بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
{{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref> و بهشتیان، دمسازان آتش را ندا میکنند که ما وعده پروردگار خویش را راستین یافتهایم آیا شما (نیز) وعده پروردگارتان را راستین یافتهاید؟ میگویند: آری آنگاه بانگ برآورندهای در میان آنان بانگ برمیدارد که لعنت خداوند بر ستمکاران!؛ سوره اعراف، آیه ۴۴.</ref>. | {{متن قرآن|وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref> و بهشتیان، دمسازان آتش را ندا میکنند که ما وعده پروردگار خویش را راستین یافتهایم آیا شما (نیز) وعده پروردگارتان را راستین یافتهاید؟ میگویند: آری آنگاه بانگ برآورندهای در میان آنان بانگ برمیدارد که لعنت خداوند بر ستمکاران!؛ سوره اعراف، آیه ۴۴.</ref>. | ||
کلمه «مؤذّن» در [[قرآن مجید]] تنها یک بار به کار رفته که پیرامون مسائل [[جهان آخرت]] میباشد و در آیه ۴۴ سوره اعراف آمده است و یک بار هم کلمه «[[اذان]]» آمده و آن در آیه ۳ سوره توبه میباشد و هر دو در ارتباط با [[فضایل]] [[ | کلمه «مؤذّن» در [[قرآن مجید]] تنها یک بار به کار رفته که پیرامون مسائل [[جهان آخرت]] میباشد و در آیه ۴۴ سوره اعراف آمده است و یک بار هم کلمه «[[اذان]]» آمده و آن در آیه ۳ سوره توبه میباشد و هر دو در ارتباط با [[فضایل]] [[امیر المؤمنین]]{{ع}} است<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۳۲۷ ـ ۳۲۸.</ref>. | ||
== شرح و [[تفسیر آیه]] ۴۴ اعراف == | == شرح و [[تفسیر آیه]] ۴۴ اعراف == | ||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
برای روشنتر شدن تفسیر آیه مؤذّن، لازم است از چند آیه قبل شروع کنیم: | برای روشنتر شدن تفسیر آیه مؤذّن، لازم است از چند آیه قبل شروع کنیم: | ||
{{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند- به هیچ کس جز برابر توان وی تکلیف نمیکنیم- آنان بهشتیند در آن جاودانند» سوره اعراف، آیه ۴۲.</ref>. جمله {{متن قرآن|لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا}} که به صورت یک جمله معترضه در آیه فوق آمده است اشاره به نکته مهمّی دارد و آن اینکه [[ایمان]] و عملِ صالحِ همه یکسان نیست و از همه [[مردم]] [[انتظار]] ایمان و [[عمل صالح]] مساوی نمیرود، بلکه از هر کس به اندازه توان و [[درک]] او انتظار ایمان و عمل صالح میرود، بدون [[شک]] ایمان [[حضرت علی]]{{ع}} و [[سلمان]] و [[ابوذر]] در سطح ایمان بقیّه مردم نیست و انتظاری که از چنین اشخاص برجستهای میرود غیر از انتظاری است که از مردم عادی میرود. خلاصه این که، هر کس به اندازه ظرفیّت و وُسع و توانش ایمان داشته باشد و عمل صالح انجام دهد وارد [[بهشت]] میشود و | {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند- به هیچ کس جز برابر توان وی تکلیف نمیکنیم- آنان بهشتیند در آن جاودانند» سوره اعراف، آیه ۴۲.</ref>. جمله {{متن قرآن|لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا}} که به صورت یک جمله معترضه در آیه فوق آمده است اشاره به نکته مهمّی دارد و آن اینکه [[ایمان]] و عملِ صالحِ همه یکسان نیست و از همه [[مردم]] [[انتظار]] ایمان و [[عمل صالح]] مساوی نمیرود، بلکه از هر کس به اندازه توان و [[درک]] او انتظار ایمان و عمل صالح میرود، بدون [[شک]] ایمان [[حضرت علی]]{{ع}} و [[سلمان]] و [[ابوذر]] در سطح ایمان بقیّه مردم نیست و انتظاری که از چنین اشخاص برجستهای میرود غیر از انتظاری است که از مردم عادی میرود. خلاصه این که، هر کس به اندازه ظرفیّت و وُسع و توانش ایمان داشته باشد و عمل صالح انجام دهد وارد [[بهشت]] میشود و جاودانه در آن خواهد ماند. | ||
{{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ}}<ref>«و هر کینهای که در سینه آنهاست میزداییم» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref>: [[خداوند]] پس از اینکه صفات مستحقّین ورود به بهشت را بیان میکند، به کارهایی که در بهشت در مورد آنها انجام میشود میپردازد. اوّلین کاری که انجام میشود اینکه: «آنچه در [[دل]] آنها از [[کینه]] و [[حسد]] دارند، برمی کنیم تا در [[صفا]] و صمیمیّت با هم [[زندگی]] کنند». «غلّ» به [[حرکت]] آب در زیر گیاهان که مخفی و ناپیداست گفته میشود و از آنجا که حسد و کینه هم به صورت ناپیدا و پنهان است به آن [[غل]] گفته شده است. | {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ}}<ref>«و هر کینهای که در سینه آنهاست میزداییم» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref>: [[خداوند]] پس از اینکه صفات مستحقّین ورود به بهشت را بیان میکند، به کارهایی که در بهشت در مورد آنها انجام میشود میپردازد. اوّلین کاری که انجام میشود اینکه: «آنچه در [[دل]] آنها از [[کینه]] و [[حسد]] دارند، برمی کنیم تا در [[صفا]] و صمیمیّت با هم [[زندگی]] کنند». «غلّ» به [[حرکت]] آب در زیر گیاهان که مخفی و ناپیداست گفته میشود و از آنجا که حسد و کینه هم به صورت ناپیدا و پنهان است به آن [[غل]] گفته شده است. | ||
سؤال: مگر بهشتیها کینه و حسد دارند که خداوند آن را با ورود به بهشت از بین میبرد؟ پاسخ: از برخی [[روایات]] استفاده میشود که بعضی از درجات خفیف حسد و کینه در بعضی از [[بهشتیان]] وجود دارد که تا آن را اظهار نکنند [[گناه]] محسوب نمیشود و منافاتی با ایمان ندارد<ref> | سؤال: مگر بهشتیها کینه و حسد دارند که خداوند آن را با ورود به بهشت از بین میبرد؟ پاسخ: از برخی [[روایات]] استفاده میشود که بعضی از درجات خفیف حسد و کینه در بعضی از [[بهشتیان]] وجود دارد که تا آن را اظهار نکنند [[گناه]] محسوب نمیشود و منافاتی با ایمان ندارد<ref>المنار، ج۸، ص۴۲۱، (به نقل از [[تفسیر نمونه]]، ج۶، ص۱۷۵).</ref>. خداوند حتّی این درجه ضعیف از حسد و کینه را از [[قلب]] بهشتیان برطرف میکند، تا در کنار هم و در کمال [[آرامش]] زندگی کنند. | ||
{{متن قرآن|تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ}}: بهشتیان در قصرها و خانههایی سکونت دارند که آب از زیر این [[خانهها]] جاری است؛ یعنی خداوند آن قصرها و خانهها را بر روی نهرها و [[رودخانهها]] بنا کرده است. و این، از جمله نعمتهای مهمّی است که در بسیاری از [[آیات]] قرآن<ref>[[خداوند متعال]] در [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۵ و ۲۲۶ و [[سوره آل عمران]]، آیات ۱۵، ۱۳۶، ۱۹۵ و ۱۹۸ و [[سوره نساء]]، آیات ۱۳، ۵۷ و ۱۲۲ و [[سوره مائده]] آیات ۱۲، ۸۵ و ۱۱۹ و آیات دیگری از [[قرآن مجید]] به این [[نعمت]] اشاره کرده است. خلاصه این که، در نزدیک به ۴۰ آیه این نعمت ذکر شده است.</ref> که متعرّض [[نعمتهای بهشتی]] شده، مطرح گشته است. | {{متن قرآن|تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ}}: بهشتیان در قصرها و خانههایی سکونت دارند که آب از زیر این [[خانهها]] جاری است؛ یعنی خداوند آن قصرها و خانهها را بر روی نهرها و [[رودخانهها]] بنا کرده است. و این، از جمله نعمتهای مهمّی است که در بسیاری از [[آیات]] قرآن<ref>[[خداوند متعال]] در [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۵ و ۲۲۶ و [[سوره آل عمران]]، آیات ۱۵، ۱۳۶، ۱۹۵ و ۱۹۸ و [[سوره نساء]]، آیات ۱۳، ۵۷ و ۱۲۲ و [[سوره مائده]] آیات ۱۲، ۸۵ و ۱۱۹ و آیات دیگری از [[قرآن مجید]] به این [[نعمت]] اشاره کرده است. خلاصه این که، در نزدیک به ۴۰ آیه این نعمت ذکر شده است.</ref> که متعرّض [[نعمتهای بهشتی]] شده، مطرح گشته است. | ||
{{متن قرآن|وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ}}<ref>«و میگویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمیشد ما خود راه نمییافتیم؛ بیگمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref>: [[بهشتیان]] پس از مشاهده نعمتهای بهشتی و الطاف و عنایات خداوندی، [[دست]] به [[شکرگزاری]] بلند کرده و میگویند: «[[ستایش]] مخصوص خداوندی است که ما را به این (همه [[نعمتها]]) رهنمون شد؛ و اگر [[خدا]] ما را [[هدایت]] نکرده بود، ما (به اینها) راه نمییافتیم. مسلّماً فرستادگان [[پروردگار]] ما حق را آوردند». آری، بهشتیان اعتراف میکنند که [[هدایت تشریعی]] [[انبیاء]] و [[اولیاء]] و [[کتابهای آسمانی]] | {{متن قرآن|وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ}}<ref>«و میگویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمیشد ما خود راه نمییافتیم؛ بیگمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref>: [[بهشتیان]] پس از مشاهده نعمتهای بهشتی و الطاف و عنایات خداوندی، [[دست]] به [[شکرگزاری]] بلند کرده و میگویند: «[[ستایش]] مخصوص خداوندی است که ما را به این (همه [[نعمتها]]) رهنمون شد؛ و اگر [[خدا]] ما را [[هدایت]] نکرده بود، ما (به اینها) راه نمییافتیم. مسلّماً فرستادگان [[پروردگار]] ما حق را آوردند». آری، بهشتیان اعتراف میکنند که [[هدایت تشریعی]] [[انبیاء]] و [[اولیاء]] و [[کتابهای آسمانی]] و [[هدایت تکوینی]] نشأت گرفته از جاذبههایی که در وجود [[انسان]] به [[ودیعت]] نهاده شده، باعث شده که آنها وارد [[بهشت]] شوند و همه اینها از عنایات و [[الطاف خداوند]] متعال است. | ||
{{متن قرآن|وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و به آنان ندا داده مىشود كه اين همان بهشتى است كه آن را به [پاداش] آنچه انجام مىداديد ميراث يافتهايد» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref>: پس از اینکه بهشتیان به [[حمد]] و [[سپاس]] نعمتهای بیحدّ و [[حصر]] [[خداوند]] که از الطاف و [[عنایت]] آن حضرت نشأت گرفته، پرداختند؛ به آنها ندا داده میشود که: «این بهشت را در برابر اعمالی که انجام میدادید، به [[ارث]] بردید». | {{متن قرآن|وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و به آنان ندا داده مىشود كه اين همان بهشتى است كه آن را به [پاداش] آنچه انجام مىداديد ميراث يافتهايد» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref>: پس از اینکه بهشتیان به [[حمد]] و [[سپاس]] نعمتهای بیحدّ و [[حصر]] [[خداوند]] که از الطاف و [[عنایت]] آن حضرت نشأت گرفته، پرداختند؛ به آنها ندا داده میشود که: «این بهشت را در برابر اعمالی که انجام میدادید، به [[ارث]] بردید». | ||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
پاسخ: [[روایات]] متعدّدی در منابع [[شیعه]] و [[اهل سنت]] وجود دارد که مؤذّن را به [[حضرت علی]]{{ع}} [[تفسیر]] کرده است، به عنوان نمونه به چند منبع اشاره میکنیم: | پاسخ: [[روایات]] متعدّدی در منابع [[شیعه]] و [[اهل سنت]] وجود دارد که مؤذّن را به [[حضرت علی]]{{ع}} [[تفسیر]] کرده است، به عنوان نمونه به چند منبع اشاره میکنیم: | ||
# [[حاکم حسکانی]]، دانشمند [[حنفی]] [[اهل تسنّن]]، در شواهد التّنزیل، از [[محمد حنفیه]]، از [[حضرت علی]]{{ع}} چنین نقل میکند: {{متن حدیث|أنَا ذلِکَ الْمُؤذِّن}}؛ [[پیامآور الهی]] در [[روز قیامت]] من هستم». وی روایتی نیز از [[ابن عبّاس]] نقل میکند؛ او میگوید: «علی{{ع}} در [[قرآن]] نامهایی دارد که [[مردم]] با آن آشنا نیستند، یکی از آن نامها «مؤذّن» است». ابن عبّاس هر چند این [[روایت]] را به [[پیامبر]]{{صل}} نسبت نداده؛ ولی حتماً از آن حضرت شنیده است<ref>به نقل از | # [[حاکم حسکانی]]، دانشمند [[حنفی]] [[اهل تسنّن]]، در شواهد التّنزیل، از [[محمد حنفیه]]، از [[حضرت علی]]{{ع}} چنین نقل میکند: {{متن حدیث|أنَا ذلِکَ الْمُؤذِّن}}؛ [[پیامآور الهی]] در [[روز قیامت]] من هستم». وی روایتی نیز از [[ابن عبّاس]] نقل میکند؛ او میگوید: «علی{{ع}} در [[قرآن]] نامهایی دارد که [[مردم]] با آن آشنا نیستند، یکی از آن نامها «مؤذّن» است». ابن عبّاس هر چند این [[روایت]] را به [[پیامبر]]{{صل}} نسبت نداده؛ ولی حتماً از آن حضرت شنیده است<ref>به نقل از احقاق الحق، ج۳، ص۳۹۴.</ref>. | ||
# [[حافظ]] [[أبو بکر]] [[ابن مردویه]] در کتاب المناقب نقل کرده است که مؤذّن علی{{ع}} است<ref>به نقل از | # [[حافظ]] [[أبو بکر]] [[ابن مردویه]] در کتاب المناقب نقل کرده است که مؤذّن علی{{ع}} است<ref>به نقل از احقاق الحق، ج۳، ص۳۹۳.</ref>. | ||
# [[آلوسی]]، یکی از [[مفسّران]] معروف [[اهل]] [[سنّت]]، در [[تفسیر]] [[روح المعانی]] از ابن عبّاس نقل میکند که گفته است: {{عربی|الْمُؤَذِّنُ عَلِیٌّ کَرَّمَ اللَّهُ وَجْهَهُ}}؛ مؤذّن حضرت علی{{ع}} است»<ref> | # [[آلوسی]]، یکی از [[مفسّران]] معروف [[اهل]] [[سنّت]]، در [[تفسیر]] [[روح المعانی]] از ابن عبّاس نقل میکند که گفته است: {{عربی|الْمُؤَذِّنُ عَلِیٌّ کَرَّمَ اللَّهُ وَجْهَهُ}}؛ مؤذّن حضرت علی{{ع}} است»<ref>روح المعانی، ج۸، ص۱۰۷ (به نقل از احقاق الحق، ج۳، ص۳۹۳).</ref>. | ||
# [[شیخ سلیمان قندوزی]]، نویسنده کتاب [[ینابیع المودة]]، نیز در کتابش نقل میکند که منظور از مؤذّن حضرت علی{{ع}} است<ref> | # [[شیخ سلیمان قندوزی]]، نویسنده کتاب [[ینابیع المودة]]، نیز در کتابش نقل میکند که منظور از مؤذّن حضرت علی{{ع}} است<ref>ینابیع المودّة، ص۱۰۱ (به نقل از احقاق الحق، ج۳، ص۳۹۳).</ref>. | ||
# میر محمّد صالح کشفی [[ترمذی]] نیز همین مطلب را در [[مناقب]] نقل کرده است<ref>مناقب مرتضوی، | # میر محمّد صالح کشفی [[ترمذی]] نیز همین مطلب را در [[مناقب]] نقل کرده است<ref>مناقب مرتضوی، ص۶۰ (به نقل از احقاق الحق، ج۳، ص۳۹۳).</ref>.<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[آیات ولایت در قرآن - مکارم شیرازی (کتاب)| آیات ولایت در قرآن]]، ص۳۳۱ ـ ۳۳۲.</ref> | ||
== آیا مؤذّن بودن افتخاری محسوب میشود؟ == | == آیا مؤذّن بودن افتخاری محسوب میشود؟ == | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
== ارتباط [[آیه اذان]] و «مؤذّن»== | == ارتباط [[آیه اذان]] و «مؤذّن»== | ||
«[[پاداشها]]» و «مجازاتهای» [[جهان آخرت]] در [[حقیقت]] انعکاس [[اعمال انسان]] در دنیاست. این مطلب با توجّه و [[تأمّل]] در ارتباط «پاداشها» و «کیفرهای» جهان آخرت، با اعمال انسان در دنیا روشن میشود. اگر [[انسان]] رباخوار که [[مرتکب گناه]] بزرگ [[رباخواری]] میشود، در جهان آخرت همانند [[انسانی]] مست و بیاراده جلوه میکند و [[قدرت]] بر [[حرکت]] صحیح و متعادل ندارد و هر از چند قدمی به [[زمین]] میخورد و دوباره برمیخیزد و به راهش ادامه میدهد، بدان جهت است که او در دنیا با این | «[[پاداشها]]» و «مجازاتهای» [[جهان آخرت]] در [[حقیقت]] انعکاس [[اعمال انسان]] در دنیاست. این مطلب با توجّه و [[تأمّل]] در ارتباط «پاداشها» و «کیفرهای» جهان آخرت، با اعمال انسان در دنیا روشن میشود. اگر [[انسان]] رباخوار که [[مرتکب گناه]] بزرگ [[رباخواری]] میشود، در جهان آخرت همانند [[انسانی]] مست و بیاراده جلوه میکند و [[قدرت]] بر [[حرکت]] صحیح و متعادل ندارد و هر از چند قدمی به [[زمین]] میخورد و دوباره برمیخیزد و به راهش ادامه میدهد، بدان جهت است که او در دنیا با این گناه بزرگ تعادل [[اقتصادی]] [[جامعه]] را بر هم زده و جامعه را دچار بیثباتی اقتصادی و مالی نموده است. پس عدم تعادل رباخوار در [[آخرت]]، انعکاسی از برهم خوردن تعادل جامعه در دنیا بر اثر ارتکاب او به [[گناه]] [[زشت]] رباخواری است. | ||
اگر ظلم در آخرت بسان [[تاریکی]] و [[ظالم]] همچون انسان تاریکی میباشد که راه به جایی نمیبرد، به خاطر آن است که ظالم دنیا را بر [[مظلومین]] تیره و تار کرده، به گونهای که آنها راه به هیچ جا نمیبرند. پس | اگر ظلم در آخرت بسان [[تاریکی]] و [[ظالم]] همچون انسان تاریکی میباشد که راه به جایی نمیبرد، به خاطر آن است که ظالم دنیا را بر [[مظلومین]] تیره و تار کرده، به گونهای که آنها راه به هیچ جا نمیبرند. پس ظلمات [[ظالم]] در [[آخرت]] نتیجه و انعکاس ظلماتی است که او خود در [[دنیا]] برای [[مظلومان]] به وجود آورده و [[زندگی]] آنها را تیره و تار کرده است. | ||
اگر [[انسان]] [[مؤمن]] و دارای [[ایمان]] با چراغی از [[نور]] وارد صحنه [[محشر]] میشود و در [[سایه]] آن چراغ، به سوی [[رضوان]] و [[مغفرت الهی]] رهنمون و [[هدایت]] میگردد، به خاطر این است که انسانهای مختلفی در پرتو نور ایمان او در دنیا هدایت گشته و به [[حقیقت]] رهنمون شدند. | اگر [[انسان]] [[مؤمن]] و دارای [[ایمان]] با چراغی از [[نور]] وارد صحنه [[محشر]] میشود و در [[سایه]] آن چراغ، به سوی [[رضوان]] و [[مغفرت الهی]] رهنمون و [[هدایت]] میگردد، به خاطر این است که انسانهای مختلفی در پرتو نور ایمان او در دنیا هدایت گشته و به [[حقیقت]] رهنمون شدند. | ||