جنگ در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲٬۵۶۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ فوریهٔ ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۰۵: خط ۱۰۵:
افراد هر نوعی، تا آنجا [[شایستگی]] بقا دارد که در برابر عوامل منفی و شرایط تهدیدکننده، [[قدرت]] مقابله و [[دفاع]] را داشته باشد و این همان [[قانون]] [[انتخاب]] طبیعی و [[تبعیت]] از [[محیط زیست]] است که در توجیه نظریه [[تنازع]] بقا مطرح می‌شود.
افراد هر نوعی، تا آنجا [[شایستگی]] بقا دارد که در برابر عوامل منفی و شرایط تهدیدکننده، [[قدرت]] مقابله و [[دفاع]] را داشته باشد و این همان [[قانون]] [[انتخاب]] طبیعی و [[تبعیت]] از [[محیط زیست]] است که در توجیه نظریه [[تنازع]] بقا مطرح می‌شود.
{{متن قرآن|وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ}}<ref>«و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمی‌داشت بی‌گمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشت‌ها (ی یهودیان) و مسجدهایی ویران می‌شد» سوره حج، آیه ۴۰.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۶-۲۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۶.</ref>
{{متن قرآن|وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ}}<ref>«و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمی‌داشت بی‌گمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشت‌ها (ی یهودیان) و مسجدهایی ویران می‌شد» سوره حج، آیه ۴۰.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۶-۲۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۶.</ref>
==[[جنگ]] و ریشه آن از دیدگاه [[نهج‌البلاغه]]==
از دیدگاه [[امام علی]]{{ع}} جنگ همواره ریشه [[شیطانی]] دارد و این انگیزه‌های شیطانی است که [[تبهکاران]] را برای رسیدن به مقاصد تجاوزکارانه و ضدانسانی به جنگ وامی‌دارد. ولی با وجود این، گاه، جنگ تنها راه‌حل معضلات بشری و راهگشای [[عدالت]] [[انسانی]] و دفع تجاوزات تبهکاران است.
{{متن حدیث|أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِينَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِيقَةُ فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُ الْبَلَاءُ وَ دُيِّثَ بِالصَّغَارِ وَ الْقَمَاءَةِ وَ ضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِالْإِسْهَابِ وَ أُدِيلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْيِيعِ الْجِهَادِ وَ سِيمَ الْخَسْفَ وَ مُنِعَ النَّصَفَ‌}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۷.</ref>.
«اما بعد، [[جهاد]] دری است از درهای [[بهشت]] که [[خدا]] آن را برای [[بندگان]] مخصوص و برگزیده‌اش گشوده است. جهاد [[پوشش]] [[پرهیزگاری]] و [[زره]] محکم و [[مقاوم]] خدایی و سپر قابل [[اطمینان]] خداست. کسی که جهاد را ترک کند به حالت [[سرپیچی]] و [[اعراض]]، [[خداوند]] بر او [[لباس]] [[خواری]] می‌پوشاند و [[زندگی]] چنین کسی با [[گرفتاری‌ها]] و [[سختی‌ها]] پوشیده می‌شود و به [[خفت]]، [[زبونی]] و [[بیچارگی]] کشانده می‌شود و بر دلش مهر [[بی‌خردی]] و سبکسری زده شده و [[حق]] از او برگردانده می‌شود. به خاطر این که جهاد را ضایع نموده است و ناگزیر به [[پستی]] محکوم و از [[انصاف]] و عدالت [[محروم]] خواهد بود».
[[امام]]{{ع}} به حالت جنگ، به چشم آخرین راه‌حل می‌نگرد و به خواست [[سربازان]] و [[سرداران]] مبنی بر [[شتاب]] در [[جنگیدن]] به دیده منفی می‌نگرد و سعی می‌کند به [[فتنه‌انگیزان]] [[جنگ]] [[طلب]]، [[فرصت]] کافی دهد تا به [[حق]] بازگردند، و در صورت [[ناامید]] شدن از آنان آنگاه شرایط را دوباره بررسی می‌کند و اگر هیچ راه چاره دیگری نیافت، از جنگ به عنوان تنها راه‌حل استفاده می‌کند<ref>فقه سیاسی، ج۵، ص۲۹-۳۴.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۸.</ref>
==جنگ و شیوه‌های ممنوعه در آن==
با توجه به قاعده [[هدف]] وسیله را توجیه نمی‌کند، در [[ابزار جنگ]] نیز [[اعمال]] بعضی شیوه‌ها که به آن‎ها اشاره می‌شود ممنوع دانسته شده است:
# [[نقض]] [[حاکمیت]] و [[اراده]] ملی؛
#عدم تفکیک شرایط جنگ از حالت‌های [[اضطراری]]؛
# [[تحمیل]] [[قوانین]] و مقررات بر [[مردم]] مناطق اشغال شده؛
# تحمیل [[دین]] و [[اجبار]] بر [[تغییر]] [[مذهب]]؛
# [[غارت]] مناطق اشغالی؛
#استفاده نظامی از مردم مناطق اشغالی؛
# [[استثمار]] و هر نوع استفاده از منابع [[اقتصادی]] مناطق اشغالی برای مقاصد نظامی؛
# [[سوء]] استفاده از منابع [[فرهنگی]] مناطق اشغالی؛
# اعمال حاکمیت [[قضایی]] در مناطق اشغالی؛
# [[مداخله]] در امور ملی مناطق اشغال شده و [[الزام]] بر تغییر [[هویت فرهنگی]] و [[آداب و رسوم]] ملی؛
#ایجاد [[دولت]] دست‌نشانده؛
# سلب [[آزادی‌ها]] و عدم رعایت [[حق حیات]] و [[حقوق بشر]]؛
#گروگان گیری؛
#انتقال دسته جمعی اهالی؛
# [[آتش]] زدن درختان و مزارع؛
#اتلاف [[اموال عمومی]] و استفاده از [[اموال شخصی]]؛
#اسکان [[اتباع]] خودی در سرزمین‌های اشغالی؛
#انهدام اماکن عمومی و ابنیه خصوصی؛
#اخذ [[مالیات]] و عوارض برای مقاصد نظامی؛
# [[الحاق]] سرزمین‌های تحت [[تصرف]]<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۳۵۸-۳۶۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۸.</ref>
==جنگ و [[قواعد]] الزامی آن==
منظور از اصول و [[قواعد الزامی جنگ]] در [[اسلام]]، دستورالعمل‌هایی است که [[فرماندهان]] و نیروهای [[رزمنده]] از آغاز جنگ تا پایان آن، موظف به اجرای صحیح آنها بوده و موارد اقدامات مجاز را مشخص می‌کنند.
برخی از این [[دستورات]] دارای منبع [[عرفی]] بوده و از نظر اسلام جنبه امضایی دارد، مانند مصونیت [[سیاسی]] [[سفرا]] و پیام‌آوران و مصونیت جانی [[اسیران]] و برخی دیگر جنبه تأسیسی داشته و [[شریعت اسلام]] بر اساس انسان‌دوستی، [[پایبندی]] [[رزمندگان]] به آن اصول را مورد تأکید قرار داده است، مانند اصل الزامی [[دعوت]]، قبل از هر نوع عملیات [[جنگی]] و احراز مصونیت با [[قبول اسلام]].
این اصول و [[قواعد]] الزامی به قرار ذیل است:
۱. [[تصمیم‌گیری]] و اتخاذ موضع رسمی: در عملیات رزمی جمعی تصمیم‌گیری نهایی با [[امام]] و [[ولی امر]] است، جز در موارد [[دفاع شخصی]] و یا مواردی که تأخیر عملیات [[دفاعی]] موجب فوت [[فرصت]] و زیان‌های جبران‌ناپذیر می‌شود که [[اقدام]] به [[عملیات نظامی]] بدون اطلاع و کسب [[اجازه]] از ولی امر از باب [[دفاع مشروع]] و یا [[نهی از منکر]] در [[مقام]] [[ضرورت]] جائز است. در هر حال [[لزوم مشورت]] در مسائل [[جنگ]] برای امام و ولی امر، با [[مسئولیت]] ولی امر و [[مرجع]] [[قانونی بودن]] در اتخاذ [[تصمیم]] نهایی منافات ندارد؛
۲. [[فرماندهی]] کل قوا: تعیین [[فرماندهان نظامی]] و [[تأیید]] طرح و برنامه عملیات رزمی با امام و ولی امر است؛
٣. [[بسیج نیروها]] و [[فرمان جهاد]]: آغاز [[جهاد]] تنها با [[فرمان امام]] و ولی امر انجام می‌شود و جز در موارد دفاع شخصی و یا شرایط ضروری بدون [[فرمان]] رسمی ولی امر بسیج نیروها انجام نمی‌شود؛
۴. توجیه نیروهای [[رزمنده]]: قبل از هر اقدامی تمامی [[فرماندهان]] و نیروهای رزمنده و دست‌اندرکاران امر جهاد باید توسط امام و ولی امر [[مسلمانان]] توجیه شوند و این امر نه در شکل یک تشریفات صوری بلکه به صورت کاملاً جدی و منطقی با استفاده از تمامی امکانات [[معنوی]] و [[تبلیغی]] توسط امام و ولی امر انجام می‌شود و [[هدف]] این [[مراسم]]، توجیه [[اهداف جهاد]] و تبیین اصول و قواعد کلی است که کلیه دست‌اندرکاران عملیات رزمی باید از آنها مطلع شوند و در عمل به کار گیرند. این اصل را می‌توان از [[سیره عملی پیامبر]]{{صل}} به هنگام اعزام نیرو به دست آورد که [[رسول خدا]]{{صل}} پیوسته در مواقع اعزام نیرو، فرماندهان و [[آحاد]] [[رزمندگان]] را به حضور می‌طلبید و آنها را در پیش روی خود و فرماندهانشان را در کنار خویش می‌نشانید و سپس آنها را با مسائل [[جهاد]] آشنا می‌کرد و نسبت به وظایفی که بر عهده خواهند گرفت، توجیهشان می‌فرمود<ref>جامع الاحادیث، ج۱۳، ص۱۱۶.</ref>. به‌ویژه [[فرماندهان]] را مخاطب قرار داده و آنها را در کنار سایر افراد به رعایت [[تقوا]] امر می‌کرد<ref>الاسیر، ص۲۷.</ref>؛
۵. انجام [[مراسم]] [[دعا]]: در [[عصر نبوی]] این مراسم همواره توسط خود [[پیامبر]]{{صل}} انجام می‌شد و [[سیره]] آن حضرت به هنگام اعزام نیرو چنین بود که: {{متن حدیث| كَانَ{{صل}} إِذَا بَعَثَ سَرِيَّةً دَعَا لَهَا}} هنگامی که نیرویی برای انجام عملیات رزمی اعزام می‌نمود بر آنها دعا می‌کرد. مشابه این عمل در مورد [[امام علی]]{{ع}} نیز نقل شده است. دعا، نیروهای [[رزمنده]] را به نیروی لایزال [[الهی]] پیوند می‌دهد و [[توجه به خدا]]، آنان را در برابر [[مشکلات]]، [[پایدار]] و در پیروزی‌ها، مانع از [[تجاوز]] از حدود و [[مقررات الهی]] می‌کند و گاه این مراسم [[توسعه]] می‌یافت و به [[رزمندگان]] [[تعلیم]] داده می‌شد که خود دعاهای خاصی را بر زبان آورده و در تمامی حالات رزم آن را از خدای [[قادر]] مسألت کنند. از آن جمله دعایی است که امیرالمؤمنین علی{{ع}} به فرماندهان و رزمندگان خود آموخت که همواره بگویند:
{{متن حدیث|اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَ دِمَاءَهُمْ وَ أَصْلِحْ ذَاتَ بَيْنِنَا وَ بَيْنِهِمْ وَ اهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ حَتَّى يَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ وَ يَرْعَوِيَ عَنِ الْغَيِّ وَ الْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ‌}}<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۲۰۶.</ref>.
بی‌شک رزمنده‌ای که از عمق [[جان]] و صادقانه از [[خدا]] می‌خواهد که از ریخته شدن [[خون]] او و خون دشمنش جلوگیری کند و [[صلح]] را به جای [[جنگ]] بر [[روابط]] فیمابین دو طرف بر قرار کند و آن دسته از نیروهای [[دشمن]] را که ندانسته و [[ناآگاهانه]] به مصاف آمده‌اند، [[هدایت]] کند و دسته دیگری را که آگاهانه در غرقاب [[گمراهی]] و تجاوز فرو رفته‌اند، [[نجات]] بخشد، چنین نیرویی با چنین حال و هوای [[معنوی]] و [[فکری]] هرگز نمی‌تواند صحنه جهاد را به [[کشتار]] و ویرانگری تبدیل سازد<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۳۹-۴۱.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۹۹.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۸۰٬۳۷۲

ویرایش