افشای راز: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۸ نوامبر ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۳: خط ۱۳:
بنابراین، آگاهی دیگران نسبت به رازهای هر فرد و جامعه موجب آسیب‌پذیری آن فرد و جامعه می‌‌شود و شخص و جامعه تمام تلاش خود را مصروف این معنا می‌‌کنند تا اسرار و رازهای خود را [[حفظ]] و صیانت کنند و [[اجازه]] افشای آن را نمی‌دهند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[شرایط و احکام افشای اسرار (مقاله)|شرایط و احکام افشای اسرار]].</ref>.
بنابراین، آگاهی دیگران نسبت به رازهای هر فرد و جامعه موجب آسیب‌پذیری آن فرد و جامعه می‌‌شود و شخص و جامعه تمام تلاش خود را مصروف این معنا می‌‌کنند تا اسرار و رازهای خود را [[حفظ]] و صیانت کنند و [[اجازه]] افشای آن را نمی‌دهند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[شرایط و احکام افشای اسرار (مقاله)|شرایط و احکام افشای اسرار]].</ref>.


== [[افشای عیوب]] اشخاص ==
== افشای عیوب اشخاص ==
از نظر [[قرآن]]، هر کسی [[عیب]] و نقصی دارد و کسی نباید دنبال [[کشف]] عیوب دیگری باشد؛ چه رسد که آن را افشا کرده و برملا سازد. [[خداوند]] در [[آیه]] ۱۴۸ [[سوره نساء]] [[افشاگری]] نسبت به عیب و نقص دیگری را [[حرام]] و [[گناه]] دانسته و فرموده است: {{متن قرآن|لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ}}<ref>«خداوند بانگ برداشتن به بدگویی را دوست نمی‌دارد مگر (از) کسی که بر او ستم رفته است و خداوند شنوایی داناست» سوره نساء، آیه ۱۴۸.</ref>.
از نظر [[قرآن]]، هر کسی [[عیب]] و نقصی دارد و کسی نباید دنبال [[کشف]] عیوب دیگری باشد؛ چه رسد که آن را افشا کرده و برملا سازد. [[خداوند]] در [[آیه]] ۱۴۸ [[سوره نساء]] افشاگری نسبت به عیب و نقص دیگری را [[حرام]] و [[گناه]] دانسته و فرموده است: {{متن قرآن|لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ}}<ref>«خداوند بانگ برداشتن به بدگویی را دوست نمی‌دارد مگر (از) کسی که بر او ستم رفته است و خداوند شنوایی داناست» سوره نساء، آیه ۱۴۸.</ref>.


در این [[آیه]] به صراحت از [[حرمت]] و [[گناه]] بودن، [[افشای]] [[بدی‌ها]] دیگران سخن به میان آمده است. به این معنا که اگر کسی عیبی دارد نباید آشکار کرد و او را به سخنانی بلند [[رسوا]] نمود؛ چراکه [[ناخشنودی خداوند]] در عبارت {{متن قرآن|لَا يُحِبُّ اللَّهُ}} کنایه از [[نهی الهی]] و [[جعل]] حرمت نسبت به این امور است. پس وقتی [[خداوند]] از عدم علاقه‌مندی و [[محبت]] خویش به این شخص یا امور سخن می‌‌گوید به معنای [[نهی]] از آن کار و [[رفتاری]] است که شخص انجام می‌‌دهد.
در این [[آیه]] به صراحت از [[حرمت]] و [[گناه]] بودن، افشای بدی‌ها دیگران سخن به میان آمده است. به این معنا که اگر کسی عیبی دارد نباید آشکار کرد و او را به سخنانی بلند [[رسوا]] نمود؛ چراکه [[ناخشنودی خداوند]] در عبارت {{متن قرآن|لَا يُحِبُّ اللَّهُ}} کنایه از [[نهی الهی]] و [[جعل]] حرمت نسبت به این امور است. پس وقتی [[خداوند]] از عدم علاقه‌مندی و [[محبت]] خویش به این شخص یا امور سخن می‌‌گوید به معنای [[نهی]] از آن کار و [[رفتاری]] است که شخص انجام می‌‌دهد.


همچنین در آیه به افشاکنندگان [[عیوب]] [[مردم]] و هتک‌کنندگان حرمت آنان هشداری سخت می‌‌دهد؛ زیرا در این آیه خداوند به «[[سمیع]]» و «[[علیم]]» وصف شده است و این وصف پس از اعلام عدم علاقه‌مندی [[خدا]] به جهر و آشکارسازی به [[سوء]] و [[بدی]] دیگری است و این خود می‌تواند بیانگر [[تهدید]] [[الهی]] به [[کیفر]] باشد. این که خداوند همه این امور را می‌‌شنود و می‌‌داند و می‌‌بیند به معنای [[علمی]] است که بر اساس آن مواخذه و [[مجازات]] انجام می‌‌شود.
همچنین در آیه به افشاکنندگان [[عیوب]] [[مردم]] و هتک‌کنندگان حرمت آنان هشداری سخت می‌‌دهد؛ زیرا در این آیه خداوند به «[[سمیع]]» و «[[علیم]]» وصف شده است و این وصف پس از اعلام عدم علاقه‌مندی [[خدا]] به جهر و آشکارسازی به [[سوء]] و [[بدی]] دیگری است و این خود می‌تواند بیانگر [[تهدید]] [[الهی]] به [[کیفر]] باشد. این که خداوند همه این امور را می‌‌شنود و می‌‌داند و می‌‌بیند به معنای [[علمی]] است که بر اساس آن مواخذه و [[مجازات]] انجام می‌‌شود.
۱۳۰٬۴۰۱

ویرایش