انتشار دین: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۴
خط ۲۰: خط ۲۰:


افزون بر آن، برخی غیرشیعیان نیز از وجود [[شاگردان]] پرشمار [[امامان]] [[آگاه]]، و خواستار [[گفت‌وگو]] و [[مناظره]] با ایشان بودند. برای نمونه، روزی مردی شامی [[خدمت]] [[امام صادق]] {{ع}} در [[مدینه]] رسید و مدعی شد که در برخی [[علوم]]، خبره بوده، برای [[مناظره]] با [[اصحاب امام]] آمده است.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۱.</ref> نکته دیگر آنکه چنین نبود که [[شاگردان]] تربیت‌شده [[امامان]] همگی در یک [[دانش]] خاص تبحر داشته باشند؛ بلکه [[امامان]] {{عم}} براساس نیازهای روز و استعداد هرکدام از [[شاگردان]]، آنها را در دانشی ویژه کارآمد ساخته بودند. برای نمونه، [[ابان بن تغلب]] در زمینه [[فقه]] و [[حدیث]]، مهارتی ویژه داشت. از‌این‌رو بود که [[امام باقر]] {{ع}} ایشان را [[فرمان]] داد تا در [[مسجد]] نشسته، برای [[مردم]] [[فتوا]] دهد.<ref>احمد بن على نجاشی، رجال النجاشی، ص۱۰؛ حسن بن یوسف حلی، رجال العلامة، ص۲۱؛ شیخ طوسی، الفهرست، ص۱۰.</ref> افزون بر وی، به‌طور کلی پنج نفر به عنوان سرآمد فقهای آن دوران، مشهور بودند: زرارة بن اعين، معروف به خرّبوذ مکی، [[ابوبصیر اسدی]]، [[فضیل]] بن يسار، [[محمد بن مسلم]] و [[برید بن معاویه عجلی]].<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الكشی، ص۲۳۸؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب {{عم}}، ج۴، ص۲۱۰؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۳۴۵.</ref>
افزون بر آن، برخی غیرشیعیان نیز از وجود [[شاگردان]] پرشمار [[امامان]] [[آگاه]]، و خواستار [[گفت‌وگو]] و [[مناظره]] با ایشان بودند. برای نمونه، روزی مردی شامی [[خدمت]] [[امام صادق]] {{ع}} در [[مدینه]] رسید و مدعی شد که در برخی [[علوم]]، خبره بوده، برای [[مناظره]] با [[اصحاب امام]] آمده است.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۷۱.</ref> نکته دیگر آنکه چنین نبود که [[شاگردان]] تربیت‌شده [[امامان]] همگی در یک [[دانش]] خاص تبحر داشته باشند؛ بلکه [[امامان]] {{عم}} براساس نیازهای روز و استعداد هرکدام از [[شاگردان]]، آنها را در دانشی ویژه کارآمد ساخته بودند. برای نمونه، [[ابان بن تغلب]] در زمینه [[فقه]] و [[حدیث]]، مهارتی ویژه داشت. از‌این‌رو بود که [[امام باقر]] {{ع}} ایشان را [[فرمان]] داد تا در [[مسجد]] نشسته، برای [[مردم]] [[فتوا]] دهد.<ref>احمد بن على نجاشی، رجال النجاشی، ص۱۰؛ حسن بن یوسف حلی، رجال العلامة، ص۲۱؛ شیخ طوسی، الفهرست، ص۱۰.</ref> افزون بر وی، به‌طور کلی پنج نفر به عنوان سرآمد فقهای آن دوران، مشهور بودند: زرارة بن اعين، معروف به خرّبوذ مکی، [[ابوبصیر اسدی]]، [[فضیل]] بن يسار، [[محمد بن مسلم]] و [[برید بن معاویه عجلی]].<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الكشی، ص۲۳۸؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل ابی طالب {{عم}}، ج۴، ص۲۱۰؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۳۴۵.</ref>
برجسته‌ترین [[شاگرد]] [[امام]] در [[علم کلام]]، [[هشام بن حکم]] است. اگرچه [[هشام بن حکم]] در [[علوم]] [[حدیث]]، [[فقه]]، [[تفسیر]] و [[ادبیات]] نیز صاحبنظر بود، [[شهرت]] وی، بیشتر در [[علم کلام]] بود و بزرگان [[شیعه]] و [[سنی]] او را از برجسته‌ترین [[متکلمان شیعه]] دانسته‌اند؛ تا آنجا که عده‌ای بر این باورند که وی نخستین کسی بود که با [[ادله]] [[کلامی]]، به مبحث [[امامت]] توجه کرده است.<ref>عباس اقبال آشتیانی، خاندان نوبختی، ص۷۹. برای آگاهی از نظریات هشام در ابواب مختلف اعتقادی، ر. ک: سید حسین مدرسی، میراث مکتوب شیعه، ص۳۱۷؛ سید حسن صدر، تأسيس الشيعة، ص۳۶۰؛ عبدالله نعمة، هشام بن الحكم؛ علیرضا اسعدی، هشام بن حکم؛ سید احمد صفایی، هشام بن الحكم، مدافع حریم ولایت.</ref> در برخی منابع رجالی، از [[هشام بن سالم]] [[نقل]] شده است که روزی گروهی از [[یاران]] [[امام صادق]] {{ع}} در محضر ایشان نشسته بودند. مردی شامی اجازه ورود گرفت و عرض کرد که شنیده‌ام به تمام پرسش‌های [[مردم]] پاسخ می‌گویید. آمده‌ام با شما بحث و [[مناظره]] کنم. [[امام]] فرمود: در کدام موضوع؟ مرد شامی گفت: درباره کیفیت [[تلاوت قرآن]]. [[امام]] رو به [[حمران بن اعین]] کرد و فرمود: ای [[حمران]]، جواب این شخص با توست. مرد شامی عرض کرد: می‌خواهم با شما بحث کنم نه با [[حمران]]! [[امام]] فرمود: اگر [[حمران]] را محکوم کردی، مرا محکوم کرده‌ای. به همین سان، [[امام]] {{ع}}، [[ابان بن تغلب]] را به [[مناظره]] با وی در لغت و [[ادبیات]] [[مأمور]] کرد. [[زراره]] نیز در [[فقه]]، و [[مؤمن]] طاق نیز در [[کلام]] با او [[مناظره]] کردند. همچنین وقتی مرد شامی درباره [[قدرت]] [[انسان]] بر انجام یا ترک [[خیر و شر]] و [[توحید]] و [[امامت]] درخواست [[مناظره]] کرد، [[امام]] {{ع}} به ترتیب به [[حمزه]] طيار، [[هشام بن سالم]] و [[هشام بن حکم]] [[فرمان]] دادند تا با او به [[مناظره]] بپردازند و همگی با [[دلایل]] [[قاطع]] بر مرد شامی [[پیروز]] شدند. پس از آن، [[امام]] {{ع}} تبسمی کرد، از ویژگی‌های هریک از [[شاگردان]] خود سخن گفت، و آن‌گاه خود نیز سخنانی خطاب به آن مرد فرمود. شامی در پایان از [[امام]] {{ع}} خواست تا او را از [[شیعیان]] خود قرار داده، به وی [[آموزش]] دهد. [[امام صادق]] {{ع}} نیز این [[وظیفه]] را به هشام واگذار کرد و فرمود: دوست دارم این [[مرد]] [[شاگرد]] هشام باشد.<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الكشی، ص ۲۷۵-۲۷۷.</ref> با توجه به آنچه [[گذشت]]، روشن می‌شود که [[سیره عملی]] [[امامان]] {{عم}} از وجود شأنی خاص به نام تربیت شاگردان برای [[تبلیغ]] [[معارف]] [[حقیقی]] [[دین]] حکایت می‌کند<ref>ر.ک: [[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسان‌شناسی (کتاب)|انسان‌شناسی]]، ص ۲۹۷ الی ۳۰۱.</ref>.
برجسته‌ترین [[شاگرد]] [[امام]] در [[علم کلام]]، [[هشام بن حکم]] است. اگرچه [[هشام بن حکم]] در [[علوم]] [[حدیث]]، [[فقه]]، [[تفسیر]] و [[ادبیات]] نیز صاحبنظر بود، [[شهرت]] وی، بیشتر در [[علم کلام]] بود و بزرگان [[شیعه]] و [[سنی]] او را از برجسته‌ترین [[متکلمان شیعه]] دانسته‌اند؛ تا آنجا که عده‌ای بر این باورند که وی نخستین کسی بود که با [[ادله]] [[کلامی]]، به مبحث [[امامت]] توجه کرده است.<ref>عباس اقبال آشتیانی، خاندان نوبختی، ص۷۹. برای آگاهی از نظریات هشام در ابواب مختلف اعتقادی، ر. ک: سید حسین مدرسی، میراث مکتوب شیعه، ص۳۱۷؛ سید حسن صدر، تأسيس الشيعة، ص۳۶۰؛ عبدالله نعمة، هشام بن الحكم؛ علیرضا اسعدی، هشام بن حکم؛ سید احمد صفایی، هشام بن الحكم، مدافع حریم ولایت.</ref> در برخی منابع رجالی، از [[هشام بن سالم]] [[نقل]] شده است که روزی گروهی از [[یاران]] [[امام صادق]] {{ع}} در محضر ایشان نشسته بودند. مردی شامی اجازه ورود گرفت و عرض کرد که شنیده‌ام به تمام پرسش‌های [[مردم]] پاسخ می‌گویید. آمده‌ام با شما بحث و [[مناظره]] کنم. [[امام]] فرمود: در کدام موضوع؟ مرد شامی گفت: درباره کیفیت [[تلاوت قرآن]]. [[امام]] رو به [[حمران بن اعین]] کرد و فرمود: ای [[حمران]]، جواب این شخص با توست. مرد شامی عرض کرد: می‌خواهم با شما بحث کنم نه با [[حمران]]! [[امام]] فرمود: اگر [[حمران]] را محکوم کردی، مرا محکوم کرده‌ای. به همین سان، [[امام]] {{ع}}، [[ابان بن تغلب]] را به [[مناظره]] با وی در لغت و [[ادبیات]] [[مأمور]] کرد. [[زراره]] نیز در [[فقه]]، و [[مؤمن]] طاق نیز در [[کلام]] با او [[مناظره]] کردند. همچنین وقتی مرد شامی درباره [[قدرت]] [[انسان]] بر انجام یا ترک [[خیر و شر]] و [[توحید]] و [[امامت]] درخواست [[مناظره]] کرد، [[امام]] {{ع}} به ترتیب به [[حمزه]] طيار، [[هشام بن سالم]] و [[هشام بن حکم]] [[فرمان]] دادند تا با او به مناظره بپردازند و همگی با [[دلایل]] [[قاطع]] بر مرد شامی [[پیروز]] شدند. پس از آن، [[امام]] {{ع}} تبسمی کرد، از ویژگی‌های هریک از شاگردان خود سخن گفت، و آن‌گاه خود نیز سخنانی خطاب به آن مرد فرمود. شامی در پایان از [[امام]] {{ع}} خواست تا او را از [[شیعیان]] خود قرار داده، به وی [[آموزش]] دهد. [[امام صادق]] {{ع}} نیز این [[وظیفه]] را به هشام واگذار کرد و فرمود: دوست دارم این [[مرد]] [[شاگرد]] هشام باشد.<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الكشی، ص ۲۷۵-۲۷۷.</ref> با توجه به آنچه گذشت، روشن می‌شود که [[سیره عملی]] [[امامان]] {{عم}} از وجود شأنی خاص به نام تربیت شاگردان برای [[تبلیغ]] [[معارف]] [[حقیقی]] [[دین]] حکایت می‌کند<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]، ص ۲۹۸ ـ ۳۰۰.</ref>.


== راه‌اندازی شبکه وکالت ==
== راه‌اندازی شبکه وکالت ==
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش