامی، برای تصحیح فعل صحابه در آن دوران صورت گرفته است. برخی از متفکران اهل سنت که با خدشه وارد کردن در دلالت واژه مولی، به دنبال نفی امامت و ولایت امام علی {{ع}} بوده‌اند، عبارت‌اند از: قاضی عبدالجبار معتزلی، تثبیت دلائل النبوة، ج۱، ص۲۱۹؛ محمد بن عمر فخر رازی، الاربعین فی اصول الدین، ج۲، ص۲۹۸؛ سیف الدین آمدی، ابکار الافکار، ج۵، ص۱۸۱-۱۸۲؛ میر سید شریف جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۱؛ مسعود بن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۲۷۴.</ref>.
از دیگر مفاهیم همسو با مفهوم [[اولی الامر]]، مفهوم “مولی” است. بدون تردید این واژه یادآور [[حدیث]] پرشور [[غدیر خم]] است که برگ زرینی در حیاث پرافتخار [[شیعه]] و [[امیر المؤمنین]] {{ع}} به شمار می‌آید. [[عالمان]] [[شیعی]] راجع به [[حدیث غدیر]]، چه از جهت سندی<ref>گفتنی است، اگرچه برخی متفکران اهل سنت از جاده انصاف خارج شده و حدیث غدیر را خبر واحد دانسته‌اند (ر. ک: محمد بن عمر فخر رازی، الاربعین فی اصول الدین، ج۲، ص۲۹۸؛ سیف الدین آمدی، ابکار الافکار، ج۵، ص۱۸۱) یا تواتر آن را انکار کرده‌اند (ر. ک: سعدالدین تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۲۷۴؛ میر سید شریف جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۱)، توجه به نظریات دیگر اندیشمندان اهل سنت نیز در این باره ضروری است؛ چنان‌که ذهبی پس از نقل حدیث غدیر می‌نویسد: {{عربی|هذا حديث حسن عال جداً و متنه فمتواتر}}. ذهبی، سیر اعلام النبلاء ج۸، ص۳۳۴. ابن حجر عسقلانی نیز می‌نویسد: {{عربی|فأخرجه من حديث سبعين صحابيا أو أكثر}}. ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۲۹۷. ابن حجر هیتمی نیز می‌نویسد: {{عربی|أَنه حَدِيث صَحِيح لَا مرية فِيهِ وَقد أخرجه جمَاعَة كالترمذي وَالنَّسَائِيّ وَأحمد وطرقه كَثِيرَة جدا وَمن ثمَّ رَوَاهُ سِتَّة عشر صحابيا وَفِي رِوَايَة لِأَحْمَد أَنه سَمعه من النَّبِي {{صل}} ثَلَاثُونَ صحابيا وشهدوا بِهِ لعَلي لما نوزع أَيَّام خِلَافَته كَمَا مر وَسَيَأْتِي وَكثير من أسانيدها صِحَاح وَحسان وَلَا الْتِفَات لمن قدح فِي صِحَّته وَلَا لمن رده بِأَن عليا كَانَ بِالْيمن لثُبُوت رُجُوعه مِنْهَا وإدراكه الْحَج مَعَ النَّبِي {{صل}}...}}. احمد بن حجر هیتمی المکی، الصواعق المحرقة، ص۴۲ و ۱۲۲. آلوسی نیز سخن ذهبی را نقل کرده است و رد نمی‌کند. سید محمود آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۳، ص۳۶۱. جالب آن‌که فخر رازی نیز که در کتاب کلامی خود، حدیث غدیر را خبری واحد بیش نمی‌داند، در کتاب تفسیری خود راجع به آیه ۶۷ سوره مائده می‌نویسد: {{عربی|نَزَلَتِ الْآيَةُ فِي فَضْلِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ {{ع}}، وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ أَخَذَ بِيَدِهِ وَقَالَ: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ» فَلَقِيَهُ عُمَرُ رَضِيَ اللَّه عَنْهُ فَقَالَ: هَنِيئًا لَكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ مَوْلَايَ وَمَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ، وَهُوَ قَوْلُ ابْنِ عَبَّاسٍ وَالْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ. وَاعْلَمْ أَنَّ هَذِهِ الرِّوَايَاتِ وَإِنْ كَثُرَتْ إِلَّا أَنَّ الْأَوْلَى حَمْلُهُ عَلَى أَنَّهُ تَعَالَى آمَنَهُ مِنْ مَكْرِ الْيَهُودِ وَالنَّصَارَى، وَأَمَرَهُ بِإِظْهَارِ التَّبْلِيغِ مِنْ غَيْرِ مُبَالَاةٍ مِنْهُ بِهِمْ}}. محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۴۰۱. گفتنی است برخی محققان شیعی نیز با گردآوری کتاب‌های نوشته شده راجع به حدیث غدیر در طول قرون متمادی، چنین نتیجه گرفته‌اند که در قرن دوم، یک کتاب؛ قرن سوم، دو کتاب؛ قرن چهارم، ده کتاب؛ قرن پنجم، پانزده کتاب؛ قرن ششم، یک کتاب؛ قرن هفتم، دو کتاب؛ قرن هشتم، یک کتاب؛ قرن نهم، یک کتاب؛ قرن دهم، دو کتاب؛ قرن یازدهم، ‌دو کتاب؛ قرن دوازدهم، هشت کتاب؛ قرن سیزدهم، چهار کتاب؛ قرن چهاردهم، ۷۲ کتاب و در قرن پانزدهم، ۴۳ کتاب نوشته شده است. ر. ک: سید عبدالعزیز طباطبایی، الغدیر فی التراث الاسلامی، ص۱۷.</ref> و چه از جهت دلالی تلاشی سترگ، [[بلیغ]] و در خور داشته‌اند<ref>به نظر می‌رسد، مرحوم شیخ مفید از نخستین متکلمانی است که با نگارش دو کتاب «اقسام المولی فی اللسان» و «رسالة فی معنی المولی»، به طور مستقل و با استفاده از حدیث غدیر و با استقراء تمام معانی واژه «مولی»، به مسئله ولایت امیر المؤمنین {{ع}}، پرداخته است.</ref> که نگارنده را از تکرار آن مباحث باز می‌دارد<ref>نکته‌ای که در تثبیت نظریه شیعه راجع به حدیث غدیر می‌تواند کمک شایانی به رهپویان مسیر حقیقت کند و به حسب تتبع نگارنده، کمتر به آن توجه شده است، بازخوانی تاریخی این حدیث در عصر خلفاست؛ بدین بیان که امیرالمؤمنین {{ع}} در مواضع متعددی، جهت اثبات ولایت خود، از این حدیث بهره برده است، اما به لحاظ تاریخی، به حسب تتبع نگارنده، هیچ یک از ایرادات اهل سنت، مبنی بر اینکه مولی به معنای محبوب است، از سوی خلفا یا دیگر صحابه گزارش نشده است. به دیگر بیان، خلفا و دیگر صحابه به اینکه متفکران اهل سنت از گذشته تاکنون، در دلالت واژه مولی بر ولایت و سرپرستی، و نه محبت، خدشه می‌کنند، توجهی نکرده‌اند، بله به نظر می‌رسد چنین تلاش‌های نافرجامی، برای تصحیح فعل صحابه در آن دوران صورت گرفته است. برخی از متفکران اهل سنت که با خدشه وارد کردن در دلالت واژه مولی، به دنبال نفی امامت و ولایت امام علی {{ع}} بوده‌اند، عبارت‌اند از: قاضی عبدالجبار معتزلی، تثبیت دلائل النبوة، ج۱، ص۲۱۹؛ محمد بن عمر فخر رازی، الاربعین فی اصول الدین، ج۲، ص۲۹۸؛ سیف الدین آمدی، ابکار الافکار، ج۵، ص۱۸۱-۱۸۲؛ میر سید شریف جرجانی، شرح المواقف، ج۸، ص۳۶۱؛ مسعود بن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۲۷۴.</ref>.
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش