بحث:فساد در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۸۴۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۷ اکتبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۶۰: خط ۴۶۰:
#'''[[فسق]]''': [[فاسق]] کسی است که به ظاهر [[اعتقاد]] به چیزی دارد ولی در عمل از آن فاصله می‌گیرد و به گونه‌ای دیگر عمل می‌کند. بسیاری از [[مفسدان]] [[اجتماع]] را همین گروه [[فاسقان]] تشکیل می‌دهند که به ظاهر با مردم و در [[باطن]] علیه آنان هستند. [[رفتارهای زشت]] و [[پلید]] خودشان را در لباسی [[زیبا]] و کلمات شیوا [[نهان]] می‌کنند. و با [[فریب افکار عمومی]] [[مفاسد اقتصادی]] و غیر اقتصادی خویش را پنهان می‌کنند. به هیچ [[عهد]] و [[پیمان]] و قول و قراری پایبند نیستند و [[پیمان شکنی]] و [[دروغگویی]] در [[خون]] آنان جاری و ساری است.‌ [[اشرار]] مردم هستند و با [[دروغ]] بر آنان [[حاکم]] می‌شوند و با [[وعده]] آب آنان را به سراب می‌کشانند. این گونه اقتصاد مردم را به [[غارت]] می‌برند و لقمه نان را از دهان [[مظلومان]] بیرون می‌کشند. به امور [[حق]] [[آگاهی]] و [[بصیرت]] و [[یقین]] کامل دارند، ولی در [[مقام عمل]] بر ضد آن بوده و [[انکار عملی]] دارند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷؛ نمل، آیات ۱۲ تا ۱۴؛ عنکبوت، آیات ۳۰ و ۳۴</ref>
#'''[[فسق]]''': [[فاسق]] کسی است که به ظاهر [[اعتقاد]] به چیزی دارد ولی در عمل از آن فاصله می‌گیرد و به گونه‌ای دیگر عمل می‌کند. بسیاری از [[مفسدان]] [[اجتماع]] را همین گروه [[فاسقان]] تشکیل می‌دهند که به ظاهر با مردم و در [[باطن]] علیه آنان هستند. [[رفتارهای زشت]] و [[پلید]] خودشان را در لباسی [[زیبا]] و کلمات شیوا [[نهان]] می‌کنند. و با [[فریب افکار عمومی]] [[مفاسد اقتصادی]] و غیر اقتصادی خویش را پنهان می‌کنند. به هیچ [[عهد]] و [[پیمان]] و قول و قراری پایبند نیستند و [[پیمان شکنی]] و [[دروغگویی]] در [[خون]] آنان جاری و ساری است.‌ [[اشرار]] مردم هستند و با [[دروغ]] بر آنان [[حاکم]] می‌شوند و با [[وعده]] آب آنان را به سراب می‌کشانند. این گونه اقتصاد مردم را به [[غارت]] می‌برند و لقمه نان را از دهان [[مظلومان]] بیرون می‌کشند. به امور [[حق]] [[آگاهی]] و [[بصیرت]] و [[یقین]] کامل دارند، ولی در [[مقام عمل]] بر ضد آن بوده و [[انکار عملی]] دارند.<ref>بقره، آیات ۲۶ و ۲۷؛ نمل، آیات ۱۲ تا ۱۴؛ عنکبوت، آیات ۳۰ و ۳۴</ref>
#'''[[گناه]] [[حاکمان]] و [[معصیت]] [[مردمان]]''': یک [[اجتماع]] زمانی گرفتار [[مفسدان]] و [[فساد]] نهادینه و قانونی می‌شود که [[مردم]] [[اهل معصیت]] باشند و برای دستیابی به [[شهوت]] و [[آزادی جنسی]] و مانند آنها، دست حاکمان را باز گذارند تا هر گونه که خواهند فساد و [[شرارت]] کنند. این گونه است که ترکیبی از گناه و شرارت حاکمان در کنار معصیت مرد می‌تواند یک [[جامعه]] را به [[تباهی]] کشاند. اصولا [[اشرار]] زمانی [[حاکم]] بر مردم می‌شوند که خود مردم بستری برای [[حاکمیت]] آنان فراهم آورند. اگر توده‌های مردم [[عاقل]] و عالم باشند و از [[تقوای الهی]] برخوردار، به طور طبیعی [[اجازه]] نمی‌دهند تا افراد [[شرور]] با شعارهای [[فریبنده]] بر آنان حاکم شوند؛ اما وقتی خود مردم برای [[شهوت جنسی]] وآزادی [[دروغین]] به دنبال‌اشرار می‌روند و حاکمان شرور بر سر کار می‌آیند و به طور طبیعی آن حاکمان با [[قوانین]] خاص فساد را نهادینه می‌کنند. این گونه است که [[مصلحان]] دروغین در [[جامه]] مفسدان [[حقیقی]] ظهور می‌یابند و اجتماع را به تباهی می‌کشانند و [[اقتصاد]] و [[دین]] و دنیای آنان را [[غارت]] می‌کنند.<ref>بقره، آیات ۲۰۵ و ۲۰۶؛ روم، آیه ۴۱</ref> [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: به واسطه نیآمدن [[باران]]، در دریا و خشکی فساد به وجود می‌آید و [[زندگی]] جانوران دریایی به علت عدم باران به مخاطره می‌‌افتد و این به جهت [[گناهان]] مردم است.<ref>تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص۱۹۰، ح ۸۱</ref> این‌اشرار که [[حکومت]] و حاکمیت را به نام مردم در دست می‌گیرند، تا جایی به [[افساد]] خویش ادامه می‌دهند که عزیزان [[امت]] به ذلیلان تبدیل شوند و مردمان [[پست]] و شرور در پست‌ها و [[مقامات]] و [[مناصب]] قرارگیرند و به فساد و تباهی چند لایه ادامه دهند.<ref>نمل، آیه ۳۴</ref> امروز در [[جهان]] می‌توان مردمان شرور و [[پستی]] را یافت که به نام [[وزیر]] و [[نماینده]] و [[شورا]] و مانند آنها در حال کار هستند و عزیزان و [[مؤمنان]] را کنار زده‌اند و [[اجازه]] نمی‌دهند تا کاری برای [[مردم]] کنند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فساد اقتصادی و علل پیدایش آن (مقاله)|فساد اقتصادی و علل پیدایش آن]].</ref>.
#'''[[گناه]] [[حاکمان]] و [[معصیت]] [[مردمان]]''': یک [[اجتماع]] زمانی گرفتار [[مفسدان]] و [[فساد]] نهادینه و قانونی می‌شود که [[مردم]] [[اهل معصیت]] باشند و برای دستیابی به [[شهوت]] و [[آزادی جنسی]] و مانند آنها، دست حاکمان را باز گذارند تا هر گونه که خواهند فساد و [[شرارت]] کنند. این گونه است که ترکیبی از گناه و شرارت حاکمان در کنار معصیت مرد می‌تواند یک [[جامعه]] را به [[تباهی]] کشاند. اصولا [[اشرار]] زمانی [[حاکم]] بر مردم می‌شوند که خود مردم بستری برای [[حاکمیت]] آنان فراهم آورند. اگر توده‌های مردم [[عاقل]] و عالم باشند و از [[تقوای الهی]] برخوردار، به طور طبیعی [[اجازه]] نمی‌دهند تا افراد [[شرور]] با شعارهای [[فریبنده]] بر آنان حاکم شوند؛ اما وقتی خود مردم برای [[شهوت جنسی]] وآزادی [[دروغین]] به دنبال‌اشرار می‌روند و حاکمان شرور بر سر کار می‌آیند و به طور طبیعی آن حاکمان با [[قوانین]] خاص فساد را نهادینه می‌کنند. این گونه است که [[مصلحان]] دروغین در [[جامه]] مفسدان [[حقیقی]] ظهور می‌یابند و اجتماع را به تباهی می‌کشانند و [[اقتصاد]] و [[دین]] و دنیای آنان را [[غارت]] می‌کنند.<ref>بقره، آیات ۲۰۵ و ۲۰۶؛ روم، آیه ۴۱</ref> [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: به واسطه نیآمدن [[باران]]، در دریا و خشکی فساد به وجود می‌آید و [[زندگی]] جانوران دریایی به علت عدم باران به مخاطره می‌‌افتد و این به جهت [[گناهان]] مردم است.<ref>تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص۱۹۰، ح ۸۱</ref> این‌اشرار که [[حکومت]] و حاکمیت را به نام مردم در دست می‌گیرند، تا جایی به [[افساد]] خویش ادامه می‌دهند که عزیزان [[امت]] به ذلیلان تبدیل شوند و مردمان [[پست]] و شرور در پست‌ها و [[مقامات]] و [[مناصب]] قرارگیرند و به فساد و تباهی چند لایه ادامه دهند.<ref>نمل، آیه ۳۴</ref> امروز در [[جهان]] می‌توان مردمان شرور و [[پستی]] را یافت که به نام [[وزیر]] و [[نماینده]] و [[شورا]] و مانند آنها در حال کار هستند و عزیزان و [[مؤمنان]] را کنار زده‌اند و [[اجازه]] نمی‌دهند تا کاری برای [[مردم]] کنند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[فساد اقتصادی و علل پیدایش آن (مقاله)|فساد اقتصادی و علل پیدایش آن]].</ref>.
==فسادگری، [[خسران]] بزرگ [[آدمی]]==
فسادگری [[انسان]] در اشکال گوناگون صورت می‌گیرد. گاه انسان به خود [[ظلم]] می‌کند و در [[روح]] و [[جان]] و تن خویش [[فساد]] ایجاد می‌نماید و گاه دیگر، در [[جامعه]] این فساد از سوی انسان انجام می‌گیرد و گاه دیگر، در [[طبیعت]] و محیط‌زیست خویش فسادگری می‌کند.
[[خداوند]] در آیاتی از جمله ۴۱ [[سوره روم]] می‌فرماید که رفتارهای عمومی [[مردم]] و برخی از عملکردهای آنان موجب فساد و [[تباهی]] در [[زمین]] می‌شود و [[محیط زیست]] را از میان می‌برد و از حالت [[تعادل]] و [[اعتدال]] خارج می‌سازد. ریشه و خاستگاه چنین [[رفتاری]] را می‌توان در [[فراموشی]] [[فلسفه وجودی]] هستی دانست. انسان با بهره‌گیری از همه امکانات مادی و [[معنوی]]، به جای آنکه [[نعمت‌های الهی]] را در مسیر خدایی شدن خود و دیگران صرف کند و در [[مقام]] [[ربوبیت]] قرار گیرد، در مقام [[کفران نعمت]] و [[ناسپاسی]] عملی می‌نشیند و آن را در فساد به کار می‌گیرد و خود و جامعه و [[جهان]] را به فساد و تباهی می‌کشاند و از حالت تعادل و اعتدال بیرون می‌برد.<ref>اعراف، آیه ۷۴</ref>
رفتارهای اسرافی و تبذیری آدمی در [[خورد و خوراک]] و دیگر مسائل [[زندگی]]<ref>بقره، آیه ۶۰</ref>، کشتن بی‌گناهان<ref>مائده، آیه ۳۲</ref>، جلوگیری از فعالیت‌های [[اصلاح]] طلبانه دیگران و [[پیروی]] از [[راه و رسم]] و اندیشه‌های [[مفسدان]]<ref>اعراف، آیه ۱۴۲</ref>، خسران [[واقعی]] را برای آدمی پدید می‌آورد<ref>بقره، آیه ۲۷</ref> و آدمی به جای آنکه خدایی و ربانی شود، از [[حقیقت]] خود دور شده و در فرآیندی از [[کوردلی]] و فقدان [[درک]] [[حقایق]]<ref>محمد، آیات ۲۲ و ۲۳</ref> به مرحله [[پست‌تر]] از هر [[حیوان]] و چارپا و خاک و سنگ تنزل می‌یابد و از اوج [[انسانیت]] به حضیض فراق در [[دوزخ]] [[دوری از خدا]] فرو می‌افتد.
بی‌گمان [[محرومیت]] از [[خلافت]] [[انسانی]] که با خدایی شدن به شکل ربانیت تحقق می‌یابد<ref>بقره، آیه ۳۰</ref>، محرومیت از [[محبت خدا]] و [[عنایات]] او<ref>بقره، آیه ۲۰۵</ref> و در نهایت محرومیت از [[سعادت اخروی]]<ref>قصص، آیه ۸۳</ref> از جمله آثاری است که [[خداوند]] برای فسادگری [[بشر]] بیان کرده است.
از آنجا که [[خصلت]] فسادگری در وجود [[آدمی]] نهفته است<ref>بقره، آیه۳۰</ref>، بر [[انسان]] است تا همواره مراقب و مواظب خود باشد و با [[گرایش]] به برخی از اصول [[عقلانی]] و عقلایی و تقویت [[فطرت]] [[پاک]] و بهره‌گیری از [[عقل سلیم]]، [[اجازه]] دهد تا گرایش به [[کمالات]] همچنان در وی باقی بماند تا جبران خصلت فسادگری وی شود از این‌رو در [[قرآن]] بر تقویت [[گرایش‌های فطری]] انسان به [[خدا]] و کمالات تأکید شده و تقوای عقلانی به عنوان مقدمه‌ای برای [[پرهیز]] از فسادگری مورد توجه و اهتمام قرار گرفته است.
این بدان معناست که انسان نیازمند [[اصلاحات]] دائمی در درون و بیرون است؛ زیرا خصلت فسادگری انسان و زمینه‌های تحقق [[فساد]] و فسادگری در [[دنیا]] موجب می‌شود تا انسان از هر سو مورد [[هجوم]] علل و عوامل فسادگری باشد. اگر انسان این‌گونه عمل کند [[امید]] است که از [[خسران]] بزرگ [[رهایی]] یابد. خداوند در [[سوره عصر]] تبیین می‌کند که همه [[انسان‌ها]] به [[دلایل]] پیش گفته در [[زیان]] به سر می‌برند؛ به این معنا که خسران به انسان بسیار نزدیک است؛ زیرا خصلت فسادگری در وی وجود دارد و همین خصلت و نیز بستر و فرصت‌های فسادگری است که انسان را در ورطه خسران و [[سقوط]] قرار داده است مگر آنکه با [[ایمان]] و [[کارهای نیک]] و [[دعوت]] دیگران به آنها، خود و [[جامعه]] را از خسران و فساد نگه دارد.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روش‌های مبارزه با فساد و مفسدان (مقاله)|روش‌های مبارزه با فساد و مفسدان]].</ref>.
==[[مبارزه با فساد]]==
فسادگری از نظر قرآن به عنوان یک امر [[ناشایست]] و [[زشت]] و بد عقلانی و نیز [[گناه]] [[شرعی]] معرفی شده است.<ref>عنکبوت، آیات ۳۶ و ۴۰</ref> و چون [[طبیعت]] و خصلت بشر به فساد نیز گرایش دارد و زمینه‌های آن در دنیا فراهم است، اصلاحات دایمی به عنوان یک [[وظیفه الهی]] و [[مسئولیت]] [[دینی]] مطرح شده است. بنابراین بر همگان است تا به عنوان یک [[وظیفه]] و مسئولیت دینی و [[الهی]]، به [[مبارزه با فساد]] برخاسته و [[اصلاحات]] را مدنظر قرار دهند.
اصلاحگری و مبارزه با فساد می‌بایست همه‌جانبه و فراگیر باشد. بنابراین [[اصلاح]] [[نفسانی]] به [[شک]] [[خودسازی]] و [[تزکیه نفس]]، [[اصلاح جامعه]]<ref>اعراف، آیات ۷۳ و ۷۴</ref> و اصلاح [[زمین]]<ref>هود، آیه۱۱۶</ref> از [[وظایف]] و مسئولیت‌های [[عقلانی]] و الهی [[بشر]] است که می‌بایست همواره مورد توجه و اهتمام باشد.
[[خداوند]] در آیاتی از جمله ۱۲ و ۱۴ [[سوره نمل]]، [[مبارزه]] با هر گونه فسادی را از [[اهداف رسالت]] [[پیامبران]] از جمله [[پیامبران اولوالعزم]] دانسته است که به [[پیروی]] از ایشان می‌بایست به [[رسالت]] همه [[مؤمنان]] و [[ربانیون]] تبدیل شود. همین معنا با صراحت بیشتری در [[آیه]] ۳۲ [[سوره مائده]] بیان شده است. همچنین بخش بزرگی از [[آیات قرآن]] به گزارش از مبارزه پیامبران و مؤمنان علیه [[فساد]] و [[مفسدان]] اختصاص یافته است؛ چراکه برای دستیابی به فضا و بستر مناسب [[خلافت الهی]] [[انسان]]، لازم است تا مبارزه با فساد و اصلاحات دایمی در دستور کار قرار گیرد.
با توجه به اینکه انسان، محور بسیاری از فسادگری‌ها و تباهی‌هاست، مبارزه با انسان‌های [[مفسد]] در دستور کار، [[مأموریت]] و [[هدف]] اصلی پیامبران و مؤمنان قرار گرفته است. از مصادیق اصلاحات و مبارزه با فساد و مفسدان می‌توان به مسئله [[جهاد]] اشاره کرد که مبارزه‌ای میان [[حق و باطل]] است؛ زیرا [[باطل]] در تلاش است تا فساد و [[تجاوزگری]] را گسترش دهد و [[حق]] [[اجازه]] نمی‌دهد تا این مسئله موجب شود تا [[تعادل]] و [[عدالت]] از میان رود. بر این اساس، [[پیکار]] علیه باطل عاملی برای [[دفع فساد]] از زمین دانسته شده و این مبارزه در [[اولویت]] قرار گرفته است.<ref>بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۵۱</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روش‌های مبارزه با فساد و مفسدان (مقاله)|روش‌های مبارزه با فساد و مفسدان]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۳۹۳

ویرایش