بهشت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۴۳۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۷ آوریل ۲۰۲۴
خط ۱۵۲: خط ۱۵۲:


=== لباس‌ها و زیورها===
=== لباس‌ها و زیورها===
در برخی آیات از [[لباس]] [[بهشتیان]][[سخن]] به میان آمده است: «و یَلبَسونَ ثیابـًا..»..([[کهف]] / ۱۸، ۳۱) بی‌‌تردید لباسهای بهشتی برای دفع سرما و [[گرما]] یا [[حفظ]] از انواع آفات و آسیبها نیست؛ زیرا در [[بهشت]] همه چیز در حد [[اعتدال]] است و آفتی وجود ندارد، بلکه در بهشت خورشیدی نیست که گرمای آن برای [[مؤمنان]] رنج‌‌آور باشد و نیز سرمای طاقتفرسایی وجود ندارد: «لا یَرَونَ فیها شَمسـًا ولا زَمهَریرا».([[انسان]] / ‌‌۷۶، ۱۳) سرچشمه [[نور]] بهشت همان [[جان]] [[پاک]] و [[نورانی]] مؤمنانِ آرمیده در آغوش [[نعمت‌های بهشتی]] است: «نورُهُم یَسعی بَینَ اَیدیهِم و بِاَیمـنِهِم»([[تحریم]] / ۶۶، ۸)، <ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۶۸.</ref> بنابراین [[پوشش]] لباس تنها جنبه [[تزیین]] دارد.<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۲۵۵.</ref> [[قرآن کریم]] جنس لباس بهشتیان را حریر: «ولِباسُهُم فیها حَریر»([[حجّ]] / ۲۲، ۲۳) و به دو صورت نازک و ستبر معرفی کرده است: « و‌‌یَلبَسونَ ثیابـًا خُضرًا مِن سُندُس واِستَبرَق»(کهف / ‌‌۱۸، ۳۱)؛ «عــلِیَهُم ثِیابُ سُندُس خُضرٌ واِستَبرَقٌ».(انسان / ۷۶، ۲۱ و نیز دخان / ۴۴، ۵۳)<ref>[[المیزان]]، ج ۱۳، ص۳۰۵؛ ج ۲۰، ص۱۳۰؛ الجنة فی‌‌القرآن، ص‌‌۱۵۴.</ref> مؤمنان در بهشت با دستبندهای مروارید و زرین آراسته می‌‌شوند: «یُحَلَّونَ فیها مِن اَساوِرَ مِن ذَهَب ولُؤلُؤًا..».(حجّ / ۲۲، ۲۳ و نیز [[فاطر]] / ۳۵، ۳۳؛ کهف / ۱۸، ۳۱)؛«و حُلّوا اَساوِرَ مِن فِضَّة».([[انسان]] / ‌‌۷۶، ۲۱)
در برخی آیات از [[لباس]] [[بهشتیان]][[سخن]] به میان آمده است: {{متن قرآن|وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا}}<ref> سوره کهف، آیه ۳۱.</ref> بی‌‌تردید لباس‌های بهشتی برای دفع سرما و [[گرما]] یا [[حفظ]] از انواع آفات و آسیبها نیست؛ زیرا در [[بهشت]] همه چیز در حد [[اعتدال]] است و آفتی وجود ندارد، بلکه در بهشت خورشیدی نیست که گرمای آن برای [[مؤمنان]] رنج‌‌آور باشد و نیز سرمای طاقتفرسایی وجود ندارد: {{متن قرآن|لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا}}<ref>«در آن، بر تخت‌ها پشت می‌دهند، در آن نه (گرمای) خورشیدی می‌بینند و نه سرمایی» سوره انسان، آیه 13.</ref> سرچشمه [[نور]] بهشت همان [[جان]] [[پاک]] و [[نورانی]] مؤمنانِ آرمیده در آغوش [[نعمت‌های بهشتی]] است: {{متن قرآن|نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ}}<ref>« فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان می‌شتابد» سوره تحریم، آیه ۸.</ref>.<ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۶۸.</ref> بنابراین [[پوشش]] لباس تنها جنبه [[تزیین]] دارد.<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۲۵۵.</ref> [[قرآن کریم]] جنس لباس بهشتیان را حریر: {{متن قرآن|وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ}}<ref>« تنپوش آنان در آنجا پرند  است» سوره حج، آیه ۲۳.</ref> و به دو صورت نازک و ستبر معرفی کرده است: {{متن قرآن|ٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ}}<ref>«و جامه‌هایی سبز از دیبای نازک  و دیبای ستبر  می‌پوشند » سوره کهف، آیه ۳۱.</ref>.<ref>[[المیزان]]، ج ۱۳، ص۳۰۵؛ ج ۲۰، ص۱۳۰؛ الجنة فی‌‌القرآن، ص‌‌۱۵۴.</ref> مؤمنان در بهشت با دستبندهای مروارید و زرین آراسته می‌‌شوند: {{متن قرآن|ُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا}}<ref>«در آنجا به دستبندهایی زرّین و مروارید نشان آراسته می‌گردند و تنپوش آنان در آنجا پرند  است» سوره حج، آیه ۲۳.</ref>، {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ}}<ref>«بهشت‌هایی جاودان که بدان درآیند و آنجا به دستبندهایی زرّین و (زیورهایی از) مروارید آراسته گردند و تن‌پوششان در آن پرند  است» سوره فاطر، آیه ۳۳.</ref>، {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا}}<ref>«آنان بهشت‌هایی جاویدان خواهند داشت که از بن (کاخ‌های) آنان، جویبارها  روان است؛ در آنجا به دستبندهایی زرّین آراسته می‌گردند و جامه‌هایی سبز از دیبای نازک  و دیبای ستبر  می‌پوشند در حالی که بر تخت‌ها پشت می‌دهند؛ آن پاداش، خوب و (آن بهشت) آسایشگاهی نیکوس» سوره کهف، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ}}<ref>«بر تن آنان جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراسته‌اند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک می‌نوشاند» سوره انسان، آیه ۲۱.</ref>
 
===[[همسران]] [[بهشتی]]===
===[[همسران]] [[بهشتی]]===
از جمله نعمت‌های [[بهشت]] وجود همسرانی است که از همه نقصهای [[اخلاق]]، [[رفتار]] و بدن از جمله [[عادات]] زنانه‌‌ای که [[زنان]] [[دنیا]] بدان مبتلایند [[پاک]] هستند: «... و لَهُم فیها اَزوجٌ مُطَهَّرَةٌ..»..(بقره / ۲، ۲۵ و نیز [[نساء]] / ۴، ۵۷)<ref>التبیان، ج ۱، ص۱۱۰؛ [[تفسیر]] ماوردی، ج ۱، ص۷۹؛ [[المیزان]]، ج‌‌۱، ص۹۰.</ref> [[راز]] [[طهارت]] آنان از لوازم [[تولید مثل]] آن است که انسان در بهشت [[قائم]] به شخص و [[ابدی]] است، برخلاف دنیا که قائم به نوع و در معرض زوال فردی و نوعی است،<ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۴.</ref> افزون بر آن از همه نزاهتهای [[اخلاقی]]، فردی و جمعی برخوردار است تا هم از لحاظ شخصی در [[رفاه]] اخلاقی به سر برد و هم از جهت زیست با [[همسر]]، با وی کاملاً هماهنگ باشد<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۴.</ref> و هیچ چیز مانع از [[لذت]] بردن و انس و [[الفت]] میان آنان نباشد.<ref>المیزان، ج ۱، ص۹۰.</ref> همسران بهشتی در [[آفرینش]] به صورت دوشیزگانی خوش‌‌زبان و فصیح‌‌اند که تنها به همسرانشان [[عشق]] میورزند و هم‌‌سن و سال آنان هستند: «اِنّا اَنشَأنـهُنَّ اِنشاء * فَجَعَلنـهُنَّ اَبکارا * عُرُبـًا اَترابـا».(واقعه / ۵۶، ۳۵ ـ ۳۷)<ref>تفسیر ماوردی، ج ۵، ص۴۵۵ ـ ۴۵۶؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۲۷، ص‌‌۱۰۷؛ [[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص۳۱۳.</ref> در [[آیات]] بسیاری از همسران بهشتی با نام [[حورالعین]] یاد شده است: «و زَوَّجنـهُم بِحور عین»(دخان / ۴۴، ۵۴؛ [[طور]] / ۵۲، ۲۰) آنان دوشیزگانی مستور در خیمه‌‌های بهشتی‌‌اند که هیچ [[جن]] و [[انسانی]] با آنان تماس نگرفته است: «فیهِنَّ خَیرتٌ حِسان... حورٌ مَقصورتٌ فِی الخیام... لَم یَطمِثهُنَّ اِنسٌ قَبلَهُم ولا جانٌّ».([[الرحمن]] / ۵۵، ۷۰‌‌ـ ۷۴ و نیز ۵۶) بدن آنها در درخشندگی همانند یاقوت و مرجان است: «کَاَنَّهُنَّ الیاقوتُ والمَرجان»(الرحمن / ۵۵، ۵۸) و همچون مروارید در صدف هستند: «و حورٌ عین * کَاَمثـلِ اللُّؤلُوِ المَکنُون».(واقعه / ۵۶، ۲۲ ـ ۲۳ و نیز صافّات / ۳۷، ۴۹) آنها از نظر سن و سال همسان یکدیگر: «و عِندَهُم قـصِرتُ الطَّرفِ اَتراب»(ص / ۳۸، ۵۲ و نیز [[نبأ]] / ۷۸، ۳۳) <ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۳۱۳، ۴۹۶؛ تفسیر [[قرطبی]]، ج ۱۵، ص‌‌۲۱۹ ـ ۲۲۰.</ref> و بسیار کم سن و سال هستند که گویا تازه به سن [[بلوغ]] رسیده‌‌اند: «و کَواعِبَ اَترابـا»(نبأ / ۷۸، ‌‌۳۳)<ref>[[روح المعانی]]، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۳۰.</ref> و به احدی جز [[همسران]] خود ننگریسته، [[تمایل]] نمی‌‌یابند: «و عِندَهُم قـصِرتُ الطَّرفِ عین»(صافّات / ۳۷، ۴۸)؛<ref>تفسیر ماوردی، ج ۳، ص۴۱۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۵۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۸.</ref> «فیهِنَّ قـصِرتُ الطَّرفِ‌‌..»..([[الرحمن]] / ۵۵، ۵۶ ونیز ص/ ۳۸، ۵۲) (‌‌ <= ‌‌حور‌‌العین) [[قرآن کریم]] در پاره‌‌ای از [[آیات]] از نعمت‌های دیگری نیز به صراحت نام برده است؛ نظیر فرشها و تختها: «مُتَّکِـینَ عَلی فُرُش بَطَـانُها مِن اِستَبرَق»(الرحمن / ۵۵، ۵۴)؛ «مُتَّکِـینَ فیها عَلَی الاَرائِکِ»([[کهف]] / ۱۸، ۳۱)، بالشهای کنار هم (چیده): «و نَمارِقُ مَصفوفَه»([[غاشیه]]، ۸۸، ۱۵)، خدمتکاران و ساقیان: «و یَطوفُ عَلَیهِم غِلمانٌ لَهُم کَاَنَّهُم لُؤلُؤٌ مَکنون»([[طور]] / ۵۲، ۲۴)؛ «یَطوفُ عَلَیهِم وِلدنٌ مُخَلَّدون»(واقعه / ۵۶، ۱۷ و نیز [[انسان]] / ۷۶، ۱۹)، ظروف و جامها: «یُطافُ عَلَیهِم بِصِحاف مِن ذَهَب واَکواب»(زخرف / ۴۳، ۷۱)؛ «بِاَکواب واَباریقَ وکَأس مِن مَعین»(واقعه / ۵۶، ۱۸)؛ «قَواریرًا مِن فِضَّة قَدَّروها تَقدیرا».(انسان / ۷۶، ۱۵ ـ ۱۶) قرآن کریم آستر فرشهای [[بهشت]] را از [[ابریشم]] ضخیم و ستبر دانسته است: «مُتَّکِـینَ عَلی فُرُش بَطَـائنُها مِن اِستَبرَق»(الرحمن / ۵۵، ۵۴)، از این‌‌رو در [[حدیثی]] از [[پیامبر]] {{صل}} قسمت رویین آن نوری درخشنده دانسته شده<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۱۷.</ref> و در [[آیه]] ۱۶ غاشیه / ۸۸ فرشهای [[بهشتی]] را بسیار [[نفیس]] و [[زیبا]] معرفی کرده است: «و زَرابیُّ مَبثوثَه». برخی گفته‌‌اند: «زرابیّ» جمع «زریبه» در اصل از واژه [[فارسی]] «زربفت» گرفته شده که الیاف طلا در آن به کار رفته است.<ref>التحقیق، ج ۴، ص۲۷۹، «زرب».</ref> براساس آیه ۷۶ الرحمن / ۵۵ [[بهشتیان]] بر بالش سبز و فرش [[نیکو]] تکیه می‌‌زنند: «مُتَّکِـینَ عَلی رَفرَف خُضر وعَبقَریّ حِسان» و در حدیثی آمده است که در میان غرفه‌‌های بهشتی فرشهایی گسترده شده که بعضی بالای بعضی دیگر و جنس آنها از حریر و دیبای رنگارنگ و داخل آن [[مشک]] و عنبر و [[کافور]] است. <ref>[[بحارالانوار]]، ج ۸، ص۱۲۸.</ref> [[قرآن]] از تختهای بهشتی با دو عنوان «اریکه» و «سریر» نام برده است. به [[اعتقاد]] برخی از [[مفسران]] سریر تختی است که [[بهشتیان]] در مجلس انس با یکدیگر، در برابر هم بر آن می‌‌نشینند و اریکه تختی است که در جلسات خصوصی و هنگامی که با [[همسران]] خود [[خلوت]] گزیده‌‌اند بر آن تکیه می‌‌زنند: «هُمْ وَ أَزوَجُهُمْ فی ظِـلـل عَلَی الاَرائِکِ مُتَّکِـون».([[یس]] / ‌‌۳۶، ۵۶)<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۲۳۹.</ref> به گفته برخی دیگر اریکه تختی است که در حجله می‌‌زنند <ref>[[مجمع البیان]]، ج ۸، ص۶۷۱؛ ج ۵ ـ ۶؛ ص۷۲۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۳۱؛ التفسیر‌‌الکبیر، ج ۲۶، ص۹۲.</ref> و برخی دیگر آن را تخت سایبان دار دانسته‌‌اند.<ref>روض الجنان، ج ۲۰، ص۷۷.</ref> گفتنی است که علت نامگذاری تختهای [[بهشتی]] به سریر [[زیبایی]] و آسایش‌‌بخشی آن است که موجب [[سرور]] و [[شادی]] [[مؤمن]] می‌‌شود.<ref>تصویری از [[بهشت و جهنم]]، ص۲۷۰.</ref> تختهای بهشتی به [[طور]] مرتب و ردیف شده: «مُتَّکِـینَ عَلی سُرُر مَصفوفَة»(طور / ۵۲، ۲۰) و مرتفع است: «فِیها سُرُرٌ مَرفوعَه».([[غاشیه]] / ۸۸، ۱۳) ارتفاع تختهای بهشتی ممکن است به سبب آن باشد که بهشتیان با جلوس بر آن بر مناظر زیبای پیرامون خود مسلط باشند و ممکن است اشاره به بالا بودن [[ارزش]] و اهمیت آنها یا [[پاکی]] و [[قداست]] و ارزش والای [[معنوی]] آنها باشد.<ref> پیام قرآن، ج ۶، ص۲۳۸.</ref>
از جمله نعمت‌های [[بهشت]] وجود همسرانی است که از همه نقصهای [[اخلاق]]، [[رفتار]] و بدن از جمله [[عادات]] زنانه‌‌ای که [[زنان]] [[دنیا]] بدان مبتلایند [[پاک]] هستند: «... و لَهُم فیها اَزوجٌ مُطَهَّرَةٌ..»..(بقره / ۲، ۲۵ و نیز [[نساء]] / ۴، ۵۷)<ref>التبیان، ج ۱، ص۱۱۰؛ [[تفسیر]] ماوردی، ج ۱، ص۷۹؛ [[المیزان]]، ج‌‌۱، ص۹۰.</ref> [[راز]] [[طهارت]] آنان از لوازم [[تولید مثل]] آن است که انسان در بهشت [[قائم]] به شخص و [[ابدی]] است، برخلاف دنیا که قائم به نوع و در معرض زوال فردی و نوعی است،<ref>[[تسنیم]]، ج ۲، ص۴۹۴.</ref> افزون بر آن از همه نزاهتهای [[اخلاقی]]، فردی و جمعی برخوردار است تا هم از لحاظ شخصی در [[رفاه]] اخلاقی به سر برد و هم از جهت زیست با [[همسر]]، با وی کاملاً هماهنگ باشد<ref>تسنیم، ج ۲، ص۴۹۴.</ref> و هیچ چیز مانع از [[لذت]] بردن و انس و [[الفت]] میان آنان نباشد.<ref>المیزان، ج ۱، ص۹۰.</ref> همسران بهشتی در [[آفرینش]] به صورت دوشیزگانی خوش‌‌زبان و فصیح‌‌اند که تنها به همسرانشان [[عشق]] میورزند و هم‌‌سن و سال آنان هستند: «اِنّا اَنشَأنـهُنَّ اِنشاء * فَجَعَلنـهُنَّ اَبکارا * عُرُبـًا اَترابـا».(واقعه / ۵۶، ۳۵ ـ ۳۷)<ref>تفسیر ماوردی، ج ۵، ص۴۵۵ ـ ۴۵۶؛ [[التفسیر الکبیر]]، ج ۲۷، ص‌‌۱۰۷؛ [[تفسیر ابن کثیر]]، ج ۴، ص۳۱۳.</ref> در [[آیات]] بسیاری از همسران بهشتی با نام [[حورالعین]] یاد شده است: «و زَوَّجنـهُم بِحور عین»(دخان / ۴۴، ۵۴؛ [[طور]] / ۵۲، ۲۰) آنان دوشیزگانی مستور در خیمه‌‌های بهشتی‌‌اند که هیچ [[جن]] و [[انسانی]] با آنان تماس نگرفته است: «فیهِنَّ خَیرتٌ حِسان... حورٌ مَقصورتٌ فِی الخیام... لَم یَطمِثهُنَّ اِنسٌ قَبلَهُم ولا جانٌّ».([[الرحمن]] / ۵۵، ۷۰‌‌ـ ۷۴ و نیز ۵۶) بدن آنها در درخشندگی همانند یاقوت و مرجان است: «کَاَنَّهُنَّ الیاقوتُ والمَرجان»(الرحمن / ۵۵، ۵۸) و همچون مروارید در صدف هستند: «و حورٌ عین * کَاَمثـلِ اللُّؤلُوِ المَکنُون».(واقعه / ۵۶، ۲۲ ـ ۲۳ و نیز صافّات / ۳۷، ۴۹) آنها از نظر سن و سال همسان یکدیگر: «و عِندَهُم قـصِرتُ الطَّرفِ اَتراب»(ص / ۳۸، ۵۲ و نیز [[نبأ]] / ۷۸، ۳۳) <ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۳۱۳، ۴۹۶؛ تفسیر [[قرطبی]]، ج ۱۵، ص‌‌۲۱۹ ـ ۲۲۰.</ref> و بسیار کم سن و سال هستند که گویا تازه به سن [[بلوغ]] رسیده‌‌اند: «و کَواعِبَ اَترابـا»(نبأ / ۷۸، ‌‌۳۳)<ref>[[روح المعانی]]، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۳۰.</ref> و به احدی جز [[همسران]] خود ننگریسته، [[تمایل]] نمی‌‌یابند: «و عِندَهُم قـصِرتُ الطَّرفِ عین»(صافّات / ۳۷، ۴۸)؛<ref>تفسیر ماوردی، ج ۳، ص۴۱۲؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۵۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۸.</ref> «فیهِنَّ قـصِرتُ الطَّرفِ‌‌..»..([[الرحمن]] / ۵۵، ۵۶ ونیز ص/ ۳۸، ۵۲) (‌‌ <= ‌‌حور‌‌العین) [[قرآن کریم]] در پاره‌‌ای از [[آیات]] از نعمت‌های دیگری نیز به صراحت نام برده است؛ نظیر فرشها و تختها: «مُتَّکِـینَ عَلی فُرُش بَطَـانُها مِن اِستَبرَق»(الرحمن / ۵۵، ۵۴)؛ «مُتَّکِـینَ فیها عَلَی الاَرائِکِ»([[کهف]] / ۱۸، ۳۱)، بالشهای کنار هم (چیده): «و نَمارِقُ مَصفوفَه»([[غاشیه]]، ۸۸، ۱۵)، خدمتکاران و ساقیان: «و یَطوفُ عَلَیهِم غِلمانٌ لَهُم کَاَنَّهُم لُؤلُؤٌ مَکنون»([[طور]] / ۵۲، ۲۴)؛ «یَطوفُ عَلَیهِم وِلدنٌ مُخَلَّدون»(واقعه / ۵۶، ۱۷ و نیز [[انسان]] / ۷۶، ۱۹)، ظروف و جامها: «یُطافُ عَلَیهِم بِصِحاف مِن ذَهَب واَکواب»(زخرف / ۴۳، ۷۱)؛ «بِاَکواب واَباریقَ وکَأس مِن مَعین»(واقعه / ۵۶، ۱۸)؛ «قَواریرًا مِن فِضَّة قَدَّروها تَقدیرا».(انسان / ۷۶، ۱۵ ـ ۱۶) قرآن کریم آستر فرشهای [[بهشت]] را از [[ابریشم]] ضخیم و ستبر دانسته است: «مُتَّکِـینَ عَلی فُرُش بَطَـائنُها مِن اِستَبرَق»(الرحمن / ۵۵، ۵۴)، از این‌‌رو در [[حدیثی]] از [[پیامبر]] {{صل}} قسمت رویین آن نوری درخشنده دانسته شده<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص۱۱۷.</ref> و در [[آیه]] ۱۶ غاشیه / ۸۸ فرشهای [[بهشتی]] را بسیار [[نفیس]] و [[زیبا]] معرفی کرده است: «و زَرابیُّ مَبثوثَه». برخی گفته‌‌اند: «زرابیّ» جمع «زریبه» در اصل از واژه [[فارسی]] «زربفت» گرفته شده که الیاف طلا در آن به کار رفته است.<ref>التحقیق، ج ۴، ص۲۷۹، «زرب».</ref> براساس آیه ۷۶ الرحمن / ۵۵ [[بهشتیان]] بر بالش سبز و فرش [[نیکو]] تکیه می‌‌زنند: «مُتَّکِـینَ عَلی رَفرَف خُضر وعَبقَریّ حِسان» و در حدیثی آمده است که در میان غرفه‌‌های بهشتی فرشهایی گسترده شده که بعضی بالای بعضی دیگر و جنس آنها از حریر و دیبای رنگارنگ و داخل آن [[مشک]] و عنبر و [[کافور]] است. <ref>[[بحارالانوار]]، ج ۸، ص۱۲۸.</ref> [[قرآن]] از تختهای بهشتی با دو عنوان «اریکه» و «سریر» نام برده است. به [[اعتقاد]] برخی از [[مفسران]] سریر تختی است که [[بهشتیان]] در مجلس انس با یکدیگر، در برابر هم بر آن می‌‌نشینند و اریکه تختی است که در جلسات خصوصی و هنگامی که با [[همسران]] خود [[خلوت]] گزیده‌‌اند بر آن تکیه می‌‌زنند: «هُمْ وَ أَزوَجُهُمْ فی ظِـلـل عَلَی الاَرائِکِ مُتَّکِـون».([[یس]] / ‌‌۳۶، ۵۶)<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۶، ص۲۳۹.</ref> به گفته برخی دیگر اریکه تختی است که در حجله می‌‌زنند <ref>[[مجمع البیان]]، ج ۸، ص۶۷۱؛ ج ۵ ـ ۶؛ ص۷۲۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۳۱؛ التفسیر‌‌الکبیر، ج ۲۶، ص۹۲.</ref> و برخی دیگر آن را تخت سایبان دار دانسته‌‌اند.<ref>روض الجنان، ج ۲۰، ص۷۷.</ref> گفتنی است که علت نامگذاری تختهای [[بهشتی]] به سریر [[زیبایی]] و آسایش‌‌بخشی آن است که موجب [[سرور]] و [[شادی]] [[مؤمن]] می‌‌شود.<ref>تصویری از [[بهشت و جهنم]]، ص۲۷۰.</ref> تختهای بهشتی به [[طور]] مرتب و ردیف شده: «مُتَّکِـینَ عَلی سُرُر مَصفوفَة»(طور / ۵۲، ۲۰) و مرتفع است: «فِیها سُرُرٌ مَرفوعَه».([[غاشیه]] / ۸۸، ۱۳) ارتفاع تختهای بهشتی ممکن است به سبب آن باشد که بهشتیان با جلوس بر آن بر مناظر زیبای پیرامون خود مسلط باشند و ممکن است اشاره به بالا بودن [[ارزش]] و اهمیت آنها یا [[پاکی]] و [[قداست]] و ارزش والای [[معنوی]] آنها باشد.<ref> پیام قرآن، ج ۶، ص۲۳۸.</ref>
۱۱۵٬۲۹۲

ویرایش