←موجوداتی پنهان، آتشی، دارایشعور و مکلّف
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
==موجوداتی پنهان، آتشی، دارایشعور و مکلّف== | ==موجوداتی پنهان، آتشی، دارایشعور و مکلّف== | ||
[[جن]] از ریشه «ج ـ ن ـ ن» در لغت به معنای پوشیده و پنهان از حواس است<ref>مفردات، ص۲۰۳؛ نثر طوبی، ج ۱، ص۱۳۹، «جنّ».</ref> و در اصطلاح خاص بر طایفهای از [[آفریدگان]] [[خدا]] که از چشم [[انسانها]] پوشیده و از آنها متواریاند ([[پری]] در [[زبان فارسی]])<ref>لغتنامه، ج ۵، ص۷۸۶۱، «جن».</ref> اطلاق میگردد<ref>التحقیق، ج ۲، ص۱۲۴، «جن».</ref>، گرچه در اصطلاحی عام به همه موجودات [[روحانی]] پوشیده از حواس، اعم از [[اخیار]] ([[فرشتگان]])، [[اشرار]] ([[شیاطین]]) و اوساط آنها ([[پریان]])، جن گفته میشود<ref>مفردات، ص۲۰۴، «جنن».</ref>. «جانّ» نیز به معنای متواری و پوشیده از حواس است و بر واحدِ نوعیِ جن اطلاق میشود؛ مانند [[ناطق]] و [[عاقل]]؛ ولی جن به عموم جانّ و نوع آن گفته میشود؛ همچنین «جانّ» در مقابل انس و [[انسان]] هر دو و جن فقط در برابر انس بهکار میرود<ref>التحقیق، ج ۲، ص۱۲۵.</ref>. در تفاوت بین آن دو آرای دیگری نیز مطرح شدهاند؛ نظیر اینکه «جانّ» نوعی از جن است<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۱۵۲.</ref>، پدر جن بوده است، چنان که [[آدم]] [[پدر بشر]] بود<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۵.</ref>، جانّ همان [[ابلیس]]<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۳۵.</ref> یا پدر ابلیس است<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۳۷۵.</ref> و جانّ به [[مسخ]] شدگان از جن اطلاق میشود<ref>فتح القدیر، ج ۳، ص۱۳۲.</ref>. در [[قرآن کریم]] افزون بر آنکه سورهای به نام جن وجود دارد ۲۲ بار واژه «[[جنّ]]» و ۷ مرتبه لفظ «جانّ» و ۵ بار عبارت «الجِنَّه» که جمع جن است به کار رفته است. تعابیر دیگری نیز هستند که برخی از [[مفسران]] آنها را به نحوی با جن مرتبط دانسته و مباحثی را درباره آنها مطرح کردهاند<ref>التبیان، ج ۲، ص۳۱۲؛ ج ۵، ص۱۴۸؛ ج ۶، ص۲۲۸؛ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۹۰.</ref>. وجود جن از اصول مسلّم [[قرآنی]]<ref>جن و شیطان، ص۱۵</ref> و [[اعتقاد]] به آن از مصادیق [[ایمان به غیب]] است<ref>الجن فی القرآن والسنه، ص۲۷.</ref>: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref>«همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا میدارند و از آنچه به آنان روزی دادهایم میبخشند» سوره بقره، آیه ۳.</ref><ref>تفسیر منسوب به امام عسکریع، ص۶۷؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۱۲۰ - ۱۲۱.</ref>. [[احادیث صحیح]] نیز بر وجود آن دلالت میکنند<ref>صحیح البخاری، ج ۴، ص۹۶؛ بحارالانوار، ج ۶۰، ص۴۲-۱۳۰؛ شرح اصول کافی، ج ۶، ص۴۱۳ـ۴۱۷.</ref>. [[منکران]] وجود [[جن]] دلیلی بر [[انکار]] خود ندارند<ref>عالم الجن، ص۸۶.</ref> و چنانچه [[عقل]] برای [[اثبات وجود]] جن راهی نداشته باشد برای انکار آن نیز راهی ندارد. ادعای اینکه میکربها نوعی از جن هستند<ref>المنار، ج ۳، ص۹۶.</ref> با تصویری که [[قرآن]] از [[جنّ]] ارائه میدهد سازگاری ندارد<ref>جن و شیطان، ص۲۳.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[جن - حسینی (مقاله)|مقاله «جن»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۰، ص ۲۸.</ref> | «[[جن]]» از ریشه «ج ـ ن ـ ن» در لغت به معنای پوشیده و پنهان از حواس است<ref>مفردات، ص۲۰۳؛ نثر طوبی، ج ۱، ص۱۳۹، «جنّ».</ref> و در اصطلاح خاص بر طایفهای از [[آفریدگان]] [[خدا]] که از چشم [[انسانها]] پوشیده و از آنها متواریاند ([[پری]] در [[زبان فارسی]])<ref>لغتنامه، ج ۵، ص۷۸۶۱، «جن».</ref> اطلاق میگردد<ref>التحقیق، ج ۲، ص۱۲۴، «جن».</ref>، گرچه در اصطلاحی عام به همه موجودات [[روحانی]] پوشیده از حواس، اعم از [[اخیار]] ([[فرشتگان]])، [[اشرار]] ([[شیاطین]]) و اوساط آنها ([[پریان]])، جن گفته میشود<ref>مفردات، ص۲۰۴، «جنن».</ref>. «جانّ» نیز به معنای متواری و پوشیده از حواس است و بر واحدِ نوعیِ جن اطلاق میشود؛ مانند [[ناطق]] و [[عاقل]]؛ ولی جن به عموم جانّ و نوع آن گفته میشود؛ همچنین «جانّ» در مقابل انس و [[انسان]] هر دو و جن فقط در برابر انس بهکار میرود<ref>التحقیق، ج ۲، ص۱۲۵.</ref>. در تفاوت بین آن دو آرای دیگری نیز مطرح شدهاند؛ نظیر اینکه «جانّ» نوعی از جن است<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۱۵۲.</ref>، پدر جن بوده است، چنان که [[آدم]] [[پدر بشر]] بود<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص۲۵.</ref>، جانّ همان [[ابلیس]]<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص۳۳۵.</ref> یا پدر ابلیس است<ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص۳۷۵.</ref> و جانّ به [[مسخ]] شدگان از جن اطلاق میشود<ref>فتح القدیر، ج ۳، ص۱۳۲.</ref>. در [[قرآن کریم]] افزون بر آنکه سورهای به نام جن وجود دارد ۲۲ بار واژه «[[جنّ]]» و ۷ مرتبه لفظ «جانّ» و ۵ بار عبارت «الجِنَّه» که جمع جن است به کار رفته است. تعابیر دیگری نیز هستند که برخی از [[مفسران]] آنها را به نحوی با جن مرتبط دانسته و مباحثی را درباره آنها مطرح کردهاند<ref>التبیان، ج ۲، ص۳۱۲؛ ج ۵، ص۱۴۸؛ ج ۶، ص۲۲۸؛ مجمعالبیان، ج ۴، ص۷۹۰.</ref>. وجود جن از اصول مسلّم [[قرآنی]]<ref>جن و شیطان، ص۱۵</ref> و [[اعتقاد]] به آن از مصادیق [[ایمان به غیب]] است<ref>الجن فی القرآن والسنه، ص۲۷.</ref>: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref>«همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا میدارند و از آنچه به آنان روزی دادهایم میبخشند» سوره بقره، آیه ۳.</ref><ref>تفسیر منسوب به امام عسکریع، ص۶۷؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۱۲۰ - ۱۲۱.</ref>. [[احادیث صحیح]] نیز بر وجود آن دلالت میکنند<ref>صحیح البخاری، ج ۴، ص۹۶؛ بحارالانوار، ج ۶۰، ص۴۲-۱۳۰؛ شرح اصول کافی، ج ۶، ص۴۱۳ـ۴۱۷.</ref>. [[منکران]] وجود [[جن]] دلیلی بر [[انکار]] خود ندارند<ref>عالم الجن، ص۸۶.</ref> و چنانچه [[عقل]] برای [[اثبات وجود]] جن راهی نداشته باشد برای انکار آن نیز راهی ندارد. ادعای اینکه میکربها نوعی از جن هستند<ref>المنار، ج ۳، ص۹۶.</ref> با تصویری که [[قرآن]] از [[جنّ]] ارائه میدهد سازگاری ندارد<ref>جن و شیطان، ص۲۳.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[جن - حسینی (مقاله)|مقاله «جن»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۰، ص ۲۸.</ref> | ||
==[[خلقت]] و اوصاف جن== | ==[[خلقت]] و اوصاف جن== | ||