بغی در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲٬۵۰۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۲۷: خط ۱۲۷:
باغی از کسانی شمرده شده است که خوردن و [[نوشیدن]] [[محرمات]]، در حال [[اضطرار]] نیز بر آنان روا نیست<ref>فرهنگ فقه، ج۲، ص۵۱.</ref>.
باغی از کسانی شمرده شده است که خوردن و [[نوشیدن]] [[محرمات]]، در حال [[اضطرار]] نیز بر آنان روا نیست<ref>فرهنگ فقه، ج۲، ص۵۱.</ref>.
[[صاحب جواهر]] آنهایی که از [[پرداخت زکات]] خودداری کنند را نیز جزء [[بغاة]] می‌دانند، البته این گروه اگر اصل [[زکات]] را قبول نداشته باشند، [[مرتد]] هستند، ولی اگر زکات را قبول داشته و از پرداخت آن خودداری کنند، باغی به حساب می‌آیند نه مرتد و [[اهل]] رَدّه<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۴۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۹۹.</ref>
[[صاحب جواهر]] آنهایی که از [[پرداخت زکات]] خودداری کنند را نیز جزء [[بغاة]] می‌دانند، البته این گروه اگر اصل [[زکات]] را قبول نداشته باشند، [[مرتد]] هستند، ولی اگر زکات را قبول داشته و از پرداخت آن خودداری کنند، باغی به حساب می‌آیند نه مرتد و [[اهل]] رَدّه<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۴۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۳۹۹.</ref>
==بغی==
[[بغی در لغت]] به معنای [[ظلم]] و [[تجاوز]] و [[نافرمانی]] آمده است و در اصطلاح [[فقه سیاسی]]، به [[مسلمانی]] گفته می‌شود که با [[دولت اسلامی]] [[مخالفت]] کند و دست به نافرمانی زده و بر علیه [[امام]] [[قیام]] کند.
به همین لحاظ [[دارالبغی]] به [[سرزمین]] و [[شهر]] و کشوری اطلاق می‌شود که [[مردم]] آن با وجود [[اعتقاد]] [[اسلامی]] که دارند، بر دولت اسلامی بشورند و [[حاکمیت امام]] را به مخاطره افکنند.
[[فقها]] برای [[صدق]] عنوان بغی و [[باغی]] چهار شرط قائل شده‌اند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۵۵۴.</ref>:
#تعدادشان به اندازه‌ای باشد که جلوگیری از آنها و متفرق کردن و دفع شرشان جز با طرق نظامی امکان‌پذیر نباشد، و به تعبیر دیگر دارای [[تشکیلات]] منسجم بوده و از [[جمعیت]] متشکلی برخوردار باشند؛
#از حوزه [[اقتدار]] امام خارج باشند، به طوری که در سرزمینی به سر برند که تحت کنترل دولت اسلامی نباشند؛
#دست به مخالفت و نافرمانی بزنند و بر علیه امام قیام کنند؛
#علت مخالفت و نافرمانیشان اغراض مادی و [[دنیوی]] نباشد و دلیل اشتباهی که در [[اجتهاد]] و برداشت از مسائل اسلامی مرتکب شده و دیدگاه متفاوتی پیدا کرده‌اند، دست به [[مخالفت با امام]] زده و علیه دولت اسلامی قیام کرده باشند. به عبارت دیگر باغی کسی است که به دنبال [[تشخیص حق]] بوده و در این راه به نتیجه‌ای رسیده باشد که وی را بر قیام علیه امام وادارد.
تعریف و شرایط ذکر شده را نمی‌توان از مسائل [[مورد اتفاق]] [[فقهی]] تلقی کرد؛ زیرا فقهایی چون [[صاحب جواهر]] در برخی از این قیود و شرایط تردید کرده و مناقشه روا داشته‌اند<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۳۴-۳۳۱.</ref>.
گروه متشکلی که بر اساس یک [[تفکر انحرافی]] در برابر امام (دولت اسلامی) [[شورش]] کنند و مردم را به قیام علیه امام [[دعوت]] نمایند و [[حاکمیت]] دولت اسلامی را به مخاطره افکنند و با خط‌مشی و [[سیاست]] [[براندازی]]، جریانی را در [[جامعه اسلامی]] به وجود آورند، [[بغاة]] نامیده می‌شوند.
این واژه [[سیاسی]] در [[اسلام]]، هم ریشه [[قرآنی]] دارد و هم ریشه در [[حدیث نبوی]]. [[قرآن]] به هنگام وقوع درگیری بین دو گروه ([[طائفه]]) از [[مؤمنین]]، بقیه [[امت اسلام]] را موظف به [[اصلاح]] و برقرار کردن [[صلح]] عادلانه بین دو گروه [[متخاصم]] کرده است و در صورت بروز [[تعدی]] از جانب یکی از آن دو گروه، طرف [[متجاوز]] را [[باغی]] نامیده است {{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي}}<ref>«و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم می‌کند جنگ کنید» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>.
در حدیث نبوی آمده است که [[عمار]] را [[فئه باغیه]] به [[قتل]] خواهد رسانید {{متن حدیث|يَا عَمَّارُ تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ}}<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۲۷.</ref> و [[روایات]] متعددی در این زمینه تحت عنوان فئه باغیه از [[ائمه معصومین]]{{عم}} نقل شده است<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۲۹.</ref>.
بر این اساس می‌توان موارد زیر را از مصادیق باغی دانست:
#[[احزاب]] و گروه‌هایی که در [[دارالاسلام]] از [[اطاعت امام]] [[سرپیچی]] می‌کنند و دست به [[قیام]] علیه [[دولت]] می‌زنند و [[فرمانبرداری]] خود را موکول به ایجاد تغییرات و [[اصلاحات]] مورد نظر خود می‌کنند؛
#احزاب و گروه‌هایی که با تحریک، [[مردم]] را به [[شورش]] و قیام علیه [[امام]]، و قصد سرنگون کردن [[حکومت اسلامی]] و ایجاد [[هرج و مرج]] و [[نقض]] [[حاکمیت اسلام]] را دارند، بدون آنکه طرحی برای به دست گرفتن [[قدرت]] داشته باشند<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۳۳۴.</ref>؛
#احزاب و سازمان‌هایی که به منظور تجزیه قسمتی از [[دار الاسلام]] و جدا کردن آن از [[حاکمیت امام]] دست به شورش و تحریک مردم می‌زنند و با [[مخالفت]] و [[نافرمانی]] از امام، مرکزیت حکومت اسلامی را نقض و خواستار [[سیاست]] ملوک‌الطوائفی و یا ایجاد دولت جدید در بخشی از دارالاسلام هستند و [[هدف]] خود را از راه [[تضعیف]] [[دولت اسلامی]] و ایجاد [[تفرقه]] و [[بدبینی]] و در نهایت سلب [[حاکمیت]] در قلمروی مورد نظر دنبال می‌کنند؛
#جمعیتی که با [[تشکیلات]] [[سازمان]] یافته با [[اعمال]] فشار [[سیاسی]] و [[تبلیغاتی]] و راه اندازی [[توطئه‌ها]] از خارج [[دارالاسلام]] و [[نفوذ]] در داخل بخواهند به صورت یک حرکت خزنده [[مردم]] را علیه [[امام]] بشورانند و حاکمیت [[دولت اسلامی]] را نقض و [[حکومت]] را ساقط کنند؛
#[[احزاب]] و سازمان‌هائی که بخواهند یکی از اهداف ذکر شده را از طریق اعمال [[قوه قهریه]]، از خارج و یا داخل [[کشور اسلامی]] دنبال و علیه امام مسلحانه [[قیام]] کنند.
#گروهی که پس از درگیری با گروهی دیگر و ایجاد [[صلح]] عادلانه بین آن دو توسط گروه سوم دست به [[تجاوز]] علیه رقیب خود بزند.
مقابله با [[اهل بغی]] باید با ظرافت و دقت و استفاده از راه‌حل‌های [[فرهنگی]] و سیاسی انجام شود و دولت اسلامی پس از [[گفت‌وگو]] و بحث و [[مذاکره]] در راه حل مشکل [[اعتقادی]]، [[فقهی]] و [[اجتماعی]] آنان بکوشد و از آنان به روش [[مسالمت‌آمیز]] بخواهد که از حکومت و امام [[پیروی]] کنند و [[وحدت]] [[جامعه اسلامی]] و [[رفتار]] به مقتضای [[اخوت اسلامی]] و [[انصاف]] و [[عدل]] را رعایت کنند.
[[شورشیان]] هرگاه مهلت بطلبند، باید به آنها [[فرصت]] داده شود، و در این مدت لازم است دولت اسلامی از جریان امر مطلع باشد و با [[مراقبت]] کامل مقاصد آنها را دریابد. اگر تمایلی به [[فرمانبرداری]] از آنها [[مشاهده]] کرد، مهلت کافی بدهد، و هرگاه نیاز به مطالعه و بحث و تحقیق دارند از مساعدت و [[همکاری]] فروگذار نباشد و در صورتی که قصد [[فریب]] دارند و به این بهانه در صدد تقویت خود و جمع‌آوری نیرو و امکانات هستند، چنین فرصتی را از آنان بگیرد<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۵۵۶.</ref> و همچنین اگر خطر به حدی باشد که فرصتی برای اعمال راه‌های مسالمت‌آمیز در میان نباشد<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۵۵۴.</ref>.
علی{{ع}} قبل از [[سرکوب]] [[خوارج]]، [[شخصیت]] بزرگی چون [[ابن عباس]] را برای مذاکره و [[حل مشکلات]] و مسائل آنان فرستاد، ولی با تمام تلاشی که مبذول داشت نتیجه‌ای گرفته نشد.
[[امام]] پس از پیمودن راه‌های [[مسالمت‌آمیز]] و [[یأس]] از امکان راه‌حل [[فرهنگی]] و [[سیاسی]] می‌تواند با استفاده از عنوان {{متن قرآن|الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}}<ref>«دلجویی‌شدگان» سوره توبه، آیه ۶۰.</ref> از راه کمک‌های مادی و [[اقتصادی]] به عادی‌سازی شرایط و فرونشاندن [[شورش]] بپردازد و از [[بیت‌المال]] ([[زکوة]]) در این راه [[سود]] ببرد.
با فرض ناکامی در همه این راه‌ها هنگامی که امام [[تصمیم]] به [[مجازات]] و [[سرکوب]] [[شورشیان]] می‌گیرد، بر همه اقشار [[امت]] [[واجب]] است به ندای امام پاسخ مثبت بدهند. [[سرپیچی]] از خواسته امام [[گناه کبیره]] است و کسانی که مخاطب خاص امام باشند، مشارکت در این امر بر آنها [[واجب عینی]] خواهد بود.
[[علامه حلی]] در تذکرة می‌گوید:
هر کسی که بر [[امام عادل]] که امامتش با [[نص]] ثابت شده (از نظر [[شیعه]]) و یا با [[انتخاب]] امت برگزیده شده (از نظر [[فقه]] [[سنی]])، شورش نماید واجب است که [[مسلمانان]] با او بجنگند و این [[حکم]] [[مورد اتفاق]] و [[اجماع]] همه [[فقهای اسلام]] است<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۴.</ref>.
[[جنگ]] با [[بغاة]] مانند [[جهاد]] با [[مشرکین]] است و به مقتضای [[آیه]] ۹ [[سوره زخرف]] تا دست از شورش برنداشته و به [[حکم خدا]] [[راضی]] نشده و به [[اطاعت امام]] بازنگشته‌اند، تحت تعقیب نظامی قرار می‌گیرند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۵؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۶.</ref>.
درخواست [[آتش‌بس]] و [[مهادنه]] از شورشیان پذیرفته نمی‌شود<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۶.</ref> و به خاطر جنایاتی که به هنگام شورش مرتکب شده‌اند، پس از سرکوب و فرونشاندن [[فتنه]] طبق [[مقررات اسلامی]] مجازات می‌شوند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref>.
برخی از [[فقها]] مانند ابن‌جنید به استناد [[سیره]] علی{{ع}} که با [[قاسطین]] و [[مارقین]] و [[ناکثین]] آغاز به جنگ نکرد تا آنها آغاز کردند، گفته‌اند: [[ستوده]] نیست مسلمانان آغازگر جنگ علیه بغاة باشند؛ چنان که علی{{ع}} فرمود: جنگ را شما آغاز نکنید زیرا [[سپاس]] [[خدا]] را که شما دلیل و [[حجت]] دارید. اگر دست به جنگ نزنید تا آنها آغازگر باشند، دلیل و حجت دیگری خواهید داشت<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۰۹ و ۳۱۶-۳۱۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۱۰.</ref>


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
۸۰٬۱۹۰

ویرایش