←جستارهای وابسته
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
اشموئیل گفت نشانة آن این است که، [[تابوت]] (صندوق [[عهد]]) که از یادگارهای مهم [[انبیاء]] [[بنیاسرائیل]] است و مایۀ دلگرمی و [[اطمینان]] شما در [[جنگها]] بوده در حالی که جمعی از [[فرشتگان]] آن را حمل مینمایند به سوی شما باز میگردد، و چیزی نگذشت که صندوق عهد بر آنها ظاهر شد، آنها با دیدن این [[نشانه]] [[فرماندهی]] طالوت را پذیرفتند.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۳۵۱.</ref> | اشموئیل گفت نشانة آن این است که، [[تابوت]] (صندوق [[عهد]]) که از یادگارهای مهم [[انبیاء]] [[بنیاسرائیل]] است و مایۀ دلگرمی و [[اطمینان]] شما در [[جنگها]] بوده در حالی که جمعی از [[فرشتگان]] آن را حمل مینمایند به سوی شما باز میگردد، و چیزی نگذشت که صندوق عهد بر آنها ظاهر شد، آنها با دیدن این [[نشانه]] [[فرماندهی]] طالوت را پذیرفتند.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۳۵۱.</ref> | ||
==[[طالوت]] زمام [[کشور]] را به دست گرفت== | |||
طالوت [[فرماندهی سپاه]] را به عهده گرفت و در مدتی کوتاه [[لیاقت]] و [[شایستگی]] خود را در [[اداره امور]] مملکت و فرماندهی سپاه به [[اثبات]] رسانید سپس آنها را برای [[مبارزه]] با [[دشمنی]] که همه چیز آنها را به خطر انداخته بود [[دعوت]] کرد، و به آنها تأکید کرد تنها کسانی با من حرکت کنند که تمام فکرشان در [[جهاد]] باشد و آنها که بنایی نیمه کاره یا معاملهای نیمه تمام و امثال آن دارند در این [[پیکار]] شرکت نکنند، به زودی جمعیتی به ظاهر زیاد و نیرومند جمع شدند و به جانب [[دشمن]] حرکت کردند. | |||
بر اثر راهپیمایی در برابر [[آفتاب]]، همگی [[تشنه]] شدند طالوت برای این که به [[فرمان خدا]] آنها را [[آزمایش]] و [[تصفیه]] کند، گفت: به زودی در مسیر خود به رودخانهای میرسید، [[خداوند]] به وسیلۀ آن، شما را آزمایش میکند کسانی که از آن بنوشند و [[سیراب]] شوند از من نیستند، و آنها که جز مقدار کمی ننوشند از من هستند! | |||
همین که چشم آنها به [[نهر]] افتاد خوشحال شدند و بزودی خود را به آن رسانیدند و سیراب گشتند، تنها عده معدودی بر سر [[پیمان]] باقی ماندند. | |||
طالوت [[سپاه]] خود را تصفیه میکند | |||
طالوت متوجه شد که [[لشکر]] او از اکثریتی بیاراده و [[سست]] [[عهد]] و اقلیتی از افراد با [[ایمان]] تشکیل شده است از این رو [[اکثریت]] بیانضباط و نافرمان را رها کرد و با همان جمع قلیل با ایمان از [[شهر]] گذشت و به سوی میدان جهاد پیش رفت. | |||
سپاه کوچک طالوت از کمی نفرات متوحش شده به طالوت گفتند ما [[توانایی]] در برابر این سپاه [[قدرتمند]] را نداریم، اما آنها که [[ایمان راسخ]] به [[رستاخیز]] داشتند، و دلهایشان از [[محبت خدا]] لبریز بود، از زیادی و [[نیرومندی]] سپاه دشمن و کمی عده خود نهراسیدند، با کمال [[شجاعت]] به طالوت گفتند: تو آنچه را [[صلاح]] میدانی [[فرمان]] ده ما نیز همه جا با تو همراه خواهیم بود و به خواست [[خدا]] با همین عدد کم با آنها [[جهاد]] خواهیم کرد، چه بسا جمعیتهای کم، که به ارادۀ [[پروردگار]] بر جمعیتهای زیاد [[پیروز]] شدند و [[خداوند]] با استقامتکنندگان است.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۳۵۲.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||