ابورفاعه عدوی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۳۱۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۵ ژوئن ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'ابن ابی حاتم' به 'ابن ابی‌حاتم')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ابورفاعه عدوی در تراجم و رجال]] - [[ابورفاعه عدوی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل  = ابورفاعه عدوی | مداخل مرتبط = [[ابورفاعه عدوی در تراجم و رجال]] - [[ابورفاعه عدوی در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{جعبه اطلاعات اصحاب
| نام = ابورفاعه عدوی
| مشهور به =
| نام تصویر = تصویر قدیمی از بصره.jpg
| عرض تصویر =
| توضیح تصویر = تصویر قدیمی از بصره
| نام کامل =  ابورفاعه عدوی
| نام‌های دیگر =
| جنسیت = مرد
| کنیه = 
| لقب = 
| اهل =
| از قبیله = 
| از تیره = [[مضر بن معد بن عدنان]]
| پدر =
| مادر = 
| همسر = 
| پسر = 
| دختر =
| خواهر =
| برادر =
| خویشاوندان =
| وابستگان =
| تاریخ تولد = 
| محل تولد =
| محل زندگی = {{فهرست جعبه افقی| [[مدینه]] | [[بصره]] }}
| تاریخ درگذشت = [[۴۴ هجری]]
| محل درگذشت = [[کابل]]
| تاریخ شهادت =
| محل شهادت =
| طول عمر =
| محل دفن =
| دین =
| مذهب =
| از اصحاب = [[پیامبر خاتم]]
| از طبقه =
| در جنگ =
| نقش‌ها =
| فعالیت‌ها = 
| علت شهرت =
| علت درگذشت = 
| علت شهادت =
| راوی از =
| روایات مشهور =
| مشایخ او = 
| راویان از او =
| آخرین راوی از او =
}}
 


== مقدمه ==
== مقدمه ==
خط ۸: خط ۵۷:
[[زمان]] [[اسلام آوردن]] وی روشن نیست. از او نقل کرده‌اند که گفت: روزی حضور [[رسول خدا]] {{صل}} رسیدم و ایشان در حال ایراد [[خطبه]] بود. گفتم: ای رسول خدا {{صل}}! مردی غریبم که از دینش چیزی نمی‌داند. آن حضرت پایین آمد، دینم را آموخت و برگشت و خطبه‌اش را تمام کرد<ref>ابن ابی عاصم، ج۲، ص۴۲۵؛ ابن قانع، ج۱، ص۱۱۳؛ طبرانی، ج۲، ص۵۹.</ref>. این رخداد باید در [[مدینه]] باشد نیز از وی نقل شده است که گفت: از زمانی که [[رسول خدا]] {{صل}} [[سوره بقره]] را به من آموخت، این [[سوره]] از من جدا نشد و آنچه از [[قرآن]] آموختم، به همراه آن آموختم و هرگز پشت من از [[قیام]] در شب به درد نیامد<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۹؛ ابن ابی شیبه، ج۸، ص۲۹۵.</ref>.
[[زمان]] [[اسلام آوردن]] وی روشن نیست. از او نقل کرده‌اند که گفت: روزی حضور [[رسول خدا]] {{صل}} رسیدم و ایشان در حال ایراد [[خطبه]] بود. گفتم: ای رسول خدا {{صل}}! مردی غریبم که از دینش چیزی نمی‌داند. آن حضرت پایین آمد، دینم را آموخت و برگشت و خطبه‌اش را تمام کرد<ref>ابن ابی عاصم، ج۲، ص۴۲۵؛ ابن قانع، ج۱، ص۱۱۳؛ طبرانی، ج۲، ص۵۹.</ref>. این رخداد باید در [[مدینه]] باشد نیز از وی نقل شده است که گفت: از زمانی که [[رسول خدا]] {{صل}} [[سوره بقره]] را به من آموخت، این [[سوره]] از من جدا نشد و آنچه از [[قرآن]] آموختم، به همراه آن آموختم و هرگز پشت من از [[قیام]] در شب به درد نیامد<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۹؛ ابن ابی شیبه، ج۸، ص۲۹۵.</ref>.


نیز از وی نقل شده است که می‌گفت: من در [[زمان جاهلیت]] همزادی از [[جن]] داشتم. هنگامی که [[اسلام]] آوردم، او را ندیدم تا اینکه در [[عرفات]] صدایش را شنیدم که گفت: آیا فهمیدی که پس از تو من هم [[مسلمان]] شدم؟ و چون صدای [[مردم]] را که بسیار بلند بود شنید، گفت: از فریاد زدن بپرهیز که در فریاد بلند خیر نیست<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۹؛ نیز ر. ک: ذهبی، سیر، ج۳، ص۱۴-۱۵.</ref>، نیز نقل کرده‌اند که مردی گفت: در [[خواب]] دیدم به من گفته شد برخیز که مرد توانا برخاسته است {{عربی |"قم فقد قام مطیق"}}. هنگامی که برخاستم، صدای [[ابو رفاعه]] را شنیدم که در [[دل]] شب [[نماز]] می‌خواند<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۸.</ref>.
نیز از وی نقل شده است که می‌گفت: من در [[زمان جاهلیت]] همزادی از [[جن]] داشتم. هنگامی که [[اسلام]] آوردم، او را ندیدم تا اینکه در [[عرفات]] صدایش را شنیدم که گفت: آیا فهمیدی که پس از تو من هم [[مسلمان]] شدم؟ و چون صدای [[مردم]] را که بسیار بلند بود شنید، گفت: از فریاد زدن بپرهیز که در فریاد بلند خیر نیست<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۹؛ نیز ر. ک: ذهبی، سیر، ج۳، ص۱۴-۱۵.</ref>، نیز نقل کرده‌اند که مردی گفت: در [[خواب]] دیدم به من گفته شد برخیز که مرد توانا برخاسته است {{عربی |«قم فقد قام مطیق»}}. هنگامی که برخاستم، صدای [[ابو رفاعه]] را شنیدم که در [[دل]] شب [[نماز]] می‌خواند<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۸.</ref>.


ابو رفاعه نماز و [[دعا]] می‌خواند و آخرین دعای او چنین بود: خدایا! تا هنگامی که [[زندگی]] برای من خیر است، مرا زنده بدار و هرگاه مرگم فرا رسید، [[پاک]] و پاکیزه‌ام بمیران؛ چنانکه هرکس از [[برادران دینی]] من بشنود، بر من از خوبی و [[پاکی]] و [[پاکیزگی]] [[غبطه]] خورد. پروردگارا! [[مرگ]] مرا کشته شدن در راه خودت قرار ده و مرا از نفسم باز دار {{عربی |"واخدعني عن نفسي يا واجد عني عن نفسي"}}<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۹؛ عبدالله بن مبارک، ص۱۵۰.</ref>.
ابو رفاعه نماز و [[دعا]] می‌خواند و آخرین دعای او چنین بود: خدایا! تا هنگامی که [[زندگی]] برای من خیر است، مرا زنده بدار و هرگاه مرگم فرا رسید، [[پاک]] و پاکیزه‌ام بمیران؛ چنانکه هرکس از [[برادران دینی]] من بشنود، بر من از خوبی و [[پاکی]] و [[پاکیزگی]] [[غبطه]] خورد. پروردگارا! [[مرگ]] مرا کشته شدن در راه خودت قرار ده و مرا از نفسم باز دار {{عربی |«واخدعني عن نفسي يا واجد عني عن نفسي»}}<ref>ابن سعد، ج۷، ص۴۹؛ عبدالله بن مبارک، ص۱۵۰.</ref>.


گفته‌اند ابو رفاعه برای یارانش آب گرم میکرد و به آنان می‌گفت از آن [[نیکو]] [[وضو]] بسازند که او نیز از آن وضو خواهد ساخت، سپس با آب سرد وضو می‌ساخت<ref>طبرانی، ج۲، ص۵۹.</ref>. وی را از فضلای<ref>به خطا: فصحاء؛ ر. ک: ابن حجر، تهذیب، ج۱۲، ص۱۰۵.</ref>، [[صحابه]]<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۲۱.</ref> و [[اهل عبادت]] و [[شب زنده داری]] دانسته‌اند<ref>ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۳، ص۱۵.</ref>. او در سال ۴۴ در کابل<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۲۱.</ref> یا [[سجستان]] کشته شد<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۸۳.</ref>. برخی گفته‌اند آنکه کشته شد، [[ابوقتاده عدوی]] بود<ref>خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۱۵۵.</ref>.
گفته‌اند ابو رفاعه برای یارانش آب گرم میکرد و به آنان می‌گفت از آن [[نیکو]] [[وضو]] بسازند که او نیز از آن وضو خواهد ساخت، سپس با آب سرد وضو می‌ساخت<ref>طبرانی، ج۲، ص۵۹.</ref>. وی را از فضلای<ref>به خطا: فصحاء؛ ر. ک: ابن حجر، تهذیب، ج۱۲، ص۱۰۵.</ref>، [[صحابه]]<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۲۱.</ref> و [[اهل عبادت]] و [[شب زنده داری]] دانسته‌اند<ref>ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۳، ص۱۵.</ref>. او در سال ۴۴ در کابل<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۲۲۱.</ref> یا [[سجستان]] کشته شد<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۸۳.</ref>. برخی گفته‌اند آنکه کشته شد، [[ابوقتاده عدوی]] بود<ref>خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۱۵۵.</ref>.
۲۶٬۶۷۵

ویرایش