←ادبیات نظری و مفهومشناسی بغی و بغات
(←منابع) |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
نگاهی به پیشینه [[تاریخی]] بغی از [[دوران رسول خدا]] تا عصر حاضر مؤید این نظریه است که [[شریعت اسلامی]] در [[برخورد با مخالفان]] [[شیوه]] خاصی را ارائه و بر اساس [[نیت]] و نوع جرم همواره بین حرکتهای [[مخالفان]] تفکیک قائل بوده است. زمانی که در [[جهان]] [[مجرم]] سیاسی خطرناکترین مجرم، و مجازات او تا اوایل [[قرن]] نوزدهم، [[مرگ]]، [[سوزاندن]] و [[مصادره اموال]] بود و حتی [[خانواده]] وی نیز مجازات میشدند [[شریعت مقدس اسلام]] در چهارده قرن پیش، بین جرم سیاسی با عنوان بغی و عادی تفکیک قائل شده است. در این تحقیق تلاش نگارنده بر آن است تا [[پژوهشی]] [[فقهی]] تاریخی در خصوص بغی و [[باغیان]] در [[تاریخ اسلام]] از صدر تاکنون، از دوران [[حکومت پیامبر اسلام]]{{صل}}، خلفای سهگانه و [[مولای متقیان]] [[حضرت علی]]{{ع}} و سایر [[امامان معصوم]]{{ع}} تاکنون انجام دهد. [[اهل]] [[جمل]]، [[صفین]] و [[نهروان]] از مصادیق بارز [[اهل بغی]] در [[زمان]] [[حکومت امیرالمؤمنین]] به شمار میآیند، در دوران معاصر نیز میتوان به داعش و گروههای تکفیری تروریستی که در [[کشورهای اسلامی]] نظیر [[عراق]] و [[سوریه]] و با [[هدف]] [[براندازی]] [[جمهوری اسلامی ایران]] و [[حکومت ولایت فقیه]] و همچنین گروهک التقاطی [[منافقین]] و سایر گروهکهای ضدانقلاب که در داخل و خارج علیه [[نظام]] [[مقدس]] جمهوری اسلامی ایران فعال بوده و هستند اشاره کرد، که بعضاً تکرار [[تاریخ]] است و هر کدام به نحوی به [[جدال]] و [[ستیز]] با [[حکومت اسلامی]] [[قیام]] کرده و درصدد براندازی [[حاکمیت اسلامی]] میباشند.<ref>[[جعفر ناصری|ناصری]]، [[سید علی رضا حسینی|حسینی]] و [[علی رضا سلیمی|سلیمی]]، [[پیشینه تاریخی بغی و تمرد در حکومت اسلامی (مقاله)|پیشینه تاریخی بغی و تمرد در حکومت اسلامی]]، ص ۲۱۰.</ref> | نگاهی به پیشینه [[تاریخی]] بغی از [[دوران رسول خدا]] تا عصر حاضر مؤید این نظریه است که [[شریعت اسلامی]] در [[برخورد با مخالفان]] [[شیوه]] خاصی را ارائه و بر اساس [[نیت]] و نوع جرم همواره بین حرکتهای [[مخالفان]] تفکیک قائل بوده است. زمانی که در [[جهان]] [[مجرم]] سیاسی خطرناکترین مجرم، و مجازات او تا اوایل [[قرن]] نوزدهم، [[مرگ]]، [[سوزاندن]] و [[مصادره اموال]] بود و حتی [[خانواده]] وی نیز مجازات میشدند [[شریعت مقدس اسلام]] در چهارده قرن پیش، بین جرم سیاسی با عنوان بغی و عادی تفکیک قائل شده است. در این تحقیق تلاش نگارنده بر آن است تا [[پژوهشی]] [[فقهی]] تاریخی در خصوص بغی و [[باغیان]] در [[تاریخ اسلام]] از صدر تاکنون، از دوران [[حکومت پیامبر اسلام]]{{صل}}، خلفای سهگانه و [[مولای متقیان]] [[حضرت علی]]{{ع}} و سایر [[امامان معصوم]]{{ع}} تاکنون انجام دهد. [[اهل]] [[جمل]]، [[صفین]] و [[نهروان]] از مصادیق بارز [[اهل بغی]] در [[زمان]] [[حکومت امیرالمؤمنین]] به شمار میآیند، در دوران معاصر نیز میتوان به داعش و گروههای تکفیری تروریستی که در [[کشورهای اسلامی]] نظیر [[عراق]] و [[سوریه]] و با [[هدف]] [[براندازی]] [[جمهوری اسلامی ایران]] و [[حکومت ولایت فقیه]] و همچنین گروهک التقاطی [[منافقین]] و سایر گروهکهای ضدانقلاب که در داخل و خارج علیه [[نظام]] [[مقدس]] جمهوری اسلامی ایران فعال بوده و هستند اشاره کرد، که بعضاً تکرار [[تاریخ]] است و هر کدام به نحوی به [[جدال]] و [[ستیز]] با [[حکومت اسلامی]] [[قیام]] کرده و درصدد براندازی [[حاکمیت اسلامی]] میباشند.<ref>[[جعفر ناصری|ناصری]]، [[سید علی رضا حسینی|حسینی]] و [[علی رضا سلیمی|سلیمی]]، [[پیشینه تاریخی بغی و تمرد در حکومت اسلامی (مقاله)|پیشینه تاریخی بغی و تمرد در حکومت اسلامی]]، ص ۲۱۰.</ref> | ||
== | ==ادبیات نظری و مفهومشناسی [[بغی]] و [[بغات]]== | ||
تاریخ [[تابعی]] از متغیرهای گوناگون است که [[انسان]] فقط در برخی از آنها نقش دارد. | تاریخ [[تابعی]] از متغیرهای گوناگون است که [[انسان]] فقط در برخی از آنها نقش دارد. زمینشناسی و جغرافیا از متغیرهای اساسی تاریخ هستند. ضرباهنگ زایش و فرسایش [[کوهها]]، پیشروی متقابل دریا و خشکی، [[طغیان]] و [[تغییر]] مسیر رودها، [[میزان]] بارش نزولات جوی و سایر عوامل طبیعی، بر تاریخ اثرگذار هستند. عوامل [[انسانی]] مانند جمعیت، [[مهاجرت]]، فناوری و حتی نژاد اثر چشمگیری بر روند فرآیندهای [[تاریخی]] دارند. در شرایط طبیعی تقریباً برابر مانند [[مصر]] و [[آمریکای شمالی]]، نژادهای بشری، تمدنهای بسیار متفاوتی ایجاد کردهاند. بغی ریشهای [[عربی]] دارد و اهل لغت برای آن معانی متعددی ذکر کردهاند. [[طلب]]، [[عدول از حق]]، [[تجاوز]]، [[فساد]]، [[تکبر]]، [[دروغ]]، [[ظلم]] و عمل منافی [[عفت]] از آن جمله است و [[حسد]] ورزیدن را اصل معنی واژه بغی دانستهاند؛ لذا [[ستمگر]] را [[باغی]] نامیدهاند که سرانجام [[حسادت]] ورزیدن [[ستمگری]] و ظلم است<ref>ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۴، ص٧٨.</ref>. | ||
برخی از لغت شناسان آوردهاند که لفظ بغی در تجاوز و ظلم کردن [[والی]] نیز بهکاررفته است. واژه بغی و مشتقات آن در [[آیات قرآن]] نیز نودوپنج بار استعمال شده است. [[خداوند]] در در [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید و دادگری ورزید که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>؛ لذا با توجه به [[آیه]] [[بغی]]، میتوان گفت در این مرحله هنوز [[قتال]] به مرحله درگیری، برخورد فیزیکی و [[آشوب]] نرسیده و بر همه [[مردم]] لازم است که مانع از وقوع [[جنگ]] و آشوب شوند. | برخی از لغت شناسان آوردهاند که لفظ بغی در تجاوز و ظلم کردن [[والی]] نیز بهکاررفته است. واژه بغی و مشتقات آن در [[آیات قرآن]] نیز نودوپنج بار استعمال شده است. [[خداوند]] در در [[قرآن کریم]] میفرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«و اگر دو دسته از مؤمنان جنگ کنند، میان آنان را آشتی دهید پس اگر یکی از آن دو بر دیگری ستم کرد با آن کس که ستم میکند جنگ کنید تا به فرمان خداوند باز گردد و چون بازگشت، میان آن دو با دادگری آشتی دهید و دادگری ورزید که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره حجرات، آیه ۹.</ref>؛ لذا با توجه به [[آیه]] [[بغی]]، میتوان گفت در این مرحله هنوز [[قتال]] به مرحله درگیری، برخورد فیزیکی و [[آشوب]] نرسیده و بر همه [[مردم]] لازم است که مانع از وقوع [[جنگ]] و آشوب شوند. | ||
در اصطلاح [[فقیهان]] بغی به معنی [[ظلم]] و تجاوزی است که علیه [[امام]] و [[حاکم اسلامی]] صورت پذیرد. [[علمای امامیه]] و [[اهل سنت]] هر کدام طبق [[عقیده]] خود نظرات و تعاریفی آوردهاند. از منظر فقهای [[خاصه]] یکی از اقسام [[جهاد]]، جهاد علیه [[باغیان]] بر امام است. [[فقها]] تعریفهای مختلفی از بغی ارائه کردهاند که میتوان گفت، قدر مشترک همه آن تعاریف «[[شورش مسلحانه]] علیه امام» است. بعضی از فقها بغی را به [[خروج بر امام]] [[معصوم]]{{ع}} تعریف کرده و گفتهاند «کسی که بر امام معصوم از [[ائمه طاهرین]] خروج کند، خواه یک نفر باشد مانند [[ابنملجم]] و یا بیشتر مانند [[اهل]] [[جمل]] و [[صفین]] [[باغی]] است»<ref>عاملی، محمد بن مکی (شهید اول)، اللمعة الدمشقیة، ص۸۳.</ref>. در مقابل، غالب فقها بغی را بر خروج بر [[نایب امام]] معصوم{{ع}} نیز تسری داده و بغی را به [[خروج بر امام عادل]] تعریف کردهاند. از جمله مرحوم [[کاشف الغطاء]] گفته است: «هر کس علیه امام معصوم و یا [[نایب]] او خروج کند و از [[فرمان]] او [[سرپیچی]] نماید و امر او را [[اطاعت]] نکند و [[نهی]] او را ترک نکند و یا با او از راه ترک [[زکات]] و یا [[خمس]] [[مخالفت]] ورزد و یا [[حقوق]] [[شرعی]] او را ندهد [[باغی]] است»<ref>کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، ج۴، ص٣۶٧.</ref>. مرحوم [[صاحب جواهر]] نیز در تعریف [[بغی]] آورده است: «[[بغی در لغت]] به معنای [[متجاوز]] از حد و [[ظلم]] و [[استعلا]] و [[طلب]] کردن چیزی است و در عرف متشرعه خروج از [[اطاعت امام]] [[عادل]] است»<ref>نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج٢١، ص۳۲۲.</ref>. [[شیخ طوسی]] در کتاب النهایه میفرماید: «هر کس بر [[امام عادل]] خروج کند و [[بیعت]] خود را نقض کند و با [[احکام]] و فرمانهای او مخالفت کند باغی خواهد بود.»..<ref>طوسی، ابوجعفر، النهایه؛ منقول از سلسله الینابیع الفقهیه، ج۹، ص۵٣.</ref>. همچنین [[ابن ادریس]] در السرائر فرموده است: «هرکس علیه امام عادل خروج کند و بیعت خود را با او بشکند و او را در احکام و فرمانهایش مخالفت کند پس او باغی است.»..<ref>ابن ادریس حلی، السرائر، ج۲، ص١۵.</ref>. | در اصطلاح [[فقیهان]] بغی به معنی [[ظلم]] و تجاوزی است که علیه [[امام]] و [[حاکم اسلامی]] صورت پذیرد. [[علمای امامیه]] و [[اهل سنت]] هر کدام طبق [[عقیده]] خود نظرات و تعاریفی آوردهاند. از منظر فقهای [[خاصه]] یکی از اقسام [[جهاد]]، جهاد علیه [[باغیان]] بر امام است. [[فقها]] تعریفهای مختلفی از بغی ارائه کردهاند که میتوان گفت، قدر مشترک همه آن تعاریف «[[شورش مسلحانه]] علیه امام» است. بعضی از فقها بغی را به [[خروج بر امام]] [[معصوم]]{{ع}} تعریف کرده و گفتهاند «کسی که بر امام معصوم از [[ائمه طاهرین]] خروج کند، خواه یک نفر باشد مانند [[ابنملجم]] و یا بیشتر مانند [[اهل]] [[جمل]] و [[صفین]] [[باغی]] است»<ref>عاملی، محمد بن مکی (شهید اول)، اللمعة الدمشقیة، ص۸۳.</ref>. در مقابل، غالب فقها بغی را بر خروج بر [[نایب امام]] معصوم{{ع}} نیز تسری داده و بغی را به [[خروج بر امام عادل]] تعریف کردهاند. از جمله مرحوم [[کاشف الغطاء]] گفته است: «هر کس علیه امام معصوم و یا [[نایب]] او خروج کند و از [[فرمان]] او [[سرپیچی]] نماید و امر او را [[اطاعت]] نکند و [[نهی]] او را ترک نکند و یا با او از راه ترک [[زکات]] و یا [[خمس]] [[مخالفت]] ورزد و یا [[حقوق]] [[شرعی]] او را ندهد [[باغی]] است»<ref>کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، ج۴، ص٣۶٧.</ref>. مرحوم [[صاحب جواهر]] نیز در تعریف [[بغی]] آورده است: «[[بغی در لغت]] به معنای [[متجاوز]] از حد و [[ظلم]] و [[استعلا]] و [[طلب]] کردن چیزی است و در عرف متشرعه خروج از [[اطاعت امام]] [[عادل]] است»<ref>نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام، ج٢١، ص۳۲۲.</ref>. [[شیخ طوسی]] در کتاب النهایه میفرماید: «هر کس بر [[امام عادل]] خروج کند و [[بیعت]] خود را نقض کند و با [[احکام]] و فرمانهای او مخالفت کند باغی خواهد بود.»..<ref>طوسی، ابوجعفر، النهایه؛ منقول از سلسله الینابیع الفقهیه، ج۹، ص۵٣.</ref>. همچنین [[ابن ادریس]] در السرائر فرموده است: «هرکس علیه امام عادل خروج کند و بیعت خود را با او بشکند و او را در احکام و فرمانهایش مخالفت کند پس او باغی است.»..<ref>ابن ادریس حلی، السرائر، ج۲، ص١۵.</ref>. | ||