بهشت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۱۶۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ آوریل ۲۰۲۴
خط ۳۸: خط ۳۸:


==درهای [[بهشت]]==
==درهای [[بهشت]]==
بهشت درهای متعددی دارد و [[قرآن کریم]] در آیاتی به صورت کلی و [[اجمال]] از آن سخن گفته است، چنان‌‌که در وصف [[بهشتیان]] درهای بهشت را بر آنان گشوده دانسته: «جَنّـتِ عَدن مُفَتَّحَةً لَهُمُ الاَبوب»(ص / ۳۸، ۵۰) یا می‌‌فرماید: هنگامی که بهشتیان به بهشت نزدیک شوند و درهای آن گشوده شود، خازنان بهشت به آنها [[سلام]] می‌‌کنند:(۱) «حَتّی اِذا جاءوها و فُتِحَت اَبوبُها و قالَ لَهُم خَزَنَتُها سَلـمٌ عَلَیکُم»(زمر / ۳۹، ۷۳) و هنگام استقرار در بهشت نیز [[فرشتگان]] از هر دری وارد شده، بر آنان [[درود]] و [[سلام]] می‌‌فرستند: «المَلـئِکَةُ یَدخُلونَ عَلَیهِم مِن کُلِّ‌‌باب * سَلـمٌ عَلَیکُم بِما صَبَرتُم».(رعد / ۱۳، ‌‌۲۳ ـ ۲۴)(۲) روایاتی نیز در [[تأیید]] این معنا آمده است.(۳) در [[قرآن کریم]] سخنی از شمار درهای [[بهشت]] به میان نیامده؛ ولی درهای [[جهنم]] را ۷ تا دانسته است: «لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَب..».([[حجر]] / ۱۵، ۴۴)؛ ولی روایاتی پرشمار تعداد درهای بهشت را ۸ عدد شمرده‌‌اند.(۴) این معنا اشاره به آن دارد که راههای وصول به [[سعادت]] که بهشت [[مظهر]] آن است از طرق [[سقوط]] در دامان [[بدبختی]] که جهنم کانون آن است فزون‌‌تر و [[رحمت]] گسترده [[الهی]] بر غضبش پیشی گرفته است:(۵) «[[سبقت]] رحمته غضبه».(۶) در [[حدیثی]] از [[امام باقر]]{{ع}} آمده است که بهشت دارای ۸ در است که پهنای هریک به اندازه ۴۰ سال راه است (۷) و این اشاره‌‌ای به گستردگی [[رحمت خداوند]] به [[بندگان]] اوست.(۸) در مورد [[حقیقت]] و ماهیت درهای [[بهشتی]] سخنان بسیاری گفته شده است؛ برخی گفته‌‌اند: با توجه به اینکه الفاظ برای [[ارواح]] و [[حقایق]] معانی وضع شده،[[روح]] و حقیقت معنای «در» و موضوعٌ له [[واقعی]] آن عبارت است از مطلق چیزی که راه وصول به مقصدی است و بدون آن نمی‌‌توان به مطلوب دست یافت. بی‌‌شک این حقیقت را صورتها و قالبهای متعدد و هریک از آنها ویژه موردی خاص است، همراه با [[احکام]] و ویژگی‌هایی که برای آشنایی با ویژگی‌های هریک از آنها، [[شناخت]] مورد و صورت مناسب با آن، ضروری است،(۹) بنابراین درِ هر چیزی مناسب با همان چیز است و نمی‌‌توان ویژگی‌های یک مورد را به دیگر موارد کشاند، چنان که درِ ساختمان مناسب با خود ساختمان و درِ بطری نیز مناسب با خود آن است. درِ [[امور معنوی]] نظیر [[دوستی]] یا [[دشمنی]] مناسب با همان امور معنوی و با ویژگی‌های مخصوص خود است.(۱۰) با این توضیح می‌‌توان گفت درهای بهشت یا جهنم از سنخ درهای [[دنیوی]] نیست، بلکه مطلق اموری است که راه را برای انجام کارهای شایسته و [[نیک]] یا برای ارتکاب [[اعمال ناشایست]] هموار کرده، موجب [[بهشتی]] یا [[جهنمی]] شدن [[انسان]] می‌‌گردد؛(۱۱) ولی از آن‌‌رو که در میان اموری که انجام کارهای خیر یا [[شر]] را رقم می‌‌زنند، حواس پنج‌‌گانه ظاهری و [[قوای ادراکی]] سه‌‌گانه [[باطنی]] نقش بیشتری دارند، مورد تأکید و اشاره قرار گرفته‌‌اند و گفته شده: [[بهشت]] ۸ در دارد و آنها عبارت‌‌اند از: لامسه، باصره، سامعه، ذائقه، شامّه، متخیّله، [[واهمه]] و عاقله، و [[جهنم]] ۷ در دارد و آنها عبارت‌‌اند از امور یاد‌‌شده به استثنای [[قوه عاقله]]؛ اما این بدان معنا‌‌نیست که‌‌درهای بهشت محدود و منحصر به امور مزبور است.
بهشت درهای متعددی دارد و [[قرآن کریم]] در آیاتی به صورت کلی و [[اجمال]] از آن سخن گفته است، چنان‌‌که در وصف [[بهشتیان]] درهای بهشت را بر آنان گشوده دانسته: {{متن قرآن|جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوَابُ}}<ref>«بهشت‌های جاودانی که درها (ی آن) برای آنان، باز است» سوره ص، آیه ۵۰.</ref> یا می‌‌فرماید: هنگامی که بهشتیان به بهشت نزدیک شوند و درهای آن گشوده شود، خازنان بهشت به آنها [[سلام]] می‌‌کنند: {{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ}}<ref>«و آنان را که از پروردگارشان پروا کردند دسته‌دسته به سوی بهشت گسیل می‌کنند تا چون به آن رسند و درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنان بگویند: درود بر شما، خوش آمدید، جاودانه در آن درآیید» سوره زمر، آیه ۷۳.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۴۴۵:پیام قرآن، ج ۶، ص۳۰۸ ـ ۳۰۹.</ref> و هنگام استقرار در بهشت نیز [[فرشتگان]] از هر دری وارد شده، بر آنان [[درود]] و [[سلام]] می‌‌فرستند: {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ}}<ref>«بهشت‌هایی جاودان که آنان و شایستگان از نیاکان و همسران و فرزندانشان در آن وارد می‌شوند و فرشتگان از هر دری بر آنان درمی‌آیند» سوره رعد، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ}}<ref>«درود بر شما به شکیبی که ورزیده‌اید که فرجام آن سرای، نیکوست!» سوره رعد، آیه ۲۴.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص۴۴۵؛ پیام قرآن، ج ۶، ص۳۰۸ ـ ۳۰۹.</ref> روایاتی نیز در [[تأیید]] این معنا آمده است.<ref>صحیح البخاری، ج ۴، ص۱۰۵؛ سفینة البحار، ج ۱، ص۴۴۹.</ref>


به همین جهت [[نصوص دینی]] در بیان درهای [[بهشت و جهنم]] متفاوت و در عین تفاوت همه صادق و [[مطابق با واقع]] است؛ زیرا هریک از آنها مسئله یاد شده را از دیدگاهی معین و به اعتباری مخصوص ملاحظه کرده است؛(۱۲) مثلاً از جمله اموری که راه را برای انجام کارهای خیر یا [[شرّ]] هموار می‌‌کند، [[امام]] و [[رهبر]] [[جامعه]] است؛ یعنی اگر [[زعامت]] [[امت]] در کف [[با کفایت]] امامی [[صالح]] قرار گیرد راه برای انجام کارهای خیر، هموار می‌‌گردد و اگر [[رهبری]] امت در دست [[پیشوایی]] [[ناصالح]] بیفتد، راه برای انجام کارهای شرّ باز می‌‌شود.(۱۳) در [[حدیثی]] از [[رسول خدا]] {{صل}} [[امام حسین]]{{ع}} به عنوان دری از درهای بهشت معرفی شده (۱۴) و در [[حدیث]] دیگری از امام‌‌صادق{{ع}} شمار درهای جهنم، ۷ در ذکر شده و به ۷ نفر از [[پیشوایان]] [[جور]] اختصاص داده شده‌‌است.(۱۵) برخی از [[حکما]] گفته‌‌اند: هریک از مدرِکات و [[مشاعر]] (یاد شده) دارای ظاهر و باطنی است. ظاهر آن انسان را به سوی [[دوزخ]] و [[باطن]] آن به بهشت [[راهنمایی]] می‌‌کند: «بابٌ باطِنُهُ فیهِ الرَّحمَةُ وظـهِرُهُ مِن قِبَلِهِ العَذاب».([[حدید]] / ۵۷، ۱۳) این دو دسته در [[تقابل]] با یکدیگر است، به گونه‌‌ای که باز بودن یکی موجب بسته شدن دیگری است؛ اما [[بهشت]] درِ دیگری دارد و آن [[قلب]] ([[عقل]]) است که دائماً بر روی [[اهل]] [[حجاب]] کلی و [[کفر]] بسته است: «و قالوا لَو کُنّا نَسمَعُ اَو نَعقِلُ ما کُنّا فی اَصحـبِ السَّعیر».([[ملک]] / ۶۷، ۱۰) این در، ویژه [[اهل بهشت]] است، از جهت [[ایمان]] و [[معرفت]] آنها و هرگز بر روی [[اهل جهنم]] گشوده نمی‌‌شود؛ زیرا از ازل بر دلهای آنها قفل خورده است: «(۱۶) خَتَمَ‌‌اللّهُ عَلی قُلوبِهِم»(بقره / ۲، ۷)؛ «فَطُبِعَ عَلی قُلوبِهِم».(منافقون / ۶۳، ۳) برخی دیگر گفته‌‌اند: مقصود از ۷ در، اعضای هفت‌‌گانه‌‌ای است که [[تکلیف]] به آنها تعلق می‌‌گیرد.(۱۷) عده‌‌ای نیز معتقدند مقصود این است که [[اخلاق]] بد مانند [[حسد]]، [[بخل]] و [[تکبر]] درهای [[جهنم]] و مقابل آنها [[اخلاق خوب]] مانند [[علم]]، [[کرم]] و [[شجاعت]] درهای بهشت هستند. براساس این نظر بعید نیست که [[صفات ناپسند]] دارای ۷ موضع و هریک دارای شعبه‌‌های فراوانی باشند؛ همچنین برای [[صفات پسندیده]]، ۸ جایگاه و تحت هریک اصناف زیادی وجود داشته باشند.(۱۸) در روایاتی نیز شمار درهای بهشت ۷۱ در دانسته شده است.(۱۹) آنچه از همه این [[روایات]] برمی‌‌آید این است که کثرت درهای بهشت ناظر به کثرت [[اقوام]] و [[اعمال]] است که هر گروهی با عمل خاصی از دری وارد بهشت می‌‌شوند،(۲۰) از این‌‌رو در [[احادیث]] معمولاً برای درها نامهایی ذکر شده که متناسب با اعمال هر گروهی است که از آن در به بهشت درمی‌‌آیند؛ نظیر باب الریّان برای روزه‌‌داران، باب الصلاة، باب الصدقة، باب المجاهدین، باب المعروف، باب الصبر، باب الشکر و باب البلاء.(۲۱) در [[حدیثی]] از [[پیامبر]] وارد شده که هر کس [[وضو]] بگیرد و سپس بگوید «أشهد أن لا [[إله]] إلاّ [[الله]] و أن محمداً [[عبده]] و رسوله» درهای بهشت بر روی او گشوده می‌‌شوند تا از هر دری خواست وارد شود.(۲۲) در [[روایت]] دیگر [[کلید بهشت]] در «لا إله إلاّ الله» معرفی شده است.(۲۳) در برخی از روایات جنس برخی از درها مشخص شده است؛ از جمله [[باب الرحمه]] از یاقوت سرخ و باب الصبر که دری است کوچک و دارای یک مصراع (لنگه) نیز از یاقوت سرخ است. باب‌‌الشکر نیز از یاقوت سفید و دارای دو مصراع است که بین آن دو ۵۰۰ سال راه است. باب البلا از یاقوت زرد و دارای یک مصراع است.(۲۴) این‌‌گونه [[روایات]] شرح و بیانی ویژه می‌‌طلبند و در جای خود باید آن را‌‌پی گرفت.
در [[قرآن کریم]] سخنی از شمار درهای [[بهشت]] به میان نیامده؛ ولی درهای [[جهنم]] را ۷ تا دانسته است: {{متن قرآن|لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ}}<ref>«که هفت دروازه  دارد و هر دروازه از آن را بخشی جداست» سوره حجر، آیه ۴۴.</ref>؛ ولی روایاتی پرشمار تعداد درهای بهشت را ۸ عدد شمرده‌‌اند.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۱۲۱، ۱۳۱؛ صحیح البخاری، ج ۴، ص‌‌۱۰۵.</ref> این معنا اشاره به آن دارد که راههای وصول به [[سعادت]] که بهشت [[مظهر]] آن است از طرق [[سقوط]] در دامان [[بدبختی]] که جهنم کانون آن است فزون‌‌تر و [[رحمت]] گسترده [[الهی]] بر غضبش پیشی گرفته است:<ref>پیام قرآن، ج ۶، ص۳۱۰ ـ ۳۱۱؛ نمونه، ج ۱۰، ص۱۹۴ ـ ۱۹۵.</ref> {{عربی|"سبقت رحمته غضبه"}}.<ref>بحارالانوار، ج ۸۷، ص۱۵۸؛ ج ۹۱، ص۲۳۹، ۳۸۶.</ref> در [[حدیثی]] از [[امام باقر]]{{ع}} آمده است که بهشت دارای ۸ در است که پهنای هریک به اندازه ۴۰ سال راه است <ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۱۲۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۷۳.</ref> و این اشاره‌‌ای به گستردگی [[رحمت خداوند]] به [[بندگان]] اوست.<ref>آغاز و انجام، ص۲۰۱.</ref> در مورد [[حقیقت]] و ماهیت درهای [[بهشتی]] سخنان بسیاری گفته شده است؛ برخی گفته‌‌اند: با توجه به اینکه الفاظ برای [[ارواح]] و [[حقایق]] معانی وضع شده، [[روح]] و حقیقت معنای «در» و موضوعٌ له [[واقعی]] آن عبارت است از مطلق چیزی که راه وصول به مقصدی است و بدون آن نمی‌‌توان به مطلوب دست یافت. بی‌‌شک این حقیقت را صورت‌ها و قالب‌های متعدد و هریک از آنها ویژه موردی خاص است، همراه با [[احکام]] و ویژگی‌هایی که برای آشنایی با ویژگی‌های هریک از آنها، [[شناخت]] مورد و صورت مناسب با آن، ضروری است،<ref>گام نخستین، ص۹۹ ـ ۱۰۰.</ref> بنابراین درِ هر چیزی مناسب با همان چیز است و نمی‌‌توان ویژگی‌های یک مورد را به دیگر موارد کشاند، چنان که درِ ساختمان مناسب با خود ساختمان و درِ بطری نیز مناسب با خود آن است. درِ [[امور معنوی]] نظیر [[دوستی]] یا [[دشمنی]] مناسب با همان امور معنوی و با ویژگی‌های مخصوص خود است.<ref>اسفار، ج ۹،ص ۳۳۲؛ گام نخستین، ص۱۰۰.</ref> با این توضیح می‌‌توان گفت درهای بهشت یا جهنم از سنخ درهای [[دنیوی]] نیست، بلکه مطلق اموری است که راه را برای انجام کارهای شایسته و [[نیک]] یا برای ارتکاب [[اعمال ناشایست]] هموار کرده، موجب [[بهشتی]] یا [[جهنمی]] شدن [[انسان]] می‌‌گردد؛<ref>گام نخستین، ص۱۰۳.</ref> ولی از آن‌‌رو که در میان اموری که انجام کارهای خیر یا [[شر]] را رقم می‌‌زنند، حواس پنج‌‌گانه ظاهری و [[قوای ادراکی]] سه‌‌گانه [[باطنی]] نقش بیشتری دارند، مورد تأکید و اشاره قرار گرفته‌‌اند و گفته شده: [[بهشت]] ۸ در دارد و آنها عبارت‌‌اند از: لامسه، باصره، سامعه، ذائقه، شامّه، متخیّله، [[واهمه]] و عاقله، و [[جهنم]] ۷ در دارد و آنها عبارت‌‌اند از امور یاد‌‌شده به استثنای [[قوه عاقله]]؛ اما این بدان معنا‌‌ نیست که‌‌درهای بهشت محدود و منحصر به امور مزبور است.


هریک از این درها دارای کتیبه‌‌هایی است که‌‌توحید،[[رسالت]] و [[ولایت]] مدلول قدر مشترک آنهاست.(۲۵) شایان ذکر است که درهای [[بهشت و جهنم]] را در هر عالمی صوری است مناسب با همان عالم؛ [[صور]] ظاهری و [[دنیوی]] آنها مصادیقی از درهای بهشت و جهنم است که بدانها اشاره شد؛ ولی صور [[باطنی]] و [[اخروی]] آنها صور دیگری است که در [[عالم آخرت]] مناسب با همان عالم بروز می‌‌کند.(۲۶)
به همین جهت [[نصوص دینی]] در بیان درهای [[بهشت و جهنم]] متفاوت و در عین تفاوت همه صادق و [[مطابق با واقع]] است؛ زیرا هریک از آنها مسئله یاد شده را از دیدگاهی معین و به اعتباری مخصوص ملاحظه کرده است؛<ref>گام نخستین، ص۱۵۰.</ref> مثلاً از جمله اموری که راه را برای انجام کارهای خیر یا [[شرّ]] هموار می‌‌کند، [[امام]] و [[رهبر]] [[جامعه]] است؛ یعنی اگر [[زعامت]] [[امت]] در کف [[با کفایت]] امامی [[صالح]] قرار گیرد راه برای انجام کارهای خیر، هموار می‌‌گردد و اگر [[رهبری]] امت در دست [[پیشوایی]] [[ناصالح]] بیفتد، راه برای انجام کارهای شرّ باز می‌‌شود.<ref>گام نخستین، ص۱۰۵ ـ ۱۰۶.</ref> در [[حدیثی]] از [[رسول خدا]] {{صل}} [[امام حسین]]{{ع}} به عنوان دری از درهای بهشت معرفی شده <ref>بحارالانوار، ج ۳۵، ص۴۰۵.</ref> و در [[حدیث]] دیگری از امام‌‌صادق{{ع}} شمار درهای جهنم، ۷ در ذکر شده و به ۷ نفر از [[پیشوایان]] [[جور]] اختصاص داده شده‌‌است.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۳۰۱.</ref> برخی از [[حکما]] گفته‌‌اند: هریک از مدرِکات و [[مشاعر]] (یاد شده) دارای ظاهر و باطنی است. ظاهر آن انسان را به سوی [[دوزخ]] و [[باطن]] آن به بهشت [[راهنمایی]] می‌‌کند:{{متن قرآن|يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ}}<ref>«روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: چشم به راه ما بمانید تا از فروغتان (بهره‌ای) بگیریم، (به آنان) گفته می‌شود: به پس پشت خود باز گردید و فروغی بجویید؛ آنگاه میان آنان (و مؤمنان) بارویی می‌کشند که دری دارد، درون آن بخشایش و بیرون آن روی به عذاب دارد» سوره حدید، آیه ۱۳.</ref> این دو دسته در [[تقابل]] با یکدیگر است، به گونه‌‌ای که باز بودن یکی موجب بسته شدن دیگری است؛ اما [[بهشت]] درِ دیگری دارد و آن [[قلب]] ([[عقل]]) است که دائماً بر روی [[اهل]] [[حجاب]] کلی و [[کفر]] بسته است: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و می‌گویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز می‌بودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref> این در، ویژه [[اهل بهشت]] است، از جهت [[ایمان]] و [[معرفت]] آنها و هرگز بر روی [[اهل جهنم]] گشوده نمی‌‌شود؛ زیرا از ازل بر دل‌های آنها قفل خورده است: {{متن قرآن|خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ}}<ref>«خداوند بر دل‌ها و بر شنوایی آنان مهر نهاده» سوره بقره، آیه ۷.</ref>،{{متن قرآن|فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ}}<ref>«بر دل‌هاشان مهر نهاده شد » سوره منافقون، آیه ۳.</ref>.<ref>اسفار، ج ۹، ص۳۳۰ ـ ۳۳۱؛ آغاز و انجام، ص۵۷ ـ ۵۸.</ref> برخی دیگر گفته‌‌اند: مقصود از ۷ در، اعضای هفت‌‌گانه‌‌ای است که [[تکلیف]] به آنها تعلق می‌‌گیرد.<ref>اسفار، ج ۹، ص۳۳۰.</ref> عده‌‌ای نیز معتقدند مقصود این است که [[اخلاق]] بد مانند [[حسد]]، [[بخل]] و [[تکبر]] درهای [[جهنم]] و مقابل آنها [[اخلاق خوب]] مانند [[علم]]، [[کرم]] و [[شجاعت]] درهای بهشت هستند. براساس این نظر بعید نیست که [[صفات ناپسند]] دارای ۷ موضع و هریک دارای شعبه‌‌های فراوانی باشند؛ همچنین برای [[صفات پسندیده]]، ۸ جایگاه و تحت هریک اصناف زیادی وجود داشته باشند.<ref>اسفار، ج ۹، ص۳۳۰.</ref> در روایاتی نیز شمار درهای بهشت ۷۱ در دانسته شده است.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۱۳۹.</ref> آنچه از همه این [[روایات]] برمی‌‌آید این است که کثرت درهای بهشت ناظر به کثرت [[اقوام]] و [[اعمال]] است که هر گروهی با عمل خاصی از دری وارد بهشت می‌‌شوند،<ref> پیام قرآن، ج ۶، ص۳۱۱.</ref> از این‌‌رو در [[احادیث]] معمولاً برای درها نامهایی ذکر شده که متناسب با اعمال هر گروهی است که از آن در به بهشت درمی‌‌آیند؛ نظیر باب الریّان برای روزه‌‌داران، باب الصلاة، باب الصدقة، باب المجاهدین، باب المعروف، باب الصبر، باب الشکر و باب البلاء.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۷۳؛ سیری در جهان پس از مرگ، ص‌‌۵۱۸.</ref> در [[حدیثی]] از [[پیامبر]] وارد شده که هر کس [[وضو]] بگیرد و سپس بگوید {{متن حدیث| أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ}} درهای بهشت بر روی او گشوده می‌‌شوند تا از هر دری خواست وارد شود.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۷۳.</ref> در [[روایت]] دیگر [[کلید بهشت]] در «لا إله إلاّ الله» معرفی شده است.<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۷۳.</ref> در برخی از روایات جنس برخی از درها مشخص شده است؛ از جمله [[باب الرحمه]] از یاقوت سرخ و باب الصبر که دری است کوچک و دارای یک مصراع (لنگه) نیز از یاقوت سرخ است. باب‌‌ الشکر نیز از یاقوت سفید و دارای دو مصراع است که بین آن دو ۵۰۰ سال راه است. باب البلا از یاقوت زرد و دارای یک مصراع است.<ref>حق‌‌الیقین، مجلسی، ص۵۷۶؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۱۱۶.</ref> این‌‌گونه [[روایات]] شرح و بیانی ویژه می‌‌طلبند و در جای خود باید آن را‌‌پی گرفت.
۱. [[مجمع البیان]]، ج ۶، ص۴۴۵:[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۳۰۸ ـ ۳۰۹.
 
۲. مجمع البیان، ج ۶، ص۴۴۵؛ پیام قرآن، ج ۶، ص۳۰۸ ـ ۳۰۹.
هریک از این درها دارای کتیبه‌‌هایی است که‌‌ توحید، [[رسالت]] و [[ولایت]] مدلول قدر مشترک آنهاست.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۱۴۴،۱۳۱؛ حلیة الاولیاء، ج ۷، ص‌‌۲۵۶؛تاریخ بغداد، ج ۷، ص۳۸۷.</ref> شایان ذکر است که درهای [[بهشت و جهنم]] را در هر عالمی صوری است مناسب با همان عالم؛ [[صور]] ظاهری و [[دنیوی]] آنها مصادیقی از درهای بهشت و جهنم است که بدانها اشاره شد؛ ولی صور [[باطنی]] و [[اخروی]] آنها صور دیگری است که در [[عالم آخرت]] مناسب با همان عالم بروز می‌‌کند.<ref>گام نخستین، ص۱۰۶.</ref>.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 367.</ref>
۳. صحیح البخاری، ج ۴، ص۱۰۵؛ [[سفینة البحار]]، ج ۱، ص۴۴۹.
۴. [[بحارالانوار]]، ج ۸، ص۱۲۱، ۱۳۱؛ صحیح البخاری، ج ۴، ص‌‌۱۰۵.
۵. پیام قرآن، ج ۶، ص۳۱۰ ـ ۳۱۱؛ نمونه، ج ۱۰، ص۱۹۴ ـ ۱۹۵.
۶. بحارالانوار، ج ۸۷، ص۱۵۸؛ ج ۹۱، ص۲۳۹، ۳۸۶.
۷. بحارالانوار، ج ۸، ص۱۲۱؛ [[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص۷۳.
۸. آغاز و انجام، ص۲۰۱.
۹. گام نخستین، ص۹۹ ـ ۱۰۰.
۱۰. [[اسفار]]، ج ۹،ص ۳۳۲؛ گام نخستین، ص۱۰۰.
۱۱. گام نخستین، ص۱۰۳.
۱۲. گام نخستین، ص۱۵۰.
۱۳. گام نخستین، ص۱۰۵ ـ ۱۰۶.
۱۴. بحارالانوار، ج ۳۵، ص۴۰۵.
۱۵. بحارالانوار، ج ۸، ص۳۰۱.
۱۶. اسفار، ج ۹، ص۳۳۰ ـ ۳۳۱؛ آغاز و انجام، ص۵۷ ـ ۵۸.
۱۷. اسفار، ج ۹، ص۳۳۰.
۱۸. اسفار، ج ۹، ص۳۳۰.
۱۹. بحارالانوار، ج ۸، ص۱۳۹.
۲۰. پیام قرآن، ج ۶، ص۳۱۱.
۲۱. تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۷۳؛ سیری در [[جهان]] پس از [[مرگ]]، ص‌‌۵۱۸.
۲۲. تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۷۳.
۲۳. [[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص۷۳.
۲۴. حق‌‌الیقین، [[مجلسی]]، ص۵۷۶؛ [[بحارالانوار]]، ج ۸، ص۱۱۶.
۲۵. بحارالانوار، ج ۸، ص۱۴۴،۱۳۱؛ حلیة الاولیاء، ج ۷، ص‌‌۲۵۶؛[[تاریخ]] [[بغداد]]، ج ۷، ص۳۸۷.
۲۶. گام نخستین، ص۱۰۶.


==[[مخلوق بودن بهشت]]==
==[[مخلوق بودن بهشت]]==
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش