بهشت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ آوریل ۲۰۲۴
خط ۱۱۳: خط ۱۱۳:


==[[نعمت‌های بهشتی]]==
==[[نعمت‌های بهشتی]]==
نعمت‌های [[بهشت]] بسیار متنوع، گسترده و دل‌‌انگیز است و [[قرآن]] بر آنها بسیار تکیه کرده است تا از این طریق، توجه [[انسان‌ها]] را به [[اعمال]] و صفات و فضایلی که سرچشمه این مواهب است، جلب کند.(۱) به [[اعتقاد]] برخی بین نعمت‌های [[دنیوی]] و نعمت‌های بهشتی فقط شباهت اسمی وجود دارد و ذوات آنها با هم متباین است؛(۲) ولی این نظریه درست نیست؛ زیرا شیء واحد می‌‌تواند دارای درجات گوناگون وجودی باشد و در مراتب [[طبیعت]]، مثال، [[عقل]] و... وجودهای متعددی داشته باشد. البته به لحاظ مبدأ قابلی تفاوت فراوانی بین نعمت‌های بهشت و نعمت‌های [[دنیا]] وجود دارد؛ زیرا مثلاً میوه‌‌های بهشت محصول درخت [[نماز]]، [[روزه]] و سایر [[اعمال صالح]] و میوه‌‌های دنیا محصول درختان برخاسته از آب، خاک، هوا و [[نور]] فیزیکی است.(۳) به [[طور]] کلی [[قرآن کریم]] در [[آیات]] بسیاری به رغم اینکه نعمت‌های بهشتی را وصف‌‌پذیر با مثالها و مشابههای دنیوی نمی‌‌داند: «فَلا تَعلَمُ نَفسٌ ما اُخفِیَ لَهُم مِن قُرَّةِ اَعیُن»([[سجده]] / ۳۲، ۱۷) ولی آنها را دائم و بی‌پایان: «عَطَـاءً غَیرَ مَجذوذ»([[هود]] / ۱۱، ۱۰۸)؛ «... اُکُلُها دائِمٌ وظِـلُّها..».(رعد / ۱۳، ۳۵)؛ «اِنَّ هـذا لَرِزقُنا ما لَهُ مِن نَفاد»(ص / ۳۸، ۵۴) که هرگز قطع و ممنوع نشده: «لا مَقطوعَة ولا مَمنوعَه»(واقعه / ۵۶، ۳۳) دانسته است. برخی از [[آیات]] نیز بیانگر آن است که اینها تنها بخشی از اوصاف [[بهشتی]] است که به [[پرهیزگاران]] [[وعده]] داده شده است: «مَثَلُ الجَنَّةِ الَّتی وُعِدَ المُتَّقونَ... تِلکَ عُقبَی الَّذینَ اتَّقَوا..». ‌‌ (رعد / ‌‌۱۳، ۳۵ و نیز [[محمّد]] / ۴۷، ۱۵)، بنابراین آنچه از [[نعمت‌های بهشتی]] یادآوری می‌‌شود دورنمایی از آن سفره [[رحمت الهی]] است که هرچه [[بهشتیان]] بخواهند بلکه بیشتر در آن وجود دارد: «لَهُم ما یَشاءونَ فیها ولَدَینا مَزید»(ق / ۵۰، ۳۵) و آنچه که نفس بدان [[تمایل]] یابد و چشم از آن [[لذت]] ببرد در آنجا حاضر است: «و فیها ما تَشتَهیهِ الاَنفُسُ و تَلَذُّ الاَعیُنُ»(زخرف / ۴۳، ۷۱ و نیز فصّلت / ۴۱، ۳۱) و در آنچه که بدان مایل شده‌‌اند، جاودانه‌‌اند: «وهُم فی مَا اشتَهَت اَنفُسُهُم خــلِدون».([[انبیاء]] / ۲۱، ۱۰۲) برخی از نعمت‌های [[جسمانی]] [[بهشت]] عبارت است از:
نعمت‌های [[بهشت]] بسیار متنوع، گسترده و دل‌‌انگیز است و [[قرآن]] بر آنها بسیار تکیه کرده است تا از این طریق، توجه [[انسان‌ها]] را به [[اعمال]] و صفات و فضایلی که سرچشمه این مواهب است، جلب کند.<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۲۲۷.</ref> به [[اعتقاد]] برخی بین نعمت‌های [[دنیوی]] و نعمت‌های بهشتی فقط شباهت اسمی وجود دارد و ذوات آنها با هم متباین است؛<ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۲؛ [[کشف الاسرار]]، ج ۱، ص۱۱۰؛ تفسیر‌‌منسوب به [[امام عسکری]]{{ع}}، ص۲۰۳.</ref> ولی این نظریه درست نیست؛ زیرا شیء واحد می‌‌تواند دارای درجات گوناگون وجودی باشد و در مراتب [[طبیعت]]، مثال، [[عقل]] و... وجودهای متعددی داشته باشد. البته به لحاظ مبدأ قابلی تفاوت فراوانی بین نعمت‌های بهشت و نعمت‌های [[دنیا]] وجود دارد؛ زیرا مثلاً میوه‌‌های بهشت محصول درخت [[نماز]]، [[روزه]] و سایر [[اعمال صالح]] و میوه‌‌های دنیا محصول درختان برخاسته از آب، خاک، هوا و [[نور]] فیزیکی است.<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۲.</ref> به [[طور]] کلی [[قرآن کریم]] در [[آیات]] بسیاری به رغم اینکه نعمت‌های بهشتی را وصف‌‌پذیر با مثالها و مشابههای دنیوی نمی‌‌داند: «فَلا تَعلَمُ نَفسٌ ما اُخفِیَ لَهُم مِن قُرَّةِ اَعیُن»([[سجده]] / ۳۲، ۱۷) ولی آنها را دائم و بی‌پایان: «عَطَـاءً غَیرَ مَجذوذ»([[هود]] / ۱۱، ۱۰۸)؛ «... اُکُلُها دائِمٌ وظِـلُّها..».(رعد / ۱۳، ۳۵)؛ «اِنَّ هـذا لَرِزقُنا ما لَهُ مِن نَفاد»(ص / ۳۸، ۵۴) که هرگز قطع و ممنوع نشده: «لا مَقطوعَة ولا مَمنوعَه»(واقعه / ۵۶، ۳۳) دانسته است. برخی از [[آیات]] نیز بیانگر آن است که اینها تنها بخشی از اوصاف [[بهشتی]] است که به [[پرهیزگاران]] [[وعده]] داده شده است: «مَثَلُ الجَنَّةِ الَّتی وُعِدَ المُتَّقونَ... تِلکَ عُقبَی الَّذینَ اتَّقَوا..». ‌‌ (رعد / ‌‌۱۳، ۳۵ و نیز [[محمّد]] / ۴۷، ۱۵)، بنابراین آنچه از [[نعمت‌های بهشتی]] یادآوری می‌‌شود دورنمایی از آن سفره [[رحمت الهی]] است که هرچه [[بهشتیان]] بخواهند بلکه بیشتر در آن وجود دارد: «لَهُم ما یَشاءونَ فیها ولَدَینا مَزید»(ق / ۵۰، ۳۵) و آنچه که نفس بدان [[تمایل]] یابد و چشم از آن [[لذت]] ببرد در آنجا حاضر است: «و فیها ما تَشتَهیهِ الاَنفُسُ و تَلَذُّ الاَعیُنُ»(زخرف / ۴۳، ۷۱ و نیز فصّلت / ۴۱، ۳۱) و در آنچه که بدان مایل شده‌‌اند، جاودانه‌‌اند: «وهُم فی مَا اشتَهَت اَنفُسُهُم خــلِدون».([[انبیاء]] / ۲۱، ۱۰۲) برخی از نعمت‌های [[جسمانی]] [[بهشت]] عبارت است از:
۱.[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۲۲۷.
 
۲. [[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۲؛ [[کشف الاسرار]]، ج ۱، ص۱۱۰؛ تفسیر‌‌منسوب به [[امام عسکری]]{{ع}}، ص۲۰۳.
===غرفه‌ها===
۳. تسنیم، ج ۲، ص۴۹۲.
اعطای غرفه‌‌های بهشتی به پرهیزگاران بر اثر [[صبر]] و [[استقامت]] آنان است: «اُولئِکَ یُجزَونَ الغُرفَةَ بِما صَبَروا..»..([[فرقان]]/ ۲۵، ۷۵) «غرفه» به قسمتهای فوقانی ساختمان و طبقات بالای منازل اطلاق شده <ref>مقاییس اللغه، ج ۴، ص۴۱۸؛ التحقیق، ج ۷، ص۲۱۰ «غرف».</ref> و ممکن است در اینجا به معنای [[برترین]] منزلگاه و [[درجات عالی بهشت]] باشد. شایان ذکر است که غرفه‌‌ها هوایی لطیف‌‌تر و مناظری بهتر داشته، محلی آرام‌‌تر برای [[زندگی]] و از این جهات مطلوب است: « و هُم فِی الغُرُفـتِ ءامِنون».([[سبأ]] / ۳۴، ۳۷ و نیز زمر / ۳۹، ۲۰؛ عنکبوت / ۲۹، ۵۸)<ref>التحقیق، ج ۷، ص۲۱۰، «غرف»؛ پیام قرآن، ج ۶، ص۲۳۳.</ref>
===غرفه ها===
اعطای غرفه‌‌های بهشتی به پرهیزگاران بر اثر [[صبر]] و [[استقامت]] آنان است: «اُولئِکَ یُجزَونَ الغُرفَةَ بِما صَبَروا..»..([[فرقان]]/ ۲۵، ۷۵) «غرفه» به قسمتهای فوقانی ساختمان و طبقات بالای منازل اطلاق شده (۱) و ممکن است در اینجا به معنای [[برترین]] منزلگاه و [[درجات عالی بهشت]] باشد. شایان ذکر است که غرفه‌‌ها هوایی لطیف‌‌تر و مناظری بهتر داشته، محلی آرام‌‌تر برای [[زندگی]] و از این جهات مطلوب است: «(۲) و هُم فِی الغُرُفـتِ ءامِنون».([[سبأ]] / ۳۴، ۳۷ و نیز زمر / ۳۹، ۲۰؛ عنکبوت / ۲۹، ۵۸)
۱. مقاییس اللغه، ج ۴، ص۴۱۸؛ التحقیق، ج ۷، ص۲۱۰ «غرف».
۲. التحقیق، ج ۷، ص۲۱۰، «غرف»؛ پیام قرآن، ج ۶، ص۲۳۳.
===چشمه‌های بهشتی===
===چشمه‌های بهشتی===
در آیات بسیاری از [[قرآن کریم]] از وجود چشمه‌‌ها در بهشت[[سخن]] به میان آمده: «فِیها عَینٌ جارِیَه»(غایشه / ۸۸، ۱۲) و [[اهل بهشت]] را در مجاورت چشمه‌‌ها: «اِنَّ المُتَّقینَ فی جَنّـت و عُیون»([[حجر]] / ۱۵، ۴۵؛ ذاریات / ۵۱، ۱۵ و نیز دخان / ۴۴، ۵۲) و در باغهایی از نخلها و انگورها که چشمه‌‌هایی در آن جاری است: «و جَعَلنا فیها جَنّـت مِن نَخیل و اَعنـب و فَجَّرنا فیها مِنَ العُیون»([[یس]] / ۳۶، ۳۴) دانسته که در سایه‌‌سار درختان آن و در کنار چشمه‌‌هایش آرمیده‌‌اند: «اِنَّ‌‌المُتَّقینَ فی ظِـلـل و عُیون».(مرسلات / ۷۷، ۴۱) افزون بر این، [[قرآن کریم]] از چشمه‌‌هایی با ویژگی‌های خاص نیز نام برده است. برخی از آن چشمه‌‌ها عبارت است از:
در آیات بسیاری از [[قرآن کریم]] از وجود چشمه‌‌ها در بهشت[[سخن]] به میان آمده: «فِیها عَینٌ جارِیَه»(غایشه / ۸۸، ۱۲) و [[اهل بهشت]] را در مجاورت چشمه‌‌ها: «اِنَّ المُتَّقینَ فی جَنّـت و عُیون»([[حجر]] / ۱۵، ۴۵؛ ذاریات / ۵۱، ۱۵ و نیز دخان / ۴۴، ۵۲) و در باغهایی از نخلها و انگورها که چشمه‌‌هایی در آن جاری است: «و جَعَلنا فیها جَنّـت مِن نَخیل و اَعنـب و فَجَّرنا فیها مِنَ العُیون»([[یس]] / ۳۶، ۳۴) دانسته که در سایه‌‌سار درختان آن و در کنار چشمه‌‌هایش آرمیده‌‌اند: «اِنَّ‌‌المُتَّقینَ فی ظِـلـل و عُیون».(مرسلات / ۷۷، ۴۱) افزون بر این، [[قرآن کریم]] از چشمه‌‌هایی با ویژگی‌های خاص نیز نام برده است. برخی از آن چشمه‌‌ها عبارت است از:
==== [[تسنیم]]====
==== [[تسنیم]]====
تسنیم چشمه‌‌ای است که [[مقربان]] به صورت [[خالص]] از آن می‌‌نوشند؛(۱) ولی [[ابرار]] که در مقامی پایین‌‌تر از مقربان قرار دارند و از «[[اصحاب یمین]]» به شمار می‌‌روند،(۲) آمیخته‌‌ای از آن را می‌‌نوشند:(۳) «اِنَّ الاَبرارَ لَفی نَعیم *... یُسقَونَ مِن رَحیق مَختوم * خِتـمُهُ مِسکٌ وفی ذلِکَ فَلیَتَنافَسِ المُتَنـفِسون * ومِزاجُهُ مِن تَسنیم * عَینـًا یَشرَبُ بِهَا المُقَرَّبون».([[مطفّفین]] / ۸۳، ۲۲ ـ ۲۸) (‌‌ <= ‌‌تسنیم)
تسنیم چشمه‌‌ای است که [[مقربان]] به صورت [[خالص]] از آن می‌‌نوشند؛<ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۳۵؛ [[مجمع البیان]]، ج ۱۰، ص۶۹۳.</ref> ولی [[ابرار]] که در مقامی پایین‌‌تر از مقربان قرار دارند و از «[[اصحاب یمین]]» به شمار می‌‌روند،<ref>[[جامع البیان]]، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۳۵؛ [[المیزان]]، ج ۲۰، ص۲۳۹.</ref> آمیخته‌‌ای از آن را می‌‌نوشند: «اِنَّ الاَبرارَ لَفی نَعیم *... یُسقَونَ مِن رَحیق مَختوم * خِتـمُهُ مِسکٌ وفی ذلِکَ فَلیَتَنافَسِ المُتَنـفِسون * ومِزاجُهُ مِن تَسنیم * عَینـًا یَشرَبُ بِهَا المُقَرَّبون».([[مطفّفین]] / ۸۳، ۲۲ ـ ۲۸) <ref>جامع‌‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۳۵؛ [[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص‌‌۲۳۵؛ المیزان، ج ۲۰، ص۲۳۹.</ref>
۱. جامع‌‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۳۵؛ [[مجمع البیان]]، ج ۱۰، ص۶۹۳.
 
۲. [[جامع البیان]]، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۳۵؛ [[المیزان]]، ج ۲۰، ص۲۳۹.
۳. جامع‌‌البیان، مج ۱۵، ج ۳۰، ص۱۳۵؛ [[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص‌‌۲۳۵؛ المیزان، ج ۲۰، ص۲۳۹.
====سلسبیل====
====سلسبیل====
یکی ازبرترین چشمه‌‌های [[بهشتی]] سلسبیل است که نوشیدنی آن شرابی آمیخته با زنجبیل است: «و یُسقَونَ فیها کَأسـًا کانَ مِزاجُها زَنجَبیلا * عَینـًا فیها تُسَمّی سَلسَبیلا».([[انسان]] / ۷۶، ‌‌۱۷ ـ ۱۸) بسیاری از [[مفسران]] معتقدند که واژه سلسبیل از «سَلاسَه» به معنای روانی گرفته شده و به نوشیدنی بسیار لذیذی اشاره دارد که به [[راحتی]] در دهان و گلو جاری می‌‌شود و کاملاً گواراست.(۱) (‌‌ <= ‌‌سلسبیل)
یکی ازبرترین چشمه‌‌های [[بهشتی]] سلسبیل است که نوشیدنی آن شرابی آمیخته با زنجبیل است: «و یُسقَونَ فیها کَأسـًا کانَ مِزاجُها زَنجَبیلا * عَینـًا فیها تُسَمّی سَلسَبیلا».([[انسان]] / ۷۶، ‌‌۱۷ ـ ۱۸) بسیاری از [[مفسران]] معتقدند که واژه سلسبیل از «سَلاسَه» به معنای روانی گرفته شده و به نوشیدنی بسیار لذیذی اشاره دارد که به [[راحتی]] در دهان و گلو جاری می‌‌شود و کاملاً گواراست.<ref>جامع البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص۲۷۲؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۶۲۲؛ [[بحارالانوار]]، ج۸، ص۱۱۲.</ref>
۱. جامع البیان، مج ۱۴، ج ۲۹، ص۲۷۲؛ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۶۲۲؛ [[بحارالانوار]]، ج۸، ص۱۱۲.
====[[کافور]]====
====[[کافور]]====
بر پایه روایتی از [[امام باقر]]{{ع}}«کافور» نام چشمه‌‌ای در [[بهشت]] است که از [[خانه پیامبر]] {{صل}} می‌‌جوشد و از آنجا به [[خانه]] سایر [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] جاری می‌‌شود.(۱) وجه نامگذاری این چشمه به کافور آن است که نوشیدنی آن در سفیدی، خنکی و خوش‌‌بویی مانند [[کافور]] است؛ ولی طعم و [[زیان]] آن را ندارد.(۲) [[قرآن کریم]] نوشندگان این چشمه را [[بندگان]] [[خالص]] و [[حقیقی]] [[خدا]] دانسته و [[نوشیدن]] آمیخته‌‌ای از آن را سهم [[ابرار]] معرفی کرده است: «اِنَّ الاَبرارَ یَشرَبونَ مِن کَأس کانَ مِزاجُها کافورا * عَینـًا یَشرَبُ بِها عِبادُ اللّهِ یُفَجِّرونَها‌‌تَفجیرا».([[انسان]] / ‌‌۷۶، ۵‌‌ـ‌‌۶) (‌‌ <= ‌‌کافور)
بر پایه روایتی از [[امام باقر]]{{ع}}«کافور» نام چشمه‌‌ای در [[بهشت]] است که از [[خانه پیامبر]] {{صل}} می‌‌جوشد و از آنجا به [[خانه]] سایر [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] جاری می‌‌شود.<ref>[[نور الثقلین]]، ج ۵، ص۴۷۷.</ref> وجه نامگذاری این چشمه به کافور آن است که نوشیدنی آن در سفیدی، خنکی و خوش‌‌بویی مانند [[کافور]] است؛ ولی طعم و [[زیان]] آن را ندارد.<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۱۰، ص۶۱۶؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۳۰، ص۲۴۰؛ [[روح المعانی]]، مج ۱۶، ج ۲۹، ص۲۶۵.</ref> [[قرآن کریم]] نوشندگان این چشمه را [[بندگان]] [[خالص]] و [[حقیقی]] [[خدا]] دانسته و [[نوشیدن]] آمیخته‌‌ای از آن را سهم [[ابرار]] معرفی کرده است: «اِنَّ الاَبرارَ یَشرَبونَ مِن کَأس کانَ مِزاجُها کافورا * عَینـًا یَشرَبُ بِها عِبادُ اللّهِ یُفَجِّرونَها‌‌تَفجیرا».([[انسان]] / ‌‌۷۶، ۵‌‌ـ‌‌۶)
۱. [[نور الثقلین]]، ج ۵، ص۴۷۷.
۲. [[مجمع البیان]]، ج ۱۰، ص۶۱۶؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۳۰، ص۲۴۰؛ [[روح المعانی]]، مج ۱۶، ج ۲۹، ص۲۶۵.
===نهرها===
===نهرها===
در [[آیات]] فراوانی از قرآن کریم[[سخن]] از نهرهایی به میان آمده است که در زیر باغها: «جَنّـت تَجری مِن تَحتِهَاالاَنهـرُ»([[نساء]] / ۴، ۱۳)، غرفه‌‌ها و قصرهای [[بهشتی]] جاری است: «والَّذینَ ءامَنوا و عَمِلوا الصّــلِحـتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِنَ الجَنَّةِ غُرَفـًا تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ..»..(عنکبوت / ۲۹، ۵۸) برخی [[مفسران]] از واژه «تحت» در آیاتی مانند ۴۳ [[اعراف]] / ۷ و ۹ [[یونس]] / ۱۰: «... ‌‌تَجری مِن تَحتِهِمُ الاَنهـرُ..». استظهار کرده‌‌اند که‌‌جریان نهرهای بهشتی تحت [[اراده]] [[بهشتیان]] است.(۱) قرآن کریم از چند دسته از نهرهای بهشتی یاد می‌‌کند: الف: نهرهایی از آب که طعم، بو و رنگ آنها [[تغییر]] نکرده و هیچ گونه عارضه‌‌ای بر جای نمی‌‌گذارند: «مَثَلُ الجَنَّةِ الَّتی وُعِدَ المُتَّقونَ فیها اَنهـرٌ مِن [[ماء]] غَیرِ ءاسِن..»..([[محمّد]] / ۴۷، ۱۵) ب: نهرهایی از شیر که هرگز [[فاسد]] و ترشیده نمی‌‌شوند و در نهایت سفیدی، شیرینی و پرچربی‌‌اند:(۲) «... و اَنهـرٌ مِن لَبَن لَم یَتَغَیَّر طَعمُهُ..»..(محمّد / ‌‌۴۷، ۱۵) ج: ‌‌نهرهایی از شراب لذیذ و خوشگوار: «واَنهـرٌ مِن خَمر لَذَّة لِلشّـرِبینَ»(محمد / ۴۷، ۱۵) که بر‌‌خلاف شرابهای بد مزه، بدبو و تلخ [[دنیوی]] خوش‌‌منظر، خوش‌‌طعم و خوش‌‌بوست که نه در آن ضرری است و نه [[عقل]] را زایل می‌‌کند: «لا فیها غَولٌ ولا هُم عَنها یُنزَفون»(صافّات / ۳۷، ۴۷)؛ «لا‌‌یُصَدَّعونَ عَنها ولا یُنزِفون»(واقعه / ۵۶، ۱۹)، بلکه برای نوشندگان آن لذت‌‌بخش است: «بَیضاءَ لَذَّة لِلشّـرِبین».(صافّات / ۳۷، ۴۶) د: نهرهایی از عسل که در نهایت [[صفا]] و [[پاکی]] دارای رنگ، بو و مزه بسیار [[نیکو]] و مطلوب و پیراسته از هرگونه ناخالصی است: «واَنهـرٌ مِنعَسَل مُصَفًّی».([[محمّد]] / ۴۷، ۱۵)(۳) در [[حکمت]] هریک از این نهرها (آب، شیر، شراب و عسل) گفته شده که آب بیشترین نفع را برای [[انسان]] دارد و برای رفع [[تشنگی]] است؛ شیر از نظر غذایی برای انسان غذایی کامل و ضروری است. شراب ضروری نیست، بلکه برای [[نشاط]] و [[تغییر]] ذائقه به کار می‌‌رود و عسل دارای فواید دارویی بسیار و نیروبخش است.(۴) براساس برخی از [[روایات]] این نهرها از [[عرش الهی]] سرچشمه می‌‌گیرند.(۵)
در [[آیات]] فراوانی از قرآن کریم[[سخن]] از نهرهایی به میان آمده است که در زیر باغها: «جَنّـت تَجری مِن تَحتِهَاالاَنهـرُ»([[نساء]] / ۴، ۱۳)، غرفه‌‌ها و قصرهای [[بهشتی]] جاری است: «والَّذینَ ءامَنوا و عَمِلوا الصّــلِحـتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِنَ الجَنَّةِ غُرَفـًا تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ..»..(عنکبوت / ۲۹، ۵۸) برخی [[مفسران]] از واژه «تحت» در آیاتی مانند ۴۳ [[اعراف]] / ۷ و ۹ [[یونس]] / ۱۰: «... ‌‌تَجری مِن تَحتِهِمُ الاَنهـرُ..». استظهار کرده‌‌اند که‌‌جریان نهرهای بهشتی تحت [[اراده]] [[بهشتیان]] است.<ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۰.</ref>
۱. [[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۰.
 
۲. [[مجمع البیان]]، ج ۹، ص۱۵۲؛ المنیر، ج ۲۶، ص۱۰۳.
قرآن کریم از چند دسته از نهرهای بهشتی یاد می‌‌کند: الف: نهرهایی از آب که طعم، بو و رنگ آنها [[تغییر]] نکرده و هیچ گونه عارضه‌‌ای بر جای نمی‌‌گذارند: «مَثَلُ الجَنَّةِ الَّتی وُعِدَ المُتَّقونَ فیها اَنهـرٌ مِن [[ماء]] غَیرِ ءاسِن..»..([[محمّد]] / ۴۷، ۱۵) ب: نهرهایی از شیر که هرگز [[فاسد]] و ترشیده نمی‌‌شوند و در نهایت سفیدی، شیرینی و پرچربی‌‌اند: «... و اَنهـرٌ مِن لَبَن لَم یَتَغَیَّر طَعمُهُ..»..(محمّد / ‌‌۴۷، ۱۵)<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۹، ص۱۵۲؛ المنیر، ج ۲۶، ص۱۰۳.</ref> ج: ‌‌نهرهایی از شراب لذیذ و خوشگوار: «واَنهـرٌ مِن خَمر لَذَّة لِلشّـرِبینَ»(محمد / ۴۷، ۱۵) که بر‌‌خلاف شرابهای بد مزه، بدبو و تلخ [[دنیوی]] خوش‌‌منظر، خوش‌‌طعم و خوش‌‌بوست که نه در آن ضرری است و نه [[عقل]] را زایل می‌‌کند: «لا فیها غَولٌ ولا هُم عَنها یُنزَفون»(صافّات / ۳۷، ۴۷)؛ «لا‌‌یُصَدَّعونَ عَنها ولا یُنزِفون»(واقعه / ۵۶، ۱۹)، بلکه برای نوشندگان آن لذت‌‌بخش است: «بَیضاءَ لَذَّة لِلشّـرِبین».(صافّات / ۳۷، ۴۶) د: نهرهایی از عسل که در نهایت [[صفا]] و [[پاکی]] دارای رنگ، بو و مزه بسیار [[نیکو]] و مطلوب و پیراسته از هرگونه ناخالصی است: «واَنهـرٌ مِنعَسَل مُصَفًّی».([[محمّد]] / ۴۷، ۱۵)<ref>المنیر، ج ۲۶، ص۱۰۲ ـ ۱۰۳.</ref> در [[حکمت]] هریک از این نهرها (آب، شیر، شراب و عسل) گفته شده که آب بیشترین نفع را برای [[انسان]] دارد و برای رفع [[تشنگی]] است؛ شیر از نظر غذایی برای انسان غذایی کامل و ضروری است. شراب ضروری نیست، بلکه برای [[نشاط]] و [[تغییر]] ذائقه به کار می‌‌رود و عسل دارای فواید دارویی بسیار و نیروبخش است.<ref>المنیر، ج ۲۶، ص۱۰۲ ـ ۱۰۳؛ نمونه، ج ۲۱، ص۴۴۲.</ref> براساس برخی از [[روایات]] این نهرها از [[عرش الهی]] سرچشمه می‌‌گیرند.<ref>حادی الارواح، ص۲۵۸.</ref>
۳. المنیر، ج ۲۶، ص۱۰۲ ـ ۱۰۳.
===درخت‌ها===
۴. المنیر، ج ۲۶، ص۱۰۲ ـ ۱۰۳؛ نمونه، ج ۲۱، ص۴۴۲.
[[قرآن کریم]] افزون بر [[جنت]] و جنات، به معنای بستانهای مشتمل بر درختان فراوان و درهم تنیده، تعبیرهای دیگری از درختان [[بهشتی]] دارد؛ از جمله اینکه آنها از شدت فراوانی و سرسبزی به سیاهی می‌‌زنند: «مُدهامَّتان»([[الرحمن]] / ۵۵، ۶۴)<ref>[[المیزان]]، ج ۱۹، ص۱۱۱.</ref> در [[آیات]] دیگری قرآن کریم درختان بهشتی را دارای میوه‌‌هایی در دسترس: «قُطُوفُها دانِیَه»(حاقّه / ۶۹، ۲۳)؛ «و ذُلِّلَت قُطوفُها تَذلیلا»(انسان / ۷۶، ۱۴) معرفی کرده و [[کامیابی]] و [[نجات]] [[بهشتیان]] را در دستیابی به آنها و ثمرات آنها دانسته است: « اِنَّ لِلمُتَّقینَ مَفازا * حَدائِقَ واَعنـبـا».([[نبأ]] / ۷۸، ۳۱ ـ ۳۲)<ref>[[مجمع البیان]]، ج ۱۰، ص۶۴۶.</ref> برخی از درختان بهشتی که در [[قرآن]] به جهت اهمیت و [[برتری]] بر سایر درختان<ref>التبیان، ج ۹، ص۴۸۴؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۳۱۹.</ref> از آنها نام برده شده عبارت است از: [[درخت سدر]] که شاخه آن بی‌‌خار است: «فی سِدر مَخضود»(واقعه / ۵۶، ۲۸) <ref>[[تفسیر]] صدرالمتالهین، ج ۷، ص۴۶؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۲۲.</ref>، درخت موز: «و طَـلح مَنضود»(واقعه / ۵۶، ۲۹)<ref>مجمع‌‌البیان، ج ۹، ص۳۲۹؛ التحریر والتنویر، ج ۲۷، ص۲۹۹؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۲۳.</ref>، درخت خرما و انار: «و‌‌نَخلٌ و رُمّان»(الرحمن / ۵۵، ۶۸)<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۱۱۱.</ref> و درخت مو: «وجَعَلنا فیها جَنّـت مِن نَخیل واَعنـب».([[یس]] / ۳۶، ۳۴) بنا بر قولی «[[طوبی]]» در [[آیه]] ۲۹ رعد / ۱۳: «... طُوبَی لَهُمْ وَ حُسْنُ مَئَاب» درختی است در [[بهشت]] که ریشه آن در [[خانه پیامبر]] {{صل}} است و در [[خانه]] هر مؤمنی شاخه‌‌ای از آن وجود دارد.<ref>[[بحارالانوار]]، ج ۸، ص۸۷، ۱۱۷.</ref>
۵. حادی الارواح، ص۲۵۸.
===درختها===
[[قرآن کریم]] افزون بر [[جنت]] و جنات، به معنای بستانهای مشتمل بر درختان فراوان و درهم تنیده، تعبیرهای دیگری از درختان [[بهشتی]] دارد؛ از جمله اینکه آنها از شدت فراوانی و سرسبزی به سیاهی می‌‌زنند: «مُدهامَّتان»([[الرحمن]] / ۵۵، ۶۴)(۱) در [[آیات]] دیگری قرآن کریم درختان بهشتی را دارای میوه‌‌هایی در دسترس: «قُطُوفُها دانِیَه»(حاقّه / ۶۹، ۲۳)؛ «و ذُلِّلَت قُطوفُها تَذلیلا»(انسان / ۷۶، ۱۴) معرفی کرده و [[کامیابی]] و [[نجات]] [[بهشتیان]] را در دستیابی به آنها و ثمرات آنها دانسته است: «(۲) اِنَّ لِلمُتَّقینَ مَفازا * حَدائِقَ واَعنـبـا».([[نبأ]] / ۷۸، ۳۱ ـ ۳۲) برخی از درختان بهشتی که در [[قرآن]] به جهت اهمیت و [[برتری]] بر سایر درختان (۳) از آنها نام برده شده عبارت است از: [[درخت سدر]] که شاخه آن بی‌‌خار است:(۴) «فی سِدر مَخضود»(واقعه / ۵۶، ۲۸)، درخت موز: «و طَـلح مَنضود»(واقعه / ۵۶، ۲۹)(۵)، درخت خرما و انار: «و‌‌نَخلٌ و رُمّان»(الرحمن / ۵۵، ۶۸)(۶) و درخت مو: «وجَعَلنا فیها جَنّـت مِن نَخیل واَعنـب».([[یس]] / ۳۶، ۳۴) بنا بر قولی «[[طوبی]]» در [[آیه]] ۲۹ رعد / ۱۳: «... طُوبَی لَهُمْ وَ حُسْنُ مَئَاب» درختی است در [[بهشت]] که ریشه آن در [[خانه پیامبر]] {{صل}} است و در [[خانه]] هر مؤمنی شاخه‌‌ای از آن وجود دارد.(۷)
۱. [[المیزان]]، ج ۱۹، ص۱۱۱.
۲. [[مجمع البیان]]، ج ۱۰، ص۶۴۶.
۳. التبیان، ج ۹، ص۴۸۴؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۳۱۹.
۴. [[تفسیر]] صدرالمتالهین، ج ۷، ص۴۶؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۲۲.
۵. مجمع‌‌البیان، ج ۹، ص۳۲۹؛ التحریر والتنویر، ج ۲۷، ص۲۹۹؛ المیزان، ج ۱۹، ص۱۲۳.
