بغی در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخهها
←جهاد با اهل بغی
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۱۷: | خط ۱۱۷: | ||
== جهاد با اهل بغی == | == جهاد با اهل بغی == | ||
{{اصلی|جهاد با باغیان}} | {{اصلی|جهاد با باغیان}} | ||
مقابله با [[اهل بغی]] باید با ظرافت و دقت و استفاده از راهحلهای [[فرهنگی]] و سیاسی انجام شود و دولت اسلامی پس از گفتوگو و بحث و [[مذاکره]] در راه حل مشکل [[اعتقادی]]، [[فقهی]] و [[اجتماعی]] آنان بکوشد و از آنان به روش [[مسالمتآمیز]] بخواهد که از حکومت و امام [[پیروی]] کنند و [[وحدت]] [[جامعه اسلامی]] و [[رفتار]] به مقتضای [[اخوت اسلامی]] و [[انصاف]] و [[عدل]] را رعایت کنند. | |||
[[شورشیان]] هرگاه مهلت بطلبند، باید به آنها [[فرصت]] داده شود و در این مدت لازم است دولت اسلامی از جریان امر مطلع باشد و با [[مراقبت]] کامل مقاصد آنها را دریابد. اگر تمایلی به [[فرمانبرداری]] از آنها مشاهده کرد، مهلت کافی بدهد، و هرگاه نیاز به مطالعه و بحث و تحقیق دارند از مساعدت و [[همکاری]] فروگذار نباشد و در صورتی که قصد [[فریب]] دارند و به این بهانه درصدد تقویت خود و جمعآوری نیرو و امکانات هستند، چنین فرصتی را از آنان بگیرد<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۵۵۶.</ref> و همچنین اگر خطر به حدی باشد که فرصتی برای اعمال راههای مسالمتآمیز در میان نباشد<ref>جواهرالکلام، ج۲۱، ص۵۵۴.</ref>. | |||
علی{{ع}} قبل از [[سرکوب]] [[خوارج]]، [[شخصیت]] بزرگی چون [[ابن عباس]] را برای مذاکره و [[حل مشکلات]] و مسائل آنان فرستاد، ولی با تمام تلاشی که مبذول داشت نتیجهای گرفته نشد. [[امام]] پس از پیمودن راههای [[مسالمتآمیز]] و [[یأس]] از امکان راهحل [[فرهنگی]] و [[سیاسی]] میتواند با استفاده از عنوان {{متن قرآن|الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}}<ref>«دلجوییشدگان» سوره توبه، آیه ۶۰.</ref> از راه کمکهای مادی و [[اقتصادی]] به عادیسازی شرایط و فرونشاندن [[شورش]] بپردازد و از [[بیتالمال]] ([[زکوة]]) در این راه سود ببرد. با فرض ناکامی در همه این راهها هنگامی که امام تصمیم به [[مجازات]] و [[سرکوب]] [[شورشیان]] میگیرد، بر همه اقشار [[امت]] [[واجب]] است به ندای امام پاسخ مثبت بدهند. [[سرپیچی]] از خواسته امام [[گناه کبیره]] است و کسانی که مخاطب خاص امام باشند، مشارکت در این امر بر آنها [[واجب عینی]] خواهد بود. | |||
[[علامه حلی]] در تذکرة میگوید: هر کسی که بر [[امام عادل]] که امامتش با [[نص]] ثابت شده (از نظر [[شیعه]]) و یا با [[انتخاب]] امت برگزیده شده (از نظر [[فقه]] [[سنی]])، شورش نماید واجب است که [[مسلمانان]] با او بجنگند و این [[حکم]] مورد اتفاق و [[اجماع]] همه [[فقهای اسلام]] است<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۴.</ref>. | |||
[[جنگ]] با [[بغاة]] مانند [[جهاد]] با [[مشرکین]] است و به مقتضای [[آیه]] ۹ [[سوره زخرف]] تا دست از شورش برنداشته و به [[حکم خدا]] [[راضی]] نشده و به [[اطاعت امام]] بازنگشتهاند، تحت تعقیب نظامی قرار میگیرند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۵؛ جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۶.</ref>. درخواست [[آتشبس]] و [[مهادنه]] از شورشیان پذیرفته نمیشود<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۶.</ref> و به خاطر جنایاتی که به هنگام شورش مرتکب شدهاند، پس از سرکوب و فرونشاندن [[فتنه]] طبق [[مقررات اسلامی]] مجازات میشوند<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref>. | |||
برخی از [[فقها]] مانند ابنجنید به استناد [[سیره]] علی{{ع}} که با [[قاسطین]] و [[مارقین]] و [[ناکثین]] آغاز به جنگ نکرد تا آنها آغاز کردند، گفتهاند: ستوده نیست مسلمانان آغازگر جنگ علیه بغاة باشند؛ چنان که علی{{ع}} فرمود: جنگ را شما آغاز نکنید زیرا [[سپاس]] [[خدا]] را که شما دلیل و [[حجت]] دارید. اگر دست به جنگ نزنید تا آنها آغازگر باشند، دلیل و حجت دیگری خواهید داشت<ref>تذکرةالفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۳۰۹ و ۳۱۶-۳۱۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۴۱۰.</ref> | |||
=== دلایل [[قتال با اهل بغی]] === | === دلایل [[قتال با اهل بغی]] === | ||
[[وجوب]] [[جنگ]] و [[جهاد با اهل بغی]] مستند به [[قرآن]] و [[سنت]] است. در سنت به روش [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} در سرکوبی باغیان [[جنگ جمل]] و [[جنگ صفین]] و [[نهروان]] استناد و استدلال شده است. هم [[شیعه]] و هم فقهای [[اهل تسنن]] به روش [[علی]] {{ع}} استناد کردهاند. شافعی گفته است: "در مورد وجوب قتال با اهل بغی و کیفیت آن در سنت موردی جز روش علی {{ع}} نمیشناسیم و علی با اهل بصره و [[خوارج]] جنگید اما فراریان آنها را تعقیب نکرد و مجروحینشان را نکشت، چون آنها "ذیفئه" نبودند. اما [[اهل شام]] را تعقیب کرد؛ زیرا آنها تشکیلات در پشت جبهه داشتند و ذیفئه بودند". | [[وجوب]] [[جنگ]] و [[جهاد با اهل بغی]] مستند به [[قرآن]] و [[سنت]] است. در سنت به روش [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} در سرکوبی باغیان [[جنگ جمل]] و [[جنگ صفین]] و [[نهروان]] استناد و استدلال شده است. هم [[شیعه]] و هم فقهای [[اهل تسنن]] به روش [[علی]] {{ع}} استناد کردهاند. شافعی گفته است: "در مورد وجوب قتال با اهل بغی و کیفیت آن در سنت موردی جز روش علی {{ع}} نمیشناسیم و علی با اهل بصره و [[خوارج]] جنگید اما فراریان آنها را تعقیب نکرد و مجروحینشان را نکشت، چون آنها "ذیفئه" نبودند. اما [[اهل شام]] را تعقیب کرد؛ زیرا آنها تشکیلات در پشت جبهه داشتند و ذیفئه بودند". | ||