هوازن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۱ مهٔ ۲۰۲۳
خط ۲۸: خط ۲۸:


==[[ادیان]] و باورهای مذهبی [[هوازن]] در دوران [[جاهلی]]==
==[[ادیان]] و باورهای مذهبی [[هوازن]] در دوران [[جاهلی]]==
[[بت پرستی]] [[دین]] غالب در [[زندگی]] اکثر [[قبایل عرب]] از جمله هوازن در [[دوران جاهلیت]] بود. در کل، [[قبایل]] [[بادیه نشین]]، به دلیل رفت و آمدهای مکرر و دوری از [[شهر]]، کمتر از [[مردم]] [[شهرنشین]] به [[بت‌ها]] [[دلبستگی]] داشتند. با این حال بنا بر نقل برخی گزارشات، برخی از هوازنی‌های بادیه نشین، بتی به نام "جهار" داشتند که آن را در دامنه [[کوه]] أطحل در [[عکاظ]] [[نصب]] کرده بودند و به [[پرستش]] آن [[اشتغال]] داشتند. تولیت این [[بت]] را [[بنی عوف]] از [[طایفه]] [[بنی نصر]] بر عهده داشتند.<ref>ابن حبیب، المحبر، ص٣١٥؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج٢، ص١٩٣.</ref> "[[ازرقی]]"، بنی نصر، جشم و [[سعد بن بکر]] (عجز) را در شمار هوازنیانی ذکر کرده که بت [[عُزّی]] را می‌پرستیدند.<ref>أزرقی، أخبار مکه، ج١، ص٩٥.</ref>[[بنی هلال]] هم، شاخه‌ای از [[بنی عامر]] بودند که تولیت بت [[ذوالخلصه]] را عهده دار بودند.<ref>ابن حبیب، محبر، ص۳۱۷.</ref> [[بنی ثقیف]] که در [[طائف]] ساکن بودند، بتی به نام "[[اللات]]" داشتند<ref>ابن کلبی، الأصنام، ص۲۷.</ref> که معروفترین بت بعد از [[عزّی]] بود و بسیار مورد [[احترام]]. [[شهرت]] این بت به قدری بود که گفته شده زمانی که [[ابرهه]] به قصد تخریب [[کعبه]] به [[مکه]] [[حمله]] کرد، به [[گمان]] اینکه این [[بتکده]]، همان کعبه است، به سوی محل استقرار بت [[لات]] [[لشکر]] کشید که با اطلاع رسانی ثقفی‌ها از نابودی آن منصرف شد.<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ص۲٦ - ۲۷؛ أزرقی، أخبار مکه، ج۱، ص١١١.</ref> در مورد بت لات و علت نامگذاری آن [[روایات]] فراوانی وارد شده است، اما مشهورترین آنها این است که لات صخره‌ای مربع شکل بود که مردی [[صالح]] از ثقیف در آن برای حجاج گندم آسیاب می‌کرد و آن را با روغن می‌آمیخت. وقتی آن مرد از [[دنیا]] رفت، [[عمرو بن لحی]] با این سخن که او نمرده، بلکه وارد این صخره شده است، به آنان دستور داد که بر آن بنایی بسازند و آن را به مناسبت کاری که آن مرد در این محل انجام می‌داد، "[[اللات]]" بخوانند.<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص٤.</ref> این [[بتکده]] به [[اطعام]] حجاج [[شهرت]] داشت چندان که نقل است در ایام [[حج]] ده هزار دام برایش [[قربانی]] می‌کردند و با ده هزار حله آن را می‌پوشاندند. [[اعراب]] [[لات]] و [[عزی]] و [[مناه]] را [[دختران]] [[خدا]] می‌خواندند و دور [[کعبه]] [[طواف]] می‌کردند و می‌گفتند: لات، عزی و منات سه بت بلندپایه‌ای هستند که باید به شفاعتشان امیدوار بود.<ref>(ابن کلبی، الأصنام، ص۱۹.)</ref>
[[بت پرستی]] [[دین]] غالب در [[زندگی]] اکثر [[قبایل عرب]] از جمله هوازن در [[دوران جاهلیت]] بود. در کل، [[قبایل]] [[بادیه نشین]]، به دلیل رفت و آمدهای مکرر و دوری از [[شهر]]، کمتر از [[مردم]] [[شهرنشین]] به [[بت‌ها]] [[دلبستگی]] داشتند. با این حال بنا بر نقل برخی گزارشات، برخی از هوازنی‌های بادیه نشین، بتی به نام "جهار" داشتند که آن را در دامنه [[کوه]] أطحل در [[عکاظ]] [[نصب]] کرده بودند و به [[پرستش]] آن [[اشتغال]] داشتند. تولیت این [[بت]] را [[بنی عوف]] از [[طایفه]] [[بنی نصر]] بر عهده داشتند.<ref>ابن حبیب، المحبر، ص٣١۵؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج٢، ص١٩٣.</ref> "[[ازرقی]]"، بنی نصر، جشم و [[سعد بن بکر]] (عجز) را در شمار هوازنیانی ذکر کرده که بت [[عُزّی]] را می‌پرستیدند.<ref>أزرقی، أخبار مکه، ج١، ص٩۵.</ref>[[بنی هلال]] هم، شاخه‌ای از [[بنی عامر]] بودند که تولیت بت [[ذوالخلصه]] را عهده دار بودند.<ref>ابن حبیب، محبر، ص۳۱۷.</ref> [[بنی ثقیف]] که در [[طائف]] ساکن بودند، بتی به نام "[[اللات]]" داشتند<ref>ابن کلبی، الأصنام، ص۲۷.</ref> که معروفترین بت بعد از [[عزّی]] بود و بسیار مورد [[احترام]]. [[شهرت]] این بت به قدری بود که گفته شده زمانی که [[ابرهه]] به قصد تخریب [[کعبه]] به [[مکه]] [[حمله]] کرد، به [[گمان]] اینکه این [[بتکده]]، همان کعبه است، به سوی محل استقرار بت [[لات]] [[لشکر]] کشید که با اطلاع رسانی ثقفی‌ها از نابودی آن منصرف شد.<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ص۲۶ - ۲۷؛ أزرقی، أخبار مکه، ج۱، ص١١١.</ref> در مورد بت لات و علت نامگذاری آن [[روایات]] فراوانی وارد شده است، اما مشهورترین آنها این است که لات صخره‌ای مربع شکل بود که مردی [[صالح]] از ثقیف در آن برای حجاج گندم آسیاب می‌کرد و آن را با روغن می‌آمیخت. وقتی آن مرد از [[دنیا]] رفت، [[عمرو بن لحی]] با این سخن که او نمرده، بلکه وارد این صخره شده است، به آنان دستور داد که بر آن بنایی بسازند و آن را به مناسبت کاری که آن مرد در این محل انجام می‌داد، "[[اللات]]" بخوانند.<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۴.</ref> این [[بتکده]] به [[اطعام]] حجاج [[شهرت]] داشت چندان که نقل است در ایام [[حج]] ده هزار دام برایش [[قربانی]] می‌کردند و با ده هزار حله آن را می‌پوشاندند. [[اعراب]] [[لات]] و [[عزی]] و [[مناه]] را [[دختران]] [[خدا]] می‌خواندند و دور [[کعبه]] [[طواف]] می‌کردند و می‌گفتند: لات، عزی و منات سه بت بلندپایه‌ای هستند که باید به شفاعتشان امیدوار بود.<ref>(ابن کلبی، الأصنام، ص۱۹.)</ref>
ثقیفی‌ها برای لات [[حجاب]] و پوششی ساختند و حرمی برای او ساختند که با [[حرم مکه]] قابل مقایسه بود. در این [[حرم]]، شکار [[حیوان]] و ریختن [[خون]] در اطراف آن جایز نبود.<ref>ابن حبیب، المحبر، ص٣١٥.</ref> در [[موسم حج]]، اعراب از اطراف و اکناف [[عربستان]] به زیارتش می‌آمدند و آن گونه که کعبه را بزرگ می‌داشتند، این [[بت]] را نیز گرامی می‌داشتند. آنان در نزدش قربانی می‌کردند و هدایایی از [[عطر]]، طلا و [[نقره]] تقدیمش کرده، در [[خزانه]] این بت که "غبغب" نام داشت، می‌نهادند.<ref>واقدی، المغازی، ص٦٤٥.</ref> تلبیه مخصوص [[بنی ثقیف]] «لبیک اللهم إن ثقیفاً قد أتوک وأخلفوا المال وقد رجوک» بود که آن را در نزد این بت و در موسم حج ادا می‌کردند.<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج١، ص٢٥٥.</ref> گفته شده که بنی [[ربیعه بن عامر]] - از شاخه‌های [[هوازن]] - از احماس بودندو در [[مناسک حج]] اعمالی را انجام می‌دادند که دیگر حجاج مجاز به انجام آن نبودند مانند برهنه طواف کردن، نرفتن زیر [[سایه]]، از درب منازل وارد نشدن و...<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ص٩٤ - ٩٥. نیز بنگرید: یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج١، ص٢٥٦.</ref> که با ورود [[اسلام]] این [[بدعت]] برداشته شد.<ref>عباس بن غالب بجران العصیمی، «قبیله هوازن نسبها ودورها السیاسی والإجتماعی حتی نهایه العصر الاموی»، ص۴۳۳ - ۴۳۸.</ref>
ثقیفی‌ها برای لات [[حجاب]] و پوششی ساختند و حرمی برای او ساختند که با [[حرم مکه]] قابل مقایسه بود. در این [[حرم]]، شکار [[حیوان]] و ریختن [[خون]] در اطراف آن جایز نبود.<ref>ابن حبیب، المحبر، ص٣١۵.</ref> در [[موسم حج]]، اعراب از اطراف و اکناف [[عربستان]] به زیارتش می‌آمدند و آن گونه که کعبه را بزرگ می‌داشتند، این [[بت]] را نیز گرامی می‌داشتند. آنان در نزدش قربانی می‌کردند و هدایایی از [[عطر]]، طلا و [[نقره]] تقدیمش کرده، در [[خزانه]] این بت که "غبغب" نام داشت، می‌نهادند.<ref>واقدی، المغازی، ص۶۴۵.</ref> تلبیه مخصوص [[بنی ثقیف]] {{عربی|لبیک اللهم إن ثقیفاً قد أتوک وأخلفوا المال وقد رجوک}} بود که آن را در نزد این بت و در موسم حج ادا می‌کردند.<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج١، ص٢۵۵.</ref> گفته شده که [[بنی ربیعه بن عامر]] - از شاخه‌های [[هوازن]] - از احماس بودندو در [[مناسک حج]] اعمالی را انجام می‌دادند که دیگر حجاج مجاز به انجام آن نبودند مانند برهنه طواف کردن، نرفتن زیر [[سایه]]، از درب منازل وارد نشدن و...<ref>ابن هشام، السیره النبویه، ص٩۴ - ٩۵. نیز بنگرید: یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج١، ص٢۵۶.</ref> که با ورود [[اسلام]] این [[بدعت]] برداشته شد.<ref>عباس بن غالب بجران العصیمی، «قبیله هوازن نسبها ودورها السیاسی والإجتماعی حتی نهایه العصر الاموی»، ص۴۳۳ - ۴۳۸.</ref>


علاوه بر [[اعراب]] [[بت]] پرست، وجود مردمانی از [[یهود]] در [[طائف]] و در جمع [[بنی ثقیف]] گزارش شده است. این [[یهودیان]] پس از [[آزار]] و [[اذیت]] [[رومیان]] و تخریب [[معابد]] آنها در سال ۷۰ پس از میلاد، از [[فلسطین]] به برخی نقاط شبه [[جزیره عربستان]] گریخته بودند.<ref>Margoliouth: The Relations between Arabs and Israelites Prior to the Rise of Islam، p. ۵۸ - ۶۰</ref> اما علیرغم حضور [[جمعیت]] بزرگی از [[پیروان]] آن در این [[شهر]]، آنان از لحاظ [[عقیدتی]]، هیچ تأثیری بر ساکنین طائف نداشتند به گونه‌ای که هیچ گزارشی مبنی بر [[یهودی]] شدن فردی از بنی ثقیف به دست نیامده است. دلیل این امر را باید در چند چیز جست. یکی از این [[دلایل]]، [[تعصب]] [[دینی]] یهودیان و عدم اهتمام به [[تبلیغ]] [[آیین]] [[یهودیت]] است.<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۳۱۰. نیز بنگرید: محمد الجارم، أدیان العرب فی الجاهلیه، ص۲۰۱.</ref> علاوه بر این، این یهودیان از [[یمن]] و یثرب به طائف [[رانده شده]] بودند، بنابراین ترجیح می‌دادند که از مسائل مذهبی و [[سیاسی]] دوری کنند و تلاش خود را بر جنبه‌های [[اقتصادی]] متمرکز کنند.<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ص٥٧.</ref> [[دین مسیحیت]] نیز در طائف رونق چندانی نداشت و جز برخی [[غلامان]] - مانند [[عداس]] که در جریان [[سفر]] [[تبلیغی]] [[پیامبر]]{{صل}} به طائف در پیش از [[هجرت]]، در منابع از او سخن به میان آمده است - <ref>ابن هشام، السیره النبویه، ص١٩٣ – ١٩٤.</ref> اطلاعی از حضور و نشر این [[دین]] در [[شهر طائف]] در دست نیست.
علاوه بر [[اعراب]] [[بت]] پرست، وجود مردمانی از [[یهود]] در [[طائف]] و در جمع [[بنی ثقیف]] گزارش شده است. این [[یهودیان]] پس از [[آزار]] و [[اذیت]] [[رومیان]] و تخریب [[معابد]] آنها در سال ۷۰ پس از میلاد، از [[فلسطین]] به برخی نقاط شبه [[جزیره عربستان]] گریخته بودند.<ref>Margoliouth: The Relations between Arabs and Israelites Prior to the Rise of Islam، p. ۵۸ - ۶۰</ref> اما علیرغم حضور [[جمعیت]] بزرگی از [[پیروان]] آن در این [[شهر]]، آنان از لحاظ [[عقیدتی]]، هیچ تأثیری بر ساکنین طائف نداشتند به گونه‌ای که هیچ گزارشی مبنی بر [[یهودی]] شدن فردی از بنی ثقیف به دست نیامده است. دلیل این امر را باید در چند چیز جست. یکی از این [[دلایل]]، [[تعصب]] [[دینی]] یهودیان و عدم اهتمام به [[تبلیغ]] [[آیین]] [[یهودیت]] است.<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۳۱۰. نیز بنگرید: محمد الجارم، أدیان العرب فی الجاهلیه، ص۲۰۱.</ref> علاوه بر این، این یهودیان از [[یمن]] و یثرب به طائف [[رانده شده]] بودند، بنابراین ترجیح می‌دادند که از مسائل مذهبی و [[سیاسی]] دوری کنند و تلاش خود را بر جنبه‌های [[اقتصادی]] متمرکز کنند.<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ص۵٧.</ref> [[دین مسیحیت]] نیز در طائف رونق چندانی نداشت و جز برخی [[غلامان]] - مانند [[عداس]] که در جریان [[سفر]] [[تبلیغی]] [[پیامبر]]{{صل}} به طائف در پیش از [[هجرت]]، در منابع از او سخن به میان آمده است - <ref>ابن هشام، السیره النبویه، ص١٩٣ – ١٩۴.</ref> اطلاعی از حضور و نشر این [[دین]] در [[شهر طائف]] در دست نیست.
همچنین با وجود [[غلبه]] [[مذهب]] [[بت پرستی]] بر [[مردم]] طائف، به نظر می‌رسد مردانی در این [[قبیله]] وجود داشتند که همچنان به آیین [[ابراهیم خلیل]]{{ع}}، پایبند بوده‌اند. اما مصادر [[تاریخی]] نامی از این [[حنفاء]] نبرده‌اند جز یک نفر که [[أمیه بن عبدالله]] (أبی الصلت) بن [[ربیعه بن عوف بن عقده]] نام داشت. او [[شعر]] می‌سرود و بیشتر اشعارش حول محور [[دین]] و [[دینداری]] می‌چرخید از این رو برخی وی را مشهورترین [[شاعر]] [[دینی]] [[عصر جاهلیت]] می‌دانند. [[أمیه بن عبدالله]] کتب [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] را خوانده بود و نخستین فردی بود در [[عرب]] که نوشته هایش را با "بسمک اللهم" آغاز کرده بود.<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الإسلام، ج٤، ص١٥٦، ج٨، ص٣٠٥.</ref> با این وجود، وی پس از [[بعثت]] [[نبی خاتم]]{{صل}}، [[نبوت]] ایشان را [[نفی]] کرد و نه [[مسلمان]] و نه [[بت]] پرست از [[دنیا]] رفت.<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الإسلام، ج۶، ص۱۳۲، ۴۷۸.</ref>،<ref>عباس بن غالب بجران العصیمی، «قبیله هوازن نسبها ودورها السیاسی والإجتماعی حتی نهایه العصر الاموی»، ص۴۳۸ - ۴۴۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
همچنین با وجود [[غلبه]] [[مذهب]] [[بت پرستی]] بر [[مردم]] طائف، به نظر می‌رسد مردانی در این [[قبیله]] وجود داشتند که همچنان به آیین [[ابراهیم خلیل]]{{ع}}، پایبند بوده‌اند. اما مصادر [[تاریخی]] نامی از این [[حنفاء]] نبرده‌اند جز یک نفر که أمیه بن عبدالله (أبی الصلت) بن ربیعه بن عوف بن عقده نام داشت. او [[شعر]] می‌سرود و بیشتر اشعارش حول محور [[دین]] و [[دینداری]] می‌چرخید از این رو برخی وی را مشهورترین [[شاعر]] [[دینی]] [[عصر جاهلیت]] می‌دانند. [[أمیه بن عبدالله]] کتب [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] را خوانده بود و نخستین فردی بود در [[عرب]] که نوشته هایش را با "بسمک اللهم" آغاز کرده بود.<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الإسلام، ج۴، ص١۵۶، ج٨، ص٣٠۵.</ref> با این وجود، وی پس از [[بعثت]] [[نبی خاتم]]{{صل}}، [[نبوت]] ایشان را [[نفی]] کرد و نه [[مسلمان]] و نه [[بت]] پرست از [[دنیا]] رفت.<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الإسلام، ج۶، ص۱۳۲، ۴۷۸.</ref>،<ref>عباس بن غالب بجران العصیمی، «قبیله هوازن نسبها ودورها السیاسی والإجتماعی حتی نهایه العصر الاموی»، ص۴۳۸ - ۴۴۳.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


==تعاملات [[هوازن]] با [[دعوت اسلامی]] [[رسول خدا]]{{صل}}==
==تعاملات [[هوازن]] با [[دعوت اسلامی]] [[رسول خدا]]{{صل}}==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش