حکمت در معارف و سیره حسینی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
واژه «[[حکمت]]»، در لغت، از ریشه «[[حُکم]]» به معنای منع است؛ زیرا حُکم و [[داوری]] عادلانه، مانع [[ظلم]] است. همچنین، دهنه اسب و دیگر چارپایان، «حَکَمه» نامیده می‌شود؛ چون مانع و مهار کننده حیوان است و نام‌گذاری [[علم]] به «حکمت»، بر همین پایه است؛ چون از [[جهل]]، جلوگیری می‌کند. همچنین بر هر چیز نفوذناپذیری، صفت «محکم» اطلاق می‌گردد<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۱۳.</ref>.
واژه «[[حکمت]]»، در لغت، از ریشه «[[حُکم]]» به معنای منع است؛ زیرا حُکم و [[داوری]] عادلانه، مانع [[ظلم]] است. همچنین، دهنه اسب و دیگر چارپایان، «حَکَمه» نامیده می‌شود؛ چون مانع و مهار کننده حیوان است و نام‌گذاری [[علم]] به «حکمت»، بر همین پایه است؛ چون از [[جهل]]، جلوگیری می‌کند. همچنین بر هر چیز نفوذناپذیری، صفت «محکم» اطلاق می‌گردد<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]]، ص ۹۱۳.</ref>.


== حکمت، در [[قرآن]] و [[حدیث]] ==
== حکمت، در [[قرآن]] و [[حدیث]] ==
واژه «حکمت»، بیست بار در [[قرآن کریم]] آمده است و [[خداوند متعال]]، در این [[کتاب آسمانی]]، ۹۱ بار، خود را با صفت «[[حکیم]]»، ستوده است<ref>صفت «حکیم» در قرآن، ۳۶ بار همراه با صفت «علیم»، ۴۷ بار همراه با صفت «عزیز»، چهار بار همراه با صفت «خبیر» و یک بار همراه هر یک از صفات «توّاب»، «حمید»، «علیّ» و «واسع»، آمده است.</ref>. [[تأمّل]] در موارد کاربرد این واژه در متون [[اسلامی]]، نشان می‌دهد که حکمت، از نگاه قرآن و حدیث، عبارت است از: مقدّماتِ محکم و [[استوار]] [[علمی]]، عملی و [[روحی]] برای نیل به مقصد والای [[انسانیت]]. آنچه [[احادیث اسلامی]] در [[تفسیر]] «حکمت» آورده‌اند، در واقع، مصداقی از مصادیق این تعریف کلّی است<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۱۳.</ref>.
واژه «حکمت»، بیست بار در [[قرآن کریم]] آمده است و [[خداوند متعال]]، در این [[کتاب آسمانی]]، ۹۱ بار، خود را با صفت «[[حکیم]]»، ستوده است<ref>صفت «حکیم» در قرآن، ۳۶ بار همراه با صفت «علیم»، ۴۷ بار همراه با صفت «عزیز»، چهار بار همراه با صفت «خبیر» و یک بار همراه هر یک از صفات «توّاب»، «حمید»، «علیّ» و «واسع»، آمده است.</ref>. [[تأمّل]] در موارد کاربرد این واژه در متون [[اسلامی]]، نشان می‌دهد که حکمت، از نگاه قرآن و حدیث، عبارت است از: مقدّماتِ محکم و [[استوار]] [[علمی]]، عملی و [[روحی]] برای نیل به مقصد والای [[انسانیت]]. آنچه [[احادیث اسلامی]] در [[تفسیر]] «حکمت» آورده‌اند، در واقع، مصداقی از مصادیق این تعریف کلّی است<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]]، ص ۹۱۳.</ref>.


== اقسام حکمت ==
== اقسام حکمت ==
خط ۱۶: خط ۱۶:


=== حکمت [[علمی]] ===
=== حکمت [[علمی]] ===
مقصود از حکمت علمی، هر گونه دانستنی یا [[معرفتی]] است که برای صعود به مقام [[انسان کامل]]، ضرور است. به سخن دیگر، هم [[دانش]] مربوط به [[عقاید]]، «حکمت» است، هم دانش مربوط به [[اخلاق]]، و هم دانش مربوط به اَعمال. از این‌رو، [[قرآن کریم]]، پس از ارائه رهنمودهای گوناگون در عرصه‌های [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی، همه آنها را حکمت می‌نامد: {{متن قرآن|ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ}}<ref>«این (بخشی) از آن حکمت است که پروردگارت به تو وحی کرده است» سوره اسراء، آیه ۳۹.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۱۴.</ref>
مقصود از حکمت علمی، هر گونه دانستنی یا [[معرفتی]] است که برای صعود به مقام [[انسان کامل]]، ضرور است. به سخن دیگر، هم [[دانش]] مربوط به [[عقاید]]، «حکمت» است، هم دانش مربوط به [[اخلاق]]، و هم دانش مربوط به اَعمال. از این‌رو، [[قرآن کریم]]، پس از ارائه رهنمودهای گوناگون در عرصه‌های [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی، همه آنها را حکمت می‌نامد: {{متن قرآن|ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ}}<ref>«این (بخشی) از آن حکمت است که پروردگارت به تو وحی کرده است» سوره اسراء، آیه ۳۹.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]]، ص ۹۱۴.</ref>


=== حکمت عملی ===
=== حکمت عملی ===
حکمت عملی، برنامه عملیِ رسیدن به مرتبه انسان کامل است. از نگاه [[قرآن]] و [[احادیث اسلامی]]، دانش و عملی که مقدّمه [[تکامل انسان]] باشد، «حکمت» نامیده می‌شود، با این تفاوت که دانش، پلّه نخست [[تکامل]]، و عمل، پلّه دوم آن است. احادیثی که حکمت را به [[فرمانبری]] از [[خداوند متعال]]، [[مدارا با مردم]]، [[دوری از گناهان]] و اجتناب از [[نیرنگ]] [[تفسیر]] کرده‌اند، به حکمت عملی اشاره دارند<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۱۴.</ref>.
حکمت عملی، برنامه عملیِ رسیدن به مرتبه انسان کامل است. از نگاه [[قرآن]] و [[احادیث اسلامی]]، دانش و عملی که مقدّمه تکامل انسان باشد، «حکمت» نامیده می‌شود، با این تفاوت که دانش، پلّه نخست [[تکامل]]، و عمل، پلّه دوم آن است. احادیثی که حکمت را به [[فرمانبری]] از [[خداوند متعال]]، [[مدارا با مردم]]، [[دوری از گناهان]] و اجتناب از [[نیرنگ]] [[تفسیر]] کرده‌اند، به حکمت عملی اشاره دارند<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]]، ص ۹۱۴.</ref>.


=== حکمت [[حقیقی]] ===
=== حکمت [[حقیقی]] ===
حکمت حقیقی، [[نورانیت]] و بصیرتی است که در نتیجه به کار بستن حکمت عملی در [[زندگی]] برای [[انسان]]، حاصل می‌گردد. در واقع، حکمت علمی، مقدّمه حکمت عملی، و حکمت عملی، سرآغاز حکمتِ حقیقی است و تا انسان، بدین پایه از حکمت نرسیده، حکیمِ حقیقی نیست، هر چند بزرگ‌ترین استاد حکمت باشد. حکمت حقیقی، در واقع، همان جوهر دانش، نورِ دانش و دانشِ [[نور]] است و از این‌رو، [[خواص]] [[علم حقیقی]] و آثارش بر آن مترتّب می‌گردد که از مهم‌ترین آنها، [[بیم]] از خداوند متعال است، چنان که در قرآن کریم آمده: {{متن قرآن|إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ}}<ref>«از بندگان خداوند تنها دانشمندان از او می‌هراسند» سوره فاطر، آیه ۲۸.</ref>. حکمت حقیقی، جاذبه‌ای [[عقلانی]] و ضدّ کشش‌های [[نفسانی]] است که هر اندازه در [[جان]] [[قوّت]] یابد، به همان اندازه، [[تمایلات نفسانی]] در انسان، [[ضعیف]] می‌شود، تا آنجا که کاملاً از بین می‌رود. در آن حال، [[عقل]] به طور کامل، زنده می‌گردد و زمام [[انسان]] را به دست می‌گیرد و از آن پس، زمینه‌ای برای انجام دادن کارهای [[ناشایست]] در وجود او باقی نمی‌مانَد. در نتیجه، [[حکمت]]، با [[عصمت]]، همراه می‌گردد و در نهایت، همه ویژگی‌های [[حکیم]] و عالِم [[حقیقی]] برای [[آدمی]] حاصل می‌گردد و در بالاترین [[مراتب علم]] و حکمت، به والاترین درجات [[خودشناسی]]، [[خداشناسی]]، [[امامت]] و [[رهبری]] دست می‌یابد. بر این پایه، [[انبیای الهی]] و اوصیای آنان -که به قلّه حکمت [[علمی]] و عملی و حقیقی دست یافته‌اند- از جانب [[خداوند متعال]]، [[مأمور]] [[آموختن علم]] و حکمت به [[جامعه بشر]] شده‌اند<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۱۵.</ref>.
حکمت حقیقی، نورانیت و بصیرتی است که در نتیجه به کار بستن حکمت عملی در [[زندگی]] برای [[انسان]]، حاصل می‌گردد. در واقع، حکمت علمی، مقدّمه حکمت عملی، و حکمت عملی، سرآغاز حکمتِ حقیقی است و تا انسان، بدین پایه از حکمت نرسیده، حکیمِ حقیقی نیست، هر چند بزرگ‌ترین استاد حکمت باشد. حکمت حقیقی، در واقع، همان جوهر دانش، نورِ دانش و دانشِ [[نور]] است و از این‌رو، [[خواص]] علم حقیقی و آثارش بر آن مترتّب می‌گردد که از مهم‌ترین آنها، [[بیم]] از خداوند متعال است، چنان که در قرآن کریم آمده: {{متن قرآن|إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ}}<ref>«از بندگان خداوند تنها دانشمندان از او می‌هراسند» سوره فاطر، آیه ۲۸.</ref>. حکمت حقیقی، جاذبه‌ای [[عقلانی]] و ضدّ کشش‌های [[نفسانی]] است که هر اندازه در [[جان]] [[قوّت]] یابد، به همان اندازه، [[تمایلات نفسانی]] در انسان، [[ضعیف]] می‌شود، تا آنجا که کاملاً از بین می‌رود. در آن حال، [[عقل]] به طور کامل، زنده می‌گردد و زمام [[انسان]] را به دست می‌گیرد و از آن پس، زمینه‌ای برای انجام دادن کارهای ناشایست در وجود او باقی نمی‌مانَد. در نتیجه، [[حکمت]]، با [[عصمت]]، همراه می‌گردد و در نهایت، همه ویژگی‌های [[حکیم]] و عالِم [[حقیقی]] برای [[آدمی]] حاصل می‌گردد و در بالاترین [[مراتب علم]] و حکمت، به والاترین درجات [[خودشناسی]]، [[خداشناسی]]، [[امامت]] و [[رهبری]] دست می‌یابد. بر این پایه، [[انبیای الهی]] و اوصیای آنان -که به قلّه حکمت [[علمی]] و عملی و حقیقی دست یافته‌اند- از جانب [[خداوند متعال]]، [[مأمور]] [[آموختن علم]] و حکمت به [[جامعه بشر]] شده‌اند<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]]، ص ۹۱۵.</ref>.


== [[وارثان علم]] و حکمت انبیا {{عم}} ==
== [[وارثان علم]] و حکمت انبیا {{عم}} ==
یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های [[اهل بیت پیامبر]] [[خدا]]، این است که آنان، [[وارث علم]] و حکمتِ [[پیامبر خاتم]]، بلکه همه انبیای الهی هستند و بدین‌سان، آنان، مظهر و مَجلای [[حکمت الهی]] و سرآمدِ حکیمان‌اند. [[امام علی]] {{ع}} طبق [[نقلی]]، درباره این ویژگی [[اهل بیت]] {{عم}} می‌فرماید: {{متن حدیث|أَلَا إِنَّ الْعِلْمَ‏ الَّذِي‏ هَبَطَ بِهِ آدَمُ {{ع}} وَ جَمِيعَ مَا فُضِّلَتْ بِهِ النَّبِيُّونَ إِلَى خَاتَمِ النَّبِيِّينَ في عِتْرَةِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ المُرْسَلِینَ فَأَيْنَ يُتَاهُ بِكُمْ بَلْ أَيْنَ تَذْهَبُونَ‏}}<ref>تفسیر العیّاشی، ج۱، ص۱۰۲، ح۳۰۰؛ بحار الأنوار، ج۲، ص۱۰۰، ح۵۹.</ref> [[آگاه]] باشید علمی که [[آدم]] {{ع}} آن را فرود آورد و هر آنچه [[پیامبران]] تا [[خاتم پیامبران]]، بدان ترجیح داده شده‌اند، در [[خاندان]] خاتم پیامبران و [[رسولان]]، [[محمّد]] {{صل}} است. پس به کدام کژراهه می‌دوید و به کدام سو می‌روید؟! اما [[افسوس]] که فضای [[سیاسی]] [[جامعه اسلامی]] پس از [[پیامبر خدا]] {{صل}} اجازه نداد که [[مردم]]، از سرچشمه حکمت اهل بیت {{عم}} آن‌گونه که [[شایسته]] است، بهره‌مند شوند. بدین جهت، [[میراث علمی]] بیشتر آنان، اندک است<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۱۵.</ref>.
یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های [[اهل بیت پیامبر]] [[خدا]]، این است که آنان، [[وارث علم]] و حکمتِ [[پیامبر خاتم]]، بلکه همه انبیای الهی هستند و بدین‌سان، آنان، مظهر و مَجلای [[حکمت الهی]] و سرآمدِ حکیمان‌اند. [[امام علی]] {{ع}} طبق [[نقلی]]، درباره این ویژگی [[اهل بیت]] {{عم}} می‌فرماید: {{متن حدیث|أَلَا إِنَّ الْعِلْمَ‏ الَّذِي‏ هَبَطَ بِهِ آدَمُ {{ع}} وَ جَمِيعَ مَا فُضِّلَتْ بِهِ النَّبِيُّونَ إِلَى خَاتَمِ النَّبِيِّينَ في عِتْرَةِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ المُرْسَلِینَ فَأَيْنَ يُتَاهُ بِكُمْ بَلْ أَيْنَ تَذْهَبُونَ‏}}<ref>تفسیر العیّاشی، ج۱، ص۱۰۲، ح۳۰۰؛ بحار الأنوار، ج۲، ص۱۰۰، ح۵۹.</ref> [[آگاه]] باشید علمی که [[آدم]] {{ع}} آن را فرود آورد و هر آنچه [[پیامبران]] تا [[خاتم پیامبران]]، بدان ترجیح داده شده‌اند، در [[خاندان]] خاتم پیامبران و [[رسولان]]، [[محمّد]] {{صل}} است. پس به کدام کژراهه می‌دوید و به کدام سو می‌روید؟! اما افسوس که فضای [[سیاسی]] [[جامعه اسلامی]] پس از [[پیامبر خدا]] {{صل}} اجازه نداد که [[مردم]]، از سرچشمه حکمت اهل بیت {{عم}} آن‌گونه که شایسته است، بهره‌مند شوند. بدین جهت، میراث علمی بیشتر آنان، اندک است<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]]، ص ۹۱۵.</ref>.


== میراث علمی [[امام حسین]] {{ع}} ==
== میراث علمی [[امام حسین]] {{ع}} ==
امام حسین {{ع}} یکی از امامانی است که به دلیل شرایط سیاسی دوران امامتش، همانند [[برادر]] بزرگوارش [[امام حسن]] {{ع}}، میراث علمی ایشان، فراوان نیست تا آنجا که علّامه سیّد محمّدحسین طباطبایی، منکر [[نقل حدیث]] [[فقهی]] از ایشان شده است<ref>سرگذشت شهید جاوید، رضا استادی، ص۵۳۵ (بخش ضمیمه: رساله علم / علّامه طباطبایی).</ref>. هر چند این سخن، قدری [[مبالغه]] آمیز می‌نماید؛ لکن پژوهش‌های ما نیز تا حدّ بسیاری، آن را [[تأیید]] می‌کند<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۱۶.</ref>.
امام حسین {{ع}} یکی از امامانی است که به دلیل شرایط سیاسی دوران امامتش، همانند [[برادر]] بزرگوارش [[امام حسن]] {{ع}}، میراث علمی ایشان، فراوان نیست تا آنجا که علّامه سیّد محمّدحسین طباطبایی، منکر نقل حدیث [[فقهی]] از ایشان شده است<ref>سرگذشت شهید جاوید، رضا استادی، ص۵۳۵ (بخش ضمیمه: رساله علم / علّامه طباطبایی).</ref>. هر چند این سخن، قدری مبالغه آمیز می‌نماید؛ لکن پژوهش‌های ما نیز تا حدّ بسیاری، آن را [[تأیید]] می‌کند<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]]، ص ۹۱۶.</ref>.


== سخت‌ترین دوران برای [[اهل بیت]] {{عم}} ==
== سخت‌ترین دوران برای [[اهل بیت]] {{عم}} ==
دوران [[حکومت معاویه]] و فرزندش [[یزید]]، سخت‌ترین دوران برای [[خاندان رسالت]] بود. [[امامت]] [[سیّد الشهدا]]، [[امام حسین]] {{ع}}، حدود ده سال (از صفر سال ۵۱ تا [[محرّم]] [[سال ۶۱ هجری]]) طول کشید و بیش از نُه سالِ آن در [[زمان]] حکومت معاویه بود. [[معاویه]]، برای از بین بردن زمینه‌های [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] [[محبوبیت]] خاندان رسالت - که به طور طبیعی در [[جامعه اسلامی]] در حال گسترش بود - نهایتِ تضییقات را در زمینه [[ارتباط]] [[مردم]] با دو یادگار [[پیامبر خدا]] {{صل}} ([[امام حسن]] {{ع}} و امام حسین {{ع}}) به [[اجرا]] گذاشت. از سوی دیگر، [[سیاست]] ممنوعیت عمومیِ [[کتابت]] و [[تدوین حدیث]] و به دنبال آن، راه یابی [[اسرائیلیات]] و داستان‌های عجیب و [[غریب]] توسّط قصّه گویان و اَحبارِ تازه [[مسلمان]] به صحنه [[فرهنگی]] جامعه اسلامی، زمینه مهجور ماندن [[علمای راستین]] و در رأس آنان، [[اهل بیت پیامبر]] [[خدا]] را به شدّت افزایش داد. [[بدیهی]] است در چنین فضای سیاسی‌ای، کمتر کسی حاضر می‌شود برای شنیدن [[حدیث]] و یا نقل آن از امام حسین {{ع}} و یا [[برادر]] بزرگوارش، [[زندگی]] خود را به خطر بیندازد. البته این، به معنای بسته بودن راه بهره‌گیری از دریای [[علم]] و حکمتِ [[امام]] {{ع}} نیست. بی‌تردید، [[نزدیکان]] و [[یاران خاصّ]] ایشان و به‌ویژه امامِ پس از او (فرزندش امام [[زین العابدین]] {{ع}})، [[احادیث]] فراوانی از او شنیده بودند که بخشی از آنها هم اکنون به ما رسیده است. به [[یاری خدا]] در این بخش از کتاب با بهره‌گیری از [[منابع شیعه]] و [[اهل]] [[سنّت]]، شماری از سخنان حکیمانه آن بزرگوار در زمینه‌های [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی ارائه می‌گردد<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۹۱۶.</ref>.
دوران [[حکومت معاویه]] و فرزندش [[یزید]]، سخت‌ترین دوران برای [[خاندان رسالت]] بود. [[امامت]] [[سیّد الشهدا]]، [[امام حسین]] {{ع}}، حدود ده سال (از صفر سال ۵۱ تا [[محرّم]] سال ۶۱ هجری) طول کشید و بیش از نُه سالِ آن در [[زمان]] حکومت معاویه بود. [[معاویه]]، برای از بین بردن زمینه‌های [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] محبوبیت خاندان رسالت - که به طور طبیعی در [[جامعه اسلامی]] در حال گسترش بود - نهایتِ تضییقات را در زمینه ارتباط [[مردم]] با دو یادگار [[پیامبر خدا]] {{صل}} ([[امام حسن]] {{ع}} و امام حسین {{ع}}) به اجرا گذاشت. از سوی دیگر، [[سیاست]] ممنوعیت عمومیِ کتابت و [[تدوین حدیث]] و به دنبال آن، راه یابی [[اسرائیلیات]] و داستان‌های عجیب و غریب توسّط قصّه گویان و اَحبارِ تازه [[مسلمان]] به صحنه [[فرهنگی]] جامعه اسلامی، زمینه مهجور ماندن علمای راستین و در رأس آنان، [[اهل بیت پیامبر]] [[خدا]] را به شدّت افزایش داد. بدیهی است در چنین فضای سیاسی‌ای، کمتر کسی حاضر می‌شود برای شنیدن [[حدیث]] و یا نقل آن از امام حسین {{ع}} و یا [[برادر]] بزرگوارش، [[زندگی]] خود را به خطر بیندازد. البته این، به معنای بسته بودن راه بهره‌گیری از دریای [[علم]] و حکمتِ [[امام]] {{ع}} نیست. بی‌تردید، [[نزدیکان]] و یاران خاصّ ایشان و به‌ویژه امامِ پس از او (فرزندش امام [[زین العابدین]] {{ع}})، [[احادیث]] فراوانی از او شنیده بودند که بخشی از آنها هم اکنون به ما رسیده است. به یاری خدا در این بخش از کتاب با بهره‌گیری از منابع شیعه و [[اهل]] [[سنّت]]، شماری از سخنان حکیمانه آن بزرگوار در زمینه‌های [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی ارائه می‌گردد<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]]، ص ۹۱۶.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۷۶۳

ویرایش