روح در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{نبوت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = روح
| موضوع مرتبط = روح
| عنوان مدخل  = [[روح]]
| عنوان مدخل  = روح
| مداخل مرتبط = [[روح در قرآن]] - [[روح در حدیث]] - [[روح در نهج البلاغه]] - [[روح در کلام اسلامی]] - [[روح در اخلاق اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[روح در قرآن]] - [[روح در حدیث]] - [[روح در کلام اسلامی]] - [[روح در اخلاق اسلامی]] - [[روح در معارف دعا و زیارات]] - [[روح در معارف و سیره سجادی]]
| پرسش مرتبط  = روح (پرسش)
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


== معناشناسی [[روح]] ==
== معناشناسی ==
[[روح]] به معنای [[جان]] و روان و آن چیزی است که [[حیات]] [[انسان]] بستگی به آن دارد و مبدأ و مایۀ [[زندگی]] است. [[روح انسانی]]، امری است لطیف که [[علم]] و [[ادراک]] [[انسان]] مستند به اوست و موجودی ناشناخته و از [[اسرار]] [[آفرینش]] است و [[انسان]] به علت مأنوس بودن با [[جهان]] ماده، [[قدرت]] [[درک]] [[حقیقت]] آن را ندارد.  
[[روح]] به معنای [[جان]] و روان و آن چیزی است که [[حیات]] [[انسان]] بستگی به آن دارد و مبدأ و مایۀ [[زندگی]] است. [[روح انسانی]]، امری است لطیف که [[علم]] و [[ادراک]] [[انسان]] مستند به اوست و موجودی ناشناخته و از [[اسرار]] [[آفرینش]] است و [[انسان]] به علت مأنوس بودن با [[جهان]] ماده، [[قدرت]] [[درک]] [[حقیقت]] آن را ندارد.  


به [[جهان]] مربوط به [[جان‌ها]] "عالم [[ارواح]]" گفته می‌شود و [[آدمی]] به وسیلۀ آن [[احساس]] می‌کند و حرکت ارادی دارد. فهمیدن، تصور کردن، تصمیم گرفتن، [[عشق]] ورزیدن، تنفر داشتن همه به [[روح]] مربوط‌اند<ref>[[سید محمد حسین طباطبائی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان‌، ج۱۰، ص ۱۱۸؛ [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه‌ (کتاب)|تفسیر نمونه‌]]، ج ۱۲، ص ۲۵۵.</ref>. به موجوداتی که [[روح]] داشته باشند "جاندار" گفته می‌شود. [[روح]]، [[حقیقت]] وجود [[آدمی]] است و در دورانی که [[انسان]] به صورت جنین در رحم [[مادر]] است به پیکر او دمیده می‌شود و هنگام [[مرگ]] از [[بدن]] جدا می‌شود و اگر [[جسم]] هم بپوسد و متلاشی شود، [[روح]] باقی است و در [[قیامت]] دوباره به [[جسم]] برمی گردد و از این رو با [[مرگ]] [[انسان]] چیزی از [[روح]] او کم نمی‌شود<ref>المبدأ و المعاد، ۳۱۳؛ [[سید محمد حسین طباطبائی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان‌، ج۱، ص ۳۵۲ ـ۳۵۰.</ref>.<ref>ر. ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۰۶؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۷۳.</ref>
به [[جهان]] مربوط به [[جان‌ها]] "عالم [[ارواح]]" گفته می‌شود و [[آدمی]] به وسیلۀ آن [[احساس]] می‌کند و حرکت ارادی دارد. فهمیدن، تصور کردن، تصمیم گرفتن، [[عشق]] ورزیدن، تنفر داشتن همه به [[روح]] مربوط‌اند<ref>[[سید محمد حسین طباطبائی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان‌، ج۱۰، ص ۱۱۸؛ [[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[تفسیر نمونه‌ (کتاب)|تفسیر نمونه‌]]، ج ۱۲، ص ۲۵۵.</ref>. به موجوداتی که [[روح]] داشته باشند "جاندار" گفته می‌شود. [[روح]]، [[حقیقت]] وجود [[آدمی]] است و در دورانی که [[انسان]] به صورت جنین در رحم [[مادر]] است به پیکر او دمیده می‌شود و هنگام [[مرگ]] از [[بدن]] جدا می‌شود و اگر [[جسم]] هم بپوسد و متلاشی شود، [[روح]] باقی است و در [[قیامت]] دوباره به [[جسم]] برمی گردد و از این رو با [[مرگ]] [[انسان]] چیزی از [[روح]] او کم نمی‌شود<ref>المبدأ و المعاد، ۳۱۳؛ [[سید محمد حسین طباطبائی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان‌، ج۱، ص ۳۵۲ ـ۳۵۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۱۰۶؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۷۳.</ref>


== [[روح در حدیث]] ==
== [[روح در حدیث]] ==
در [[روایات]] [[ائمه]] {{ع}} [[روح]] از [[عالم ملکوت]] دانسته شده است<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۵۸، ص۴۲.</ref> و از این رو، می‌تواند به [[مرتبت]] [[برتر]] از [[فرشتگان]] [[دست]] یابد<ref>نور الثقلین‌، ج۳، ص ۲۱۵ ـ۲۱۶.</ref>. همچنین [[روح]] همچون جسمی لطیف است که با کالبدی ستبر به نام [[بدن]] پوشانیده شده است<ref>بحارالانوار، ج۵۸، ص۳۴.</ref>. [[روح]] با [[بدن]] نمی‌آمیزد و بر آن اتکا ندارد؛ بلکه [[بدن]] را در میان می‌گیرد و بر آن احاطه دارد. با مرگ‌ [[بدن]]، [[روح]] همچنان زنده می‌ماند و زیست می‌کند<ref>ر. ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۷۳.</ref>.
در [[روایات]] [[ائمه]] {{ع}} [[روح]] از [[عالم ملکوت]] دانسته شده است<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۵۸، ص۴۲.</ref> و از این رو، می‌تواند به [[مرتبت]] [[برتر]] از [[فرشتگان]] [[دست]] یابد<ref>نور الثقلین‌، ج۳، ص ۲۱۵ ـ۲۱۶.</ref>. همچنین [[روح]] همچون جسمی لطیف است که با کالبدی ستبر به نام [[بدن]] پوشانیده شده است<ref>بحارالانوار، ج۵۸، ص۳۴.</ref>. [[روح]] با [[بدن]] نمی‌آمیزد و بر آن اتکا ندارد؛ بلکه [[بدن]] را در میان می‌گیرد و بر آن احاطه دارد. با مرگ‌ [[بدن]]، [[روح]] همچنان زنده می‌ماند و زیست می‌کند<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۲۷۳.</ref>.


[[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: «هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه [[باطن]] قلبش دو گوش دارد، گوشی که [[وسواس]] خنّاس در آن می‌دمد و گوشی که [[فرشته]] در آن می‌دمد، [[خداوند]] [[مؤمن]] را به ‌وسیلۀ [[فرشته]] [[همراهی]] و کمک می‌کند این است معنای [[آیۀ شریفه]] {{متن قرآن|وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}<ref>«و با روحی از خویش تأییدشان کر» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>.<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لِقَلْبِهِ أُذُنَانِ فِی جَوْفِهِ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْمَلَکُ فَیُؤَیِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَکِ فَذَلِکَ قَوْلُهُ‌ وَأَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۲۶۷.</ref>. همچنین فرمودند: «[[قلب]] را دو گوش است هرگاه [[بنده]] آهنگ گناهی کند [[روح]] [[ایمان]] به او می‌گوید: انجام نده و [[شیطان]] می‌گوید: انجام بده و چون [[بنده]] بر سینۀ [[زن]] [[گناهکار]] قرار گیرد، [[روح]] [[ایمان]] از او ستانده می‌شود»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: إِنَّ لِلْقَلْبِ أُذُنَیْنِ‌ فَإِذَا هَمَّ الْعَبْدُ بِذَنْبٍ قَالَ لَهُ رُوحُ الْإِیمَانِ لَا تَفْعَلْ وَ قَالَ لَهُ الشَّیْطَانُ افْعَلْ وَ إِذَا کَانَ عَلَی بَطْنِهَا نُزِعَ مِنْهُ رُوحُ الْإِیمَانِ‌}}؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۲۶۷.</ref>.<ref>ر. ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ص ۷۹.</ref>
[[امام صادق]] {{ع}} فرمودند: «هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه [[باطن]] قلبش دو گوش دارد، گوشی که [[وسواس]] خنّاس در آن می‌دمد و گوشی که [[فرشته]] در آن می‌دمد، [[خداوند]] [[مؤمن]] را به ‌وسیلۀ [[فرشته]] [[همراهی]] و کمک می‌کند این است معنای [[آیۀ شریفه]] {{متن قرآن|وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}<ref>«و با روحی از خویش تأییدشان کر» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>.<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لِقَلْبِهِ أُذُنَانِ فِی جَوْفِهِ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْمَلَکُ فَیُؤَیِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَکِ فَذَلِکَ قَوْلُهُ‌ وَأَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۲۶۷.</ref>. همچنین فرمودند: «[[قلب]] را دو گوش است هرگاه [[بنده]] آهنگ گناهی کند [[روح]] [[ایمان]] به او می‌گوید: انجام نده و [[شیطان]] می‌گوید: انجام بده و چون [[بنده]] بر سینۀ [[زن]] [[گناهکار]] قرار گیرد، [[روح]] [[ایمان]] از او ستانده می‌شود»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ {{ع}} قَالَ: إِنَّ لِلْقَلْبِ أُذُنَیْنِ‌ فَإِذَا هَمَّ الْعَبْدُ بِذَنْبٍ قَالَ لَهُ رُوحُ الْإِیمَانِ لَا تَفْعَلْ وَ قَالَ لَهُ الشَّیْطَانُ افْعَلْ وَ إِذَا کَانَ عَلَی بَطْنِهَا نُزِعَ مِنْهُ رُوحُ الْإِیمَانِ‌}}؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۲۶۷.</ref>.<ref>ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ص ۷۹.</ref>


== [[معاد]]، [[دلیل]] وجود [[روح]] ==
== [[معاد]]، [[دلیل]] وجود [[روح]] ==
خط ۳۳: خط ۳۲:


در [[نقلی]] دیگر گزارش داده‌اند که [[ابن عباس]] [[روح]] را از [[فرشتگان]] می‌دانسته است<ref>ر. ک: اسماعیل بن عمر بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۵، ص۱۰۶؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۴، ص۲۰۰.</ref>. طبق برخی از این نقل‌ها، روح فرشته‌ای است که [[خداوند]] مخلوقی بزرگ‌تر از آن نیافریده است<ref>ر. ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۵؛ حسین بن مسعود بغوی، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۰۲؛ احمد بن ابراهیم ثعلبی، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۱۱۹؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنشور فی تفسیر المأثور، ج۶، ص۳۰۹.</ref>. [[مجاهد]] و برخی دیگر از [[مفسران]] نخستین روح را نامی برای فرشتگانی دانسته‌اند که مراقب دیگر فرشتگان‌اند و فرشتگان آنان را نمی‌بینند<ref>ر. ک: عبدالرحمن بن محمد ثعالبی، جواهر الحسان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۸۲.</ref>. چنان که [[انسان‌ها]] فرشتگان را نمی‌بینند. در نقلی، این قول از طریق ابن عباس به [[رسول خدا]] {{صل}} نسبت داده شده است<ref>ر. ک: عبدالرحمن بن محمد ثعالبی، جواهر الحسان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۵۴۵.</ref>. در مقابل - چنان که نقل شد در روایتی از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} روح (یا برخی از مصادیق آن) مستقل از فرشتگان معرفی شده است<ref>ر. ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۸۴؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۶۴؛ سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۵۸۳.</ref>. مطابق نقلی، [[عکرمه]] هم - که از [[تابعین]] است -روح را مخلوقی بزرگ‌تر از فرشتگان [[تفسیر]] کرده که تعداد افراد آن زیاد است و هر ملکی که نازل می‌شود، [[روحی]] او را [[همراهی]] می‌کند<ref>ر. ک: جلال الدین سیوطی، الدر المشور فی تفسیر المأثور، ج۶، ص۳۰۹.</ref>.
در [[نقلی]] دیگر گزارش داده‌اند که [[ابن عباس]] [[روح]] را از [[فرشتگان]] می‌دانسته است<ref>ر. ک: اسماعیل بن عمر بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۵، ص۱۰۶؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج۴، ص۲۰۰.</ref>. طبق برخی از این نقل‌ها، روح فرشته‌ای است که [[خداوند]] مخلوقی بزرگ‌تر از آن نیافریده است<ref>ر. ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۵؛ حسین بن مسعود بغوی، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۲۰۲؛ احمد بن ابراهیم ثعلبی، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۱۱۹؛ جلال الدین سیوطی، الدر المنشور فی تفسیر المأثور، ج۶، ص۳۰۹.</ref>. [[مجاهد]] و برخی دیگر از [[مفسران]] نخستین روح را نامی برای فرشتگانی دانسته‌اند که مراقب دیگر فرشتگان‌اند و فرشتگان آنان را نمی‌بینند<ref>ر. ک: عبدالرحمن بن محمد ثعالبی، جواهر الحسان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۴۸۲.</ref>. چنان که [[انسان‌ها]] فرشتگان را نمی‌بینند. در نقلی، این قول از طریق ابن عباس به [[رسول خدا]] {{صل}} نسبت داده شده است<ref>ر. ک: عبدالرحمن بن محمد ثعالبی، جواهر الحسان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۵۴۵.</ref>. در مقابل - چنان که نقل شد در روایتی از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} روح (یا برخی از مصادیق آن) مستقل از فرشتگان معرفی شده است<ref>ر. ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۸۴؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۶۴؛ سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۵۸۳.</ref>. مطابق نقلی، [[عکرمه]] هم - که از [[تابعین]] است -روح را مخلوقی بزرگ‌تر از فرشتگان [[تفسیر]] کرده که تعداد افراد آن زیاد است و هر ملکی که نازل می‌شود، [[روحی]] او را [[همراهی]] می‌کند<ref>ر. ک: جلال الدین سیوطی، الدر المشور فی تفسیر المأثور، ج۶، ص۳۰۹.</ref>.
در روایتی، از جناب [[سلمان]] نقل شده است که روح ده جزء دارد که [[فرشتگان]] یک جزء آن و [[روح]] نه جزء دیگر است. به نظر می‌رسد این [[روایت]] به تعداد فرشتگان در برابر تعداد [[ارواح]] اشاره دارد. بنا بر این تبیین، [[سلمان]] تعداد ارواح را بسی بیشتر از تعداد فرشتگان می‌دانست<ref>ر. ک: حسین بن مسعود بغوی، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۵۸.</ref>.
در روایتی، از جناب [[سلمان]] نقل شده است که روح ده جزء دارد که [[فرشتگان]] یک جزء آن و [[روح]] نه جزء دیگر است. به نظر می‌رسد این [[روایت]] به تعداد فرشتگان در برابر تعداد [[ارواح]] اشاره دارد. بنا بر این تبیین، [[سلمان]] تعداد ارواح را بسی بیشتر از تعداد فرشتگان می‌دانست<ref>ر.ک: حسین بن مسعود بغوی، معالم التنزیل فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۱۵۸.</ref>.


چنان که ظاهر برخی [[آیات]] و خبرهای [[اصحاب]] نشان می‌دهد، تعدادی از مصادیق روح، مانند روح الامین یا [[روحی]] که بر [[حضرت مریم]] {{ع}} [[تمثل]] کرد، بز [[حضرت جبرئیل]] {{ع}} قابل تطبیق است؛ اما مصادیق دیگری از روح، مانند روحی که در هر [[انسان]] وجود دارد یا [[حضرت عیسی]] {{ع}} که [[روح الله]] نامیده شده<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ}} «جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست» سوره نساء، آیه ۱۷۱؛ همچنین ر. ک: حجر، ۲۹ و ص، ۷۲.</ref>، غیر از حضرت جبرئیل {{ع}} است. ظاهر [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا}}، نیز می‌تواند مؤید تعدد ارواح باشد؛ زیرا از روح به صورت نکره یاد شده است. همچنین برخی آیات که از [[همراهی]] فرشتگان و روح سخن می‌گویند، [[ظهور]] در تمایز این دو دارند<ref>.{{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}} «فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند» سوره قدر، آیه ۴؛ {{متن قرآن|تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ}} «فرشتگان و روح، در روزی که اندازه آن پنجاه هزار سال است به سوی او فرا می‌روند» سوره معارج، آیه ۴؛ {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}} «روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبأ، آیه ۳۸.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۵۵.</ref>
چنان که ظاهر برخی [[آیات]] و خبرهای [[اصحاب]] نشان می‌دهد، تعدادی از مصادیق روح، مانند روح الامین یا [[روحی]] که بر [[حضرت مریم]] {{ع}} [[تمثل]] کرد، بز [[حضرت جبرئیل]] {{ع}} قابل تطبیق است؛ اما مصادیق دیگری از روح، مانند روحی که در هر [[انسان]] وجود دارد یا [[حضرت عیسی]] {{ع}} که [[روح الله]] نامیده شده<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ}} «جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» که آن را به (دامان) مریم افکند و روحی از اوست» سوره نساء، آیه ۱۷۱؛ همچنین ر. ک: حجر، ۲۹ و ص، ۷۲.</ref>، غیر از حضرت جبرئیل {{ع}} است. ظاهر [[آیه]] {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا}}، نیز می‌تواند مؤید تعدد ارواح باشد؛ زیرا از روح به صورت نکره یاد شده است. همچنین برخی آیات که از [[همراهی]] فرشتگان و روح سخن می‌گویند، [[ظهور]] در تمایز این دو دارند<ref>.{{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}} «فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود می‌آیند» سوره قدر، آیه ۴؛ {{متن قرآن|تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ}} «فرشتگان و روح، در روزی که اندازه آن پنجاه هزار سال است به سوی او فرا می‌روند» سوره معارج، آیه ۴؛ {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}} «روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبأ، آیه ۳۸.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۵۵.</ref>
۱۲۹٬۸۷۷

ویرایش