۶. المیزان، ج ۱۹، ص۱۱۱.
۷. [[بحارالانوار]]، ج ۸، ص۸۷، ۱۱۷.
===[[سایه]] ها===
===[[سایه]] ها===
یکی از نعمت‌های [[اصحاب یمین]] سایه دائم و پیوسته است:(۱) «و اَصحـبُ الیَمینِ ما اَصحـبُ الیَمین *...* وظِـلّ مَمدود».(واقعه / ۵۶، ۲۷، ۳۰) سایه‌‌های [[بهشتی]] گسترده و فراگیر:(۲) «و‌‌نُدخِلُهُم ظِلاًّ ظَـلیلا»([[نساء]] / ۴، ۵۷) و همیشگی است و از این رو هرگز [[آرامش]] [[انسان]] را بر هم نمی‌‌زند: «اُکُلُها دائِمٌو ظِـلُّها».(رعد / ۱۳، ۳۵)
یکی از نعمت‌های [[اصحاب یمین]] سایه دائم و پیوسته است: «و اَصحـبُ الیَمینِ ما اَصحـبُ الیَمین *...* وظِـلّ مَمدود».(واقعه / ۵۶، ۲۷، ۳۰)<ref>[[نثر طوبی]]، ج ۲، ص۳۹۰.</ref> سایه‌‌های [[بهشتی]] گسترده و فراگیر: «و‌‌نُدخِلُهُم ظِلاًّ ظَـلیلا»([[نساء]] / ۴، ۵۷)<ref>[[کشف الاسرار]]، ج ۲، ص۵۴۶.</ref> و همیشگی است و از این رو هرگز [[آرامش]] [[انسان]] را بر هم نمی‌‌زند: «اُکُلُها دائِمٌو ظِـلُّها».(رعد / ۱۳، ۳۵)
۱. [[نثر طوبی]]، ج ۲، ص۳۹۰.
===خوردنی‌ها===
۲. [[کشف الاسرار]]، ج ۲، ص۵۴۶.
===خوردنیها===
[[اهل بهشت]] به [[پاداش اعمال]] خویش از [[نعمت]] خوردن و [[نوشیدن]] برخوردارند: «کُلوا و اشرَبوا هَنیـًا بِما کُنتُم تَعمَلون».([[طور]] / ۵۲، ۱۹؛ مرسلات / ۷۷، ۴۳ و نیز حاقّه / ۶۹، ۲۴) گفتنی است که وقت طعام خوردن اهل بهشت هنگام صبح و [[شام]] است: «و لَهُم رِزقُهُم فِیها بُکرَةً و عَشیـّا».([[مریم]] / ۱۹، ۶۲) شایان ذکر است که [[قرآن کریم]] به طور مشخص دو دسته از خوردنیهای بهشت را نام برده است.
[[اهل بهشت]] به [[پاداش اعمال]] خویش از [[نعمت]] خوردن و [[نوشیدن]] برخوردارند: «کُلوا و اشرَبوا هَنیـًا بِما کُنتُم تَعمَلون».([[طور]] / ۵۲، ۱۹؛ مرسلات / ۷۷، ۴۳ و نیز حاقّه / ۶۹، ۲۴) گفتنی است که وقت طعام خوردن اهل بهشت هنگام صبح و [[شام]] است: «و لَهُم رِزقُهُم فِیها بُکرَةً و عَشیـّا».([[مریم]] / ۱۹، ۶۲) شایان ذکر است که [[قرآن کریم]] به طور مشخص دو دسته از خوردنیهای بهشت را نام برده است.
====میوه ها====
====میوه‌ها====
«لَهُم فیها فـکِهَةٌ».([[یس]] / ۳۶، ۵۷) میوه‌‌های بهشتی دارای انواع متفاوت: «... و لَهُم فیها مِن کُلِّ الثَّمَرتِ..».([[محمّد]] / ۴۷، ۱۵) و در عین [[حال]] از نظر فضل و کمال شبیه یکدیگر: «... و اُتوا بِهِ مُتَشـبِهـًا..».(بقره / ۲، ۲۵)،(۱) فراوان: «وَ فَکِهَة کَثِیرَة»(واقعه / ۵۶، ۳۲) و از هر نوع میوه دو صنف: «... ‌‌مِن کُلِّ فـکِهَة زَوجان»([[الرحمن]] / ۵۵، ۵۲)، در دسترس: «وَ جَنَی الجَنَّتَیْنِ دَان»(الرحمن / ۵۵، ۵۴)،«قُطُوفُها دانِیَه»(حاقّه / ۶۹، ۲۳ و نیز انسان / ۷۶، ۱۴)(۲) و طبق خواست و میل بهشتیان‌‌اند: «و فـکِهَة مِمّا یَتَخَیَّرون»(واقعه / ۵۶، ۲۰)؛ «وفَوکِهَ مِمّا یَشتَهون».(مرسلات / ۷۷، ۴۲) برخی [[مفسران]] با استفاده از [[آیه]] ۳۳ واقعه / ۵۶ گفته‌‌اند: برای میوه‌‌های [[بهشتی]] محدودیت فصلی و منطقه‌‌ای که در مورد میوه‌‌های [[دنیوی]] وجود دارد نیست.(۳) برخی از [[روایات]] میوه‌‌های بهشتی را برخلاف میوه‌‌های [[دنیا]] معرفی کرده که هیچ‌‌گونه عوارض و دفعی ندارد، بلکه زواید آنها به صورت عرقی خوشبوتر از [[مشک]] از بدن آنان می‌‌شود.(۴)
«لَهُم فیها فـکِهَةٌ».([[یس]] / ۳۶، ۵۷) میوه‌‌های بهشتی دارای انواع متفاوت: «... و لَهُم فیها مِن کُلِّ الثَّمَرتِ..».([[محمّد]] / ۴۷، ۱۵) و در عین [[حال]] از نظر فضل و کمال شبیه یکدیگر: «... و اُتوا بِهِ مُتَشـبِهـًا..».(بقره / ۲، ۲۵)،<ref>التبیان، ج ۱، ص۱۰۹.</ref> فراوان: «وَ فَکِهَة کَثِیرَة»(واقعه / ۵۶، ۳۲) و از هر نوع میوه دو صنف: «... ‌‌مِن کُلِّ فـکِهَة زَوجان»([[الرحمن]] / ۵۵، ۵۲)، در دسترس: «وَ جَنَی الجَنَّتَیْنِ دَان»(الرحمن / ۵۵، ۵۴)،«قُطُوفُها دانِیَه»(حاقّه / ۶۹، ۲۳ و نیز انسان / ۷۶، ۱۴)<ref>[[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص۴۸۶.</ref> و طبق خواست و میل بهشتیان‌‌اند: «و فـکِهَة مِمّا یَتَخَیَّرون»(واقعه / ۵۶، ۲۰)؛ «وفَوکِهَ مِمّا یَشتَهون».(مرسلات / ۷۷، ۴۲) برخی [[مفسران]] با استفاده از [[آیه]] ۳۳ واقعه / ۵۶ گفته‌‌اند: برای میوه‌‌های [[بهشتی]] محدودیت فصلی و منطقه‌‌ای که در مورد میوه‌‌های [[دنیوی]] وجود دارد نیست.<ref>نمونه، ج ۲۳، ص۲۲۲ ـ ۲۲۳.</ref> برخی از [[روایات]] میوه‌‌های بهشتی را برخلاف میوه‌‌های [[دنیا]] معرفی کرده که هیچ‌‌گونه عوارض و دفعی ندارد، بلکه زواید آنها به صورت عرقی خوشبوتر از [[مشک]] از بدن آنان می‌‌شود.<ref>[[تفسیر]] منسوب به [[امام عسکری]]{{ع}}، ص۲۰۳؛ التبیان، ج‌‌۱، ص‌‌۱۱۰.</ref>
۱. التبیان، ج ۱، ص۱۰۹.
۲. [[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص۴۸۶.
۳. نمونه، ج ۲۳، ص۲۲۲ ـ ۲۲۳.
۴. [[تفسیر]] منسوب به [[امام عسکری]]{{ع}}، ص۲۰۳؛ التبیان، ج‌‌۱، ص‌‌۱۱۰.
====گوشت====
====گوشت====
«واَمدَدنـهُم بِفـکِهَة و لَحم مِمّا یَشتَهون».([[طور]] / ۵۲، ۲۲) در برخی [[آیات]] به خصوصِ گوشت پرندگان تصریح شده است: «و‌‌لَحمِ طَیر مِمّا یَشتَهون».(واقعه / ۵۶، ۲۱)
«واَمدَدنـهُم بِفـکِهَة و لَحم مِمّا یَشتَهون».([[طور]] / ۵۲، ۲۲) در برخی [[آیات]] به خصوصِ گوشت پرندگان تصریح شده است: «و‌‌لَحمِ طَیر مِمّا یَشتَهون».(واقعه / ۵۶، ۲۱)
=== لباسها و زیورها===
=== لباس‌ها و زیورها===
در برخی آیات از [[لباس]] [[بهشتیان]][[سخن]] به میان آمده است: «و یَلبَسونَ ثیابـًا..»..([[کهف]] / ۱۸، ۳۱) بی‌‌تردید لباسهای بهشتی برای دفع سرما و [[گرما]] یا [[حفظ]] از انواع آفات و آسیبها نیست؛ زیرا در [[بهشت]] همه چیز در حد [[اعتدال]] است و آفتی وجود ندارد، بلکه در بهشت خورشیدی نیست که گرمای آن برای [[مؤمنان]] رنج‌‌آور باشد و نیز سرمای طاقتفرسایی وجود ندارد: «لا یَرَونَ فیها شَمسـًا ولا زَمهَریرا».([[انسان]] / ‌‌۷۶، ۱۳) سرچشمه [[نور]] بهشت همان [[جان]] [[پاک]] و [[نورانی]] مؤمنانِ آرمیده در آغوش [[نعمت‌های بهشتی]] است: «نورُهُم یَسعی بَینَ اَیدیهِم و بِاَیمـنِهِم»([[تحریم]] / ۶۶، ۸)،(۱) بنابراین [[پوشش]] لباس تنها جنبه [[تزیین]] دارد.(۲) [[قرآن کریم]] جنس لباس بهشتیان را حریر: «ولِباسُهُم فیها حَریر»([[حجّ]] / ۲۲، ۲۳) و به دو صورت نازک و ستبر معرفی کرده است: «(۳) و‌‌یَلبَسونَ ثیابـًا خُضرًا مِن سُندُس واِستَبرَق»(کهف / ‌‌۱۸، ۳۱)؛ «عــلِیَهُم ثِیابُ سُندُس خُضرٌ واِستَبرَقٌ».(انسان / ۷۶، ۲۱ و نیز دخان / ۴۴، ۵۳) مؤمنان در بهشت با دستبندهای مروارید و زرین آراسته می‌‌شوند: «یُحَلَّونَ فیها مِن اَساوِرَ مِن ذَهَب ولُؤلُؤًا..».(حجّ / ۲۲، ۲۳ و نیز [[فاطر]] / ۳۵، ۳۳؛ کهف / ۱۸، ۳۱)؛«و حُلّوا اَساوِرَ مِن فِضَّة».([[انسان]] / ‌‌۷۶، ۲۱)
در برخی آیات از [[لباس]] [[بهشتیان]][[سخن]] به میان آمده است: «و یَلبَسونَ ثیابـًا..»..([[کهف]] / ۱۸، ۳۱) بی‌‌تردید لباسهای بهشتی برای دفع سرما و [[گرما]] یا [[حفظ]] از انواع آفات و آسیبها نیست؛ زیرا در [[بهشت]] همه چیز در حد [[اعتدال]] است و آفتی وجود ندارد، بلکه در بهشت خورشیدی نیست که گرمای آن برای [[مؤمنان]] رنج‌‌آور باشد و نیز سرمای طاقتفرسایی وجود ندارد: «لا یَرَونَ فیها شَمسـًا ولا زَمهَریرا».([[انسان]] / ‌‌۷۶، ۱۳) سرچشمه [[نور]] بهشت همان [[جان]] [[پاک]] و [[نورانی]] مؤمنانِ آرمیده در آغوش [[نعمت‌های بهشتی]] است: «نورُهُم یَسعی بَینَ اَیدیهِم و بِاَیمـنِهِم»([[تحریم]] / ۶۶، ۸)، <ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۶۸.</ref> بنابراین [[پوشش]] لباس تنها جنبه [[تزیین]] دارد.<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۲۵۵.</ref> [[قرآن کریم]] جنس لباس بهشتیان را حریر: «ولِباسُهُم فیها حَریر»([[حجّ]] / ۲۲، ۲۳) و به دو صورت نازک و ستبر معرفی کرده است: « و‌‌یَلبَسونَ ثیابـًا خُضرًا مِن سُندُس واِستَبرَق»(کهف / ‌‌۱۸، ۳۱)؛ «عــلِیَهُم ثِیابُ سُندُس خُضرٌ واِستَبرَقٌ».(انسان / ۷۶، ۲۱ و نیز دخان / ۴۴، ۵۳)<ref>[[المیزان]]، ج ۱۳، ص۳۰۵؛ ج ۲۰، ص۱۳۰؛ الجنة فی‌‌القرآن، ص‌‌۱۵۴.</ref> مؤمنان در بهشت با دستبندهای مروارید و زرین آراسته می‌‌شوند: «یُحَلَّونَ فیها مِن اَساوِرَ مِن ذَهَب ولُؤلُؤًا..».(حجّ / ۲۲، ۲۳ و نیز [[فاطر]] / ۳۵، ۳۳؛ کهف / ۱۸، ۳۱)؛«و حُلّوا اَساوِرَ مِن فِضَّة».([[انسان]] / ‌‌۷۶، ۲۱)
۱. [[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۶۸.
۲.[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۲۵۵.
۳. [[المیزان]]، ج ۱۳، ص۳۰۵؛ ج ۲۰، ص۱۳۰؛ الجنة فی‌‌القرآن، ص‌‌۱۵۴.
===[[همسران]] [[بهشتی]]===
===[[همسران]] [[بهشتی]]===
از جمله نعمت‌های [[بهشت]] وجود همسرانی است که از همه نقصهای [[اخلاق]]، [[رفتار]] و بدن از جمله [[عادات]] زنانه‌‌ای که [[زنان]] [[دنیا]] بدان مبتلایند [[پاک]] هستند:(۱) «... و لَهُم فیها اَزوجٌ مُطَهَّرَةٌ..»..(بقره / ۲، ۲۵ و نیز [[نساء]] / ۴، ۵۷)[[راز]] [[طهارت]] آنان از لوازم [[تولید مثل]] آن است که انسان در بهشت [[قائم]] به شخص و [[ابدی]] است، برخلاف دنیا که قائم به نوع و در معرض زوال فردی و نوعی است،(۲) افزون بر آن از همه نزاهتهای [[اخلاقی]]، فردی و جمعی برخوردار است تا هم از لحاظ شخصی در [[رفاه]] اخلاقی به سر برد و هم از جهت زیست با [[همسر]]، با وی کاملاً هماهنگ باشد (۳) و هیچ چیز مانع از [[لذت]] بردن و انس و [[الفت]] میان آنان نباشد.(۴) همسران بهشتی در [[آفرینش]] به صورت دوشیزگانی خوش‌‌زبان و فصیح‌‌اند که تنها به همسرانشان [[عشق]] میورزند و هم‌‌سن و سال آنان هستند: «اِنّا اَنشَأنـهُنَّ اِنشاء * فَجَعَلنـهُنَّ اَبکارا * عُرُبـًا اَترابـا».(واقعه / ۵۶، ۳۵ ـ ۳۷)(۵) در [[آیات]] بسیاری از همسران بهشتی با نام [[حورالعین]] یاد شده است: «و زَوَّجنـهُم بِحور عین»(دخان / ۴۴، ۵۴؛ [[طور]] / ۵۲، ۲۰) آنان دوشیزگانی مستور در خیمه‌‌های بهشتی‌‌اند که هیچ [[جن]] و [[انسانی]] با آنان تماس نگرفته است: «فیهِنَّ خَیرتٌ حِسان... حورٌ مَقصورتٌ فِی الخیام... لَم یَطمِثهُنَّ اِنسٌ قَبلَهُم ولا جانٌّ».([[الرحمن]] / ۵۵، ۷۰‌‌ـ ۷۴ و نیز ۵۶) بدن آنها در درخشندگی همانند یاقوت و مرجان است: «کَاَنَّهُنَّ الیاقوتُ والمَرجان»(الرحمن / ۵۵، ۵۸) و همچون مروارید در صدف هستند: «و حورٌ عین * کَاَمثـلِ اللُّؤلُوِ المَکنُون».(واقعه / ۵۶، ۲۲ ـ ۲۳ و نیز صافّات / ۳۷، ۴۹) آنها از نظر سن و سال همسان یکدیگر: «و عِندَهُم قـصِرتُ الطَّرفِ اَتراب»(ص / ۳۸، ۵۲ و نیز [[نبأ]] / ۷۸، ۳۳)(۶) و بسیار کم سن و سال هستند که گویا تازه به سن [[بلوغ]] رسیده‌‌اند: «و کَواعِبَ اَترابـا»(نبأ / ۷۸، ‌‌۳۳)(۷) و به احدی جز [[همسران]] خود ننگریسته، [[تمایل]] نمی‌‌یابند: «و عِندَهُم قـصِرتُ الطَّرفِ عین»(صافّات / ۳۷، ۴۸)؛(۸) «فیهِنَّ قـصِرتُ الطَّرفِ‌‌..»..([[الرحمن]] / ۵۵، ۵۶ ونیز ص/ ۳۸، ۵۲) (‌‌ <= ‌‌حور‌‌العین) [[قرآن کریم]] در پاره‌‌ای از [[آیات]] از نعمت‌های دیگری نیز به صراحت نام برده است؛ نظیر فرشها و تختها: «مُتَّکِـینَ عَلی فُرُش بَطَـانُها مِن اِستَبرَق»(الرحمن / ۵۵، ۵۴)؛ «مُتَّکِـینَ فیها عَلَی الاَرائِکِ»([[کهف]] / ۱۸، ۳۱)، بالشهای کنار هم (چیده): «و نَمارِقُ مَصفوفَه»([[غاشیه]]، ۸۸، ۱۵)، خدمتکاران و ساقیان: «و یَطوفُ عَلَیهِم غِلمانٌ لَهُم کَاَنَّهُم لُؤلُؤٌ مَکنون»([[طور]] / ۵۲، ۲۴)؛ «یَطوفُ عَلَیهِم وِلدنٌ مُخَلَّدون»(واقعه / ۵۶، ۱۷ و نیز [[انسان]] / ۷۶، ۱۹)، ظروف و جامها: «یُطافُ عَلَیهِم بِصِحاف مِن ذَهَب واَکواب»(زخرف / ۴۳، ۷۱)؛ «بِاَکواب واَباریقَ وکَأس مِن مَعین»(واقعه / ۵۶، ۱۸)؛ «قَواریرًا مِن فِضَّة قَدَّروها تَقدیرا».(انسان / ۷۶، ۱۵ ـ ۱۶) قرآن کریم آستر فرشهای [[بهشت]] را از [[ابریشم]] ضخیم و ستبر دانسته است: «مُتَّکِـینَ عَلی فُرُش بَطَـائنُها مِن اِستَبرَق»(الرحمن / ۵۵، ۵۴)، از این‌‌رو در [[حدیثی]] از [[پیامبر]] {{صل}} قسمت رویین آن نوری درخشنده دانسته شده (۹) و در [[آیه]] ۱۶ غاشیه / ۸۸ فرشهای [[بهشتی]] را بسیار [[نفیس]] و [[زیبا]] معرفی کرده است: «و زَرابیُّ مَبثوثَه». برخی گفته‌‌اند: «زرابیّ» جمع «زریبه» در اصل از واژه [[فارسی]] «زربفت» گرفته شده که الیاف طلا در آن به کار رفته است.(۱۰) براساس آیه ۷۶ الرحمن / ۵۵ [[بهشتیان]] بر بالش سبز و فرش [[نیکو]] تکیه می‌‌زنند: «مُتَّکِـینَ عَلی رَفرَف خُضر وعَبقَریّ حِسان» و در حدیثی آمده است که در میان غرفه‌‌های بهشتی فرشهایی گسترده شده که بعضی بالای بعضی دیگر و جنس آنها از حریر و دیبای رنگارنگ و داخل آن [[مشک]] و عنبر و [[کافور]] است.(۱۱) [[قرآن]] از تختهای بهشتی با دو عنوان «اریکه» و «سریر» نام برده است. به [[اعتقاد]] برخی از [[مفسران]] سریر تختی است که [[بهشتیان]] در مجلس انس با یکدیگر، در برابر هم بر آن می‌‌نشینند و اریکه تختی است که در جلسات خصوصی و هنگامی که با [[همسران]] خود [[خلوت]] گزیده‌‌اند بر آن تکیه می‌‌زنند:(۱۲) «هُمْ وَ أَزوَجُهُمْ فی ظِـلـل عَلَی الاَرائِکِ مُتَّکِـون».([[یس]] / ‌‌۳۶، ۵۶) به گفته برخی دیگر اریکه تختی است که در حجله می‌‌زنند (۱۳) و برخی دیگر آن را تخت سایبان دار دانسته‌‌اند.(۱۴) گفتنی است که علت نامگذاری تختهای [[بهشتی]] به سریر [[زیبایی]] و آسایش‌‌بخشی آن است که موجب [[سرور]] و [[شادی]] [[مؤمن]] می‌‌شود.(۱۵) تختهای بهشتی به [[طور]] مرتب و ردیف شده: «مُتَّکِـینَ عَلی سُرُر مَصفوفَة»(طور / ۵۲، ۲۰) و مرتفع است: «فِیها سُرُرٌ مَرفوعَه».([[غاشیه]] / ۸۸، ۱۳) ارتفاع تختهای بهشتی ممکن است به سبب آن باشد که بهشتیان با جلوس بر آن بر مناظر زیبای پیرامون خود مسلط باشند و ممکن است اشاره به بالا بودن [[ارزش]] و اهمیت آنها یا [[پاکی]] و [[قداست]] و ارزش والای [[معنوی]] آنها باشد.(۱۶)
از جمله نعمت‌های [[بهشت]] وجود همسرانی است که از همه نقصهای [[اخلاق]]، [[رفتار]] و بدن از جمله [[عادات]] زنانه‌‌ای که [[زنان]] [[دنیا]] بدان مبتلایند [[پاک]] هستند: «... و لَهُم فیها اَزوجٌ مُطَهَّرَةٌ..»..(بقره / ۲، ۲۵ و نیز [[نساء]] / ۴، ۵۷)<ref>التبیان، ج ۱، ص۱۱۰؛ [[تفسیر]] ماوردی، ج ۱، ص۷۹؛ [[المیزان]]، ج‌‌۱، ص۹۰.</ref> [[راز]] [[طهارت]] آنان از لوازم [[تولید مثل]] آن است که انسان در بهشت [[قائم]] به شخص و [[ابدی]] است، برخلاف دنیا که قائم به نوع و در معرض زوال فردی و نوعی است،<ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۴.</ref> افزون بر آن از همه نزاهتهای [[اخلاقی]]، فردی و جمعی برخوردار است تا هم از لحاظ شخصی در [[رفاه]] اخلاقی به سر برد و هم از جهت زیست با [[همسر]]، با وی کاملاً هماهنگ باشد<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۴.</ref> و هیچ چیز مانع از [[لذت]] بردن و انس و [[الفت]] میان آنان نباشد.<ref>المیزان، ج ۱، ص۹۰.</ref> همسران بهشتی در [[آفرینش]] به صورت دوشیزگانی خوش‌‌زبان و فصیح‌‌اند که تنها به همسرانشان [[عشق]] میورزند و هم‌‌سن و سال آنان هستند: «اِنّا اَنشَأنـهُنَّ اِنشاء * فَجَعَلنـهُنَّ اَبکارا * عُرُبـًا اَترابـا».(واقعه / ۵۶، ۳۵ ـ ۳۷)<ref>تفسیر ماوردی، ج ۵، ص۴۵۵ ـ ۴۵۶؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۲۷، ص‌‌۱۰۷؛ [[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص۳۱۳.</ref> در [[آیات]] بسیاری از همسران بهشتی با نام [[حورالعین]] یاد شده است: «و زَوَّجنـهُم بِحور عین»(دخان / ۴۴، ۵۴؛ [[طور]] / ۵۲، ۲۰) آنان دوشیزگانی مستور در خیمه‌‌های بهشتی‌‌اند که هیچ [[جن]] و [[انسانی]] با آنان تماس نگرفته است: «فیهِنَّ خَیرتٌ حِسان... حورٌ مَقصورتٌ فِی الخیام... لَم یَطمِثهُنَّ اِنسٌ قَبلَهُم ولا جانٌّ».([[الرحمن]] / ۵۵، ۷۰‌‌ـ ۷۴ و نیز ۵۶) بدن آنها در درخشندگی همانند یاقوت و مرجان است: «کَاَنَّهُنَّ الیاقوتُ والمَرجان»(الرحمن / ۵۵، ۵۸) و همچون مروارید در صدف هستند: «و حورٌ عین * کَاَمثـلِ اللُّؤلُوِ المَکنُون».(واقعه / ۵۶، ۲۲ ـ ۲۳ و نیز صافّات / ۳۷، ۴۹) آنها از نظر سن و سال همسان یکدیگر: «و عِندَهُم قـصِرتُ الطَّرفِ اَتراب»(ص / ۳۸، ۵۲ و نیز [[نبأ]] / ۷۸، ۳۳) <ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۳۱۳، ۴۹۶؛ تفسیر [[قرطبی]]، ج ۱۵، ص‌‌۲۱۹ ـ ۲۲۰.</ref> و بسیار کم سن و سال هستند که گویا تازه به سن [[بلوغ]] رسیده‌‌اند: «و کَواعِبَ اَترابـا»(نبأ / ۷۸، ‌‌۳۳)<ref>[[روح المعانی]]، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۳۰.</ref> و به احدی جز [[همسران]] خود ننگریسته، [[تمایل]] نمی‌‌یابند: «و عِندَهُم قـصِرتُ الطَّرفِ عین»(صافّات / ۳۷، ۴۸)؛<ref>تفسیر ماوردی، ج ۳، ص۴۱۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۵۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۸.</ref> «فیهِنَّ قـصِرتُ الطَّرفِ‌‌..»..([[الرحمن]] / ۵۵، ۵۶ ونیز ص/ ۳۸، ۵۲) (‌‌ <= ‌‌حور‌‌العین) [[قرآن کریم]] در پاره‌‌ای از [[آیات]] از نعمت‌های دیگری نیز به صراحت نام برده است؛ نظیر فرشها و تختها: «مُتَّکِـینَ عَلی فُرُش بَطَـانُها مِن اِستَبرَق»(الرحمن / ۵۵، ۵۴)؛ «مُتَّکِـینَ فیها عَلَی الاَرائِکِ»([[کهف]] / ۱۸، ۳۱)، بالشهای کنار هم (چیده): «و نَمارِقُ مَصفوفَه»([[غاشیه]]، ۸۸، ۱۵)، خدمتکاران و ساقیان: «و یَطوفُ عَلَیهِم غِلمانٌ لَهُم کَاَنَّهُم لُؤلُؤٌ مَکنون»([[طور]] / ۵۲، ۲۴)؛ «یَطوفُ عَلَیهِم وِلدنٌ مُخَلَّدون»(واقعه / ۵۶، ۱۷ و نیز [[انسان]] / ۷۶، ۱۹)، ظروف و جامها: «یُطافُ عَلَیهِم بِصِحاف مِن ذَهَب واَکواب»(زخرف / ۴۳، ۷۱)؛ «بِاَکواب واَباریقَ وکَأس مِن مَعین»(واقعه / ۵۶، ۱۸)؛ «قَواریرًا مِن فِضَّة قَدَّروها تَقدیرا».(انسان / ۷۶، ۱۵ ـ ۱۶) قرآن کریم آستر فرشهای [[بهشت]] را از [[ابریشم]] ضخیم و ستبر دانسته است: «مُتَّکِـینَ عَلی فُرُش بَطَـائنُها مِن اِستَبرَق»(الرحمن / ۵۵، ۵۴)، از این‌‌رو در [[حدیثی]] از [[پیامبر]] {{صل}} قسمت رویین آن نوری درخشنده دانسته شده<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۱۷.</ref> و در [[آیه]] ۱۶ غاشیه / ۸۸ فرشهای [[بهشتی]] را بسیار [[نفیس]] و [[زیبا]] معرفی کرده است: «و زَرابیُّ مَبثوثَه». برخی گفته‌‌اند: «زرابیّ» جمع «زریبه» در اصل از واژه [[فارسی]] «زربفت» گرفته شده که الیاف طلا در آن به کار رفته است.<ref>التحقیق، ج ۴، ص۲۷۹، «زرب».</ref> براساس آیه ۷۶ الرحمن / ۵۵ [[بهشتیان]] بر بالش سبز و فرش [[نیکو]] تکیه می‌‌زنند: «مُتَّکِـینَ عَلی رَفرَف خُضر وعَبقَریّ حِسان» و در حدیثی آمده است که در میان غرفه‌‌های بهشتی فرشهایی گسترده شده که بعضی بالای بعضی دیگر و جنس آنها از حریر و دیبای رنگارنگ و داخل آن [[مشک]] و عنبر و [[کافور]] است. <ref>[[بحارالانوار]]، ج ۸، ص۱۲۸.</ref> [[قرآن]] از تختهای بهشتی با دو عنوان «اریکه» و «سریر» نام برده است. به [[اعتقاد]] برخی از [[مفسران]] سریر تختی است که [[بهشتیان]] در مجلس انس با یکدیگر، در برابر هم بر آن می‌‌نشینند و اریکه تختی است که در جلسات خصوصی و هنگامی که با [[همسران]] خود [[خلوت]] گزیده‌‌اند بر آن تکیه می‌‌زنند: «هُمْ وَ أَزوَجُهُمْ فی ظِـلـل عَلَی الاَرائِکِ مُتَّکِـون».([[یس]] / ‌‌۳۶، ۵۶)<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۲۳۹.</ref> به گفته برخی دیگر اریکه تختی است که در حجله می‌‌زنند <ref>[[مجمع البیان]]، ج ۸، ص۶۷۱؛ ج ۵ ـ ۶؛ ص۷۲۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۳۱؛ التفسیر‌‌الکبیر، ج ۲۶، ص۹۲.</ref> و برخی دیگر آن را تخت سایبان دار دانسته‌‌اند.<ref>روض الجنان، ج ۲۰، ص۷۷.</ref> گفتنی است که علت نامگذاری تختهای [[بهشتی]] به سریر [[زیبایی]] و آسایش‌‌بخشی آن است که موجب [[سرور]] و [[شادی]] [[مؤمن]] می‌‌شود.<ref>تصویری از [[بهشت و جهنم]]، ص۲۷۰.</ref> تختهای بهشتی به [[طور]] مرتب و ردیف شده: «مُتَّکِـینَ عَلی سُرُر مَصفوفَة»(طور / ۵۲، ۲۰) و مرتفع است: «فِیها سُرُرٌ مَرفوعَه».([[غاشیه]] / ۸۸، ۱۳) ارتفاع تختهای بهشتی ممکن است به سبب آن باشد که بهشتیان با جلوس بر آن بر مناظر زیبای پیرامون خود مسلط باشند و ممکن است اشاره به بالا بودن [[ارزش]] و اهمیت آنها یا [[پاکی]] و [[قداست]] و ارزش والای [[معنوی]] آنها باشد.<ref> پیام قرآن، ج ۶، ص۲۳۸.</ref>
۱. التبیان، ج ۱، ص۱۱۰؛ [[تفسیر]] ماوردی، ج ۱، ص۷۹؛ [[المیزان]]، ج‌‌۱، ص۹۰.
۲. [[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۴.
۳. تسنیم، ج ۲، ص۴۹۴.
۴. المیزان، ج ۱، ص۹۰.
۵. تفسیر ماوردی، ج ۵، ص۴۵۵ ـ ۴۵۶؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۲۷، ص‌‌۱۰۷؛ [[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص۳۱۳.
۶. تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۳۱۳، ۴۹۶؛ تفسیر [[قرطبی]]، ج ۱۵، ص‌‌۲۱۹ ـ ۲۲۰.
۷. [[روح المعانی]]، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۳۰.
۸. تفسیر ماوردی، ج ۳، ص۴۱۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۵۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۸.
۹. تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۱۷.
۱۰. التحقیق، ج ۴، ص۲۷۹، «زرب».
۱۱. [[بحارالانوار]]، ج ۸، ص۱۲۸.
۱۲.[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۲۳۹.
۱۳. [[مجمع البیان]]، ج ۸، ص۶۷۱؛ ج ۵ ـ ۶؛ ص۷۲۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۳۱؛ التفسیر‌‌الکبیر، ج ۲۶، ص۹۲.
۱۴. روض الجنان، ج ۲۰، ص۷۷.
۱۵. تصویری از [[بهشت و جهنم]]، ص۲۷۰.
۱۶. پیام قرآن، ج ۶، ص۲۳۸.


==[[بهشتیان]]==
==[[بهشتیان]]==
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش