عصمت حضرت داوود: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = عصمت پیامبران | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = عصمت (پرسش) }} '''عصمت حضرت داوود {{ع}}''' به معنای مصونیت ایشان از هر گناه و خطا و اشتباهی است. به طور کلی عصمت حضرت داوود {{ع}} با استناد به براهین عقلی و ادله ...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۵۶: خط ۵۶:


== توهم تعارض برخی [[آیات]] با عصمت حضرت داوود{{ع}} ==
== توهم تعارض برخی [[آیات]] با عصمت حضرت داوود{{ع}} ==
اگرچه درباره [[حضرت داوود]] {{ع}} در [[قرآن کریم]]، [[آیات]] چندانی به چشم نمی‌خورد، در همین آیات اندک، داستانی از [[قضاوت]] آن [[حضرت]] نقل شده که ظاهر آن، [[ارتکاب گناه]] این [[پیامبر الهی]] است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:
اگرچه درباره [[حضرت داوود]] {{ع}} در [[قرآن کریم]]، [[آیات]] چندانی به چشم نمی‌خورد، در همین آیات اندک، داستانی از [[قضاوت]] آن حضرت نقل شده که ظاهر آن، [[ارتکاب گناه]] این [[پیامبر الهی]] است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: {{متن قرآن|وَهَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ * إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ * قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ * فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ}}<ref>«و آیا خبر آن دادخواهان به تو رسیده است که از دیوار نمازگاه فرا رفتند؟ * آنگاه که بر داوود وارد شدند و او از ایشان ترسید؛ گفتند: نترس! ما دو داد خواهیم که یکی بر دیگری ستم کرده است، میان ما به درستی داوری کن و ستم مکن و ما را به راه میانه راهنما باش! * این برادر من است که نود و نه میش دارد و من یک میش دارم، و می‌گوید آن را (هم) به من واگذار و در گفتار بر من چیرگی دارد * (داوود) گفت: بی‌گمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میش‌های خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا می‌دارند جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزموده‌ایم و از پروردگار خویش آمرزش خواست و به سجده درافتاد و (به سوی ما) بازگشت * آنگاه ما آن کار او را آمرزیدیم و بی‌گمان او را نزد ما نزدیکی و سرانجامی نیک بود» سوره ص، آیه ۲۱-۲۵.</ref>.
{{متن قرآن|وَهَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ * إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ * قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ * فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ}}<ref>«و آیا خبر آن دادخواهان به تو رسیده است که از دیوار نمازگاه فرا رفتند؟ * آنگاه که بر داوود وارد شدند و او از ایشان ترسید؛ گفتند: نترس! ما دو داد خواهیم که یکی بر دیگری ستم کرده است، میان ما به درستی داوری کن و ستم مکن و ما را به راه میانه راهنما باش! * این برادر من است که نود و نه میش دارد و من یک میش دارم، و می‌گوید آن را (هم) به من واگذار و در گفتار بر من چیرگی دارد * (داوود) گفت: بی‌گمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میش‌های خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا می‌دارند جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزموده‌ایم و از پروردگار خویش آمرزش خواست و به سجده درافتاد و (به سوی ما) بازگشت * آنگاه ما آن کار او را آمرزیدیم و بی‌گمان او را نزد ما نزدیکی و سرانجامی نیک بود» سوره ص، آیه ۲۱-۲۵.</ref>.
درباره [[آیه]] نخست از این آیات، سخنانی عجیب از برخی [[مفسران]] نخستین [[اسلام]] در [[منابع اهل سنت]] نقل شده است. برای نمونه از [[ابن عباس]]، [[سدی]]، [[حسن بصری]] و [[محمد بن اسحاق]] نقل شده که این [[آیه]] مربوط به داستان روزی است که کبوتری وارد [[محراب]] [[حضرت داوود]] {{ع}} شد.
آن [[حضرت]] به تعقیب کبوتر پرداخت تا آنکه بر فراز خانه‌ای آمد، و چشم آن حضرت به زنی افتاد که مشغول [[غسل]] کردن بود. حضرت داوود {{ع}} شیفته آن [[زن]] شد و چون دانست که وی شوهردار است، و شوهر او اکنون در کنار مبارزان مشغول [[نبرد]] است، به [[فرماندهان جنگ]] دستور داد تا ترتیبی دهند که آن مرد کشته شود، و او بتواند با آن زن [[ازدواج]] کند. هنگامی که [[خداوند متعال]] چنین عملی را از حضرت داوود {{ع}} دید، با فرستادن دو [[ملک]] در قالب کسانی که درباره مسئله گوسفندانشان [[نزاع]] دارند و در پی [[شتاب]] آن حضرت در صدور [[حکم]]، وی را متوجه [[اشتباه]] خود کرد، و آن‌گاه او [[توبه]] و [[انابه]] کرد<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۲۳، ص۹۳-۹۷.</ref>. گفتنی است که در متون [[تفسیری]] [[اهل سنت]]، روایتی نیز از [[انس بن مالک]] نقل شده است که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} درباره این آیه چنین مضمونی را بیان کرده‌اند<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۲۳، ص۹۳-۹۷؛ جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدر المنثور، ج۵، ص۳۰۱.</ref>.


حال [[پرسش]] این است که آیا می‌توان با توجه به داستان نقل شده، فضای عمومی [[ذهن]] [[مسلمانان]] را [[اعتقاد]] به [[صدور گناه]] از یک [[پیامبر الهی]] دانست؟ درباره [[حدیث]] نقل شده می‌توان گفت بنا بر آنچه در متون اهل سنت نیز آمده است، [[ضعف سند]] دارد، و نمی‌توان آن را به پیامبر اکرم {{صل}} نسبت داد<ref>اسماعیل بن عمرو بن کثیر قرشی دمشقی، تفسیر القرآن العظیم، ج۷، ص۵۱؛ جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدر المنثور، ج۵، ص۳۰۱.</ref>. در اینکه چنین داستانی از [[مفسران]] نخستین نقل شده است، نمی‌توان تردید کرد؛ زیرا بر اساس آنچه حتی در متون [[شیعی]] آمده است، در [[عصر امام رضا]] {{ع}} نیز چنین تفسیری از این [[آیات]] نقل شد که [[امام]] {{ع}} به شدت با آن برخورد کرد<ref>محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۷۲.</ref>.
درباره [[آیه]] نخست از این آیات، سخنانی عجیب از برخی [[مفسران]] نخستین [[اسلام]] در منابع [[اهل سنت]] نقل شده است. برای نمونه از [[ابن عباس]]، [[سدی]]، [[حسن بصری]] و [[محمد بن اسحاق]] نقل شده که این [[آیه]] مربوط به داستان روزی است که کبوتری وارد [[محراب]] [[حضرت داوود]] {{ع}} شد.


'''اولا''' این داستان حتی از نظر برخی [[مفسران اهل سنت]] نیز از [[اسرائیلیات]] است<ref>اسماعیل بن عمرو بن کثیر قرشی دمشقی، تفسیر القرآن العظیم، ج۷، ص۵۱؛ جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدر المنثور، ج۵، ص۳۰۱.</ref>، اما اگر [[فهم]] [[مفسران]] نخستین را [[نماینده]] فهم [[مسلمانان]] آن عصر بدانیم، باید [[اذعان]] کنیم که چنین برداشتی درباره [[حضرت داوود]] {{ع}} وجود داشته است. با وجود این، توجه به این نکته خالی از [[لطف]] نیست که اولاً، در [[اسرائیلی]] بودن این داستان تردیدی نیست؛ چنان که در باب یازدهم از کتاب دوم [[سموئیل]] نیز این داستان چنین نقل شده است<ref>کتاب مقدس، کتاب دوم سموئیل ۱۱: ۲-۱۷.</ref>.
آن حضرت به تعقیب کبوتر پرداخت تا آنکه بر فراز خانه‌ای آمد، و چشم آن حضرت به زنی افتاد که مشغول [[غسل]] کردن بود. حضرت داوود {{ع}} شیفته آن [[زن]] شد و چون دانست که وی شوهردار است، و شوهر او اکنون در کنار مبارزان مشغول [[نبرد]] است، به فرماندهان جنگ دستور داد تا ترتیبی دهند که آن مرد کشته شود، و او بتواند با آن زن [[ازدواج]] کند. هنگامی که [[خداوند متعال]] چنین عملی را از حضرت داوود {{ع}} دید، با فرستادن دو [[ملک]] در قالب کسانی که درباره مسئله گوسفندانشان [[نزاع]] دارند و در پی [[شتاب]] آن حضرت در صدور [[حکم]]، وی را متوجه [[اشتباه]] خود کرد، و آن‌گاه او [[توبه]] و [[انابه]] کرد<ref>ر.ک: محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۲۳، ص۹۳-۹۷.</ref>. گفتنی است که در متون [[تفسیری]] [[اهل سنت]]، روایتی نیز از [[انس بن مالک]] نقل شده است که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} درباره این آیه چنین مضمونی را بیان کرده‌اند<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۲۳، ص۹۳-۹۷؛ جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدر المنثور، ج۵، ص۳۰۱.</ref>.
این نکته موجب می‌شود تا دست‌کم بتوان تردید کرد که به دلیل ریشه [[اسرائیلی]] این [[اخبار]]، محتوای آنها چندان میان [[مردم]] [[مقبولیت]] نداشته است؛ افزون بر آنکه اساساً روشن نیست از چه هنگام - در [[عصر حضور پیامبر]] یا پس از آن - چنین اخباری مطرح بوده است؛
 
حال [[پرسش]] این است که آیا می‌توان با توجه به داستان نقل شده، فضای عمومی ذهن [[مسلمانان]] را [[اعتقاد]] به [[صدور گناه]] از یک [[پیامبر الهی]] دانست؟ درباره [[حدیث]] نقل شده می‌توان گفت بنا بر آنچه در متون اهل سنت نیز آمده است، ضعف سند دارد، و نمی‌توان آن را به پیامبر اکرم {{صل}} نسبت داد<ref>اسماعیل بن عمرو بن کثیر قرشی دمشقی، تفسیر القرآن العظیم، ج۷، ص۵۱؛ جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدر المنثور، ج۵، ص۳۰۱.</ref>. در اینکه چنین داستانی از [[مفسران]] نخستین نقل شده است، نمی‌توان تردید کرد؛ زیرا بر اساس آنچه حتی در متون [[شیعی]] آمده است، در عصر امام رضا {{ع}} نیز چنین تفسیری از این [[آیات]] نقل شد که [[امام]] {{ع}} به شدت با آن برخورد کرد<ref>محمد بن علی بن حسین (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج۲، ص۱۷۲.</ref>.
 
'''اولا''' این داستان حتی از نظر برخی [[مفسران اهل سنت]] نیز از [[اسرائیلیات]] است<ref>اسماعیل بن عمرو بن کثیر قرشی دمشقی، تفسیر القرآن العظیم، ج۷، ص۵۱؛ جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدر المنثور، ج۵، ص۳۰۱.</ref>، اما اگر فهم [[مفسران]] نخستین را نماینده فهم [[مسلمانان]] آن عصر بدانیم، باید [[اذعان]] کنیم که چنین برداشتی درباره [[حضرت داوود]] {{ع}} وجود داشته است. با وجود این، توجه به این نکته خالی از [[لطف]] نیست که اولاً، در [[اسرائیلی]] بودن این داستان تردیدی نیست؛ چنان که در باب یازدهم از کتاب دوم [[سموئیل]] نیز این داستان چنین نقل شده است<ref>کتاب مقدس، کتاب دوم سموئیل ۱۱: ۲-۱۷.</ref>.
 
این نکته موجب می‌شود تا دست‌کم بتوان تردید کرد که به دلیل ریشه [[اسرائیلی]] این [[اخبار]]، محتوای آنها چندان میان [[مردم]] [[مقبولیت]] نداشته است؛ افزون بر آنکه اساساً روشن نیست از چه هنگام ـ در عصر حضور پیامبر یا پس از آن ـ چنین اخباری مطرح بوده است؛


'''ثانیاً'''، در همان دوران یا پس از آن نیز با طرح چنین داستانی مقابله می‌شد؛ چنان که از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نقل شده است: هر که چنین دیدگاهی را درباره [[حضرت داوود]] {{ع}} مطرح کند، او را دو بار حد خواهم زد<ref>{{متن حدیث|لا أوتي برجل يزعم أنّ داوود تزوّج امرأة أوريا، إلّا جلدته حدّين: حدّا للنّبوّة، و حدّا للإسلام}}؛ (فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۷۳۶).</ref>.
'''ثانیاً'''، در همان دوران یا پس از آن نیز با طرح چنین داستانی مقابله می‌شد؛ چنان که از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نقل شده است: هر که چنین دیدگاهی را درباره [[حضرت داوود]] {{ع}} مطرح کند، او را دو بار حد خواهم زد<ref>{{متن حدیث|لا أوتي برجل يزعم أنّ داوود تزوّج امرأة أوريا، إلّا جلدته حدّين: حدّا للنّبوّة، و حدّا للإسلام}}؛ (فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۷۳۶).</ref>.


'''ثالثاً'''، [[مسلمانان]] [[عصر نبوی]] با توجه به [[نزول]] [[آیات قرآن کریم]] در آن دوران با [[فضایل]] فراوانی از حضرت داوود {{ع}} آشنا بوده‌اند؛ زیرا بر اساس آیات قرآن کریم، حضرت داوود {{ع}} کسی است که به وسیله [[خداوند]] [[هدایت]] شده است و از [[نیکوکاران]] به شمار می‌آید<ref>{{متن قرآن|وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}} «و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیش‌تر راهنمایی کرده بودیم- و داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم» سوره انعام، آیه ۸۴.</ref>؛ خداوند به او [[علم]] و [[حکمت]] داده و کوه‌ها را به [[تسخیر]] او درآورده است، و او چنان بود که پرندگان همراه با او خداوند را [[تسبیح]] می‌کردند<ref>{{متن قرآن|فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ}} «و آن (داوری) را به سلیمان فهماندیم و به هر یک داوری و دانشی دادیم و کوه‌ها و پرنده‌ها را رام کردیم که همراه با داوود نیایش می‌کردند و کننده (ی این کار) بودیم» سوره انبیاء، آیه ۷۹.</ref>؛ [[حضرت داوود]] {{ع}} کسی است که بر بسیاری از [[مؤمنان]] [[برتری]] دارد<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ عِلْمًا وَقَالَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ}} «و به راستی به داوود و سلیمان دانشی دادیم و گفتند: سپاس خداوند را که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمن خود برتری داد» سوره نمل، آیه ۱۵.</ref>؛ [[خداوند]] به او زبان پرندگان را یاد داده و هر چیز خوبی را به وی عطا کرده است<ref>{{متن قرآن|وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ}} «و سلیمان از داوود میراث برد و گفت: ای مردم! به ما زبان مرغان آموخته‌اند و از همه چیز (بهره‌ای) بخشیده‌اند؛ بی‌گمان این برتری آشکاری است» سوره نمل، آیه ۱۶.</ref>؛ به او فضل و برتری داده و آهن را برای او نرم کرده است<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ}} «و به راستی به داوود از نزد خود بخششی ارزانی داشتیم؛ ای کوه‌ها و پرندگان با وی همنوا شوید! و آهن را برای او نرم کردیم» سوره سبأ، آیه ۱۰.</ref>.
'''ثالثاً'''، [[مسلمانان]] عصر نبوی با توجه به نزول [[آیات قرآن کریم]] در آن دوران با [[فضایل]] فراوانی از حضرت داوود {{ع}} آشنا بوده‌اند؛ زیرا بر اساس آیات قرآن کریم، حضرت داوود {{ع}} کسی است که به وسیله [[خداوند]] [[هدایت]] شده است و از [[نیکوکاران]] به شمار می‌آید<ref>{{متن قرآن|وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ}} «و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را راهنمایی کردیم- نوح را پیش‌تر راهنمایی کرده بودیم- و داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را که از فرزندزادگان وی بودند (نیز راهنمایی کردیم)؛ و این چنین نیکوکاران را پاداش می‌دهیم» سوره انعام، آیه ۸۴.</ref>؛ خداوند به او [[علم]] و [[حکمت]] داده و کوه‌ها را به [[تسخیر]] او درآورده است، و او چنان بود که پرندگان همراه با او خداوند را [[تسبیح]] می‌کردند<ref>{{متن قرآن|فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ}} «و آن (داوری) را به سلیمان فهماندیم و به هر یک داوری و دانشی دادیم و کوه‌ها و پرنده‌ها را رام کردیم که همراه با داوود نیایش می‌کردند و کننده (ی این کار) بودیم» سوره انبیاء، آیه ۷۹.</ref>؛ [[حضرت داوود]] {{ع}} کسی است که بر بسیاری از [[مؤمنان]] [[برتری]] دارد<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ عِلْمًا وَقَالَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ}} «و به راستی به داوود و سلیمان دانشی دادیم و گفتند: سپاس خداوند را که ما را بر بسیاری از بندگان مؤمن خود برتری داد» سوره نمل، آیه ۱۵.</ref>؛ [[خداوند]] به او زبان پرندگان را یاد داده و هر چیز خوبی را به وی عطا کرده است<ref>{{متن قرآن|وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ}} «و سلیمان از داوود میراث برد و گفت: ای مردم! به ما زبان مرغان آموخته‌اند و از همه چیز (بهره‌ای) بخشیده‌اند؛ بی‌گمان این برتری آشکاری است» سوره نمل، آیه ۱۶.</ref>؛ به او فضل و برتری داده و آهن را برای او نرم کرده است<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ}} «و به راستی به داوود از نزد خود بخششی ارزانی داشتیم؛ ای کوه‌ها و پرندگان با وی همنوا شوید! و آهن را برای او نرم کردیم» سوره سبأ، آیه ۱۰.</ref>.
آیا به [[راستی]] با توجه به [[نزول]] چنین آیاتی درباره حضرت داوود {{ع}} در آن [[زمان]]، می‌توان گفت که [[مسلمانان]] عصر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} با توجه به داستانی [[اسرائیلی]]، ایشان را فردی [[خطاکار]] و [[گنهکار]] می‌دانستند؟<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۶۹-۷۲.</ref>
 
آیا به [[راستی]] با توجه به نزول چنین آیاتی درباره حضرت داوود {{ع}} در آن [[زمان]]، می‌توان گفت که [[مسلمانان]] عصر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} با توجه به داستانی [[اسرائیلی]]، ایشان را فردی خطاکار و [[گنهکار]] می‌دانستند؟<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۶۹-۷۲.</ref>


با این وجود پاسخ‌های دیگری نیز به این توهم داده شده که به شرح ذیل است
با این وجود پاسخ‌های دیگری نیز به این توهم داده شده که به شرح ذیل است


'''پاسخ نخست: رخ دادن ماجرا در [[عالم مثال]]''': [[علامه طباطبایی]] بر این [[باور]] است که این ماجرا، نوعی [[تمثل]] بوده است؛ زیرا خصوصیات داستان (ورود بر حضرت در محراب به گونه‌ای غیرعادی، [[آگاهی]] حضرت به اینکه این ماجرا یک موضوع معمولی نیست، بلکه صرفاً جهت [[امتحان]] است؛ و همچنین [[امر خداوند]] که فرمود: {{متن قرآن|فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ...}}<ref>«ای داوود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کرده‌ایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند؛ به راستی آن کسان که از راه خداوند گمراه گردند، چون روز حساب را فراموش کرده‌اند، عذابی سخت خواهند داشت» سوره ص، آیه ۲۶.</ref> و از آن چنین برداشت می‌شود که این امتحان برای آن بوده که آن حضرت آگاه‌تر شود و امر [[خلافت]] و قضاوتش [[استحکام]] یابد) مؤید آن است که آن دو نفر از [[فرشتگان]] بودند. پس، از آن جهت که در ظرف تمثل بوده است، [[تکلیف الهی]] را در بر نداشته است؛ همان گونه که در عالم [[خواب]] تکلیفی وجود ندارد و [[تکلیف]]، تنها در [[عالم شهود]] مادی است. پس خطای [[حضرت داوود]] {{ع}} در این ماجرا بسان ماجرای [[حضرت آدم]] {{ع}} در [[بهشت]] است<ref>ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۱۹۳.</ref>.
'''پاسخ نخست: رخ دادن ماجرا در عالم مثال''': [[علامه طباطبایی]] بر این [[باور]] است که این ماجرا، نوعی تمثل بوده است؛ زیرا خصوصیات داستان (ورود بر حضرت در محراب به گونه‌ای غیرعادی، [[آگاهی]] حضرت به اینکه این ماجرا یک موضوع معمولی نیست، بلکه صرفاً جهت [[امتحان]] است؛ و همچنین [[امر خداوند]] که فرمود: {{متن قرآن|فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ...}}<ref>«ای داوود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کرده‌ایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند؛ به راستی آن کسان که از راه خداوند گمراه گردند، چون روز حساب را فراموش کرده‌اند، عذابی سخت خواهند داشت» سوره ص، آیه ۲۶.</ref> و از آن چنین برداشت می‌شود که این امتحان برای آن بوده که آن حضرت آگاه‌تر شود و امر [[خلافت]] و قضاوتش استحکام یابد) مؤید آن است که آن دو نفر از [[فرشتگان]] بودند. پس، از آن جهت که در ظرف تمثل بوده است، تکلیف الهی را در بر نداشته است؛ همان گونه که در عالم [[خواب]] تکلیفی وجود ندارد و [[تکلیف]]، تنها در [[عالم شهود]] مادی است. پس خطای [[حضرت داوود]] {{ع}} در این ماجرا بسان ماجرای [[حضرت آدم]] {{ع}} در [[بهشت]] است<ref>ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج۱۷، ص۱۹۳.</ref>.
توضیح پاسخ: دسته‌ای از [[روایات]]، حاکی از آن‌اند که فرشتگانی چند به صورت آن گروه [[متخاصم]] ظهور کردند. بنابراین از این روایات چنین نتیجه‌گیری می‌شود که این ماجرا در ظرف [[تمثل]] تحقق یافته است. ظرف تمثل هم [[عالم مثال]] است که در آن تکلیف و [[عصیان]] مطرح نیست؛ مانند اینکه [[انسان]] در عالم خواب آزموده شود و پس از [[بیداری]]، از [[خداوند]] درخواست [[آمرزش]] کند تا زمینه [[کمالات]] را بیش از پیش فراهم آورد. آنچه انسان در حالت خواب و تمثلات برزخی می‌بیند، [[گناه]] نیست، اما آن درخواست آمرزش در بیداری، [[عبادت]] و [[اطاعت]] شمرده می‌شود. خداوند هم او را می‌بخشد و بدون آنکه [[سقوط]] کند، او را بالا می‌برد<ref>عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج۷، ص۲۴۳.</ref>. حال با توجه به اینکه این ماجرا در عالم مثال بوده است، تقاضای [[غفران]] از جانب [[داوود]] {{ع}} و [[مغفرت]] از سوی خداوند، با آن عالم متناسب است؛ یعنی [[حضرت]] در همان عالم، نه در عالم تکلیف، این امور را دیده است. افزون بر آن، «غفرنا» را نمی‌توان بر معنای [[حقیقی]] حمل کرد؛ زیرا فرمود: {{متن قرآن|وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ}}؛ یعنی واقعاً [[آزمون]] و گناهی انجام نشده است.
 
این پاسخ، کامل و خالی از [[نقص]] است. البته ضرورتی ندارد تمثل [[فرشتگان]] را در عالم مثال بدانیم، بلکه این امر در عالم حقیقی نیز امکان دارد؛ مانند تمثل برای [[حضرت ابراهیم]] {{ع}}<ref>ذاریات (۵۱)، ۲۴.</ref>.
توضیح پاسخ: دسته‌ای از [[روایات]]، حاکی از آن‌اند که فرشتگانی چند به صورت آن گروه [[متخاصم]] ظهور کردند. بنابراین از این روایات چنین نتیجه‌گیری می‌شود که این ماجرا در ظرف تمثل تحقق یافته است. ظرف تمثل هم عالم مثال است که در آن تکلیف و [[عصیان]] مطرح نیست؛ مانند اینکه [[انسان]] در عالم خواب آزموده شود و پس از [[بیداری]]، از [[خداوند]] درخواست [[آمرزش]] کند تا زمینه [[کمالات]] را بیش از پیش فراهم آورد. آنچه انسان در حالت خواب و تمثلات برزخی می‌بیند، [[گناه]] نیست، اما آن درخواست آمرزش در بیداری، [[عبادت]] و [[اطاعت]] شمرده می‌شود. خداوند هم او را می‌بخشد و بدون آنکه [[سقوط]] کند، او را بالا می‌برد<ref>عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج۷، ص۲۴۳.</ref>. حال با توجه به اینکه این ماجرا در عالم مثال بوده است، تقاضای [[غفران]] از جانب [[داوود]] {{ع}} و [[مغفرت]] از سوی خداوند، با آن عالم متناسب است؛ یعنی حضرت در همان عالم، نه در عالم تکلیف، این امور را دیده است. افزون بر آن، «غفرنا» را نمی‌توان بر معنای [[حقیقی]] حمل کرد؛ زیرا فرمود: {{متن قرآن|وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ}}؛ یعنی واقعاً [[آزمون]] و گناهی انجام نشده است.
 
این پاسخ، کامل و خالی از نقص است. البته ضرورتی ندارد تمثل [[فرشتگان]] را در عالم مثال بدانیم، بلکه این امر در عالم حقیقی نیز امکان دارد؛ مانند تمثل برای [[حضرت ابراهیم]] {{ع}}<ref>ذاریات (۵۱)، ۲۴.</ref>.
 
'''پاسخ دوم: گفتار حضرت نوعی مجاز [[عرفی]]، نه [[حکم شرعی]]''': گفتار حضرت داوود {{ع}} با دو نفر متخاصم، نوعی مجاز عرفی است و در مقام اثبات حکم شرعی نیست (مجاز عرفی، این است که با رویکرد عرفی به موضوع نگاه شود. اگر در این ماجرا [[ظالم]] بودن و [[مظلوم]] بودن مطرح شده، بر اساس نگاه و [[قضاوت]] عرف است و از نظر [[شرعی]] چیزی را [[اثبات]] نمی‌کند).


'''پاسخ دوم: گفتار حضرت نوعی مجاز [[عرفی]]، نه [[حکم شرعی]]''': گفتار حضرت داوود {{ع}} با دو نفر متخاصم، نوعی مجاز عرفی است و در [[مقام اثبات]] حکم شرعی نیست (مجاز عرفی، این است که با رویکرد عرفی به موضوع نگاه شود. اگر در این ماجرا [[ظالم]] بودن و [[مظلوم]] بودن مطرح شده، بر اساس نگاه و [[قضاوت]] عرف است و از نظر [[شرعی]] چیزی را [[اثبات]] نمی‌کند).
بنابراین با ثابت نشدن [[حکم]]، [[اطاعت]] و [[معصیت]] نیز موردی نخواهند داشت؛ بدین معنا که این کار [[حضرت داوود]] {{ع}} در ظاهر و تنها نزد عرف خلاف شمرده می‌شود، ولی از وجود [[گناه]] خبر نمی‌دهد. اگر [[خداوند]] از [[ستمکاری]] [[انسانی]] خبر دهد، وی بی‌تردید [[ستمگر]] خواهد بود؛ ولی اگر این نسبت را از گفتار دیگران نقل فرماید، جای تردید در آن هست و بر معنای [[عرفی]] و شرعی مجاز حمل خواهد شد<ref>ر.ک: علی بن احمد بن حمیر، تنزیه الانبیاء عما نسب الیهم حثاله الاغبیاء، تحقیق محمد رضوان الدایه، ص۳۶.</ref>.
بنابراین با ثابت نشدن [[حکم]]، [[اطاعت]] و [[معصیت]] نیز موردی نخواهند داشت؛ بدین معنا که این کار [[حضرت داوود]] {{ع}} در ظاهر و تنها نزد عرف خلاف شمرده می‌شود، ولی از وجود [[گناه]] خبر نمی‌دهد. اگر [[خداوند]] از [[ستمکاری]] [[انسانی]] خبر دهد، وی بی‌تردید [[ستمگر]] خواهد بود؛ ولی اگر این نسبت را از گفتار دیگران نقل فرماید، جای تردید در آن هست و بر معنای [[عرفی]] و شرعی مجاز حمل خواهد شد<ref>ر.ک: علی بن احمد بن حمیر، تنزیه الانبیاء عما نسب الیهم حثاله الاغبیاء، تحقیق محمد رضوان الدایه، ص۳۶.</ref>.
ایراد این توجیه در آن است که این [[ستم]]، به دلیل درخواست [[آمرزش]] از خداوند، به ستم شرعی انصراف می‌یابد. پذیرفته شدن این درخواست {{متن قرآن|فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ} خود [[شاهد]] این برداشت است. در پاسخ نخست شواهدی چند، حکایت از مثال بودن آن عالم داشت؛ اما در این پاسخ دلیلی بر مجاز عرفی بودن اقامه نشده است.
ایراد این توجیه در آن است که این [[ستم]]، به دلیل درخواست [[آمرزش]] از خداوند، به ستم شرعی انصراف می‌یابد. پذیرفته شدن این درخواست {{متن قرآن|فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ} خود [[شاهد]] این برداشت است. در پاسخ نخست شواهدی چند، حکایت از مثال بودن آن عالم داشت؛ اما در این پاسخ دلیلی بر مجاز عرفی بودن اقامه نشده است.


'''پاسخ سوم: واکنش [[حضرت]] به برخورد غیرعادی آنان''': این ماجرا به صورت غیرعادی رخ داده است و این خود شاهد آن است که افراد طرف [[نزاع]]، در واقع قصد [[ترور]] حضرت داوود {{ع}} را داشته‌اند؛ زیرا این چنین به نزد [[قاضی]] در آمدن، شیوه‌ای ناشناخته و مردود است. حضرت هم در [[انتقام]] گرفتن از آنان جزم می‌یابد، ولی با در نظر گرفتن [[مقام پیامبری]] و [[بزرگواری]] خود، ره [[عفو]] و [[بخشش]] در پیش می‌گیرد و دست نیاز به [[درگاه الهی]] دراز می‌کند و برای [[عزم]] پیشین خود آمرزش می‌طلبد<ref>ر.ک: احمد مصطفی مراغی، تفسیر المراغی، ج۲۳، ص۱۱۰.</ref>.
'''پاسخ سوم: واکنش حضرت به برخورد غیرعادی آنان''': این ماجرا به صورت غیرعادی رخ داده است و این خود شاهد آن است که افراد طرف [[نزاع]]، در واقع قصد [[ترور]] حضرت داوود {{ع}} را داشته‌اند؛ زیرا این چنین به نزد [[قاضی]] در آمدن، شیوه‌ای ناشناخته و مردود است. حضرت هم در [[انتقام]] گرفتن از آنان جزم می‌یابد، ولی با در نظر گرفتن مقام پیامبری و [[بزرگواری]] خود، ره [[عفو]] و [[بخشش]] در پیش می‌گیرد و دست نیاز به درگاه الهی دراز می‌کند و برای [[عزم]] پیشین خود آمرزش می‌طلبد<ref>ر.ک: احمد مصطفی مراغی، تفسیر المراغی، ج۲۳، ص۱۱۰.</ref>.
این توجیه نارساست؛ چراکه اولاً هیچ دلیلی ندارد؛ و ثانیاً اگر آنان سزاوار [[کیفر]] دیدن بودند، [[تصمیم]] نخست حضرت هیچ ایرادی در بر نداشته است و اگر سزاوار نبوده‌اند، عفو و بخشش دلیلی نداشته است.


'''پاسخ چهارم: حکم حضرت به صورت تعلیقی، نه تنجیزی''': از ظاهر ماجرا چنین برداشت می‌شود که [[حضرت داوود]] {{ع}} پیش از آنکه به سخن طرف مقابل [[نزاع]] گوش دهد، وارد مرحله [[قضاوت]] شده است و این خود، کاری [[ناپسند]] بود که انجام شد؛ ولی این برداشت و نتیجه‌گیری از آن، در صورتی پذیرفته است که [[حکم]] حضرت داوود {{ع}} تنجیزی و مطلق بوده باشد؛ در حالی که اگر حکم [[حضرت]]، تعلیقی و مشروط بوده باشد، به این صورت که حضرت به شخص شاکی گفته باشد: «اگر جریان کار همان است که تو می‌گویی، وی در [[حق]] تو [[ستم]] روا داشته است»، هیچ محذوری در بر نخواهد داشت و لغزشی برای آن [[پیامبر الهی]] به شمار نمی‌آید<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج۷، ص۲۴۳.</ref>.
این توجیه نارساست؛ چراکه اولاً هیچ دلیلی ندارد؛ و ثانیاً اگر آنان سزاوار [[کیفر]] دیدن بودند، تصمیم نخست حضرت هیچ ایرادی در بر نداشته است و اگر سزاوار نبوده‌اند، عفو و بخشش دلیلی نداشته است.
این پاسخ این سان [[نقد]] می‌شود که اولاً [[مقام]] قضاوت، با [[حکم تعلیقی]] و مشروط ناسازگار است. [[قضا]] در لغت به مرحله پایانی کار گفته می‌شود و [[هدف]] دو طرف نزاع که در محضر [[قاضی]] حضور می‌یابند، آن است که به حکمی [[قاطع]] و جزمی دست یابند؛ ثانیاً در ظاهر گفتار حضرت داوود {{ع}} هیچ‌گونه شاهدی بر تعلیقی بودن حکم وجود ندارد. حضرت پس از شنیدن مدعای شخص اول، اظهار داشت او بر تو ستم روا داشته است و بسیاری از شریکان نیز بر یکدیگر ستم می‌کنند: {{متن قرآن|وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ}}<ref>«(داوود) گفت: بی‌گمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میش‌های خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا می‌دارند جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزموده‌ایم و از پروردگار» سوره ص، آیه ۲۴.</ref>. با چه دلیل و شاهدی، می‌توان این گفتار را از ظاهر جزمی آن، به حالت تعلیق منصرف ساخت؟!


'''پاسخ پنجم: ظهور [[فرشتگان]] به صورت [[متخاصم]] برای [[آزمایش]] حضرت''': بنا بر قرائن و شواهد، این ماجرا نزاع [[واقعی]] نبوده است، بلکه [[خداوند]] دو [[فرشته]] را [[مأمور]] کرده بود به صورت دو [[انسان]]، یکی [[شکایت]] خود را بر [[ضد]] دیگری [[تسلیم]] آن [[حضرت]] کند تا با این برنامه، [[حضرت داوود]] {{ع}} در بوته [[آزمایش]] قرار گیرد. پس آن حضرت در [[قضاوت]] خود [[شتاب]] کرد و از آنجا که [[پیامبران]] در جایگاه بلند [[معنوی]] قرار دارند، از این شتاب، با عنوان [[گناه]]، و از [[پوزش]] از آن، با عنوان [[استغفار]] یاد شده است؛ در حالی که گناه اصطلاحی وجود ندارد تا عنوان [[لغزش]]، درست باشد<ref>ر.ک: علی مشکینی، تفسیر سوره صاد، ص۱۰۰؛ ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیام قرآن، ج۷، ص۱۳۳؛ محمدهادی معرفت، تنزیه انبیا، تهیه کننده خسرو تقدسی نیا، ص۳۳۴؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، قدم له خلیل محیی الدین المیس، ج۱۲، جزء ۲۶، ص۱۶۹؛ سمیح عاطف زین، التفسیر الموضوعی للقرآن الکریم، ج۲، ص۵۳۲.</ref>.
'''پاسخ چهارم: حکم حضرت به صورت تعلیقی، نه تنجیزی''': از ظاهر ماجرا چنین برداشت می‌شود که [[حضرت داوود]] {{ع}} پیش از آنکه به سخن طرف مقابل [[نزاع]] گوش دهد، وارد مرحله [[قضاوت]] شده است و این خود، کاری ناپسند بود که انجام شد؛ ولی این برداشت و نتیجه‌گیری از آن، در صورتی پذیرفته است که [[حکم]] حضرت داوود {{ع}} تنجیزی و مطلق بوده باشد؛ در حالی که اگر حکم حضرت، تعلیقی و مشروط بوده باشد، به این صورت که حضرت به شخص شاکی گفته باشد: «اگر جریان کار همان است که تو می‌گویی، وی در [[حق]] تو [[ستم]] روا داشته است»، هیچ محذوری در بر نخواهد داشت و لغزشی برای آن [[پیامبر الهی]] به شمار نمی‌آید<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج۷، ص۲۴۳.</ref>.
این توجیه نارساست؛ زیرا اولاً شتاب در قضاوت، به ویژه در [[حکم]] تنجیزی و [[قطعی]] را نمی‌توان در حد [[ترک اولی]] دانست. آیا پای‌مال ساختن [[حق]] (حتی به این مقدار که سخن طرف مقابل را نشنیده، قضاوت کند) می‌تواند تنها ترک اولی شمرده شود؟ ثانیاً با روایاتی که این گونه قضاوت را مردود، و [[قاضی]] را [[اهل دوزخ]] می‌دانند، ناسازگار است: {{متن حدیث|وَ رَجُلٌ قَضَى بِجَوْرٍ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ فَهُوَ فِي النَّارِ}}<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۲۲.</ref>؛ کسی که قضاوت ناحق داشته باشد، گرچه [[نادان]] باشد، اهل دوزخ است».
 
این پاسخ این سان نقد می‌شود که اولاً مقام قضاوت، با حکم تعلیقی و مشروط ناسازگار است. [[قضا]] در لغت به مرحله پایانی کار گفته می‌شود و [[هدف]] دو طرف نزاع که در محضر [[قاضی]] حضور می‌یابند، آن است که به حکمی [[قاطع]] و جزمی دست یابند؛ ثانیاً در ظاهر گفتار حضرت داوود {{ع}} هیچ‌گونه شاهدی بر تعلیقی بودن حکم وجود ندارد. حضرت پس از شنیدن مدعای شخص اول، اظهار داشت او بر تو ستم روا داشته است و بسیاری از شریکان نیز بر یکدیگر ستم می‌کنند: {{متن قرآن|وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ}}<ref>«(داوود) گفت: بی‌گمان او با خواستن میش تو برای افزودن به میش‌های خویش، به تو ستم کرده است و بسیاری از همکاران بر یکدیگر ستم روا می‌دارند جز آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند و آنان اندکند؛ و داوود دانست که ما او را آزموده‌ایم و از پروردگار» سوره ص، آیه ۲۴.</ref>. با چه دلیل و شاهدی، می‌توان این گفتار را از ظاهر جزمی آن، به حالت تعلیق منصرف ساخت؟!
 
'''پاسخ پنجم: ظهور [[فرشتگان]] به صورت [[متخاصم]] برای [[آزمایش]] حضرت''': بنا بر قرائن و شواهد، این ماجرا نزاع [[واقعی]] نبوده است، بلکه [[خداوند]] دو [[فرشته]] را [[مأمور]] کرده بود به صورت دو [[انسان]]، یکی [[شکایت]] خود را بر ضد دیگری [[تسلیم]] آن حضرت کند تا با این برنامه، [[حضرت داوود]] {{ع}} در بوته [[آزمایش]] قرار گیرد. پس آن حضرت در [[قضاوت]] خود [[شتاب]] کرد و از آنجا که [[پیامبران]] در جایگاه بلند معنوی قرار دارند، از این شتاب، با عنوان [[گناه]]، و از پوزش از آن، با عنوان [[استغفار]] یاد شده است؛ در حالی که گناه اصطلاحی وجود ندارد تا عنوان [[لغزش]]، درست باشد<ref>ر.ک: علی مشکینی، تفسیر سوره صاد، ص۱۰۰؛ ناصر مکارم شیرازی و دیگران، پیام قرآن، ج۷، ص۱۳۳؛ محمدهادی معرفت، تنزیه انبیا، تهیه کننده خسرو تقدسی نیا، ص۳۳۴؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، قدم له خلیل محیی الدین المیس، ج۱۲، جزء ۲۶، ص۱۶۹؛ سمیح عاطف زین، التفسیر الموضوعی للقرآن الکریم، ج۲، ص۵۳۲.</ref>.
این توجیه نارساست؛ زیرا اولاً شتاب در قضاوت، به ویژه در [[حکم]] تنجیزی و [[قطعی]] را نمی‌توان در حد [[ترک اولی]] دانست. آیا پای‌مال ساختن [[حق]] (حتی به این مقدار که سخن طرف مقابل را نشنیده، قضاوت کند) می‌تواند تنها ترک اولی شمرده شود؟ ثانیاً با روایاتی که این گونه قضاوت را مردود، و [[قاضی]] را اهل دوزخ می‌دانند، ناسازگار است: {{متن حدیث|وَ رَجُلٌ قَضَى بِجَوْرٍ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ فَهُوَ فِي النَّارِ}}<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۲۲.</ref>؛ کسی که قضاوت ناحق داشته باشد، گرچه [[نادان]] باشد، اهل دوزخ است».


'''پاسخ ششم: غیررسمی بودن قضاوت''': این قضاوت، یک قضاوت رسمی نبود که به دلیل و [[بینه]] نیاز داشته باشد؛ یعنی حضرت داوود {{ع}} نمی‌خواست به واقع [[مالی]] را از کسی بگیرد و به دیگری بدهد. قضاوت در صورتی نهایی می‌شود که بر اساس آن، انتقالی صورت بگیرد و ملکی که مورد [[مشاجره]] و [[مخاصمه]] است، به یکی از دو طرف واگذار شود؛ ولی در این ماجرا چنین اتفاقی نیفتاد و فقط یک گفت و گوی ساده بین آنها واقع شد<ref>ر.ک: محمد تقی مصباح، معارف قرآن: راه و راهنما‌شناسی، ص۳۲۸.</ref>.
'''پاسخ ششم: غیررسمی بودن قضاوت''': این قضاوت، یک قضاوت رسمی نبود که به دلیل و [[بینه]] نیاز داشته باشد؛ یعنی حضرت داوود {{ع}} نمی‌خواست به واقع [[مالی]] را از کسی بگیرد و به دیگری بدهد. قضاوت در صورتی نهایی می‌شود که بر اساس آن، انتقالی صورت بگیرد و ملکی که مورد [[مشاجره]] و [[مخاصمه]] است، به یکی از دو طرف واگذار شود؛ ولی در این ماجرا چنین اتفاقی نیفتاد و فقط یک گفت و گوی ساده بین آنها واقع شد<ref>ر.ک: محمد تقی مصباح، معارف قرآن: راه و راهنما‌شناسی، ص۳۲۸.</ref>.
ایراد این [[تفسیر]] در این است که فاقد دلیل است.
ایراد این [[تفسیر]] در این است که فاقد دلیل است.


'''پاسخ هفتم: [[شتاب]] در [[قضاوت]]؛ همان [[گناه صغیره]]''': [[حکم]] بر [[حضرت داوود]] {{ع}} این بود که در قضاوت [[عجله]] نکند تا از مدعی علیه بپرسد؛ اما او این کار را نکرد و این گناه صغیره بود که باید به جهت ارتکاب آن به [[درگاه الهی]] [[توبه]] می‌کرد و او هم این کار را انجام داد<ref>ر.ک: محمد بن محمد بن نعمان مفید، مصنفات الشیخ المفید، ج۲ (الفصول المختاره)، ص۱۰۲.</ref>.
'''پاسخ هفتم: [[شتاب]] در [[قضاوت]]؛ همان گناه صغیره''': [[حکم]] بر [[حضرت داوود]] {{ع}} این بود که در قضاوت [[عجله]] نکند تا از مدعی علیه بپرسد؛ اما او این کار را نکرد و این گناه صغیره بود که باید به جهت ارتکاب آن به درگاه الهی [[توبه]] می‌کرد و او هم این کار را انجام داد<ref>ر.ک: محمد بن محمد بن نعمان مفید، مصنفات الشیخ المفید، ج۲ (الفصول المختاره)، ص۱۰۲.</ref>.
ایراد این تفسیر در این است که به [[صراحت]]، [[گناه]] را بر آن [[حضرت]] روا می‌داند و این امر با [[ادله]] گوناگونی که بر [[عصمت پیامبران]] دلالت دارد، در تضاد است»<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۳۳۳-۳۳۸.</ref>.
 
ایراد این تفسیر در این است که به صراحت، [[گناه]] را بر آن حضرت روا می‌داند و این امر با [[ادله]] گوناگونی که بر [[عصمت پیامبران]] دلالت دارد، در تضاد است»<ref>[[جعفر انواری|انواری، جعفر]]، [[نور عصمت بر سیمای نبوت (کتاب)|نور عصمت بر سیمای نبوت]] ص ۳۳۳-۳۳۸.</ref>.


با توجه به آنچه گذشت، می‌توان گفت با توجه به نقل داستان یادشده به وسیله [[مفسران]]، در وجود چنین باوری نسبت به حضرت داوود {{ع}} در [[عصر نبوی]] نمی‌توان تردید کرد، اما باید درباره گستردگی این [[باور]] در آن دوران بسیار اندیشید»<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۶۹-۷۲.</ref>
با توجه به آنچه گذشت، می‌توان گفت با توجه به نقل داستان یادشده به وسیله [[مفسران]]، در وجود چنین باوری نسبت به حضرت داوود {{ع}} در عصر نبوی نمی‌توان تردید کرد، اما باید درباره گستردگی این [[باور]] در آن دوران بسیار اندیشید»<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص ۶۹-۷۲.</ref>.


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۱۳۰٬۰۵۳

ویرایش