←امامت در دوران کودکی
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
اگرچه برگزیدگانی از [[شیعه]] برای این مرحله [[آمادگی]] کامل داشتند، میبایست هردو رخداد "[[امامت]] و [[غیبت]]"، برای عموم [[شیعیان]] به اثبات برسد؛ چرا که [[حضرت مهدی]] {{ع}} نخستین روز [[امامت]] را در حالی آغاز کرد که جز افرادی اندک که پیش از آن، در دوره [[امام عسکری]] {{ع}} آن حضرت را دیده بودند، کسی او را ندیده بود<ref>ر. ک: [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۸۴ و ۴۵۷.</ref>. تا اینکه روز درگذشت [[امام یازدهم]] و نخستین روز [[امامت]] [[حضرت مهدی]] {{ع}}، فرارسید و آن حضرت، ناگزیر میان [[مردم]] آمده، بر پیکر [[پدر]] [[نماز]] گزارد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>. | اگرچه برگزیدگانی از [[شیعه]] برای این مرحله [[آمادگی]] کامل داشتند، میبایست هردو رخداد "[[امامت]] و [[غیبت]]"، برای عموم [[شیعیان]] به اثبات برسد؛ چرا که [[حضرت مهدی]] {{ع}} نخستین روز [[امامت]] را در حالی آغاز کرد که جز افرادی اندک که پیش از آن، در دوره [[امام عسکری]] {{ع}} آن حضرت را دیده بودند، کسی او را ندیده بود<ref>ر. ک: [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص ۳۸۴ و ۴۵۷.</ref>. تا اینکه روز درگذشت [[امام یازدهم]] و نخستین روز [[امامت]] [[حضرت مهدی]] {{ع}}، فرارسید و آن حضرت، ناگزیر میان [[مردم]] آمده، بر پیکر [[پدر]] [[نماز]] گزارد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>. | ||
== امامت در دوران کودکی == | ==[[امامت]] در [[دوران کودکی]] == | ||
این رخداد، به گونههایی چند [[روایت]] شده است. در یک | این رخداد، به گونههایی چند [[روایت]] شده است. در یک روایت، [[شیخ صدوق]]، آن را به صورت مفصل از زبان [[ابو الادیان]]، یکی از خدمتکاران [[خانه]] و متصدی امور نامههای [[امام عسکری]]{{ع}} گزارش کرده است<ref>شیخ صدوق، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج۲، ص۴۷۵، باب ۴۳، ح ۲۵؛ همچنین ر. ک: نیلی نجفی، منتخب الانوار المضیئة، ص۱۵۷؛ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص۱۱۰۱.</ref>. در این رخداد، آنچه برای [[مردم]]، از همه شگفتآورتر بود، اینکه با کودکی پنج ساله روبهرو بودند که میگفت [[جانشین امام عسکری]]{{ع}} است. البته پیش از آن، با هدایتهای پیوسته [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} [[شیعه]] به این نکته [[باور]] پیدا کرده بود که [[خداوند سبحانه و تعالی]]، از طریق [[آخرین پیامبر]] خود، [[مقام امامت]] و [[ولایت]] را به سبب قابلیتهای ذاتی به افرادی خاص عطا فرموده و فقط از طرف اوست که برای [[جامعه امام]] [[نصب]] میشود. نیز ایکه این قابلیت، هیچ ارتباطی به کمی یا زیادی سن ندارد. جالب اینکه اینگونه [[پیشوایی]]، پیش از آن، هم بین امامان{{عم}} و هم در زنجیره [[پیامبران]]{{عم}} دارای سابقه بود. یکی از [[دانشوران]] معاصر، امامت در سنین کم را پدیدهای [[واقعی]] دانسته، چنین [[استدلال]] کرده است: "امامی که در کودکی به پیشوایی [[روحی]] و [[فکری]] مردم رسیده، و [[مسلمانان]] ـ حتی در کشاکش آنهمه موج ویرانگر ـ باز خویشتن خویش را به [[پیروی]] و [[دوستی]] او گماشتند، به [[طور]] مسلّم باید از [[دانش]] و [[آگاهی]] و گستردگی دید و [[دانا]] بودن به [[فقه]] و [[تفسیر]] و [[عقاید]]، بهرهای آشکار و چشمگیر داشته باشد؛ چون در غیر این صورت، نمیتوانست مردم را به پیروی از خویش وادارد...."<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref>. | ||
به فرض محال که | به فرض محال که مردم نتوانستند [[حقیقت]] و [[واقعیت]] [[امر]] را دریابند، [[دستگاه خلافت]] و نیروی [[حاکم]] که آن همه [[دشمنی]] علنی با [[امام]] داشته، چرا برنخاسته و پرده از رخسار [[حقیقت]] نینداخته است؟ اگر امام خردسال، از [[دانش]] و سطح [[تفکر]] عالی برخوردار نبود، خلفای معاصر، خیلی خوب میتوانستند جنجال به پا کنند؛ امّا [[سکوت]] آنها و سکوت [[تاریخ]]، [[گواه]] است که [[امامت]] در سنین کم، پدیدهای [[حقیقی]] بوده است، نه ساختگی<ref>سیّد محمد باقر صدر، جستوجو و گفتوگو پیرامون امام مهدی{{ع}}، ص۴۷- ۴۸.</ref>. | ||
البته پیش از آنکه در مسیر [[هدایت]] [[جامعه]]، نوبت به [[پیشوایی]] [[جانشینان]] آخرین | البته پیش از آنکه در مسیر [[هدایت]] [[جامعه]]، نوبت به [[پیشوایی]] [[جانشینان]] آخرین [[فرستاده الهی]] برسد، [[خداوند سبحانه و تعالی]]، پیامبرانی را در کودکی به [[مقام نبوت]] مفتخر ساخته بود. از میان [[پیامبران]] [[اولو العزم]]، یگانه [[پیامبری]] که از هنگام ولادت، به [[نبوّت]] خویش به [[طور]] آشکار تصریح کرده، [[حضرت عیسی بن مریم]]{{ع}} است. خداوند سبحانه و تعالی در [[آیات قرآن]]، در بخشی از داستان [[حضرت مسیح]]{{ع}} از زبان [[پیامبر]] خود در پاسخ [[منکران]] چنین میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا}}<ref>نوزاد گفت: بیگمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه: ۳۰.</ref>. [[یزید کناسی]] از [[امام باقر]]{{ع}} پرسید: "آیا [[عیسی بن مریم]]{{ع}} هنگامی که در گهواره سخن گفت، [[حجّت خدا]] بر [[اهل]] [[زمان]] خود بود؟ حضرت فرمود: او آن زمان [[پیغمبر]] و [[حجت]] غیر مرسل [[خدا]] بود ـ در آن زمان، به [[تبلیغ]] و [[دعوت]] [[مأمور]] نبود ـ. مگر نمیشنوی گفته خود او را که میگوید: من [[بنده]] خدایم. خدا به من کتاب داده و پیغمبر ساخته و هرجا باشم، پر برکتم قرار داده و تا زنده باشم، مرا به [[نماز]] و [[زکات]] سفارش کرده است. عرض کردم: در آن زمان و در همان حالی که در گهواره بود، حجّت خدا بود بر [[زکریا]]؟ فرمود:... چون [[عیسی]] هفت ساله شد و خدای سبحانه و تعالی به او [[وحی]] فرستاد، از [[نبوت]] و [[رسالت]] خود سخن گفت و بر یحیی و همه [[مردم]] [[حجّت]] شد....<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، باب حالات الأئمة{{عم}} فی السّن.</ref>. [[حضرت یحیی]]{{ع}} یکی دیگر از پیامبرانی است که در کودکی به مقام نبوت رسید. [[خداوند سبحانه و تعالی]] در این باره خطاب به وی فرمود: {{متن قرآن|يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا}}<ref> ای یحیی، کتاب (آسمانی) را با توانمندی بگیر! و ما به او در کودکی (نیروی) داوری دادیم؛ سوره مریم، آیه: ۱۲.</ref>. | ||
یکی از [[مفسران | یکی از [[مفسران اهل سنت]]، حکمی را که خداوند سبحانه و تعالی به حضرت یحیی{{ع}} داد، همان [[نبوت]] دانسته، بر این [[باور]] است که خداوند سبحانه و تعالی، [[عقل]] او را در سنین کودکی محکم و کامل کرد و به او [[وحی]] فرستاد<ref>فخر رازی، تفسیر فخر رازی، ج ۱۱، ص۱۹۲.</ref>. | ||
در یکی از تفسیرهای معاصر، پس از [[آیه]] پیشین چنین آمده است: درست است که دوران شکوفایی [[عقل انسان]] به صورت معمول حد و مرز خاصی دارد؛ ولی میدانیم همیشه در | در یکی از تفسیرهای معاصر، پس از [[آیه]] پیشین چنین آمده است: درست است که دوران شکوفایی [[عقل انسان]] به صورت معمول حد و [[مرز]] خاصی دارد؛ ولی میدانیم همیشه در انسانها افرادی استثنایی وجود داشتهاند. چه مانعی دارد که خداوند سبحانه و تعالی این دوران را برای بعضی از بندگانش به خاطر مصالحی فشردهتر کند و در سالهای کمتری چکیده نماید؟ همانگونه که برای [[سخن گفتن]]، به صورت معمول گذشتن یکی دو سال از تولد لازم است؛ در حالی که میدانیم [[حضرت عیسی]]{{ع}} در همان روزهای نخست زبان به سخن گشود؛ آن هم سخنی پر محتوا که طبق روال عادی در [[شأن]] انسانهای بزرگسال بود<ref> ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص۲۷</ref>. این [[تفسیر]]، در ادامه، این آیه را دلیل روشنی بر درست بودن [[امامت]] برخی [[امامان]]{{عم}} در خردسالی دانسته است. | ||
بنابراین، همانگونه که | بنابراین، همانگونه که خداوند سبحانه و تعالی، مقام نبوت را به [[کودک]] خردسالی داد، میتواند مقام امامت را نیز با تمام ویژگیهای لازم، به کودکی عطا فرماید. همانگونه که پیش از این نیز یاد شد، روایتهای فراوان و شواهد [[تاریخی]]، گویای آن است که پیش از [[حضرت مهدی]]{{ع}} دو [[امام]] "[[امام جواد]]{{ع}} و [[امام هادی]]{{ع}}" نیز پیش از سن [[بلوغ]] [[جسمانی]] به [[امامت]] رسیدند. این، خود ایجاد [[آمادگی]] برای پذیرش [[امامت حضرت مهدی]]{{ع}}، در کودکی بود. در میان [[امامان دوازده گانه]]، نخستین [[پیشوایی]] که در سن کودکی به امامت رسید، [[جواد الائمه]]{{ع}} بود. | ||
[[امام محمد تقی | [[امام]] محمد تقی{{ع}} نهمین پیشوای [[شیعیان]] و یگانه فرزند [[حضرت رضا]]{{ع}}، در [[روز]] دهم [[رجب]] [[سال ۱۹۵ ق]] در [[مدینه]] [[چشم]] به [[جهان]] گشود. آن حضرت، در هفت سالگی به مقام امامت رسید<ref>شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص۲۷۳.</ref>. از آنجا که این مسأله در دوران امامت بیسابقه بود، در ابتدا برخی بدان [[اعتراض]] کردند؛ ولی رفته رفته با هدایتهای [[امام رضا]]{{ع}} و کرامتهایی از خود آن حضرت، [[دل]] شیعیان آرام گرفت. معمّر بن خلّاد گوید: از امام رضا{{ع}} شنیدم مطلبی درباره امر امامت بیان کرد و سپس فرمود: "به این موضوع چه احتیاجی دارید؟ این [[ابو جعفر]] است که او را به جای خود نشانده و [[قائم]] مقام خود ساختهام" و فرمود: "ما خاندانی هستیم که خردسالانمان مو به مو از بزرگسالانمان [[ارث]] میبرند"<ref>{{متن حدیث|مَا حَاجَتُكُمْ إِلَى ذَلِكَ هَذَا أَبُو جَعْفَرٍ قَدْ أَجْلَسْتُهُ مَجْلِسِي وَ صَيَّرْتُهُ مَكَانِي وَ قَالَ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ يَتَوَارَثُ أَصَاغِرُنَا عَنْ أَكَابِرِنَا الْقُذَّةَ بِالْقُذَّةِ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص۳۲۰، ح ۲.</ref>. این [[روایت]]، بیانگر آن است که مقام امامت، به کمی و یا زیادی سن ربطی ندارد. | ||
[[ابو بصیر]] گوید: [[خدمت]] [[امام صادق]] {{ع}} رسیدم، در حالی که [[کودک]] نابالغی عصاکش من بود. حضرت به من فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که [[حجت]] بر شما هم سال این | [[ابو بصیر]] گوید: [[خدمت]] [[امام صادق]]{{ع}} رسیدم، در حالی که [[کودک]] نابالغی عصاکش من بود. حضرت به من فرمود: چگونه خواهید بود زمانی که [[حجت]] بر شما هم سال این کودک باشد؟<ref>به نظر میرسد مقصود آن حضرت، امام جواد{{ع}} بوده است. اگرچه میتواند اشاره به امامت حضرت مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف نیز باشد</ref>. یا فرمود: "همسال این کودک بر شما [[ولایت]] داشته باشد"<ref> {{متن حدیث|كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا احْتَجَ عَلَيْكُمْ بِمِثْلِ سِنِّهِ أَوْ قَالَ سَيَلِي عَلَيْكُمْ بِمِثْلِ سِنِّهِ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، حالات الأئمة{{عم}} فی السن، ح ۴.</ref>. | ||
[[صفوان بن یحیی]] گوید: به [[امام رضا]] {{ع}} گفتم: پیش از آنکه [[خدا]] [[ابو جعفر]] را به شما ببخشد، درباره جانشینتان از شما میپرسیدیم و شما میفرمودید: " | [[صفوان بن یحیی]] گوید: به [[امام رضا]]{{ع}} گفتم: پیش از آنکه [[خدا]] [[ابو جعفر]] را به شما ببخشد، درباره جانشینتان از شما میپرسیدیم و شما میفرمودید: "خدا به من پسری [[عنایت]] میکند" اکنون او را به شما عنایت کرد و چشم ما را روشن نمود. اگر خدای ناخواسته برای شما پیش آمدی پدید آید به که بگرویم؟ حضرت با دست به ابو جعفر که برابرش ایستاده بود، اشاره فرمود. عرض کردم: قربانت شوم! این پسر، سه ساله است. فرمود: چه مانعی دارد؟ [[عیسی]] سه ساله بود که به [[حجّت]] [[قیام]] کرد<ref>{{متن حدیث|وَ مَا يَضُرُّهُ مِنْ ذلِكَ، فَقَدْ قَامَ عِيسى{{ع}} بِالْحُجَّةِ وَ هُوَ ابْنُ ثَلَاثِ سِنِينَ}}؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، باب الاشارة و النّص علی ابی جعفر الثانی</ref>. اگرچه برخی برابر این [[اراده]] از خود واکنشهای نامناسبی نشان دادند، کم نبودند انسانهای وارستهای که برابر این [[خواست الهی]]، در کمال [[تواضع]] سر [[فروتنی]] و پذیرش فرود آورده، با [[خشنودی]] کامل آن را پذیرفتند. از جمله ایشان، [[علی بن جعفر بن محمد]]، [[عموی امام رضا]]{{ع}} بود که در کهولت سن، برابر [[امام جواد]]{{ع}} در نهایت فروتنی بر [[پیروی]] از ایشان تأکید میکرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی،، ج ۲، ص۳۲۲، ح ۱۲.</ref>. | ||
از اینجا بود که [[پیروان | از اینجا بود که [[پیروان راستین]] [[اهل بیت]]{{عم}} با این [[باور]] که [[مقام امامت]] امری فراتر از محاسبات ظاهری است در [[امامت امام هادی]]{{ع}}، با [[اطمینان]] بیشتری آن را پذیرفتند.؛ چراکه ایشان نیز در سنّ هشت سالگی به [[امامت]] رسید<ref>ر. ک: شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص۲۹۷.</ref>. | ||
از آنجا که شرایط [[امامت | از آنجا که شرایط [[امامت حضرت مهدی]]{{ع}} دیگرگون بود، تردیدهایی در [[ذهن]] [[شیعه]] پدید آورده، کار [[امام حسن عسکری]]{{ع}} را مشکل ساخت. آن حضرت، نه فقط در سن کمتر از دیگر [[امامان]] به امامت رسید، بلکه ولادتش نیز به خاطر مصالحی پنهانی بود و تا [[زمان]] امامت، جز اندکی، [[جمال]] دلآرای او را ندیده بودند. البته [[حافظه]] [[شیعه]]، آموزههای [[پیشوایان معصوم]]{{عم}} پیشین را که با اقداماتی مناسب، برای این امر زمینهسازی کرده بودند<ref>ابن ابی زینب نعمانی، الغیبة، ص۳۲۲، ح ۱.</ref>، هرگز فراموش نکرده بود. | ||
شایان ذکر است که افزون بر [[پیامبران]] و | شایان ذکر است که افزون بر [[پیامبران]] و پیشوایان معصوم{{عم}} که به [[تأیید الهی]] دارای ویژگیهای خاصی هستند، بین انسانهای معمولی نیز کسانی یافت میشوند که دارای [[نبوغ]] خاصی هستند که آنها را از دیگران متمایز میکند. یکی از [[پژوهشگران]] معاصر، پس از بیان [[آیات]] و [[روایات]]، [[کودکان]] نابغهای را مؤید رخداد فوق یاد کرده، افرادی چون [[ابو علی سینا]]، [[فاضل هندی]]، توماس یونگ، را فقط نمونهای از اینگونه انسانها دانسته است<ref>ابراهیم امینی، دادگستر جهان، ص۱۲۳ و ۱۲۴.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۵۰-۶۲ و [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۶-۲۸.</ref> | ||
برآیند سخن آنکه: [[امامت]] مانند [[نبوت]]، موهبتی [[الهی]] است که [[خدای متعال]] به [[بندگان]] | برآیند سخن آنکه: [[امامت]] مانند [[نبوت]]، موهبتی [[الهی]] است که [[خدای متعال]] به [[بندگان]] برگزیده و شایسته خود بخشیده است و در این [[بخشش]] سن و سال، دخالتی ندارد؛ از اینرو امر [[پیشوایی]] در کودکی، نه فقط امری بعید نیست که در طول [[تاریخ]] میان [[پیامبران الهی]]{{عم}} سابقهای دیرینه دارد و کسانی که برای خردهگیری بر [[پیروان مکتب اهل بیت]]{{عم}} این مطلب را دستاویز خود قرار دادهاند، در بیان [[پیامبری]] برخی پیامبران و نبوغ برخی بزرگان [[دین]] و [[دانش]] هیچ تردیدی به خود راه ندادهاند<ref>خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد، فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت، ص۵۰-۶۲ و درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲، ص۱۶-۲۸.</ref>. | ||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||