ویژگی علم اهل بیت در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۹: خط ۹:
منظور از ذاتی بودن [[علوم ائمه]] {{عم}} در برابر [[الهی]] دانستن، این پندار است که آنان دانش‌های خود را صرف نظر از عطای الهی، در ذات خود دارند. چنین دیدگاهی نادرست است. [[امامان معصوم]] {{عم}} [[حجت‌های خداوند]] و [[جانشینان]] [[رسول]] خدایند. در میان [[روایات]] جایی برای [[علم ذاتی]] [[ائمه]] {{عم}} نمی‌توان یافت؛ بلکه روایات به خوبی بیانگر آن بودند که ایشان [[علوم]] خود را به شیوه‌های مختلفی که [[خداوند]] برای آنان مقدر کرده است، به دست می‌آوردند. [[علوم اهل بیت]] {{عم}} از طریق فراگیری از [[پیامبر]] و [[امامان]] پیشین {{عم}}، بهره‌مندی از کتاب‌های الهی و ویژه، [[الهام]]، [[تحدیث فرشتگان]] و... به دست می‌آید. بیان این شیوه‌ها، خود [[نفی]] کننده علم ذاتی برای ائمه {{عم}} است؛ زیرا در صورتی که [[علم]] آنان ذاتی باشد، نیازی به کسب آن به شیوه‌های یاد شده نبود. امور ذاتی نیازی به کسب ندارند و از ذات جدا نمی‌شوند.
منظور از ذاتی بودن [[علوم ائمه]] {{عم}} در برابر [[الهی]] دانستن، این پندار است که آنان دانش‌های خود را صرف نظر از عطای الهی، در ذات خود دارند. چنین دیدگاهی نادرست است. [[امامان معصوم]] {{عم}} [[حجت‌های خداوند]] و [[جانشینان]] [[رسول]] خدایند. در میان [[روایات]] جایی برای [[علم ذاتی]] [[ائمه]] {{عم}} نمی‌توان یافت؛ بلکه روایات به خوبی بیانگر آن بودند که ایشان [[علوم]] خود را به شیوه‌های مختلفی که [[خداوند]] برای آنان مقدر کرده است، به دست می‌آوردند. [[علوم اهل بیت]] {{عم}} از طریق فراگیری از [[پیامبر]] و [[امامان]] پیشین {{عم}}، بهره‌مندی از کتاب‌های الهی و ویژه، [[الهام]]، [[تحدیث فرشتگان]] و... به دست می‌آید. بیان این شیوه‌ها، خود [[نفی]] کننده علم ذاتی برای ائمه {{عم}} است؛ زیرا در صورتی که [[علم]] آنان ذاتی باشد، نیازی به کسب آن به شیوه‌های یاد شده نبود. امور ذاتی نیازی به کسب ندارند و از ذات جدا نمی‌شوند.


در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}}، این نکته به [[زیبایی]] و روشنی بیان شده است: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ لَا يَكِلُنَا إِلَى أَنْفُسِنَا وَ لَوْ وَكَلَنَا إِلَى أَنْفُسِنَا لَكُنَّا كَعَرْضِ النَّاسِ وَ نَحْنُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ص۴۶۶. سند این روایت، صحیح است. همچنین ر.ک: علی استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص۵۱۹. در این منبع به جای {{متن حدیث|كَعَرْضِ النَّاسِ}}، {{متن حدیث|كَبَعْضِ النَّاسِ‌}} آمده که تعبیر دقیق‌تری است.</ref>؛ «خداوند ما را به خودمان وانمی‌گذارد؛ که اگر ما را به خودمان واگذارد، مانند سایر [[مردم]] خواهیم بود؛ و ما کسانی هستیم که خداوند می‌فرماید: مرا بخوانید تا [[اجابت]] کنم شما را». از این [[روایت]] به خوبی رابطه بین ائمه {{عم}} و خداوند روشن می‌شود. آنان از خود چیزی ندارند؛ اما [[بندگان]] [[برگزیده]] خداوندند که تحت [[عنایات]] ویژه اویند و هرگاه چیزی را از او بخواهند، به آنان عطا می‌کند.
در روایتی از [[امام صادق]] {{ع}}، این نکته به [[زیبایی]] و روشنی بیان شده است: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ لَا يَكِلُنَا إِلَى أَنْفُسِنَا وَ لَوْ وَكَلَنَا إِلَى أَنْفُسِنَا لَكُنَّا كَعَرْضِ النَّاسِ وَ نَحْنُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ {{متن قرآن|ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}}<ref>«مرا بخوانید تا پاسختان دهم» سوره غافر، آیه ۶۰.</ref>}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ص۴۶۶. سند این روایت، صحیح است. همچنین ر.ک: علی استرآبادی، تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، ص۵۱۹. در این منبع به جای {{متن حدیث|كَعَرْضِ النَّاسِ}}، {{متن حدیث|كَبَعْضِ النَّاسِ‌}} آمده که تعبیر دقیق‌تری است.</ref>؛ «خداوند ما را به خودمان وانمی‌گذارد؛ که اگر ما را به خودمان واگذارد، مانند سایر [[مردم]] خواهیم بود؛ و ما کسانی هستیم که خداوند می‌فرماید: مرا بخوانید تا [[اجابت]] کنم شما را». از این [[روایت]] به خوبی رابطه بین ائمه {{عم}} و خداوند روشن می‌شود. آنان از خود چیزی ندارند؛ اما [[بندگان]] [[برگزیده]] خداوندند که تحت عنایات ویژه اویند و هرگاه چیزی را از او بخواهند، به آنان عطا می‌کند.


در روایتی دیگر از آن حضرت چنین نقل شده است: گاهی (درهای) [[علم]] به روی ما گشوده می‌شود و ما (مطالبی را) می‌دانیم و گاهی بسته می‌شود و نمی‌دانیم. آن حضرت در ادامه همین [[روایت]] تأکید کرده‌اند که [[امام]] فردی مانند دیگر انسان‌هاست؛ همانند آنان به [[دنیا]] می‌آید؛ می‌خورد و می‌نوشد؛ مریض می‌شود و [[سلامتی]] خود را باز می‌یابد؛ شاد و محزون می‌شود؛ می‌خندد و می‌گرید؛ و... امتیاز او نسبت به دیگران این است که علومی ویژه به او داده شده و دعای او [[مستجاب]] است<ref>محمد بن علی صدوق، الخصال، ج۲، ص۵۲۸: {{متن حدیث|يُبْسَطُ لَنَا فَنَعْلَمُ وَ يُقْبَضُ عَنَّا فَلَا نَعْلَمُ وَ الْإِمَامُ يُولَدُ وَ يَلِدُ وَ يَصِحُّ وَ يَمْرَضُ وَ يَأْكُلُ وَ يَشْرَبُ وَ يَبُولُ وَ يَتَغَوَّطُ وَ يَفْرَحُ وَ يَحْزَنُ وَ يَضْحَكُ وَ يَبْكِي وَ يَمُوتُ وَ يُقْبَرُ وَ يُزَادُ فَيَعْلَمُ وَ دَلَالَتُهُ فِي خَصْلَتَيْنِ فِي الْعِلْمِ وَ اسْتِجَابَةِ الدَّعْوَةِ وَ كُلَّمَا أَخْبَرَ بِهِ مِنَ الْحَوَادِثِ الَّتِي تَحْدُثُ قَبْلَ كَوْنِهَا كَذَلِكَ بِعَهْدٍ مَعْهُودٍ إِلَيْهِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} تَوَارَثَهُ مِنْ آبَائِهِ {{عم}}}}؛ مشابه این روایت، از امام رضا {{ع}} نقل شده است (رک: همو، عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۲۱۴). روایات دیگری نیز نزدیک به این محتوا را می‌رسانند (ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۳۶؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۵۱۳).</ref>.
در روایتی دیگر از آن حضرت چنین نقل شده است: گاهی (درهای) [[علم]] به روی ما گشوده می‌شود و ما (مطالبی را) می‌دانیم و گاهی بسته می‌شود و نمی‌دانیم. آن حضرت در ادامه همین [[روایت]] تأکید کرده‌اند که [[امام]] فردی مانند دیگر انسان‌هاست؛ همانند آنان به [[دنیا]] می‌آید؛ می‌خورد و می‌نوشد؛ مریض می‌شود و [[سلامتی]] خود را باز می‌یابد؛ شاد و محزون می‌شود؛ می‌خندد و می‌گرید؛ و... امتیاز او نسبت به دیگران این است که علومی ویژه به او داده شده و دعای او [[مستجاب]] است<ref>محمد بن علی صدوق، الخصال، ج۲، ص۵۲۸: {{متن حدیث|يُبْسَطُ لَنَا فَنَعْلَمُ وَ يُقْبَضُ عَنَّا فَلَا نَعْلَمُ وَ الْإِمَامُ يُولَدُ وَ يَلِدُ وَ يَصِحُّ وَ يَمْرَضُ وَ يَأْكُلُ وَ يَشْرَبُ وَ يَبُولُ وَ يَتَغَوَّطُ وَ يَفْرَحُ وَ يَحْزَنُ وَ يَضْحَكُ وَ يَبْكِي وَ يَمُوتُ وَ يُقْبَرُ وَ يُزَادُ فَيَعْلَمُ وَ دَلَالَتُهُ فِي خَصْلَتَيْنِ فِي الْعِلْمِ وَ اسْتِجَابَةِ الدَّعْوَةِ وَ كُلَّمَا أَخْبَرَ بِهِ مِنَ الْحَوَادِثِ الَّتِي تَحْدُثُ قَبْلَ كَوْنِهَا كَذَلِكَ بِعَهْدٍ مَعْهُودٍ إِلَيْهِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} تَوَارَثَهُ مِنْ آبَائِهِ {{عم}}}}؛ مشابه این روایت، از امام رضا {{ع}} نقل شده است (رک: همو، عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۲۱۴). روایات دیگری نیز نزدیک به این محتوا را می‌رسانند (ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۳۶؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۵۱۳).</ref>.
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش