←انواع غیبت
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
*آن حضرت در روایتی به کوتاه و بلند بودن دو غیبت [[امام]] اینگونه اشاره کرده است: "برای قائم، دو غیبت است؛ یکی از آنها کوتاه و دیگری دراز. در غیبت نخست، جز شیعیان مخصوص، کسی از جایگاه او خبر ندارد و در دیگری، جز خدمتکار ویژه آن حضرت، کسی از مکانش آگاه نیست"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" لِلْقَائِمِ غَيْبَتَانِ إِحْدَاهُمَا قَصِيرَةٌ وَ الْأُخْرَى طَوِيلَةٌ الْغَيْبَةُ الْأُولَى لَا يَعْلَمُ بِمَكَانِهِ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ شِيعَتِهِ وَ الْأُخْرَى لَا يَعْلَمُ بِمَكَانِهِ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ مَوَالِيهِ "}}، شیخ کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۴۰</ref> | *آن حضرت در روایتی به کوتاه و بلند بودن دو غیبت [[امام]] اینگونه اشاره کرده است: "برای قائم، دو غیبت است؛ یکی از آنها کوتاه و دیگری دراز. در غیبت نخست، جز شیعیان مخصوص، کسی از جایگاه او خبر ندارد و در دیگری، جز خدمتکار ویژه آن حضرت، کسی از مکانش آگاه نیست"<ref>{{عربی|اندازه=120%|" لِلْقَائِمِ غَيْبَتَانِ إِحْدَاهُمَا قَصِيرَةٌ وَ الْأُخْرَى طَوِيلَةٌ الْغَيْبَةُ الْأُولَى لَا يَعْلَمُ بِمَكَانِهِ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ شِيعَتِهِ وَ الْأُخْرَى لَا يَعْلَمُ بِمَكَانِهِ فِيهَا إِلَّا خَاصَّةُ مَوَالِيهِ "}}، شیخ کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۳۴۰</ref> | ||
*لازم یادآوری است آن حضرت در دوران پدر بزرگوار خویش نیز نوعی پنهانزیستی داشته است و به گونهای نبوده که همگان بتوانند آن حضرت را ملاقات کنند. همین باعث شده است برخی آغاز غیبت آن حضرت را از هنگام ولادت بدانند<ref> شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۴۰</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۳۱۴ - ۳۲۳.</ref>. | *لازم یادآوری است آن حضرت در دوران پدر بزرگوار خویش نیز نوعی پنهانزیستی داشته است و به گونهای نبوده که همگان بتوانند آن حضرت را ملاقات کنند. همین باعث شده است برخی آغاز غیبت آن حضرت را از هنگام ولادت بدانند<ref> شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۴۰</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]،[[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۳۱۴ - ۳۲۳.</ref>. | ||
==غیبت در موعودنامه== | |||
*بررسی تاریخی دوران غیبت، فرازهایی از حیات پر فراز و نشیب [[تشیع]] را آشکار میسازد؛ حیاتی که بهویژه در بعد علمی و فرهنگی از جایگاه و منزلتی خاص در حیطه تاریخ اسلام برخوردار است. دوران غیبت صغری به واسطه شرایط اجتماعی خاص پدید آمده، از موقعیت ویژهای برخوردار بود که اوضاع فرهنگی جامعه شیعی نیز تحتتأثیر این موقعیت قرار گرفت و براساس عناصر تعیینکننده آن، دستخوش تحولاتی شد. تحولاتی بنیادین که اساس فعالیتهای علمی گستردهای را پیریزی کرد و در کمتر از یک قرن به اوج شکوفایی خود رسید و سیر پیشرفت آن تا به زمان حال با روندی گاه تند و شتابان و گاه کند و آهسته ادامه یافته است و اینک ما از دستاوردهای ارزنده آن بهرهمند هستیم. | |||
*در سال ۲۶۰ ه. [[امام حسن عسکری]] {{ع}} پس از دوران کوتاه شش ساله [[امامت]] در سن ۲۷ سالگی رحلت کرد و تنها فرزند او که پنج سال از عمرش میگذشت از جانب خدای متعال و با نص آن حضرت به امامت منصوب گردید. اما به دلایلی امام دوازدهم {{ع}} از همان زمان از دیدگان پنهان شد و دوران غیبت حضرتش پس از پنج سال حضور در ایام حیات پدرش، که تنها عدهای از خواص شیعیان موفق به دیدار وی شدند، آغاز گردید. غیبت صغری که در سال ۲۶۰ ق. آغاز شد و پس از ۶۹ سال در سال ۳۲۹ ق. با درگذشت چهارمین و آخرین نائب خاص امام {{ع}} پایان یافت، در واقع مقدمه و آغازی برای غیبت طولانی بود، تا شرایط پذیرش موقعیت جدید برای مردمان فراهم گردد و شیعیان آمادگی درک دورانی را داشته باشند که در آن از حضور امام معصوم بهطور مستقیم بیبهرهاند. | |||
*درک این موقعیت جدید مستلزم عبور از یک مرحله واسط بود که فراهمکننده شرایط و آمادگی مذکور باشد. این مرحله میانی که با روندی تدریجی از اوایل قرن سوم هجری و در واقع پس از شهادت [[امام رضا]] {{ع}} آغاز شده بود با حرکتی رو به تزاید به تدریج تا نیمه این قرن ادامه یافت. در واقع این حرکت بهطور غیرمستقیم از زمانی آغاز شد که هارون الرشید، خلیفه عباسی شرایط دشواری را بر امام هفتم، [[امام کاظم|موسی بن جعفر]] {{ع}} تحمیل کرد و آن حضرت را به شدت تحت مراقبت قرار داد و سالها در زندانهای بغداد محبوس کرد. گرچه پس از آن، در زمان حیات [[امام رضا]] {{ع}} آن سختگیری و فشارها به حداقل خود رسید، ولی در آغاز قرن سوم هجری شرایط بهگونهای دیگر تغییر یافت. معتصم خلیفه جانشین مأمون، [[امام جواد]] {{ع}} را شدیدا تحتنظر قرار داد و وی را به بغداد مرکز حکومت احضار کرد و در نهایت در سال ۳۲۰ ق امام را مسموم نموده و به شهادت رسانید. | |||
*شهر [[سامرا]] که در واقع پادگان نظامی بود و معتصم آن را تأسیس کرد، پس از او محل حبس و تبعیدگاه [[امام هادی]] و [[امام عسکری]] {{عم}} شد. متوکل خلیفه سفاک عباسی که از وجود امام در مدینه بیمناک بود ایشان را به شهر سامرا آورده و تحت الحفظ نگاه داشت. در طی این دوران روابط مستقیم شیعیان با امامان به حداقل خود رسید. آنان در واقع امکان دسترسی به امام {{ع}} را نداشتند، مگر بهطور مخفیانه و از طریق مکاتبه و یا با کمک خدمتکاران ایشان، یا در قالب فروشندگان دورهگرد یا عابران رهگذر یا... وضعیت مذکور به تدریج و بهطور غیر مستقیم، این آمادگی را در مردم پدید میآورد که در زمان عدم حضور و یا عدم دسترسی مستقیم به امام چه باید کرد؟ از طرفی [[امامان]] {{عم}} نیز در چنین شرایطی، ملاکهای راهیابی و مصادر مراجعه شیعیان را مشخص میکردند. نظام وکالت که از دیرباز وجود داشت در این زمان هرچه بیشتر گسترش یافت. [[ائمه]] {{عم}} وکیلانی از جانب خود در شهرها و بلاد مختلف تعیین میکردند که محل رجوع مردم و روابط آنها با ایشان بودند. | |||
*شیعیان در شهرهای دور و نزدیک با این وکیلان ارتباط یافته، مسایل خود را میپرسیدند، نیازهای خود را بیان میکردند و وجوهات شرعی را به آنها میپرداختند تا آنها را به [[ائمه]] {{عم}} رد کنند. این نظام وکالت در واقع مرحله ابتدایی نظام نیابتی بود که در دوران غیبت صغری شکل گرفت. با این حال با آغاز دوران غیبت صغری، وضعیت بهگونهای خاص تغییر یافت. باوجود اینکه اولین نائب خاص امام {{ع}} مدتها قبل از طرف [[امام عسکری]] {{ع}} به شیعیان معرفی شده بود، ولی حیرت و سردرگمی فراوانی شیعیان را فراگرفت. راه ارتباط با امام {{ع}} منحصر به نائب خاص حضرت گردید و حتی وکیلان امام {{ع}} نیز قادر به دسترسی به امام نبودند؛ اگرچه امکان دیدار با امام بهطور کلی منتفی نبود و چهبسا کسانی به دیدار حضرت نایل میشدند. در واقع غیبت صغری برای فراهم شدن شرایط لازم جهت درک دوران غیبت کبری امری ضروری بود؛ چرا که در طی آن مردم میآموختند که مصدر رجوع آنها در امور دینی، فقیهان و عالمان دینی هستند که موردنیاز و مراجعه مردماند و علمای شیعه نیز به ضرورت این نکته پی بردند که مصادر و مراجع علمی که موردنیاز و مراجعه مردم هستند، بایستی بهگونهای متقن و ثابت در دسترس مردم قرار گیرند. | |||
*مسأله غیبت امری نبود که به تازگی مطرح شده باشد، بلکه در سخنان معصومین {{عم}} بارها به آن اشاره شده بود و مردم کمابیش با آن آشنا بودند. در روایاتی که از نبی اکرم {{صل}} نقل شده بود، حضرت ضمن بیان خصوصیات [[امام مهدی]] {{ع}} به مسأله غیبت حضرتش نیز اشاره کرده بود. در یکی از این [[روایات]] [[پیامبر]] {{صل}} چنین فرمود: مهدی از فرزندان من است نام او نام من و کنیه او کنیه من است و شبیهترین مردم به من از حیث آفرینش و خلق و خوی است. او غیبت و دوران حیرتی دارد که مردمان در آن به گمراهی میافتند، سپس همانند شهاب تندرو میآید و زمین را از عدل و داد پر میکند، همانطور که از ظلم و جور پر شده باشد<ref>کمال الدین، ج ۱، ص ۲۸۷.</ref>. [[ائمه]] {{عم}} نیز در گفتار خود به مسأله غیبت [[امام مهدی]] {{ع}} و سختیها و نابسامانیهای آن دوران اشاره کردهاند و از تکتک ایشان روایاتی به این مضامین نقل شده است. | |||
*اساساً مسأله غیبت در گفتار [[معصومین]] {{عم}} بهعنوان یک [[سنت]] الهی مطرح شده که در میان انبیای پیشین و اوصیای آنها معمول بوده است. بنا به روایات، صالح پیامبر در سن پیری از میان قومش غایب شد و غیبت او مدتی به طول انجامید، بهطوری که چون به میان قومش بازگشت وی را نشناختند. موسی {{ع}} نیز مدتی غایب بود و در طی این مدت بنی اسرائیل در حیرت و سرگردانی و رنج بسیار به سر میبردند، تا بار دیگر موسی به نزد آنها بازگشت. چنین غیبتهایی درباره حضرت یونس، یوسف و برخی دیگر از پیامبران ذکر شده است. بنابراین مسأله غیبت به مانند سنت جاریهای تلقی شده است که درباره [[امام مهدی]] {{ع}} در امت [[خاتم الانبیاء]] نیز مصداق پیدا میکند. | |||
*طرح مسأله غیبت از همان دهههای اول تاریخ اسلام چنان شایع و معمول شده بود که بسیاری از فرقههایی که از تشیع منشعب میشدند، بهگونهای به مسأله غیبت معتقد میگردیدند. "[[کیسانیه]]" اولین فرقهای که از [[شیعه]] جدا شدند قائل به [[امامت]] [[محمد حنفیه]] و معتقد بودند که وی از میان آنها غایب شده و در کوه رضوی مخفی گردیده و روزی ظهور خواهد کرد. "ابو مسلمیّه" همین عقیده را درباره ابومسلم داشتند. بهطور کلی هریک از فرقههای شیعی که در [[امامت]] یکی از [[ائمه]] {{عم}} توقف کردند و مسیر خود را از [[تشیع]] اثنی عشری جدا کردند، به نوعی غیبت درباره امام خود معتقد شدند. این امر حاکی از آن است که مسأله غیبت [[امام مهدی]] {{ع}} کاملا در بین مسلمانان و شیعیان شناخته شده و شایع بوده است. آنچه این مطلب را تأیید و تأکید میکند تألیف و تصنیف کتابهایی در موضوع غیبت، پیش از آغاز غیبت صغری و در زمان حضور [[ائمه]] {{ع}} است<ref>نشریه موعود، شماره ۲۷، ص ۴۲.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۱۹.</ref>. | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||