بحث:فساد در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۰۲۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ اکتبر ۲۰۲۳
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۸۵: خط ۱۸۵:
این در حالی است که [[مأموریت]] بشر [[اصلاح خود]] و دیگران در نقش [[خلافت الهی]] است. [[انسان‌ها]] مأموریت دارند تا در زمین قرار گرفته و ضمن کمال یابی و کمال‌رسانی خود و دیگران، هرگونه فسادی را از زمین [[پاک]] کرده و [[اصلاحات]] اساسی در زمین انجام دهند و آن را آباد کرده و زمینه [[رشد]] و تعالی جمعی بشر و دیگر موجودات را فراهم آورند.<ref>هود آیه ۱۱۶</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روان‌شناسی مفسدان و آثار فساد از نگاه قرآن (مقاله)|روان‌شناسی مفسدان و آثار فساد از نگاه قرآن]].</ref>.
این در حالی است که [[مأموریت]] بشر [[اصلاح خود]] و دیگران در نقش [[خلافت الهی]] است. [[انسان‌ها]] مأموریت دارند تا در زمین قرار گرفته و ضمن کمال یابی و کمال‌رسانی خود و دیگران، هرگونه فسادی را از زمین [[پاک]] کرده و [[اصلاحات]] اساسی در زمین انجام دهند و آن را آباد کرده و زمینه [[رشد]] و تعالی جمعی بشر و دیگر موجودات را فراهم آورند.<ref>هود آیه ۱۱۶</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[روان‌شناسی مفسدان و آثار فساد از نگاه قرآن (مقاله)|روان‌شناسی مفسدان و آثار فساد از نگاه قرآن]].</ref>.


=== بسترهای فساد ===
===دو عامل قدرت و ثروت فسادانگیز===
اما همین قدرت و ثروتی که این گونه می‌‌تواند به شکل ارزشی مورد استفاده قرارگیرد، از یک [[نعمت]] برای شخص و [[جامعه]] به نقمتی برای فرد و جامعه تبدیل می‌‌شود؛ زیرا شخص نتوانسته است خود را با [[حقایق]] هستی هماهنگ کند و درچارچوب آن قرارگیرد. این گونه است که قدرت و ثروت به جای آنکه [[عامل رشد]] و بالندگی باشد، عامل [[فساد]] و [[تباهی]] می‌‌شود.
[[خداوند]] درآیاتی از [[قرآن]] نشان می‌‌دهد که چگونگی قدرت و ثروت، زمینه‌ساز [[عجب]] و [[خودبینی]]<ref>کهف، آیه ۳۳ تا ۳۶</ref>، [[غرور]] و [[تفاخر]]<ref>همان و نیز قصص، آیات ۷۶و ۷۸</ref>، [[تکبر]] و [[استکبار]]<ref>همان و نیز فصلت، آیه ۱۵</ref>، [[تحقیر]] دیگران [[باطل‌گرایی]]<ref>توبه، آیه ۶۹</ref> [[انکار]] قدرت [[برتر]]<ref>بلد، آیات ۵ و ۶</ref>، [[طغیان]]<ref>فجر، آیات ۶تا ۱۱</ref>، [[غفلت]] از [[خدا]]<ref>قصص، آیات ۷۶، ۷۸ و فصلت، آیه ۱۵</ref> و فساد<ref>بقره، آیه ۲۰۵ و محمد، آیه ۲۲و فجر، آیات ۶ تا ۱۲</ref> می‌‌شود.
از نظر قرآن، قدرت و ثروت می‌‌تواند عامل رشد و یا تباهی [[بشر]] و [[جوامع بشری]] باشد. بنابراین، [[شمشیر]] دو لبه‌ای است که می‌‌بایست با [[احتیاط]] تمام آن را دردست گرفت.اگر قدرت و ثروت در دست نااهلان قرار گیرد، می‌‌تواند فساد شخص و یا جامعه را به دنبال داشته باشد؛ چنان که قدرت و ثروت حتی می‌‌تواند [[اهل]] [[ایمان]] و [[تقوا]] را نیز تباه سازد؛ چنانکه [[علوم دینی]] و [[وحیانی]] از چنین [[توانایی]] برخوردار است. قرآن گزارش می‌‌کند که چگونه [[علم الهی]] در دستان افرادی چون [[سامری]] و [[بلعم باعورا]]، قدرتی در جهت فساد و تباهی جامعه شد. بنابراین هیچ کس از تاثیرات بد و [[زشت]] قدرت و ثروت در [[امان]] نیست؛ مگر آنکه خود را به [[خدا]] بسپارد و [[تقوای الهی]] را در تمام لحظات [[زندگی]] مراعات کند.
[[قارون]] که از [[امت]] [[موسی]]{{ع}} بود، نتوانست از [[قدرت]] و [[ثروت]] خویش به [[درستی]] بهره گیرد؛ زیرا قدرت و ثروت، او را به سوی [[تباهی]] کشاند و حتی امت موسوی را دچار چالش جدی نمود.
 
