میثم تمار: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۴
خط ۷۲: خط ۷۲:


== میثم تمار و استقبال از [[شهادت]] ==
== میثم تمار و استقبال از [[شهادت]] ==
میثم تمار به قدری به [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} [[وفادار]] بود که در [[عشق]] و [[اخلاص]] خود سر از پا نمی‌شناخت و هنگامی که [[علی]] {{ع}} به او خبر شهادتش را داد، خوشحال شد و [[شهادت]] در [[راه]] آن حضرت را افتخار خود به حساب آورد. داستان خبر از [[شهادت]] میثم تمار چنین است:
میثم تمار به قدری به [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} [[وفادار]] بود که در [[عشق]] و [[اخلاص]] خود سر از پا نمی‌شناخت و هنگامی که [[علی]] {{ع}} به او خبر شهادتش را داد، خوشحال شد و [[شهادت]] در راه آن حضرت را افتخار خود به حساب آورد. داستان خبر از [[شهادت]] میثم تمار چنین است:


روزی [[امیرمؤمنان]] {{ع}} به میثم تمار فرمود: «ای میثم تمار، تو پس از من دستگیر می‌شوی و بر دار آویخته خواهی شد، روز دوم از بینی و دهانت [[خون]] جاری می‌شود که محاسنت به [[خون]] رنگین می‌گردد! و روز سوم بر تو نیزه‌ای زده شود که [[جان]] خواهی سپرد، پس [[منتظر]] چنین روزی باش». سپس حضرت محل و موضع دار او را معرفی کرد و فرمود: «جایی که تو را به دار می‌کشند، کنار [[خانه]] [[عمرو بن حریث]] است و تو دهمین نفر از ده تن خواهی بود که به دار آویخته شده‌اند و چوبه دار تو از همه چوبه‌ها کوتاه‌تر خواهد بود و به [[زمین]] نزدیک‌تر است و درخت خرمایی را که تو بر چوب تنۀ آن بر دار کشیده می‌شوی، نشانت خواهم داد». سپس حضرت او را با خود به کنار [[خانه]] [[عمرو بن حریث]] بردند و درخت را به وی نشان دادند. که بعدها به آن آویخته شد<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۲، ص۲۹۲؛ رجال کشی، ص۸۴ ح۱۳۹؛ و ر. ک: ارشاد مفید، ج۱، ص۳۲۳.</ref>.
روزی [[امیرمؤمنان]] {{ع}} به میثم تمار فرمود: «ای میثم تمار، تو پس از من دستگیر می‌شوی و بر دار آویخته خواهی شد، روز دوم از بینی و دهانت [[خون]] جاری می‌شود که محاسنت به [[خون]] رنگین می‌گردد! و روز سوم بر تو نیزه‌ای زده شود که [[جان]] خواهی سپرد، پس [[منتظر]] چنین روزی باش». سپس حضرت محل و موضع دار او را معرفی کرد و فرمود: «جایی که تو را به دار می‌کشند، کنار [[خانه]] [[عمرو بن حریث]] است و تو دهمین نفر از ده تن خواهی بود که به دار آویخته شده‌اند و چوبه دار تو از همه چوبه‌ها کوتاه‌تر خواهد بود و به [[زمین]] نزدیک‌تر است و درخت خرمایی را که تو بر چوب تنۀ آن بر دار کشیده می‌شوی، نشانت خواهم داد». سپس حضرت او را با خود به کنار [[خانه]] [[عمرو بن حریث]] بردند و درخت را به وی نشان دادند. که بعدها به آن آویخته شد<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۲، ص۲۹۲؛ رجال کشی، ص۸۴ ح۱۳۹؛ و ر. ک: ارشاد مفید، ج۱، ص۳۲۳.</ref>.
۱۲۹٬۵۶۶

ویرایش