عریف در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'حنظله' به 'حنظله')
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[عریف در قرآن]] - [[عریف در حدیث]] - [[عریف در فقه اسلامی]] - [[عریف در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط  = عریف (پرسش)}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = عریف | عنوان مدخل  = عریف | مداخل مرتبط = [[عریف در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط  = }}
 
== مقدمه ==
== مقدمه ==
به معاون یا [[نایب]] کلانتر، نقیب و عریف می‌گفتند<ref>لغت‌نامه دهخدا، ج۱۴، ص۲۲۶۸۲؛ تاج العروس، ج۴، ص۲۹۷؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۳.</ref>. [[عریف]]، به معنای داننده انساب و نقیب، به [[سرپرست]] گروه یا کسی اطلاق می‌شد که تفحص در احوال دسته یا صنفی را بر عهده داشت<ref>اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت، علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر، واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی، ص ۱۷۸.</ref>.
به معاون یا [[نایب]] کلانتر، نقیب و عریف می‌گفتند<ref>لغت‌نامه دهخدا، ج۱۴، ص۲۲۶۸۲؛ تاج العروس، ج۴، ص۲۹۷؛ انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۳.</ref>. [[عریف]]، به معنای داننده انساب و نقیب، به [[سرپرست]] گروه یا کسی اطلاق می‌شد که تفحص در احوال دسته یا صنفی را بر عهده داشت<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص ۱۷۸.</ref>.


==[[عریف]]==
==[[عریف]]==
دو واژۀ «عریف» و «[[نقیب]]» در [[تاریخ]] و متون [[اسلامی]] نشانگر سابقۀ ممتد شبکه اطلاعاتی در [[تفکر]] [[دینی]] به طور عام و اندیشۀ اسلامی به طور خاص است.
دو واژۀ «عریف» و «[[نقیب]]» در [[تاریخ]] و متون [[اسلامی]] نشانگر سابقۀ ممتد شبکه اطلاعاتی در [[تفکر]] [[دینی]] به طور عام و اندیشۀ اسلامی به طور خاص است. «عریف» به کسی گفته می‌شد که [[مسئولیت]] خاصی را در زمینۀ [[شناخت]] خصوصیات و [[اخبار]] [[قوم]]، [[قبیله]] و اشخاص داشته و در موقعیت‌های مناسب مورد [[مشاهده]] [[مسئولان]] قرار گرفته و اطلاعات لازم را در [[اختیار]] آنان قرار می‌داد و به خاطر این خصوصیت به [[سرپرستی]] آنها گمارده می‌شد<ref>لسان العرب، ج۹، ص۲۳۸؛ النهایة ابن اثیر، ماده عرف.</ref>.
«عریف» به کسی گفته می‌شد که [[مسئولیت]] خاصی را در زمینۀ [[شناخت]] خصوصیات و [[اخبار]] [[قوم]]، [[قبیله]] و اشخاص داشته و در موقعیت‌های مناسب مورد [[مشاهده]] [[مسئولان]] قرار گرفته و اطلاعات لازم را در [[اختیار]] آنان قرار می‌داد و به خاطر این خصوصیت به [[سرپرستی]] آنها گمارده می‌شد<ref>لسان العرب، ج۹، ص۲۳۸؛ النهایة ابن اثیر، ماده عرف.</ref>.
 
«نقیب» مترادف با «عریف» نیز به کسی اطلاق می‌شد که مسئولیت [[نظارت]] بر اوضاع و احوال [[مردم]] را عهده‌دار بوده و به علت شناخت صحیحی که در مورد گروه‌ها و شخصیت‌ها داشته، به عنوان [[مسئول]] و [[سرپرست]] [[انتخاب]] می‌شده است<ref>تفسیر المنار، ج۶، ص۲۸۰.</ref>.
«نقیب» مترادف با «عریف» نیز به کسی اطلاق می‌شد که مسئولیت [[نظارت]] بر اوضاع و احوال [[مردم]] را عهده‌دار بوده و به علت شناخت صحیحی که در مورد گروه‌ها و شخصیت‌ها داشته، به عنوان [[مسئول]] و [[سرپرست]] [[انتخاب]] می‌شده است<ref>تفسیر المنار، ج۶، ص۲۸۰.</ref>.
در [[نظام امامت]] نیز «[[اعراف]] و [[نقبا]]» در واقع نقش رابط بین گروه‌ها و واحدهای [[اجتماعی]] با [[امام]] را بر عهده داشته‌اند و امام اطلاعات لازم برای [[تصمیم‌گیری‌ها]] را از عریف‌ها و نقیب‌ها کسب می‌کرد و اغلب برای این [[مسئولیت‌ها]] افراد شایسته‌ای که اطلاعات دقیق و عمیقی را در رابطه با واحدهای مختلف اجتماعی و شخصیت‌ها داشتند، انتخاب می‌شد.
در [[نظام امامت]] نیز «[[اعراف]] و [[نقبا]]» در واقع نقش رابط بین گروه‌ها و واحدهای [[اجتماعی]] با [[امام]] را بر عهده داشته‌اند و امام اطلاعات لازم برای [[تصمیم‌گیری‌ها]] را از عریف‌ها و نقیب‌ها کسب می‌کرد و اغلب برای این [[مسئولیت‌ها]] افراد شایسته‌ای که اطلاعات دقیق و عمیقی را در رابطه با واحدهای مختلف اجتماعی و شخصیت‌ها داشتند، انتخاب می‌شد.
شبکه اطلاعاتی «عرافت» و «[[نقابت]]» بیشتر در [[مسائل نظامی]] و [[دفاعی]] استفاده می‌شد و به همین لحاظ برخی آن را تنها مربوط به [[جنگ]] دانسته و [[مقام]] عریف و نقیب را یک رتبۀ نظامی در سلسله مراتب [[فرماندهی]] در [[جهاد]] تلقی کرده‌اند.
در [[روایات]] آمده است: {{متن حدیث|العِرافَةُ حَقٌّ، وَ الْعُرَفاءُ فِي النّارِ}}<ref>النهایة ابن اثیر، ماده عرف؛ لسان العرب، ج۹، ص۲۳۸.</ref> عرافت شغلی است به [[صلاح]] مردم و لازم برای حسن جریان امور و [[شایسته]] یک [[جامعه مطلوب]]، اما بیشتر آنان که به کار «عرافت» می‌پردازند به دلیل ظرافت کار «عرافت» و لغزش‌هایی که پیدا می‌کنند، [[گمراه]] و به [[سرنوشت]] [[عذاب]] [[آتش]]، گرفتارند.


مانند [[قضاوت]] که شغلی [[شریف]] و عبادتی بزرگ و وظیفه‌ای خطیر و مهم در احیای [[عدالت]] در [[جامعه]] است ولی بیشتر کسانی که به این امر مهم می‌پردازند، [[اهل]] آتشند.
شبکه اطلاعاتی «عرافت» و «[[نقابت]]» بیشتر در [[مسائل نظامی]] و [[دفاعی]] استفاده می‌شد و به همین لحاظ برخی آن را تنها مربوط به [[جنگ]] دانسته و [[مقام]] عریف و نقیب را یک رتبۀ نظامی در سلسله مراتب [[فرماندهی]] در [[جهاد]] تلقی کرده‌اند. در [[روایات]] آمده است: {{متن حدیث|العِرافَةُ حَقٌّ، وَ الْعُرَفاءُ فِي النّارِ}}<ref>النهایة ابن اثیر، ماده عرف؛ لسان العرب، ج۹، ص۲۳۸.</ref> عرافت شغلی است به [[صلاح]] مردم و لازم برای حسن جریان امور و [[شایسته]] یک [[جامعه مطلوب]]، اما بیشتر آنان که به کار «عرافت» می‌پردازند به دلیل ظرافت کار «عرافت» و لغزش‌هایی که پیدا می‌کنند، [[گمراه]] و به [[سرنوشت]] [[عذاب]] [[آتش]]، گرفتارند.
[[علامه حلی]] در کتاب «تذکرة الفقهاء» می‌نویسد:
 
بر [[دولت]] [[امام]] لازم است که دیوانی را برای ثبت اسامی [[قبایل]]، گروه‌ها و [[مستمری]] آنها داشته باشد و برای هر کدام عریفی بگمارد، که نشانه گروه خود را به همراه داشته و برای هر کدام مشخصات و [[پرچم]] معین کند، چنانکه [[رسول خدا]]{{صل}} در جریان [[فتح خیبر]] برای هر ده نفر یک [[عریف]] معین کرد<ref>تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۳۷.</ref>.
مانند [[قضاوت]] که شغلی [[شریف]] و عبادتی بزرگ و وظیفه‌ای خطیر و مهم در احیای [[عدالت]] در [[جامعه]] است ولی بیشتر کسانی که به این امر مهم می‌پردازند، [[اهل]] آتشند. [[علامه حلی]] در کتاب «تذکرة الفقهاء» می‌نویسد: بر [[دولت]] [[امام]] لازم است که دیوانی را برای ثبت اسامی [[قبایل]]، گروه‌ها و [[مستمری]] آنها داشته باشد و برای هر کدام عریفی بگمارد، که نشانه گروه خود را به همراه داشته و برای هر کدام مشخصات و [[پرچم]] معین کند، چنانکه [[رسول خدا]]{{صل}} در جریان [[فتح خیبر]] برای هر ده نفر یک [[عریف]] معین کرد<ref>تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۳۷.</ref>.
 
[[علامه]] در کتاب‌های [[فقهی]] دیگرش به استناد [[آیه]]: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا}}<ref>«و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز‌شناسید» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref> می‌نویسد: دولت امام باید در [[سپاه]] خود تقسیم‌بندی منظمی را [[اعمال]] کرده و آنها را در دسته‌جات و [[احزاب]] مشخصی درجه‌بندی کند و برای هر کدام عریفی تعیین کند<ref>المنتهی، ج۲، ص۹۵۸؛ تحریر الأحکام، ج۱، ص۱۴۸.</ref>.
[[علامه]] در کتاب‌های [[فقهی]] دیگرش به استناد [[آیه]]: {{متن قرآن|وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا}}<ref>«و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز‌شناسید» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref> می‌نویسد: دولت امام باید در [[سپاه]] خود تقسیم‌بندی منظمی را [[اعمال]] کرده و آنها را در دسته‌جات و [[احزاب]] مشخصی درجه‌بندی کند و برای هر کدام عریفی تعیین کند<ref>المنتهی، ج۲، ص۹۵۸؛ تحریر الأحکام، ج۱، ص۱۴۸.</ref>.
به دلیل [[سوء]] استفاده‌هایی که [[خلفا]] و [[سلاطین]] و امرای [[جور]] از این [[مقام]] و افرادی که به عنوان عریف شناخته می‌شوند، می‌کردند، در تعدادی از [[روایات]] از عمل«[[عرافه]]» [[نکوهش]] شده و آن را مشارکت در [[قتل]] [[مردم]]<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۲۸۰.</ref> و موجب [[گرفتاری]] در [[روز جزا]] خوانده‌اند.
به دلیل [[سوء]] استفاده‌هایی که [[خلفا]] و [[سلاطین]] و امرای [[جور]] از این [[مقام]] و افرادی که به عنوان عریف شناخته می‌شوند، می‌کردند، در تعدادی از [[روایات]] از عمل«[[عرافه]]» [[نکوهش]] شده و آن را مشارکت در [[قتل]] [[مردم]]<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۲۸۰.</ref> و موجب [[گرفتاری]] در [[روز جزا]] خوانده‌اند.
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: کسی که [[مسئولیت]] «عرافه» را بر عهده بگیرد، [[روز قیامت]] در حالی که دست‌هایش بر گردن آویخته، [[محشور]] می‌شود؛ اگر در عمل خود [[درستکار]] بوده و به [[امر خدا]] [[رفتار]] کرده باشد، [[آزاد]] می‌شود و اگر به کسی [[ظلم]] کرده باشد، طعمۀ [[آتش]] می‌شود<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۸.</ref>.
[[امام علی]]{{ع}} به یکی از [[یاران]] خود فرمود: «مبادا [[شغل]] عشاری و عریفی را بپذیری»<ref>وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۳۴.</ref>.


در [[حدیث]] دیگر آمده است که [[رسول اکرم]]{{صل}} به یکی از یارانش فرمود: «چه خوب بود که در حالی از [[دنیا]] می‌رفتی که نه امیری، نه کاتبی و نه عریف»<ref>سنن ابی داود، ج۳، ص۱۳۲.</ref>.
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: کسی که [[مسئولیت]] «عرافه» را بر عهده بگیرد، [[روز قیامت]] در حالی که دست‌هایش بر گردن آویخته، [[محشور]] می‌شود؛ اگر در عمل خود [[درستکار]] بوده و به [[امر خدا]] [[رفتار]] کرده باشد، [[آزاد]] می‌شود و اگر به کسی [[ظلم]] کرده باشد، طعمۀ [[آتش]] می‌شود<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۱۸.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} به یکی از [[یاران]] خود فرمود: «مبادا [[شغل]] عشاری و عریفی را بپذیری»<ref>وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۳۴.</ref>. در [[حدیث]] دیگر آمده است که [[رسول اکرم]]{{صل}} به یکی از یارانش فرمود: «چه خوب بود که در حالی از [[دنیا]] می‌رفتی که نه امیری، نه کاتبی و نه عریف»<ref>سنن ابی داود، ج۳، ص۱۳۲.</ref>.
این [[احادیث]] خطیر بودن مسئولیت «عرافت» را بیان می‌کند که بسیاری از اشخاص به دلیل عدم [[توانایی]] برای [[تحمل]] این [[مسئولیت]] سنگین، نباید آن را بپذیرند.
 
اما [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از شبکۀ [[عریف]] و [[نقیب]] استفاده کرده<ref>الاصابه، ج۱، ص۲۵۱؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۱۱۳ – ۱۱۲.</ref> و در [[حکومت امام علی]]{{ع}} نیز در مواردی عریفان برای انجام مسئولیت‌هایی به کار گماشته شده‌اند.
این [[احادیث]] خطیر بودن مسئولیت «عرافت» را بیان می‌کند که بسیاری از اشخاص به دلیل عدم [[توانایی]] برای [[تحمل]] این [[مسئولیت]] سنگین، نباید آن را بپذیرند. اما [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از شبکۀ [[عریف]] و [[نقیب]] استفاده کرده<ref>الاصابه، ج۱، ص۲۵۱؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۱۱۳ – ۱۱۲.</ref> و در [[حکومت امام علی]]{{ع}} نیز در مواردی عریفان برای انجام مسئولیت‌هایی به کار گماشته شده‌اند.
هنگامی که [[حنظلة بن ربیع]]، با وجود بیعتش با [[امام]]{{ع}} به سوی [[معاویه]] گریخت، به [[دستور امام]]{{ع}} عریف [[قوم]] وی احضار شد و توسط وی (عریف) [[خانه]] حنظله منهدم شد.
 
در مورد دیگر مقداری عسل و مواد غذایی کمیابی از [[همدان]] به [[خدمت]] [[امام علی]]{{ع}} آوردند، امام{{ع}} عریف‌ها را احضار و توسط آنها تمامی آن مواد غذایی را بین [[ایتام]] [[کوفه]] تقسیم کردند<ref>کافی، ج۱، ص۴۰۶.</ref>.
هنگامی که [[حنظلة بن ربیع]]، با وجود بیعتش با [[امام]]{{ع}} به سوی [[معاویه]] گریخت، به [[دستور امام]]{{ع}} عریف [[قوم]] وی احضار شد و توسط وی (عریف) [[خانه]] حنظله منهدم شد. در مورد دیگر مقداری عسل و مواد غذایی کمیابی از [[همدان]] به [[خدمت]] [[امام علی]]{{ع}} آوردند، امام{{ع}} عریف‌ها را احضار و توسط آنها تمامی آن مواد غذایی را بین [[ایتام]] [[کوفه]] تقسیم کردند<ref>کافی، ج۱، ص۴۰۶.</ref>.
بسیاری از [[مفسران]] نقیب را در آیۀ: {{متن قرآن|وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا}}<ref>«و از ایشان دوازده سرپرست را برانگیختیم» سوره مائده، آیه ۱۲.</ref> و نیز در [[حدیث]] مربوط به [[بیعت عقبه]] ثانیه: {{متن حدیث|أَخْرِجُوا إِلَيَّ مِنْكُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً يَكْفُلُونَ عَلَيْكُمْ بِذَلِكَ}}<ref>بحار الانوار، ج۱۹، ص۱۳.</ref> به معنای مطلع، مراقب و ناظر [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>تفسیر التبیان، ج۲، ص۴۶۵؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۱۱۲؛ تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۱۷۰؛ تفسیر طبری، ج۶، ص۹۵.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۱۱۸ – ۱۱۵.</ref><ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۲۴۰.</ref>
 
بسیاری از [[مفسران]] نقیب را در آیۀ: {{متن قرآن|وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا}}<ref>«و از ایشان دوازده سرپرست را برانگیختیم» سوره مائده، آیه ۱۲.</ref> و نیز در [[حدیث]] مربوط به [[بیعت عقبه]] ثانیه: {{متن حدیث|أَخْرِجُوا إِلَيَّ مِنْكُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً يَكْفُلُونَ عَلَيْكُمْ بِذَلِكَ}}<ref>بحار الانوار، ج۱۹، ص۱۳.</ref> به معنای مطلع، مراقب و ناظر [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>تفسیر التبیان، ج۲، ص۴۶۵؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۱۱۲؛ تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۱۷۰؛ تفسیر طبری، ج۶، ص۹۵.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۶، ص۱۱۸ – ۱۱۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۲۴۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۳۵: خط ۳۴:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:عریف]]
[[رده:مفاهیم]]
۱۳۰٬۳۵۲

ویرایش