قدرت و ثروت اقتضائاتی دارد که از آن می‌‌توان به عنوان [[فرهنگ]] قدرت و ثروت یاد کرد. به این معنا که نظامی را با خود همراه دارد که [[آدمی]] را در فضایی بیرون از فضای طبیعی قرار می‌‌دهد. کسانی که در قدرت و ثروت [[غرق]] می‌‌شوند، در یک فرآیندی خصوصیات و [[رفتاری]] را در پیش می‌‌گیرند که از آن به فرهنگ [[اشرافیت]] و یا فرهنگ [[زورمداران]] یاد می‌‌کنند. دراین فرهنگ، شخص خود را گم می‌‌کند و [[هویت]] تازه و دیگری می‌‌یابد. دراین فرهنگ و هویت است که [[برتری جویی]] و [[تفاخر]] امری طبیعی شده و [[تحقیر]] دیگران عملی جایز و روا شمرده می‌‌شود.
کسانی که در فرهنگ قدرت و ثروت [[رشد]] می‌‌کنند، کسانی هستند که [[بی‌تقوایی]] در آنان نهادینه می‌‌شود<ref>قصص، آیات ۷۶ و ۸۳</ref> و [[روحیه]] [[تجاوزگری]] و [[طغیان]] گری تقویت می‌‌شود.
دراین فرهنگ و فضای [[آلوده]] [[تجمل‌گرایی]] به عنوان مد، جا می‌‌افتد و شخص می‌‌کوشد تا هر [[روز]] داشته‌های خویش را به رخ دیگران بکشد و تفاخر نماید.
از آن جایی که پذیرش [[حقوق]] و [[قوانین]] و اجرای آن در [[حق]] خود، برای ایشان سخت و دشوار است، اجرای آن را در حق خود عین [[بی‌عدالتی]] می‌‌دانند و به شدت به [[مبارزه]] و [[مخالفت با قوانین]] و [[حقوق دیگران]] می‌‌پردازند. [[گریز]] از [[قانون]] و دور زدن آن برای ایشان امری طبیعی است؛ زیرا خود را بالاتر و [[برتر]] از قوانین می‌‌دانند و اصولا قانون را برای توده‌ها [[مشروع]] و اجرای آن را مجاز می‌‌شمارند. از این رو بزرگترین [[مخالفان پیامبران]] و دعوت‌های آنان، همین [[قدرتمندان]] و [[ثروتمندان]] بوده‌اند؛ زیرا [[پیامبران]] خواهان [[احقاق حقوق]] و [[اجرای قوانین]] و دوری از [[ظلم]] و [[تجاوزگری]] هستند، درحالی که این [[طبقات اجتماعی]] خود را فراتر از این امور می‌‌بینند. این گونه است که در برابر [[پیامبران]] می‌‌ایستند و به ایشان [[افترا]] و [[تهمت]] می‌‌زنند<ref>غافر، آیات ۲۳ و ۲۴</ref>
خودنمایی و [[تجمل‌گرایی]] اشراف، نه تنها زمینه [[فساد]] فزون‌تر در خود آنان می‌‌شود، بلکه [[جامعه]] را نیز به [[تباهی]] و فساد می‌‌کشاند. از این رو [[خداوند]] در [[قرآن]]، از این طبقات اجتماعی به عنوان [[مفسدان]] یاد می‌‌کند که به معنای [[فسادانگیزی]] است.
 
سرمستی [[ثروتمندان]] و [[قدرتمندان]] از [[ثروت]] و [[قدرت]]<ref>قصص، آیه ۷۶</ref> موجب می‌‌شود تا باشگاه‌هایی از [[منکرات]] را در جامعه راه اندازی کنند تا این گونه در [[شادی]] و [[فرح]] [[دروغین]] فرو روند و از قدرت و ثروت خویش بهره برند. همین [[رفتارها]] جامعه را به تباهی می‌‌کشاند و [[افکار]] و [[اندیشه‌ها]] و رفتارهای دیگران را تحت تاثیر قرار می‌‌دهد. بسیاری از توده‌های [[مردم]] می‌‌کوشند تا با همسان‌سازی با ثروتمندان خود را در سطح قدرت و ثروت ایشان قرار دهند و این گونه است که موجبات گسترش تباهی و فساد در جامعه فراهم می‌‌شود. اینان همانند ویروس و [[بیماری]] خطرناکی هستند که به سرعت در جامعه پخش و شایع می‌‌شود.
با نگاهی به داستان [[هامان]] و [[قارون]] و [[فرعون]] می‌‌توان دریافت که چگونه رویه [[زندگی]] آنها موجبات تباهی در جامعه [[مصر]] را فراهم آورد و جامعه را به [[هلاکت]] افکند. قدرت و ثروت آنان باعث [[هرزگی]] [[اخلاقی]] [[زنان]] و مردان شد به گونه‌ای که زنان [[بنی اسراییل]] که از اقشار پایین جامعه [[مصری]] بودند برای بهره کشی جنسی مورد استفاده قرارمی گرفتند و رفتارهای تفاخرآمیز قارون موجب شد تا توده‌های مردم، قدرت و ثروت فسادانگیز قارون و هامان و فرعون را ملاک ارزشی و معیار درست زندگی ارزیابی کنند و درمدار آن حرکت‌های خویش را سامان بخشند. به این معنا که توده‌های مردم قارون را [[الگوی رفتاری]] خویش قرار داده و خواهان آن بودند که همچون [[قارون]] بیندیشند و همچون قارون [[زندگی]] کنند. این [[آرزو]] را [[قوم موسی]]{{ع}} به صراحت به آن حضرت{{ع}} اعلام می‌‌کنند و [[مردم]] در [[حسرت]] زندگی قارونی می‌‌سوختند.<ref>قصص، آیات ۷۶ تا ۷۹</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[قدرت قارونی و فساد اجتماعی (مقاله)|قدرت قارونی و فساد اجتماعی]].</ref>.
 
== آثار وپیامدها ==
== آثار وپیامدها ==
===آثار فساد===
===آثار فساد===
۲۲۴٬۹۷۴

ویرایش