وحی بیانی: تفاوت میان نسخه‌ها

۹ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۴ نوامبر ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== معنای لغوی [[وحی]] ==
== معنای لغوی [[وحی]] ==
وحی واژه‌ای [[عربی]] و دارای سابقه‌ای کهن در [[فرهنگ]] و [[ادب]] [[عرب]] می‌باشد. یکی از لغتشناسان کهن می‌گوید: اشاره، [[الهام]]، [[نوشتن]]، [[کلام]] پنهانی و خطاب بدون واسطه را وحی می‌‌گویند.<ref>مجدالدین مبارک ابن اثیر، النهایۀ ج۵ ص۱۶۳</ref> طریحی نیز [[معتقد]] است مهمترین کاربرد این کلمه که معنای [[حقیقی]] و موضوع له آن نیز می‌باشد، اعلام پنهانی است و به همین جهت، الهام را نیز وحی می‌نامند.<ref>محمودبن عمر زمخشری، الکشاف، ص۴۳۰</ref>. از بررسی کتاب‌های لغت و مجموع آنچه نقل شد، معلوم می‌شود که:  
وحی واژه‌ای عربی و دارای سابقه‌ای کهن در [[فرهنگ]] و [[ادب]] [[عرب]] می‌باشد. یکی از لغتشناسان کهن می‌گوید: اشاره، [[الهام]]، [[نوشتن]]، [[کلام]] پنهانی و خطاب بدون واسطه را وحی می‌‌گویند.<ref>مجدالدین مبارک ابن اثیر، النهایۀ ج۵ ص۱۶۳</ref> طریحی نیز [[معتقد]] است مهمترین کاربرد این کلمه که معنای [[حقیقی]] و موضوع له آن نیز می‌باشد، اعلام پنهانی است و به همین جهت، الهام را نیز وحی می‌نامند.<ref>محمودبن عمر زمخشری، الکشاف، ص۴۳۰</ref>. از بررسی کتاب‌های لغت و مجموع آنچه نقل شد، معلوم می‌شود که:  
# کلمه وحی مصدر وَحَیَ از باب وَعَدَ است و باب [[افعال]] آن، هم به صورت متعدی بنفسه و هم متعدی به حرف جر إلی و لام به کار می‌‌رود؛  
# کلمه وحی مصدر وَحَیَ از باب وَعَدَ است و باب [[افعال]] آن، هم به صورت متعدی بنفسه و هم متعدی به حرف جر إلی و لام به کار می‌‌رود؛  
# وجه مشترک تمامی معانی این کلمه و نیز موارد استعمال آن، فهماندن یک کلام به صورت سرّی و سریع است؛ به طوری که غیر از شخص مخاطب، افراد دیگر متوجه آن نشوند؛  
# وجه مشترک تمامی معانی این کلمه و نیز موارد استعمال آن، فهماندن یک کلام به صورت سرّی و سریع است؛ به طوری که غیر از شخص مخاطب، افراد دیگر متوجه آن نشوند؛  
# این کلمه نه تنها مشترک [[معنوی]] بین معانی [[الهام]]، اعلام مخفیانه و اعلام سریع است، بین معنای حقیقی و موارد استعمال آن نیز تفاوتی نیست و حتی بین معنای لغوی و اصطلاحی آن [[هماهنگی]] برقرار است. پس هر [[کلامی]] که از یک [[متکلم]] به مخاطبی به سرعت و مخفیانه منتقل شود، وحی نام دارد؛ البته این واژه غالباً به کلامی که [[خداوند متعال]] به [[پیامبران]]{{ع}} [[القا]] می‌نماید، اطلاق می‌شود.<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]]، ص۵۰ تا ۶۰.</ref>
# این کلمه نه تنها مشترک [[معنوی]] بین معانی [[الهام]]، اعلام مخفیانه و اعلام سریع است، بین معنای حقیقی و موارد استعمال آن نیز تفاوتی نیست و حتی بین معنای لغوی و اصطلاحی آن [[هماهنگی]] برقرار است. پس هر [[کلامی]] که از یک [[متکلم]] به مخاطبی به سرعت و مخفیانه منتقل شود، وحی نام دارد؛ البته این واژه غالباً به کلامی که [[خداوند متعال]] به [[پیامبران]]{{ع}} [[القا]] می‌نماید، اطلاق می‌شود.<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]]، ص۵۰ تا ۶۰.</ref>


* [[عالمان]] [[علم]] لغت برای واژۀ وحی، کاربردهای گوناگونی برشمرده‌اند؛ مانند نوشتن، اشاره، [[پیام]]، الهام، و کلام مخفی. برخی از لغت‌شناسان می‌گویند: ریشۀ اصلی وحی بر القای پنهانی [[دانش]] و غیر آن دلالت می‌کند و همۀ استعمال‌های واژۀ وحی به این معنی باز می‌گردد<ref>ابن فارس، احمد بن فارس. معجم مقاییس اللغة ۷۰/۶</ref> آنگونه که لغت‌شناسان عرب گفته‌اند، معنی اصلی وحی، ایحاء پوشیده اعلام کردن است. بدین جهت، الهام <ref>در دل افکندن</ref> هم [[وحی]] نامیده شده است. بر همین مبنا به اشاره و ایما و سخن پنهانی هم وحی گفته شده است <ref>ابن منظور، محمد بن مکرم. لسان العرب چاپ سوم، بیروت: دار صار۲۴۱/۱۵</ref> برخی نیز اصل وحی را به معنی اشارۀ سری دانسته‌اند <ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد المفردات فی غریب القرآن دمشق بیروت: دارالعلم الدار الشامیة؛ ۸۵۸</ref> وحی در اصطلاح، ارتباطی [[معنوی]] است که برای [[پیامبران الهی]] جهت دریافت [[پیام آسمانی]] از راه اتصال با [[عالم غیب]] برقرار می‌شود. به گفتۀ [[علامه طباطبایی]]: وحی یک نوع [[سخن گفتن]] آسمانی است که از راه [[حس]] و [[تفکر]] [[عقلی]] [[درک]] نمی‌شود، بلکه درک و [[شعور]] دیگری است که گاهی در برخی از افراد به [[مشیت الهی]] پیدا می‌شود و [[دستورات]] [[غیبی]] را که از حس و [[عقل]] پنهان است، از وحی و [[تعلیم الهی]] دریافت می‌کند.<ref>[[محمد شریفی|شریفی، محمد]] و [[فاطمه هدایتی|هدایتی، فاطمه]]، [[تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی (مقاله)|تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی]]، ص۴۳ تا ۴۵.</ref>
[[عالمان]] [[علم]] لغت برای واژۀ وحی، کاربردهای گوناگونی برشمرده‌اند؛ مانند نوشتن، اشاره، [[پیام]]، الهام، و کلام مخفی. برخی از لغت‌شناسان می‌گویند: ریشۀ اصلی وحی بر القای پنهانی [[دانش]] و غیر آن دلالت می‌کند و همۀ استعمال‌های واژۀ وحی به این معنی باز می‌گردد<ref>ابن فارس، احمد بن فارس. معجم مقاییس اللغة ۷۰/۶</ref> آنگونه که لغت‌شناسان عرب گفته‌اند، معنی اصلی وحی، ایحاء پوشیده اعلام کردن است. بدین جهت، الهام <ref>در دل افکندن</ref> هم [[وحی]] نامیده شده است. بر همین مبنا به اشاره و ایما و سخن پنهانی هم وحی گفته شده است <ref>ابن منظور، محمد بن مکرم. لسان العرب چاپ سوم، بیروت: دار صار۲۴۱/۱۵</ref> برخی نیز اصل وحی را به معنی اشارۀ سری دانسته‌اند <ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد المفردات فی غریب القرآن دمشق بیروت: دارالعلم الدار الشامیة؛ ۸۵۸</ref> وحی در اصطلاح، ارتباطی [[معنوی]] است که برای [[پیامبران الهی]] جهت دریافت [[پیام آسمانی]] از راه اتصال با [[عالم غیب]] برقرار می‌شود. به گفتۀ [[علامه طباطبایی]]: وحی یک نوع [[سخن گفتن]] آسمانی است که از راه [[حس]] و [[تفکر]] [[عقلی]] [[درک]] نمی‌شود، بلکه درک و [[شعور]] دیگری است که گاهی در برخی از افراد به [[مشیت الهی]] پیدا می‌شود و [[دستورات]] [[غیبی]] را که از حس و [[عقل]] پنهان است، از وحی و [[تعلیم الهی]] دریافت می‌کند.<ref>[[محمد شریفی|شریفی، محمد]] و [[فاطمه هدایتی|هدایتی، فاطمه]]، [[تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی (مقاله)|تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی]]، ص۴۳ تا ۴۵.</ref>
* [[وحی در قرآن]] [[کریم]]، فراتر از معنی اصطلاحی، یعنی [[وحی نبوی]]، به کار رفته است. واژۀ وحی و مشتقاتش به صورت اسم و فعل، ۱۲ بار در [[قرآن]] آمده است. گاهی این وحی از طرف خداست و گاهی از طرف [[شیطان]]. گاهی [[وحی بر پیامبر]] [[خدا]]{{صل}} است و گاهی هم بر انسان‌های عادی یا [[زنبور عسل]] و یا [[آسمان]] و [[زمین]] است. در تمام این موارد به نحوی این انتقال پنهانی صورت گرفته است که به ریشۀ اصلی و لغوی آن بر می‌گردد.<ref> قرشی، سید علی اکبر. قاموس قرآن چاپ ششم، تهران: دارالکتب الاسلامیة ۱۸۳/۷</ref><ref>محمد شریفی|شریفی، محمد و فاطمه هدایتی|هدایتی، فاطمه، تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی (مقاله)|تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی، ص۴۳ تا ۴۵.</ref>
 
* عالی‌ترین درجۀ [[وحی]]، همان است که تنها به سلسلۀ [[پیامبران]] اختصاص دارد و منظور از آن، القای معانی از سوی [[خدا]] به [[قلب]] [[پیامبر]] و [[سخن گفتن خدا]] با اوست. از [[کلمات پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} هم می‌توان فهمید که اساسا وحی با سایر القائاتی که به [[بشر]] می‌شود، از نظر ماهیت، متفاوت نیست، بلکه از نظر درجه فرق می‌کند مثلا [[پیامبر اکرم]] ضمن [[حدیثی]] می‌فرماید: رویای صادقه جزئی از هفتاد جزء [[نبوت]] است<ref>صدوق، محمد بن علی. من لا یحضر الفقیه، چاپ دوم، قم، دفتر انتشارات اسلامی؛ ۵۸۵/۲</ref> این [[حدیث]] اشاره می‌کند که وحی به [[انبیا]] درجه‌ای [[قوی]] و پر تلالؤ از نوری است که همگان از پرتو این [[نور]] بهرهمند و روزی خوارند.<ref>[[محمد شریفی|شریفی، محمد]] و [[فاطمه هدایتی|هدایتی، فاطمه]]، [[تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی (مقاله)|تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی]]، ص۴۳ تا ۴۵.</ref>
[[وحی در قرآن]] [[کریم]]، فراتر از معنی اصطلاحی، یعنی [[وحی نبوی]]، به کار رفته است. واژۀ وحی و مشتقاتش به صورت اسم و فعل، ۱۲ بار در [[قرآن]] آمده است. گاهی این وحی از طرف خداست و گاهی از طرف [[شیطان]]. گاهی [[وحی بر پیامبر]] [[خدا]]{{صل}} است و گاهی هم بر انسان‌های عادی یا [[زنبور عسل]] و یا [[آسمان]] و [[زمین]] است. در تمام این موارد به نحوی این انتقال پنهانی صورت گرفته است که به ریشۀ اصلی و لغوی آن بر می‌گردد.<ref> قرشی، سید علی اکبر. قاموس قرآن چاپ ششم، تهران: دارالکتب الاسلامیة ۱۸۳/۷</ref><ref>محمد شریفی|شریفی، محمد و فاطمه هدایتی|هدایتی، فاطمه، تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی (مقاله)|تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی، ص۴۳ تا ۴۵.</ref>
* [[وحی بر پیامبر]] به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم، نازل می‌شده که هر دو راه، مطمئن و بدون [[نفوذ]] [[شیطان]] و [[نسیان]] است <ref>تقی پور، حسین. در آمدی بر علوم قرآن، تهران: تلاوت (سازمان دارالقرآن الکریم) ۵۳</ref> وحی مستقیم، وحیی است که پیامبر بدون هیچ واسطه‌ای، حتی [[جبرئیل]]، با [[خداوند متعال]] ارتباط برقرار می‌کند: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ}}<ref>«و حقا قرآن را از سوی حکیمی دانا دریافت می‌داری» سوره نمل آیه ۶</ref> وحی مستقیم بر آن حضرت آنقدر سنگین بوده که در برخی از [[روایات]] به برحاء وحی یعنی شدت تب، تعبیر شده است <ref>ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی. المناقب، قم: مؤسسه العلامه للنشر ۴۴/۱</ref> دومین قسم وحی بر پیامبر اکرم{{صل}} وحی به واسطۀ جبرئیل بوده است. [[قرآن مجید]] در این باره می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ* نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ* عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ}}<ref> سوره شعرا آیه ۱۹۲-۱۹۴</ref> پس وحی در لغت به معنای [[آگاه کردن]] یا [[سخن گفتن]] پنهانی و یا [[الهام]]، [[طلب]]، اشارۀ سریع رمزی، رویا و... است که از جهات مالک‌ها و ضوابط مختلف قابل تقسیم است. گاهی [[وحی]] از جهت فاعل و گویندۀ آن به [[وحی الهی]] یا الهام ربانی و القای [[شیطانی]]، تقسیم می‌شود: {{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}<ref>انعام آیه ۱۲۱</ref> یا از جهت قابل و گیرنده نیز می‌توان وحی را به وحی به [[پیامبران]] وحی به غیر پیامبران تقسیم کرد: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ}}<ref>سوره نحل آیه ۶۸</ref> و نیز {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلا تَخَافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>سوره قصص آیه ۷</ref> [[کلامی]] که [[فرشتگان]] با [[حضرت مریم]] داشتند نیز از این قسم بود <ref>عابدی، احمد. وحی قرآنی و وحی بیانی؛ اندیشه نوین دینی سال چهارم، شماره۱۳: ۶۲-۴۹</ref> البته [[امام علی]]{{ع}} نیز وحی را به نحو دیگری تقسیم‌بندی کرده‌اند. از عبارت [[وحی بر پیامبر]]، همانند وحی بر نوح و پیامبران پس از اوست <ref>آل عمران: ۱۲</ref> چنین [[استنباط]] می‌شود که وحی به پیامبران از جهاتی با وحی با دیگران، متفاوت است. این وحی را "[[وحی رسالی]]" یا "[[وحی تشریعی]]" نامیده‌اند؛ زیرا پیامبران با دریافت این وحی، [[مأموریت]] می‌یابند [[پیام]] [[خداوند]] را که حاوی [[شریعت الهی]] است، به [[مردم]] ابالغ کنند.<ref>[[محمد شریفی|شریفی، محمد]] و [[فاطمه هدایتی|هدایتی، فاطمه]]، [[تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی (مقاله)|تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی]]، ص۴۳ تا ۴۵.</ref>
 
عالی‌ترین درجۀ [[وحی]]، همان است که تنها به سلسلۀ [[پیامبران]] اختصاص دارد و منظور از آن، القای معانی از سوی [[خدا]] به [[قلب]] [[پیامبر]] و [[سخن گفتن خدا]] با اوست. از [[کلمات پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} هم می‌توان فهمید که اساسا وحی با سایر القائاتی که به [[بشر]] می‌شود، از نظر ماهیت، متفاوت نیست، بلکه از نظر درجه فرق می‌کند مثلا [[پیامبر اکرم]] ضمن [[حدیثی]] می‌فرماید: رویای صادقه جزئی از هفتاد جزء [[نبوت]] است<ref>صدوق، محمد بن علی. من لا یحضر الفقیه، چاپ دوم، قم، دفتر انتشارات اسلامی؛ ۵۸۵/۲</ref> این [[حدیث]] اشاره می‌کند که وحی به [[انبیا]] درجه‌ای [[قوی]] و پر تلالؤ از نوری است که همگان از پرتو این [[نور]] بهرهمند و روزی خوارند.<ref>[[محمد شریفی|شریفی، محمد]] و [[فاطمه هدایتی|هدایتی، فاطمه]]، [[تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی (مقاله)|تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی]]، ص۴۳ تا ۴۵.</ref>
 
[[وحی بر پیامبر]] به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم، نازل می‌شده که هر دو راه، مطمئن و بدون [[نفوذ]] [[شیطان]] و [[نسیان]] است <ref>تقی پور، حسین. در آمدی بر علوم قرآن، تهران: تلاوت (سازمان دارالقرآن الکریم) ۵۳</ref> وحی مستقیم، وحیی است که پیامبر بدون هیچ واسطه‌ای، حتی [[جبرئیل]]، با [[خداوند متعال]] ارتباط برقرار می‌کند: {{متن قرآن|وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ}}<ref>«و حقا قرآن را از سوی حکیمی دانا دریافت می‌داری» سوره نمل آیه ۶</ref> وحی مستقیم بر آن حضرت آنقدر سنگین بوده که در برخی از [[روایات]] به برحاء وحی یعنی شدت تب، تعبیر شده است <ref>ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد بن علی. المناقب، قم: مؤسسه العلامه للنشر ۴۴/۱</ref> دومین قسم وحی بر پیامبر اکرم{{صل}} وحی به واسطۀ جبرئیل بوده است. [[قرآن مجید]] در این باره می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ* نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ* عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ}}<ref> سوره شعرا آیه ۱۹۲-۱۹۴</ref> پس وحی در لغت به معنای [[آگاه کردن]] یا [[سخن گفتن]] پنهانی و یا [[الهام]]، [[طلب]]، اشارۀ سریع رمزی، رویا و... است که از جهات مالک‌ها و ضوابط مختلف قابل تقسیم است. گاهی [[وحی]] از جهت فاعل و گویندۀ آن به [[وحی الهی]] یا الهام ربانی و القای [[شیطانی]]، تقسیم می‌شود: {{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}<ref>انعام آیه ۱۲۱</ref> یا از جهت قابل و گیرنده نیز می‌توان وحی را به وحی به [[پیامبران]] وحی به غیر پیامبران تقسیم کرد: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ}}<ref>سوره نحل آیه ۶۸</ref> و نیز {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلا تَخَافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ}}<ref>سوره قصص آیه ۷</ref> [[کلامی]] که [[فرشتگان]] با [[حضرت مریم]] داشتند نیز از این قسم بود <ref>عابدی، احمد. وحی قرآنی و وحی بیانی؛ اندیشه نوین دینی سال چهارم، شماره۱۳: ۶۲-۴۹</ref> البته [[امام علی]]{{ع}} نیز وحی را به نحو دیگری تقسیم‌بندی کرده‌اند. از عبارت [[وحی بر پیامبر]]، همانند وحی بر نوح و پیامبران پس از اوست <ref>آل عمران: ۱۲</ref> چنین [[استنباط]] می‌شود که وحی به پیامبران از جهاتی با وحی با دیگران، متفاوت است. این وحی را "[[وحی رسالی]]" یا "[[وحی تشریعی]]" نامیده‌اند؛ زیرا پیامبران با دریافت این وحی، [[مأموریت]] می‌یابند [[پیام]] [[خداوند]] را که حاوی [[شریعت الهی]] است، به [[مردم]] ابالغ کنند.<ref>[[محمد شریفی|شریفی، محمد]] و [[فاطمه هدایتی|هدایتی، فاطمه]]، [[تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی (مقاله)|تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی]]، ص۴۳ تا ۴۵.</ref>


می‌توان [[ارتباط گفتاری]] خداوند با پیامبران را، که همان وحی رسالی است، در سه دستۀ عمده طبقه‌بندی کرد: وحی اخباری، وحی [[دستوری]]، وحی ابلاغی. ولی وحی [[تکوینی]]، در مقابل وحی تشریعی است و انواع گوناگونی دارد. بارزترین نمونۀ [[وحی]] [[تکوینی]]، [[الهامات]] [[فطری]] و غریزی در وجود [[آدمی]] است که [[انسان]] را به سوی [[خداوند]] سوق می‌دهد و همواره از اندرون او را به سوی [[حق]] می‌کشاند<ref>سعیدی روشن، محمدباقر. وحی‌شناسی؛ تهران: دانش و اندیشه معاصر؛ ۳</ref><ref>[[محمد شریفی|شریفی، محمد]] و [[فاطمه هدایتی|هدایتی، فاطمه]]، [[تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی (مقاله)|تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی]]، ص۴۳ تا ۴۵.</ref>
می‌توان [[ارتباط گفتاری]] خداوند با پیامبران را، که همان وحی رسالی است، در سه دستۀ عمده طبقه‌بندی کرد: وحی اخباری، وحی [[دستوری]]، وحی ابلاغی. ولی وحی [[تکوینی]]، در مقابل وحی تشریعی است و انواع گوناگونی دارد. بارزترین نمونۀ [[وحی]] [[تکوینی]]، [[الهامات]] [[فطری]] و غریزی در وجود [[آدمی]] است که [[انسان]] را به سوی [[خداوند]] سوق می‌دهد و همواره از اندرون او را به سوی [[حق]] می‌کشاند<ref>سعیدی روشن، محمدباقر. وحی‌شناسی؛ تهران: دانش و اندیشه معاصر؛ ۳</ref><ref>[[محمد شریفی|شریفی، محمد]] و [[فاطمه هدایتی|هدایتی، فاطمه]]، [[تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی (مقاله)|تأملی بر رابطه بین وحی قرآنی وحی بیانی حدیث قدسی و حدیث نبوی]]، ص۴۳ تا ۴۵.</ref>
۱۲۹٬۸۷۷

ویرایش