←مبانی نظام سیاسی
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
کشور، ظرف تحقق نظام سیاسی با ابعاد [[سرزمین]]، جمعیت و [[حاکمیت]] است؛ یعنی علاوه بر ظرف سرزمین که مرزهای جغرافیایی، مشخصکننده حدود حاکمیت و [[استقلال]] است؛ همچنین مرز جمعیت یا به هر تعبیر دیگر؛ چون [[ملیت]] یا [[امت]] و قومیت که [[تابعیت]] شاخص این مرز است را شامل میشود و این ابعاد، وجوه تمیز و تشخیص کشورها از یکدیگر است<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۴۷.</ref>. | کشور، ظرف تحقق نظام سیاسی با ابعاد [[سرزمین]]، جمعیت و [[حاکمیت]] است؛ یعنی علاوه بر ظرف سرزمین که مرزهای جغرافیایی، مشخصکننده حدود حاکمیت و [[استقلال]] است؛ همچنین مرز جمعیت یا به هر تعبیر دیگر؛ چون [[ملیت]] یا [[امت]] و قومیت که [[تابعیت]] شاخص این مرز است را شامل میشود و این ابعاد، وجوه تمیز و تشخیص کشورها از یکدیگر است<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۴۷.</ref>. | ||
== | == مبانی نظام سیاسی == | ||
{{اصلی|مبانی نظام سیاسی}} | |||
ماهیت [[نظامهای سیاسی]] و چگونگی کارکردهای گوناگون آن به شدت از گفتمان [[حاکم]] در آن [[جامعه]] نسبت به سه مقوله هستی، [[انسان]] و جامعه تأثیر میپذیرد. بر همین اساس لازم است به گونهای اجمالی به مبانی [[هستیشناسی]]، [[انسانشناسی]] و [[جامعهشناسی]] توجه شود. | ماهیت [[نظامهای سیاسی]] و چگونگی کارکردهای گوناگون آن به شدت از گفتمان [[حاکم]] در آن [[جامعه]] نسبت به سه مقوله هستی، [[انسان]] و جامعه تأثیر میپذیرد. بر همین اساس لازم است به گونهای اجمالی به مبانی [[هستیشناسی]]، [[انسانشناسی]] و [[جامعهشناسی]] توجه شود. | ||