مقاومت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۷٬۹۰۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ مارس ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۱: خط ۶۱:
# '''دائمی بودن''': از آنجا که [[خداوند متعال]] در [[قرآن]] با بیانات مختلف، [[انسان‌های صالح]] و [[تقواپیشگان]] را [[جانشین]] خود در [[زمین]] می‌داند و آنان را [[وارث زمین]] خواهد کرد، از سوی دیگر همین انسان‌های [[شایسته]] و باتقوا به طور طبیعی همواره با موانعی از [[امیال نفسانی]]، [[ستم]] و [[تجاوز]] و [[طغیان]] دیگران روبه‌رو خواهند بود، بنابراین جهت دستیابی به اهداف خویش، لازم است [[مقاومت]] نمایند، و به ناگزیر، [[مقاومت]] امری همیشگی خواهد بود و به زمانی خاص محدود نمی‌شود. [[قرآن]] [[خلافت]] روی [[زمین]] و استقرار و [[امنیت]] را به [[اهل]] [[ایمان]] و شایستگان، [[وعده]] داده است: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ...}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین می‌گرداند- چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید-.».. سوره نور، آیه ۵۵.</ref>. {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و در زبور پس از تورات نگاشته‌ایم که بی‌گمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref>. همین که [[قرآن کریم]] [[مقاومت]] را تا دفع [[فتنه]] و [[سرافرازی]] [[دین خدا]] لازم می‌داند، [[دلیل]] بر دائمی بودن آن است: {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند، پس اگر دست از (جنگ) بازداشتند (شما نیز دست باز دارید که) جز با ستمگران دشمنی نباید کرد» سوره بقره، آیه ۱۹۳.</ref>. و هنگام [[نزاع]] دو [[طایفه]] از [[مؤمنان]]، [[مقاومت]] در برابر [[طایفه]] سر کش و [[طغیان‌گر]] را لازم می‌داند تا این که آنان را به [[امر خداوند]] باز گردند<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}} «و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم می‌کند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید و دادگری ورزید که خداوند دادگران را دوست می‌دارد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>.
# '''دائمی بودن''': از آنجا که [[خداوند متعال]] در [[قرآن]] با بیانات مختلف، [[انسان‌های صالح]] و [[تقواپیشگان]] را [[جانشین]] خود در [[زمین]] می‌داند و آنان را [[وارث زمین]] خواهد کرد، از سوی دیگر همین انسان‌های [[شایسته]] و باتقوا به طور طبیعی همواره با موانعی از [[امیال نفسانی]]، [[ستم]] و [[تجاوز]] و [[طغیان]] دیگران روبه‌رو خواهند بود، بنابراین جهت دستیابی به اهداف خویش، لازم است [[مقاومت]] نمایند، و به ناگزیر، [[مقاومت]] امری همیشگی خواهد بود و به زمانی خاص محدود نمی‌شود. [[قرآن]] [[خلافت]] روی [[زمین]] و استقرار و [[امنیت]] را به [[اهل]] [[ایمان]] و شایستگان، [[وعده]] داده است: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ...}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین می‌گرداند- چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید-.».. سوره نور، آیه ۵۵.</ref>. {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ}}<ref>«و در زبور پس از تورات نگاشته‌ایم که بی‌گمان زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد» سوره انبیاء، آیه ۱۰۵.</ref>. همین که [[قرآن کریم]] [[مقاومت]] را تا دفع [[فتنه]] و [[سرافرازی]] [[دین خدا]] لازم می‌داند، [[دلیل]] بر دائمی بودن آن است: {{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ}}<ref>«و با آنان نبرد کنید تا آشوبی برجا نماند و تنها دین خداوند بر جای ماند، پس اگر دست از (جنگ) بازداشتند (شما نیز دست باز دارید که) جز با ستمگران دشمنی نباید کرد» سوره بقره، آیه ۱۹۳.</ref>. و هنگام [[نزاع]] دو [[طایفه]] از [[مؤمنان]]، [[مقاومت]] در برابر [[طایفه]] سر کش و [[طغیان‌گر]] را لازم می‌داند تا این که آنان را به [[امر خداوند]] باز گردند<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}} «و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم می‌کند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید و دادگری ورزید که خداوند دادگران را دوست می‌دارد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>.
# '''قدسی بودن [[مقاومت]]''': [[مقاومت]] در [[راه]] [[حق]] یک مکانیسم اجرایی ساده و [[عینی]] و بدون پشتوانه نیست، بلکه افزون بر آثار ظاهری [[دنیوی]] که برای [[انسان‌ها]] به بار می‌آورد، ویژگی بسیار مهم آن [[قداست]] است. این ویژگی، [[معنوی]] و [[باطنی]] می‌باشد و آن چنان از بعد ارزشی، در اوج و [[شکوه]] قرار دارد که ژرفای آن را [[اندیشه]] و [[خرد]] [[انسان‌ها]] نمی‌تواند [[درک]] کند و تنها [[خداوند]]، [[ارزش]] آن را می‌داند و به آن [[پاداش]] می‌دهد. [[مقاومت]] در [[راه]] [[حق]] به یکی از این دو نتیجه می‌رسد: نخست [[پیروزی]] نهایی و دیگر [[شهادت]] که فوزی [[عظیم]] است. “دفاع بالذات [[ارزش]] و [[قداست]] دارد، مهم [[درک]] و [[معرفت]] صحیح از آن است. این [[معرفت]] است که به [[انسان]] درس [[مقاومت]]، [[صبر]] و [[مبارزه]] می‌دهد”<ref>رستمی‌کیا، عباسعلی، «مبانی نظری دفاع مقدس در قرآن کریم»، مجله ادبیات پایداری (دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه کرمان)، سال ۱۳۸۹ش، شماره ۲، ص۹۵.</ref>. [[قرآن]] کشتگان در [[راه خدا]] را زنده می‌داند که نزد [[پروردگار]] روزی داده می‌شوند و این گونه بر [[قداست]] [[مقاومت]] در [[راه]] [[حق]]، مهر [[تأیید]] می‌زند: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده مپندار که زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی می‌برند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>. در آیه‌های بعد، [[سخن]] از [[مجاهدان]] [[راه]] [[حق]] که از [[فوز]] [[شهادت]] بهره‌مند نشده‌اند، به میان آمده و [[وعده]] داه شده است که آنان از [[فضل]] و [[رحمت]] بی‌منتهای [[الهی]] بهره‌مند می‌شوند و [[خداوند]]، قدردان مجاهدت‌های آنان خواهد بود. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته می‌شوند مرده نخوانید که زنده‌اند امّا شما درنمی‌یابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref> به معنای فوق الذکر با اندکی تفاوت اشاره گشته است. [[قرآن]] در جای دیگر کشته شدن یا [[مرگ]] در [[راه خدا]] را همراه با [[غفران الهی]] و [[رحمت]] بی‌پایان و [[برتر]] از همه امکانات [[دنیوی]]، می‌داند. {{متن قرآن|وَلَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«اگر در راه خداوند کشته شوید یا بمیرید (بدانید) که آمرزش و بخشایشی از خداوند، از هر آنچه فراهم آورند بهتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۵۷.</ref>. همچنین [[خداوند]] به کسانی که در [[راه خدا]] [[هجرت]] کرده، سپس کشته شده و یا مرگشان فرا رسیده، [[وعده]] [[نیکو]] داده است. {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مَاتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ}}<ref>«و آنان که در راه خداوند هجرت گزیدند سپس کشته شدند یا درگذشتند خداوند به آنان روزی نیکویی خواهد داد و بی‌گمان خداوند بهترین روزی‌دهندگان است» سوره حج، آیه ۵۸.</ref>. همین پشتوانه [[قداست]] است که مقاومت در [[راه خدا]] را با اشکال گونه‌گون آن شورآفرین و آرمان‌خیز و شادی‌آور ساخته است و [[مجاهدان]] [[راه خدا]] در مسیری که در پیش گرفته‌اند هرگز [[اندوهگین]] نمی‌شوند و در [[عزم راسخ]] آنان خللی ایجاد نمی‌گردد<ref>[[سید فضل‌الله میرقادری|میرقادری، سید فضل‌الله]]، [[حسین کیانی|کیانی، حسین]]، [[بن‌مایه‌های ادبیات مقاومت در قرآن (مقاله)|بن‌مایه‌های ادبیات مقاومت در قرآن]]</ref>.
# '''قدسی بودن [[مقاومت]]''': [[مقاومت]] در [[راه]] [[حق]] یک مکانیسم اجرایی ساده و [[عینی]] و بدون پشتوانه نیست، بلکه افزون بر آثار ظاهری [[دنیوی]] که برای [[انسان‌ها]] به بار می‌آورد، ویژگی بسیار مهم آن [[قداست]] است. این ویژگی، [[معنوی]] و [[باطنی]] می‌باشد و آن چنان از بعد ارزشی، در اوج و [[شکوه]] قرار دارد که ژرفای آن را [[اندیشه]] و [[خرد]] [[انسان‌ها]] نمی‌تواند [[درک]] کند و تنها [[خداوند]]، [[ارزش]] آن را می‌داند و به آن [[پاداش]] می‌دهد. [[مقاومت]] در [[راه]] [[حق]] به یکی از این دو نتیجه می‌رسد: نخست [[پیروزی]] نهایی و دیگر [[شهادت]] که فوزی [[عظیم]] است. “دفاع بالذات [[ارزش]] و [[قداست]] دارد، مهم [[درک]] و [[معرفت]] صحیح از آن است. این [[معرفت]] است که به [[انسان]] درس [[مقاومت]]، [[صبر]] و [[مبارزه]] می‌دهد”<ref>رستمی‌کیا، عباسعلی، «مبانی نظری دفاع مقدس در قرآن کریم»، مجله ادبیات پایداری (دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه کرمان)، سال ۱۳۸۹ش، شماره ۲، ص۹۵.</ref>. [[قرآن]] کشتگان در [[راه خدا]] را زنده می‌داند که نزد [[پروردگار]] روزی داده می‌شوند و این گونه بر [[قداست]] [[مقاومت]] در [[راه]] [[حق]]، مهر [[تأیید]] می‌زند: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته شده‌اند مرده مپندار که زنده‌اند، نزد پروردگارشان روزی می‌برند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۹.</ref>. در آیه‌های بعد، [[سخن]] از [[مجاهدان]] [[راه]] [[حق]] که از [[فوز]] [[شهادت]] بهره‌مند نشده‌اند، به میان آمده و [[وعده]] داه شده است که آنان از [[فضل]] و [[رحمت]] بی‌منتهای [[الهی]] بهره‌مند می‌شوند و [[خداوند]]، قدردان مجاهدت‌های آنان خواهد بود. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته می‌شوند مرده نخوانید که زنده‌اند امّا شما درنمی‌یابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref> به معنای فوق الذکر با اندکی تفاوت اشاره گشته است. [[قرآن]] در جای دیگر کشته شدن یا [[مرگ]] در [[راه خدا]] را همراه با [[غفران الهی]] و [[رحمت]] بی‌پایان و [[برتر]] از همه امکانات [[دنیوی]]، می‌داند. {{متن قرآن|وَلَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«اگر در راه خداوند کشته شوید یا بمیرید (بدانید) که آمرزش و بخشایشی از خداوند، از هر آنچه فراهم آورند بهتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۵۷.</ref>. همچنین [[خداوند]] به کسانی که در [[راه خدا]] [[هجرت]] کرده، سپس کشته شده و یا مرگشان فرا رسیده، [[وعده]] [[نیکو]] داده است. {{متن قرآن|وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مَاتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ}}<ref>«و آنان که در راه خداوند هجرت گزیدند سپس کشته شدند یا درگذشتند خداوند به آنان روزی نیکویی خواهد داد و بی‌گمان خداوند بهترین روزی‌دهندگان است» سوره حج، آیه ۵۸.</ref>. همین پشتوانه [[قداست]] است که مقاومت در [[راه خدا]] را با اشکال گونه‌گون آن شورآفرین و آرمان‌خیز و شادی‌آور ساخته است و [[مجاهدان]] [[راه خدا]] در مسیری که در پیش گرفته‌اند هرگز [[اندوهگین]] نمی‌شوند و در [[عزم راسخ]] آنان خللی ایجاد نمی‌گردد<ref>[[سید فضل‌الله میرقادری|میرقادری، سید فضل‌الله]]، [[حسین کیانی|کیانی، حسین]]، [[بن‌مایه‌های ادبیات مقاومت در قرآن (مقاله)|بن‌مایه‌های ادبیات مقاومت در قرآن]]</ref>.
== اهمیت و ضرورت مقاومت ==
[[انسان]] به دلیل ویژگی [[اجتماعی]] بودنش نمی‌تواند تنها و بدون دیگران کند. او از آن هنگام که خود را [[شناخت]] و این نیاز را [[احساس]] نمود که باید در جمع [[زندگی]] کند و متوجه زندگی خود و دیگران شد، به دنبال دست یافتن به بهترین‌ها بود. بنابراین می‌بایست برای [[حفظ]] بقای خویش در برابر حوادث [[روزگار]] مقاومت نشان می‌داد. این احساس بشری نسبت به مقاومت، باعث پیدایش و استمرار آن گردید، پس مقاومت را می‌توان یک ضرورت در زندگی [[بشر]] دانست. از طرف دیگر هر جا سخن از [[فرهنگ]] مقاومت است، در برابر آن فرهنگ [[ذلّت]] و تن به [[خواری]] دادن مطرح می‌شود و انسان با توجه به [[سرشت]] و [[طبیعت]] ذاتی خویش ناگزیر است برای [[رهایی]] از [[ذلت]] و خواری و [[تسلیم نشدن]] در برابر پدیده‌های طبیعی و اجتماعی [[پایداری]] کند، به دیگر سخن انسان برای شناخت، حفظ و توسعه ارزش‌های مربوط به [[سعادت دنیوی]] و اخروی‌اش و همچنین شناخت [[ضد ارزش‌ها]] و دور کردن آنها از خود و دیگران باید دست به مقاومت بزند.
زندگی انسان همچون دریایی خروشان است که زنده بودن و نشاطش در [[پویایی]] امواج آن است. اگر آب این دریا راکد شود، پس از مدتی [[فاسد]] می‌گردد. [[قرآن]] در توصیف این [[فساد]] و [[تباهی]] می‌گوید: {{متن قرآن|وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ}}<ref>«و اگر خداوند برخی مردم را با برخی دیگر باز نمی‌داشت، زمین تباه می‌گردید» سوره بقره، آیه ۲۵۱.</ref> بنابراین [[حیات]] و بقای انسان بر پایه مقاومت [[استوار]] است و او برای بقای خویش و داشتن زندگی [[واقعی]] و ایده‌آل، لازم است همواره در برابر نیروهای منفی و زیان‌بار، پایداری مناسب داشته باشد.
در بیان ضرورت مقاومت همین بس که دو سوم [[سوره بقره]]، بزرگ‌ترین [[سوره]] قرآن در ضرورت مقاومت و پایداری در برابر کافرین و [[منافقین]] است و همچنین در دو [[سوره آل عمران]] و [[نساء]] و دیگر [[سوره‌های قرآن]]، این [[ضرورت]]، بسیار روشن تبیین گردیده است و توجه فراوان این [[کتاب آسمانی]] به مقاومت به دلیل [[ارزش دینی]] و [[اخلاقی]] نهفته در آن است. تعالی و [[سربلندی]] [[انسان]] از نظر مادی و [[معنوی]] و [[سعادت]] و [[خوشبختی]] فرد و [[جامعه]] جز در سایه مقاومت امکان‌پذیر نیست. و چون بقاء و [[پایداری]] [[دین]] و [[دنیا]] در گروی مقاومت می‌باشد، پس این پدیده، یک ضرورت [[دنیوی]] و [[اخروی]] به شمار می‌رود. اگر انسان در برابر نفس [[سرکش]] و هوی و [[هوس‌ها]] و تجمل‌های دنیوی مقاومت نکند و در راه [[شناخت خدا]] و [[اطاعت]] از [[فرمان]] او با [[مشکلات]] به [[پیکار]] برنخیزد، هرگز به [[هدف]] نمی‌رسد. [[خداوند]] در [[سوره فصلت]]، [[توحید]] را در کنار مقاومت و پایداری قرار می‌دهد و به [[یکتاپرستان]] [[پایدار]] بر توحید، [[بهشت]] جاویدان را [[بشارت]] می‌دهد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود می‌آیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref>. این همجواری بین توحید و مقاومت، بیانگر [[ارزش]] والای مقاومت و پایداری در راه خداوند است؛ زیرا [[ایمان واقعی]]، زمانی [[فرصت]] بروز و [[ظهور]] می‌یابد، که انسان بتواند در برابر [[امیال نفسانی]]، مقاومت مناسب داشته باشد و از [[آزمون الهی]] سربلند بیرون آید.
از دیگاه [[قرآن]]، هدف اصلی مقاومت، ایجاد [[تعادل]] و [[توازن]] در انسان و [[جامعه انسانی]] است، و جز موارد یاد شده، این اهداف را می‌توان برای آن برشمرد:
# تقویت [[روحیه]] [[ایثار]] و [[فداکاری]]؛
# [[حفظ کرامت]] و [[عزت نفس]]؛
# [[حفظ وحدت]] و [[همدلی]] بین افراد جامعه؛
# [[اجرای حق]] و [[عدالت]] و [[نابودی باطل]] و [[کفر]]؛
# [[حفظ عزت]] [[اجتماعی]] و ریشه‌کن کردن [[فساد]]؛
# هموار کردن راه‌های [[پیشرفت]] [[انسان‌ها]] به سوی [[معبود]]؛
# [[حفظ]] [[استقلال]] [[وطن]] و جلوگیری از اشغال آن و دفع [[خطرها]] و تهدیدهای [[دشمن]]؛
# [[دفاع از مظلوم]] و مقاومت در برابر [[ستمگران]] و [[تجاوزگران]] و [[اشغالگران]].
یکی از شرط‌های مقاومت در [[قرآن]]، [[اراده]] [[تغییر]] همراه با [[آگاهی]] و [[بیداری]] است، [[اصلاح امور]] با «یقظه» ([[هشیاری]]) شروع می‌شود و این [[یقظه]] و بیداری از مقدمات و لوازم مقاومت [[قرآنی]] به شمار می‌آید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ}}<ref>«بی‌گمان خداوند آنچه را که گروهی دارند دگرگون نمی‌کند (و از آنان نمی‌ستاند) مگر آنها آنچه را که در خویش دارند دگرگون سازند» سوره رعد، آیه ۱۱.</ref>. این [[آیه]] تصریح دارد که [[سرنوشت]] [[اقوام]] به دست خودش تغییر می‌کند، اگر اراده تغییر در قومی پدید آمد و یا نسبت به [[امور جامعه]] و تغییر آن آگاهی پیدا کردند، می‌توانند در سرنوشت خویش، مؤثر باشند، در این صورت، مقاومت می‌تواند یکی از راه‌های تغییر باشد<ref>[[سید فضل‌الله میرقادری|میرقادری، سید فضل‌الله]]، [[حسین کیانی|کیانی، حسین]]، [[بن‌مایه‌های ادبیات مقاومت در قرآن (مقاله)|بن‌مایه‌های ادبیات مقاومت در قرآن]]</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۰٬۳۵۲

ویرایش