بهشت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۲۵۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ آوریل ۲۰۲۴
خط ۶۱: خط ۶۱:


==مراتب و [[درجات بهشت]]==
==مراتب و [[درجات بهشت]]==
هر حقیقتی را در وجود درجات و مراتبی است که برخی از آنها بدون حصول انفکاک و جدایی [[برتر]] از برخی دیگر است، بر این اساس برای هر حقیقت کلّی که [[مظهر]] اسمی از [[اسماء الله]] است بعد از مرتبه آن اسم [[مراتب عقل]] و نفس و طبع و [[جسم]] موجود است، در نتیجه همه موجودات عالم مادّه، [[اصنام]] و اظلالی برای [[حقایق]] [[عقلی]] و [[روحانی]] هستند و این [[زمین]] [[مادّی]] ظلّ زمین عقلی روحانی است و [[انسان]] [[حسی]] نیز جثه و صنمی برای انسان عقلی و انسان عقلی نیز [[مظهر اسم]] [[الهی]] و نوری از [[انوار]] اوست که از [[امر خدا]] در [[عالم غیب]] حاصل شده است: «قُلِ الرُّوحُ مِن اَمرِ رَبّی و ما اوتیتُم مِنَ العِلمِ اِلاّ قَلیلا»([[اسراء]] / ۷، ۸۵)،(۱) بنابراین بهشت نیز یا [[حسی]] و محسوس به حواس [[اخروی]] یا [[عقلی]] و مشهود به دیده [[باطنی]] عقلی است و برای هریک از این دو مراتب و درجاتی است، همان‌‌گونه که عالم دو عالم است: [[غیب و شهادت]] و برای هریک منازل و مراحلی است، از این رو [[انسان]] [[سعادتمند]] با توجه به [[روح]] وی که [[عقل]] بالفعل است، خود با همه [[علوم]] و معارفی که حمل می‌‌کند [[بهشتی]] [[معنوی]] و [[روحانی]] است ودر عین [[حال]] برای نفس حیوانی وی بهشتی است صوری همراه با همه لذتها ومشتهیات که از طریق قوای حسی عملی بدان دست می‌‌یابد.(۲) گفتنی است که اساس تفاوت دو مرتبه [[حسّی]] و عقلی [[بهشت]]، تفاوت [[شوق]] و [[رغبت]] انسان‌هاست.(۳) البته شوق و اشتهای [[انسان‌ها]] به بهشت حسّی نیز یکسان نیست، از این رو برخی از [[اهل معرفت]] انسان‌ها را از این نظر به ۴ دسته تقسیم کرده‌‌اند: ۱. کسانی که هم آنها به بهشت [[مشتاق]] بوده، هم بهشت مشتاق آنهاست و آنها [[انسان‌های کامل]] یعنی [[پیامبران]] و [[رسولان]] و اولیاءالله هستند. ۲. کسانی که بهشت مشتاق آنان است؛ ولی آنان شوق و رغبتی بدان نشان نمی‌‌دهند؛ زیرا آنها محو و مبهوت جلال و [[جمال]] [[خداوند]] شده، جز او چیزی نمی‌‌بینند. مرتبه این دسته از آن رو که [[جامعیت]] و [[اعتدال]] دسته قبل را ندارند بلکه [[بُعد معنوی]] آنها بر بُعد حسّیشان غالب است پایین‌‌تر از مرتبه دسته نخست است. ۳. ‌‌کسانی که شوق رفتن به بهشت دارند؛ ولی بهشت در برابر آنان بی‌‌تفاوت است. اینان همان [[مؤمنان]] [[معصیت]] کارند. ۴. کسانی که نه آنان به بهشت رغبتی دارند و نه بهشت به آنان و آنها تکذیب‌‌کنندگان [[قیامت]] و بهشت هستند.(۴) [[قرآن کریم]] برای [[مؤمنان واقعی]] و [[بندگان خالص خدا]] درجاتی را نزد پروردگارشان قائل شده است: «اُولئِکَ هُمُ‌‌المُؤمِنونَ حَقـًّا لَهُم دَرَجـتٌ عِندَ رَبِّهِم و مَغفِرَةٌ و رِزقٌ کَریم».([[انفال]] / ‌‌۸، ۴)(۵) مقصود از درجات منازلی است که [[بندگان]] [[پرهیزگار]] در [[بهشت]] دارند و چنان‌‌که [[مردم]] در [[ایمان]] و [[عمل صالح]] متفاوت‌‌اند در منازلشان نزد [[خدا]] نیز متفاوت هستند:(۶) «اُنظُر کَیفَ فَضَّلنا بَعضَهُم عَلی بَعض و لَلاءخِرَةُ اَکبَرُ دَرَجـت واَکبَرُ تَفضیلا»([[اسراء]] / ۱۷، ۲۱)، «لاَیَستَوِی القـعِدونَ مِنَ المُؤمِنینَ غَیرُ اُولِی الضَّرَرِ والمُجـهِدونَ فی سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِهِم و اَنفُسِهِم... و فَضَّلَ اللّهُ المُجـهِدینَ عَلَی القـعِدینَ اَجرًا‌‌عَظیمـا * دَرَجـت مِنهُ و مَغفِرَةً و رَحمَةً..»..([[نساء]] / ۴، ۹۵ ـ ۹۶) بیشتر [[مفسران]] درجات را در [[آیات]] مزبور [[درجات بهشت]] دانسته‌‌اند،(۷) بنابراین هرچه [[اعمال انسان]] در مرتبه [[برتری]] باشد درجات بالاتری را از بهشت کسب می‌‌کند: «و مَن یَأتِهِ مُؤمِنـًا قَد عَمِلَ الصّــلِحـتِ فَاُولئِکَ لَهُمُ الدَّرَجـتُ العُلی».(طه / ۲۰، ۷۵) برخی از مفسران با استفاده از [[آیه]] ۱۵ آل‌‌عمران / ۳، درجات بهشت را مرتبط با مراتب [[تقوا]] دانسته‌‌اند که هر چه مراتب تقوا بالاتر رود درجات بهشت نیز [[برتر]] و مطلوب‌‌تر است، بر این اساس اولین درجه بهشت جنة‌‌المأوی و نخستین رتبه در تقوا [[پرهیز]] کردن از [[حرام]] و [[هوای نفس]] است: «و اَمّا مَن خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ و نَهَی النَّفسَ عَنِ الهَوی * فَاِنَّ الْجَنَّةَ هِیَ المَأْوی»(نازعات / ۷۹، ۴۰ ـ ۴۱) و بالاترین درجه، جنات عَدْن و از آن بهتر [[رضوان الهی]] است که [[غایت]] و مقصود [[بهشتیان]] است: «و‌‌مَسـکِنَ طَیِّبَةً فی جَنّـتِ عَدن ورِضونٌ مِنَ اللّهِ اَکبَرُ».([[توبه]] / ۹، ۷۲) رضوان الهی از آنِ کسی است که به نهایت تقوا رسیده باشد (۸) که در این صورت در [[عالم شهود]] با کمال [[صفا]] و [[صدق]] در جوار [[رحمت]] و فضل [[کبریایی]] زوال‌‌ناپذیر استقرار می‌‌یابد:(۹) «یـاَیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّة * اِرجِعی اِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرضیَّة * فَادخُلی فی عِبـدی * وادخُلی جَنَّتی»([[فجر]] / ۸۹، ۲۷ ـ ۳۰ و نیز [[قمر]] / ۵۴، ۵۴ ـ ۵۵) و در نهایت، بلند مرتبه‌‌ترین درجاتْ «وسیله» در [[بهشت عدن]] است که از آنِ [[رسول خدا]] {{صل}} و [[اهل بیت]] وی است.(۱۰) برخی گفته‌‌اند: چنان‌‌که [[خداوند]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} را بر سایر [[پیامبران]] [[برتری]] داده و «وسیله» را ویژه ایشان گردانیده [[امت]] وی نیز در [[بهشت]] درجاتی دارند که از سایر امتها متمایزند.(۱۱) به [[اعتقاد]] ایشان [[اهل بهشت]] به [[طور]] کلّی ۴‌‌دسته‌‌اند: [[انبیا]]، [[اولیا]]، [[مؤمنان]] و دانشمندانی که با [[ادله عقلی]] [[توحید الهی]] را ثابت کرده‌‌اند: «شَهِدَ اللّهُ اَنَّهُ لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ والمَلئِکَةُ واُولوا العِلمِ»(آل‌‌عمران / ۳، ۱۸)، «یَرفَعِ اللّهُ الَّذینَ ءامَنوا مِنکُم والَّذینَ اوتُوا العِلمَ دَرَجـت».([[مجادله]] / ۵۸، ۱۱) این ۴ دسته در [[بهشت عدن]] از یکدیگر متمایز و هریک دارای مقاماتی ویژه‌‌اند، بدین ترتیب که رُسل و انبیا [[اصحاب]] [[منابر]]، اولیا اصحاب تختها و عرشها، [[دانشمندان]][[اصحاب]] کرسیها و مؤمنان که در [[توحید]] مقلّد انبیا هستند صاحبان مراتب‌‌اند. این گروه گرچه از جهتی متأخر از اصحاب نظر عقلی‌‌اند؛ ولی در [[حشر]] بر آنان مقدم‌‌اند.(۱۲) [[مفسران]] نیز با استناد به [[آیات]] ۴۶ و ۶۲ [[الرحمن]] / ۵۵ بهشتها را ۴ تا دانسته‌‌اند که دو تای از آنها در [[مقام]] و مرتبه‌‌ای [[برتر]] از دو بهشت دیگر است.(۱۳) [[قرآن]] ابتدا از دو بهشت نام برده: «و لِمَن خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتان»(الرحمن / ۵۵، ۴۶) و آن را [[پاداش]] [[نیکوکاران]] می‌‌داند: «هَل جَزاءُ الاِحسـنِ اِلاَّ الاِحسـن».(الرحمن / ۵۵، ۶۰) سپس دو بهشت دیگررا که در رتبه پایین‌‌ترند مطرح می‌‌کند: «و مِن دونِهِما جَنَّتان *... * مُدهامَّتان *... * فیهِما عَینانِ نَضّاخَتان *... * فیهِما فـکِهَةٌ و نَخلٌ و رُمّان».(الرحمن / ۵۵، ۶۲ ـ ۶۸) در [[حدیثی]] از [[پیامبر]] {{صل}} در وصف این بهشتها آمده که بنای دو تا از آنها و هرچه در آن است از طلا و برای [[پرهیزگاران]] و دو بهشت دیگر از [[نقره]] و برای [[اصحاب یمین]] آماده شده است.(۱۴) گرچه در [[قرآن کریم]] به شمار [[درجات بهشت]] اشاره‌‌ای نشده است؛ ولی برخی [[روایات]] آنها را ۱۰۰ درجه (۱۵) و برخی دیگر به شمار [[آیات قرآن]] دانسته است.(۱۶) شاید وجه آن این باشد که [[مراتب ایمان]] نامحدود بوده، محدود کردن [[درجات بهشت]] به عدد ۱۰۰ یا اعداد دیگر از قبیل بیان کثرت است.(۱۷) براساس [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[اهل بهشت]] به حسب درجاتشان در فضل و کمال، منازلشان در [[بهشت]] نیز متفاوت است، به طوری که [[بهشتیان]] ساکنان غرفه‌‌ها و مراتب بالای بهشت را [[مشاهده]] می‌‌کنند، چنان‌‌که [[اهل]] [[زمین]] [[ستارگان]] را می‌‌بینند.(۱۸) گفتنی است که هر درجه از بهشت فاصله فراوانی با درجات پیش از خود دارد، چنان‌‌که در برخی [[روایات]] فاصله آن به اندازه فاصله بین [[آسمان]] و زمین معرفی شده است.(۱۹) این معنا از [[آیه]] ۲۱‌‌اسراء / ۱۷ نیز به خوبی به دست می‌‌آید.
هر حقیقتی را در وجود درجات و مراتبی است که برخی از آنها بدون حصول انفکاک و جدایی [[برتر]] از برخی دیگر است، بر این اساس برای هر حقیقت کلّی که [[مظهر]] اسمی از [[اسماء الله]] است بعد از مرتبه آن اسم [[مراتب عقل]] و نفس و طبع و [[جسم]] موجود است، در نتیجه همه موجودات عالم مادّه، [[اصنام]] و اظلالی برای [[حقایق]] [[عقلی]] و [[روحانی]] هستند و این [[زمین]] [[مادّی]] ظلّ زمین عقلی روحانی است و [[انسان]] [[حسی]] نیز جثه و صنمی برای انسان عقلی و انسان عقلی نیز [[مظهر اسم]] [[الهی]] و نوری از [[انوار]] اوست که از [[امر خدا]] در [[عالم غیب]] حاصل شده است: {{متن قرآن|قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح می‌پرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی نداده‌اند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref>، <ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص۲۷.</ref> بنابراین بهشت نیز یا [[حسی]] و محسوس به حواس [[اخروی]] یا [[عقلی]] و مشهود به دیده [[باطنی]] عقلی است و برای هریک از این دو مراتب و درجاتی است، همان‌‌گونه که عالم دو عالم است: [[غیب و شهادت]] و برای هریک منازل و مراحلی است، از این رو [[انسان]] [[سعادتمند]] با توجه به [[روح]] وی که [[عقل]] بالفعل است، خود با همه [[علوم]] و معارفی که حمل می‌‌کند [[بهشتی]] [[معنوی]] و [[روحانی]] است ودر عین [[حال]] برای نفس حیوانی وی بهشتی است صوری همراه با همه لذتها ومشتهیات که از طریق قوای حسی عملی بدان دست می‌‌یابد.<ref> الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۶۰؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص‌‌۲۷.</ref> گفتنی است که اساس تفاوت دو مرتبه [[حسّی]] و عقلی [[بهشت]]، تفاوت [[شوق]] و [[رغبت]] انسان‌هاست.<ref>تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص۲۸.</ref>
۱. [[تفسیر]] صدرالمتالهین، ج ۷، ص۲۷.
 
۲. [[الفتوحات المکیه]]، ج ۵، ص۶۰؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص‌‌۲۷.
البته شوق و اشتهای [[انسان‌ها]] به بهشت حسّی نیز یکسان نیست، از این رو برخی از [[اهل معرفت]] انسان‌ها را از این نظر به ۴ دسته تقسیم کرده‌‌اند:
۳. تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص۲۸.
#کسانی که هم آنها به بهشت [[مشتاق]] بوده، هم بهشت مشتاق آنهاست و آنها [[انسان‌های کامل]] یعنی [[پیامبران]] و [[رسولان]] و اولیاءالله هستند
۴. الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۶۲ ـ ۶۳.
#کسانی که بهشت مشتاق آنان است؛ ولی آنان شوق و رغبتی بدان نشان نمی‌‌دهند؛ زیرا آنها محو و مبهوت جلال و [[جمال]] [[خداوند]] شده، جز او چیزی نمی‌‌بینند. مرتبه این دسته از آن رو که [[جامعیت]] و [[اعتدال]] دسته قبل را ندارند بلکه [[بُعد معنوی]] آنها بر بُعد حسّیشان غالب است پایین‌‌تر از مرتبه دسته نخست است.  
۵. [[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۹.
#کسانی که شوق رفتن به بهشت دارند؛ ولی بهشت در برابر آنان بی‌‌تفاوت است. اینان همان [[مؤمنان]] [[معصیت]] کارند.  
۶. [[جامع البیان]]، مج ۹، ج ۱۶، ص۲۳۷؛ الیوم‌‌الآخر، ص۲۳۷؛ [[مجمع البیان]]، ج ۷، ص۳۵؛ [[المیزان]]، ج ۳، ص۶۵.
#کسانی که نه آنان به بهشت رغبتی دارند و نه بهشت به آنان و آنها تکذیب‌‌کنندگان [[قیامت]] و بهشت هستند.<ref>الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۶۲ ـ ۶۳.</ref>
۷. [[الکشاف]]، ج ۱،ص ۴۷۶؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۱۵، ص۱۲۴؛ روح‌‌المعانی، مج ۴، ج ۵، ص۱۸۰.
 
۸. [[کشف الاسرار]]، ج ۲، ص۴۲ ـ ۴۳.
[[قرآن کریم]] برای [[مؤمنان واقعی]] و [[بندگان خالص خدا]] درجاتی را نزد پروردگارشان قائل شده است: {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}}<ref>«آنانند که به راستی مؤمنند؛ آنها نزد پروردگارشان پایه‌ها  و آمرزش و روزی ارجمندی دارند» سوره انفال، آیه ۴.</ref>.<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۹.</ref> مقصود از درجات منازلی است که [[بندگان]] [[پرهیزگار]] در [[بهشت]] دارند و چنان‌‌که [[مردم]] در [[ایمان]] و [[عمل صالح]] متفاوت‌‌اند در منازلشان نزد [[خدا]] نیز متفاوت هستند: {{متن قرآن|انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلًا}}<ref>«بنگر چگونه برخی از آنان را بر برخی دیگر برتر می‌داریم و بی‌گمان جهان واپسین در پایه‌ها و در برتری بزرگ‌تر است» سوره اسراء، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است» سوره نساء، آیه 95.</ref>، {{متن قرآن|دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«به پایگاه‌هایی و آمرزش و بخشایشی از سوی خویش  و خداوند آمرزنده بخشاینده است» سوره نساء، آیه 96.</ref>.<ref>جامع البیان، مج ۹، ج ۱۶، ص۲۳۷؛ الیوم‌‌الآخر، ص۲۳۷؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۳۵؛ المیزان، ج ۳، ص۶۵.</ref>
۹. منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲؛ [[مواهب علیه]]، ج ۴، ص۲۳۶؛ [[انوار درخشان]]، ج ۱۶، ص۷۴.
 
۱۰. مجمع‌‌البیان، ج ۳، ص۲۹۳؛ الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۷۱.
بیشتر [[مفسران]] درجات را در [[آیات]] مزبور [[درجات بهشت]] دانسته‌‌اند،<ref>الکشاف، ج ۱،ص ۴۷۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص۱۲۴؛ روح‌‌المعانی، مج ۴، ج ۵، ص۱۸۰.</ref> بنابراین هرچه [[اعمال انسان]] در مرتبه [[برتری]] باشد درجات بالاتری را از بهشت کسب می‌‌کند: {{متن قرآن|وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى}}<ref>«و آنانکه نزد او با ایمان بیایند در حالی که کارهای شایسته کرده باشند، دارای پایه‌های والایند» سوره طه، آیه ۷۵.</ref> برخی از مفسران با استفاده از [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«بگو آیا (می‌خواهید) شما را به بهتر از آن آگاه سازم؟ برای کسانی که پرهیزگارند نزد پروردگارشان بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند و (آنان را) همسرانی پاکیزه و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و خداوند به (کار) بندگان، بیناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵.</ref>
۱۱. الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۷۲.
 
۱۲. الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۷۳ ـ ۷۶؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص۲۹.
درجات بهشت را مرتبط با مراتب [[تقوا]] دانسته‌‌اند که هر چه مراتب تقوا بالاتر رود درجات بهشت نیز [[برتر]] و مطلوب‌‌تر است، بر این اساس اولین درجه بهشت جنة‌‌المأوی و نخستین رتبه در تقوا [[پرهیز]] کردن از [[حرام]] و [[هوای نفس]] است: {{متن قرآن|وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى}}<ref>«و اما آنکه از ایستادن در پیشگاه پروردگارش پروا کرده و روان خود را از خواهش (ناروا) بازداشته باشد» سوره نازعات، آیه ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى}}<ref>«تنها بهشت جایگاه اوست» سوره نازعات، آیه ۴۱.</ref> و بالاترین درجه، جنات عَدْن و از آن بهتر [[رضوان الهی]] است که [[غایت]] و مقصود [[بهشتیان]] است: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند به مردان و زنان مؤمن، بوستان‌هایی، نوید داده است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند، نیز جایگاه‌هایی پاک در بوستان‌های جاودان (نوید داده است) و خشنودی خداوند (از همه اینها) برتر است؛ این همان رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۷۲.</ref> رضوان الهی از آنِ کسی است که به نهایت تقوا رسیده باشد <ref> کشف الاسرار، ج ۲، ص۴۲ ـ ۴۳.</ref> که در این صورت در [[عالم شهود]] با کمال [[صفا]] و [[صدق]] در جوار [[رحمت]] و فضل [[کبریایی]] زوال‌‌ناپذیر استقرار می‌‌یابد: {{متن قرآن|يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ}}<ref>«ای روان آرمیده!» سوره فجر، آیه ۲۷.</ref>، {{متن قرآن|ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً}}<ref>«به سوی پروردگارت خرسند و پسندیده بازگرد!» سوره فجر، آیه ۲۸.</ref>، {{متن قرآن|فَادْخُلِي فِي عِبَادِي}}<ref>«آنگاه، در جرگه بندگان من درآی!» سوره فجر، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|وَادْخُلِي جَنَّتِي}}<ref>«و به بهشت من پا بگذار!» سوره فجر، آیه ۳۰.</ref>.<ref> منهج الصادقین، ج ۹، ص۱۱۲؛ مواهب علیه، ج ۴، ص۲۳۶؛ انوار درخشان، ج ۱۶، ص۷۴.</ref> و نیز {{متن قرآن|إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران در بوستان‌ها و (کنار) جویبارانند» سوره قمر، آیه ۵۴.</ref>، {{متن قرآن|فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ}}<ref>«در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.</ref> و در نهایت، بلند مرتبه‌‌ترین درجات «وسیله» در [[بهشت عدن]] است که از آنِ [[رسول خدا]] {{صل}} و [[اهل بیت]] وی است.<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۳، ص۲۹۳؛ الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۷۱.</ref> برخی گفته‌‌اند: چنان‌‌که [[خداوند]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} را بر سایر [[پیامبران]] [[برتری]] داده و «وسیله» را ویژه ایشان گردانیده [[امت]] وی نیز در [[بهشت]] درجاتی دارند که از سایر امتها متمایزند.<ref>الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۷۲.</ref> به [[اعتقاد]] ایشان [[اهل بهشت]] به [[طور]] کلّی ۴‌‌ دسته‌‌اند: [[انبیا]]، [[اولیا]]، [[مؤمنان]] و دانشمندانی که با [[ادله عقلی]] [[توحید الهی]] را ثابت کرده‌‌اند: {{متن قرآن| شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«خداوند - که به دادگری ایستاده است - و فرشتگان و دانشوران گواهی می‌دهند که: هیچ خدایی نیست جز او که پیروزمند فرزانه است» سوره آل عمران، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون در نشست‌ها  به شما گویند جا باز کنید، باز کنید تا خداوند برایتان (در بهشت) جا باز کند و چون گویند: برخیزید، برخیزید تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۱.</ref> این ۴ دسته در [[بهشت عدن]] از یکدیگر متمایز و هریک دارای مقاماتی ویژه‌‌اند، بدین ترتیب که رُسل و انبیا [[اصحاب]] [[منابر]]، اولیا اصحاب تختها و عرشها، [[دانشمندان]][[اصحاب]] کرسیها و مؤمنان که در [[توحید]] مقلّد انبیا هستند صاحبان مراتب‌‌اند. این گروه گرچه از جهتی متأخر از اصحاب نظر عقلی‌‌اند؛ ولی در [[حشر]] بر آنان مقدم‌‌اند.<ref> الفتوحات المکیه، ج ۵، ص۷۳ ـ ۷۶؛ تفسیر صدرالمتالهین، ج ۷، ص۲۹.</ref>
۱۳. التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص۱۲۳؛ نمونه، ج ۲۳، ص۱۷۵؛ الیوم‌‌الاخر، ص۲۳۳.
 
۱۴. مجمع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ [[الدرالمنثور]]، ج ۶، ص۱۴۶.
[[مفسران]] نیز با استناد به [[آیات]] {{متن قرآن|وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ}}<ref>«و برای آن کس که از ایستادن در برابر پروردگار خویش هراسیده است دو بهشت خواهد بود» سوره الرحمن، آیه ۴۶.</ref>، {{متن قرآن|وَمِنْ دُونِهِمَا جَنَّتَانِ}}<ref>«و فروتر از آن دو (بهشت)، دو بهشت دیگر است» سوره الرحمن، آیه ۶۲.</ref> بهشتها را ۴ تا دانسته‌‌اند که دو تای از آنها در [[مقام]] و مرتبه‌‌ای [[برتر]] از دو بهشت دیگر است.<ref> التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص۱۲۳؛ نمونه، ج ۲۳، ص۱۷۵؛ الیوم‌‌الاخر، ص۲۳۳.</ref> [[قرآن]] ابتدا از دو بهشت نام برده: {{متن قرآن|وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ}}<ref>«و برای آن کس که از ایستادن در برابر پروردگار خویش هراسیده است دو بهشت خواهد بود» سوره الرحمن، آیه ۴۶.</ref> و آن را [[پاداش]] [[نیکوکاران]] می‌‌داند: {{متن قرآن|هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ}}<ref>«آیا پاداش نیکی، جز نیکی است؟» سوره الرحمن، آیه ۶۰.</ref> سپس دو بهشت دیگررا که در رتبه پایین‌‌ترند مطرح می‌‌کند:{{متن قرآن|وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ مُدْهَامَّتَانِ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ فَبِأَيِّ آلاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ  فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ }}<ref>«و فروتر از آن دو (بهشت)، دو بهشت دیگر است.پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟دو سبز سیر.  پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟ در آن دو (بهشت) دو چشمه جوشان است. پس کدام نعمت پروردگارتان را دروغ می‌شمارید؟در آن دو (بهشت، درخت‌های) میوه و خرما و انار است» سوره الرحمن، آیه ۶۲-۶۸.</ref> در [[حدیثی]] از [[پیامبر]] {{صل}} در وصف این بهشتها آمده که بنای دو تا از آنها و هرچه در آن است از طلا و برای [[پرهیزگاران]] و دو بهشت دیگر از [[نقره]] و برای [[اصحاب یمین]] آماده شده است.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۱۸؛ الدرالمنثور، ج ۶، ص۱۴۶.</ref>
۱۵. [[سنن ابن ماجه]]، ج ۲، ص۱۴۴۸.
 
۱۶. التذکره، ص۵۳۷ ـ ۵۳۹؛ [[بحارالانوار]]، ج ۸، ص۱۸۶؛ ج ۶۶، ص۳۷۰.
گرچه در [[قرآن کریم]] به شمار [[درجات بهشت]] اشاره‌‌ای نشده است؛ ولی برخی [[روایات]] آنها را ۱۰۰ درجه  <ref>سنن ابن ماجه، ج ۲، ص۱۴۴۸.</ref> و برخی دیگر به شمار [[آیات قرآن]] دانسته است.<ref>التذکره، ص۵۳۷ ـ ۵۳۹؛ بحارالانوار، ج ۸، ص۱۸۶؛ ج ۶۶، ص۳۷۰.</ref> شاید وجه آن این باشد که [[مراتب ایمان]] نامحدود بوده، محدود کردن [[درجات بهشت]] به عدد ۱۰۰ یا اعداد دیگر از قبیل بیان کثرت است.<ref>تصویری از بهشت و جهنم، ص۲۵۰.</ref> براساس [[حدیثی]] از [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[اهل بهشت]] به حسب درجاتشان در فضل و کمال، منازلشان در [[بهشت]] نیز متفاوت است، به طوری که [[بهشتیان]] ساکنان غرفه‌‌ها و مراتب بالای بهشت را [[مشاهده]] می‌‌کنند، چنان‌‌که [[اهل]] [[زمین]] [[ستارگان]] را می‌‌بینند.<ref>مسند ابی یعلی، ج ۲، ص۳۷۰؛ صحیح ابن حبان، ج ۱۶، ص‌‌۴۰۴؛ المعجم الکبیر، ج ۶، ص۲۰۰.</ref> گفتنی است که هر درجه از بهشت فاصله فراوانی با درجات پیش از خود دارد، چنان‌‌که در برخی [[روایات]] فاصله آن به اندازه فاصله بین [[آسمان]] و زمین معرفی شده است.<ref>بحارالانوار، ج ۸، ص۸۹، ۱۹۶؛ زادالمسیر، ج ۵، ص‌‌۱۳۹.</ref> این معنا از [[آیه]] {{متن قرآن|انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلًا}}<ref>«بنگر چگونه برخی از آنان را بر برخی دیگر برتر می‌داریم و بی‌گمان جهان واپسین در پایه‌ها و در برتری بزرگ‌تر است» سوره اسراء، آیه ۲۱.</ref> نیز به خوبی به دست می‌‌آید.<ref>[[علی گرامی|گرامی، علی]]، [[بهشت - گرامی (مقاله)|مقاله «بهشت»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۶ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۶، ص 374.</ref>
۱۷. تصویری از [[بهشت و جهنم]]، ص۲۵۰.
۱۸. [[مسند]] ابی [[یعلی]]، ج ۲، ص۳۷۰؛ صحیح [[ابن حبان]]، ج ۱۶، ص‌‌۴۰۴؛ [[المعجم الکبیر]]، ج ۶، ص۲۰۰.
۱۹. بحارالانوار، ج ۸، ص۸۹، ۱۹۶؛ [[زادالمسیر]]، ج ۵، ص‌‌۱۳۹.


==نام‌های بهشت==
==نام‌های بهشت==
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش