دوازده امام در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۲: خط ۳۲:


=== روایات بیان کننده عدد ===
=== روایات بیان کننده عدد ===
[[روایات دوازده امام]] بر دو دسته قابل تقسیم است، در بعضی از [[روایات]] تنها به ذکر عدد و بدون ذکر نام اکتفا شده و در بعضی دیگر از [[روایات]]، [[اسامی]] نیز آمده است.
روایات دوازده امام بر دو دسته قابل تقسیم است، در بعضی از [[روایات]] تنها به ذکر عدد و بدون ذکر نام اکتفا شده و در بعضی دیگر از [[روایات]]، [[اسامی]] نیز آمده است.


روایاتی که به ذکر عدد اکتفا کرده است. مانند [[حدیث]] جَابِرَ بْنَ‏ سَمُرَةَ که منابع معتبر [[اهل سنت]]، این [[حدیث]] را با الفاظ مختلف و سندهای صحیح، [[نقل]] کرده‌اند: {{متن حدیث|جَابِرَ بْنَ سَمُرَةَ یَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} یَخْطُبُ وَ هُوَ یَقُولُ:‏ إِنَّ الْإِسْلَامَ لَا یَزَالُ عَزِیزاً إِلَی اثْنَیْ عَشْرَ خَلِیفَةً ثُمَ‏ قَالَ‏ کَلِمَةً لَمْ‏ أَفْهَمْهَا فَقُلْتُ لِأَبِی مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} فَقَالَ کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ}}<ref>مسند أبی داود الطیاسی، ص ۶۰۷.</ref>.
روایاتی که به ذکر عدد اکتفا کرده است. مانند [[حدیث]] جَابِرَ بْنَ‏ سَمُرَةَ که منابع معتبر [[اهل سنت]]، این [[حدیث]] را با الفاظ مختلف و سندهای صحیح، [[نقل]] کرده‌اند: {{متن حدیث|جَابِرَ بْنَ سَمُرَةَ یَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} یَخْطُبُ وَ هُوَ یَقُولُ:‏ إِنَّ الْإِسْلَامَ لَا یَزَالُ عَزِیزاً إِلَی اثْنَیْ عَشْرَ خَلِیفَةً ثُمَ‏ قَالَ‏ کَلِمَةً لَمْ‏ أَفْهَمْهَا فَقُلْتُ لِأَبِی مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}} فَقَالَ کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ}}<ref>مسند أبی داود الطیاسی، ص ۶۰۷.</ref>.


[[حدیث]] [[جابر]] را دیگر [[منابع اهل سنت]] با اسناد معتبر و قابل قبول [[نقل]] کرده‌اند مانند: [[خزاعی]] [[مروزی]] در [[کتاب]] [[الفتن]] و [[احمد بن حنبل]] در [[مسند]] بیش از سی مرتبه [[حدیث]] [[جابر]] را با الفاظ و طرق مختلف [[نقل]] کرده است. [[بخاری]] و [[مسلم نیشابوری]] در صحیح خودشان و...<ref>ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]].</ref>.
[[حدیث]] [[جابر]] را دیگر منابع اهل سنت با اسناد معتبر و قابل قبول [[نقل]] کرده‌اند مانند: [[خزاعی]] مروزی در [[کتاب]] الفتن و [[احمد بن حنبل]] در مسند بیش از سی مرتبه [[حدیث]] [[جابر]] را با الفاظ و طرق مختلف [[نقل]] کرده است. [[بخاری]] و [[مسلم نیشابوری]] در صحیح خودشان و... .


در این دسته از [[روایات]] هرچند تنها عدد [[جانشینان]] بیان شده و تصریح به اسم افراد نشده اما مشتمل بر توصیفاتی است که موجب می‌شود [[مدعیان دروغین]] نتوانند به آسانی خود را بر [[امت]] [[تحمیل]] کنند زیرا توجه به انطباق بر مصادیق آن اوصاف، اشخاص و مصادیق را بدون هیچ‌گونه [[شک]] و تردیدی [[تعیین]] می‌کند و ما را از فرو رفتن در گرداب [[تفاسیر]] مخدوش بعضی از شارحان [[حدیث]] در میان [[اهل سنت]] مصون می‌دارد.
در این دسته از [[روایات]] هرچند تنها عدد [[جانشینان]] بیان شده و تصریح به اسم افراد نشده اما مشتمل بر توصیفاتی است که موجب می‌شود [[مدعیان دروغین]] نتوانند به آسانی خود را بر [[امت]] [[تحمیل]] کنند زیرا توجه به انطباق بر مصادیق آن اوصاف، اشخاص و مصادیق را بدون هیچ‌گونه [[شک]] و تردیدی تعیین می‌کند و ما را از فرو رفتن در گرداب [[تفاسیر]] مخدوش بعضی از شارحان [[حدیث]] در میان [[اهل سنت]] مصون می‌دارد.


برای تببین و رفع ابهام از مصادیق و افراد [[امامان دوازده‌گانه]]، برخی از توصیفاتی که در [[روایات]] [[ائمه]] اثنی‌عشر آمده را مورد دقت و تامل قرار می‌‌دهیم:
برای تببین و رفع ابهام از مصادیق و افراد [[امامان دوازده‌گانه]]، برخی از توصیفاتی که در [[روایات]] [[ائمه]] اثنی‌عشر آمده را مورد دقت و تامل قرار می‌‌دهیم:
# '''[[دوازده نفر]] به تعداد [[نقباء]] [[بنی‌اسرائیل]]''': {{متن حدیث|رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} فَقَالَ: اثْنَا عَشَرَ کَعِدَّةِ نُقَبَاءِ بَنِی‏ إِسْرَائِیلَ}}<ref>مسند احمد، ج۱، ص ۳۹۸.</ref>. نقبای<ref>نقیب به معنای پیشوا و رئیس است. نقیب در اصل از ماده "نقب" (بر وزن نقد) گرفته شده که به معنی روزنه‌های وسیع، مخصوصاً راه‌های زیرزمینی می‌باشد. و به رئیس و رهبر یک جمعیت از آن جهت نقیب می‌‌گویند که از اسرار جمعیت آگاه است، گویی در میان آنها نقبی ایجاد کرده و از وضع آنها آگاه شده، و گاهی "نقیب" به کسی گفته می‌شود که رئیس جمعیت نیست و تنها معرف و وسیله شناسایی آنها است، و اگر به فضائل اشخاص عنوان "مناقب" اطلاق می‌شود، به خاطر آن است که با فحص و کنجکاوی باید از آنها آگاه گشت. تفسیر نمونه، ج۴، ص ۳۰۸.</ref> [[بنی اسرائیل]] بنابر [[کلام خداوند]] [[دوازده نفر]] بودند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا}}<ref>«و به راستی خداوند از بنی اسرائیل پیمان گرفت و از ایشان دوازده سرپرست را برانگیختیم» سوره مائده، آیه ۱۲.</ref>. بنابراین، [[جانشینی]] و [[خلافت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} تا [[قیامت]]، مختص به [[دوازده نفر]] است و نه بیش از آن<ref>ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]].</ref>.
# '''دوازده نفر به تعداد [[نقباء]] [[بنی‌اسرائیل]]''': {{متن حدیث|رَسُولَ اللَّهِ {{صل}} فَقَالَ: اثْنَا عَشَرَ کَعِدَّةِ نُقَبَاءِ بَنِی‏ إِسْرَائِیلَ}}<ref>مسند احمد، ج۱، ص ۳۹۸.</ref>. نقبای<ref>نقیب به معنای پیشوا و رئیس است. نقیب در اصل از ماده "نقب" (بر وزن نقد) گرفته شده که به معنی روزنه‌های وسیع، مخصوصاً راه‌های زیرزمینی می‌باشد. و به رئیس و رهبر یک جمعیت از آن جهت نقیب می‌‌گویند که از اسرار جمعیت آگاه است، گویی در میان آنها نقبی ایجاد کرده و از وضع آنها آگاه شده، و گاهی "نقیب" به کسی گفته می‌شود که رئیس جمعیت نیست و تنها معرف و وسیله شناسایی آنها است، و اگر به فضائل اشخاص عنوان "مناقب" اطلاق می‌شود، به خاطر آن است که با فحص و کنجکاوی باید از آنها آگاه گشت. تفسیر نمونه، ج۴، ص ۳۰۸.</ref> [[بنی اسرائیل]] بنابر [[کلام خداوند]] دوازده نفر بودند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا}}<ref>«و به راستی خداوند از بنی اسرائیل پیمان گرفت و از ایشان دوازده سرپرست را برانگیختیم» سوره مائده، آیه ۱۲.</ref>. بنابراین، [[جانشینی]] و [[خلافت]] [[رسول اکرم]] {{صل}} تا [[قیامت]]، مختص به دوازده نفر است و نه بیش از آن.
# '''کلهم من [[قریش]]''': [[قریشی بودن]] در اکثر [[روایات]] [[ائمه]] اثنی‌عشر و سایر [[روایات]] مرتبط با [[امامت]] در [[منابع اهل سنت]] آمده است و بر این مطلب ادعای [[تواتر]] هم شده است. [[بدیهی]] است همه طوایف [[قریش]] نمی‌توانند مقصود و مراد از این [[کلام]] باشند زیرا [[پیشوای امت]] [[اسلامی]] باید از نظر [[فضائل]] [[انسانی]] دارای [[برتری]] و امتیاز ویژه در بین [[امت]] باشد و این ویژگی و امتیاز در بین [[قریش]] مختص [[خاندان]] بنی‌‌هاشم است، زیرا اوّلاً درباره [[جایگاه]] ویژه و [[منزلت]] خاص بنی‌‌هاشم از [[پیامبر اعظم]] {{صل}} [[روایات]] بسیاری رسیده است که جائی برای تردید باقی نمی‌ماند، ثانیاً: [[مذمت]] [[حاکمان ستمگر]] بدون تردید به معنای سلب صلاحیت آنان از [[منصب امامت]] و [[جانشینی پیامبر اکرم]] {{صل}} است. توصیف [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از [[بنی امیه]] و [[بنی‌مروان]] و [[مذمت]] شدید آنان و سلب صلاحیت از امری [[امت اسلامی]] که از [[احکام]] [[جور]] بودند، از مسلمات است. بنابراین [[زمامداران]] [[ستم‌کار]] نمی‌توانند مصداق [[روایات ائمه اثنی عشر]] باشند حتی اگر ادعای [[خلافت]] و [[جانشینی]] [[رسول اکرم]] {{صل}} را داشته باشند. نکته مهم در [[حدیث]] [[جابر]] این است که [[راوی حدیث]] به خاطر اختلال و ایجاد سر و صدای برخی از حضار، نتوانسته تمامسخن [[پیامبر اکرم]] را بشنود و فقط تعداد [[جانشینان]] را شنیده و توصیف به قریشیت را با واسطه [[نقل]] کرده نه به صورت مستقیم. با توجه به این مطلب، احتمال {{متن حدیث|کُلُّهُمْ‏ مِنْ‏ قُرَیْشٍ‏}}، ضعیف است بلکه {{متن حدیث|کُلُّهُمْ‏ مِنْ‏ بَنِی‏ هَاشِمٍ}} ‏بوده چراکه این کلمه موجب عکس‌العمل و واکنش‌های منفی برخی از حضار گردیده است<ref>ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]].</ref>.
# '''کلهم من [[قریش]]''': [[قریشی بودن]] در اکثر [[روایات]] [[ائمه]] اثنی‌عشر و سایر [[روایات]] مرتبط با [[امامت]] در منابع اهل سنت آمده است و بر این مطلب ادعای تواتر هم شده است. بدیهی است همه طوایف [[قریش]] نمی‌توانند مقصود و مراد از این [[کلام]] باشند زیرا پیشوای امت [[اسلامی]] باید از نظر [[فضائل]] [[انسانی]] دارای [[برتری]] و امتیاز ویژه در بین [[امت]] باشد و این ویژگی و امتیاز در بین [[قریش]] مختص [[خاندان]] بنی‌‌هاشم است، زیرا اوّلاً درباره جایگاه ویژه و [[منزلت]] خاص بنی‌‌هاشم از [[پیامبر اعظم]] {{صل}} [[روایات]] بسیاری رسیده است که جائی برای تردید باقی نمی‌ماند، ثانیاً: مذمت [[حاکمان ستمگر]] بدون تردید به معنای سلب صلاحیت آنان از [[منصب امامت]] و [[جانشینی پیامبر اکرم]] {{صل}} است. توصیف [[پیامبر اکرم]] {{صل}} از [[بنی امیه]] و [[بنی‌مروان]] و مذمت شدید آنان و سلب صلاحیت از امری [[امت اسلامی]] که از [[احکام]] [[جور]] بودند، از مسلمات است. بنابراین [[زمامداران]] [[ستم‌کار]] نمی‌توانند مصداق [[روایات ائمه اثنی عشر]] باشند حتی اگر ادعای [[خلافت]] و [[جانشینی]] [[رسول اکرم]] {{صل}} را داشته باشند. نکته مهم در [[حدیث]] [[جابر]] این است که راوی حدیث به خاطر اختلال و ایجاد سر و صدای برخی از حضار، نتوانسته تمامسخن [[پیامبر اکرم]] را بشنود و فقط تعداد [[جانشینان]] را شنیده و توصیف به قریشیت را با واسطه [[نقل]] کرده نه به صورت مستقیم. با توجه به این مطلب، احتمال {{متن حدیث|کُلُّهُمْ‏ مِنْ‏ قُرَیْشٍ‏}}، ضعیف است بلکه {{متن حدیث|کُلُّهُمْ‏ مِنْ‏ بَنِی‏ هَاشِمٍ}} ‏بوده چراکه این کلمه موجب عکس‌العمل و واکنش‌های منفی برخی از حضار گردیده است.
# '''عدم اختصاص به زمان خاص''': [[دوازده نفر]] از بعد [[وفات پیامبر اکرم]] {{صل}} تا [[قیامت]]، [[ریاست]] و [[رهبری]] [[امت اسلامی]] را بر عهده دارند و مختص به زمان و دوره خاص نیستند. در [[حدیث]] [[عبدالله بن مسعود]] کلمه {{متن حدیث|هَذِهِ‏ الْأُمَّةَ}} با توجه به استمرار [[امت اسلام]] تا [[آخر الزمان]]، عدم اختصاص [[جانشینان]] [[دوازده‌گانه]] به دوره زمان خاص را می‌رساند: {{متن حدیث|فَقَالَ لَهُ یَا أَبَا عَبْدِ الرّحْمَنِ هَلْ سَأَلْتُمْ رَسُولَ اللهِ {{صل}} کَمْ تَمْلِکُ هَذِهِ الأُمَّةُ مِنْ خَلِیفَةٍ َقَالَ نَعَمْ و لَقَدْ سَأَلْنَا رَسُولَ اللهِ {{صل}} فَقَالَ اثْنَا عَشَرَ کَعِدَّةِ نُقَبَاءِ بَنِی‏ إِسْرَائِیلَ‏}}<ref>مسند احمد، ج۱، ص ۳۹۸.</ref>، علاوه بر این در [[حدیث]] [[جابر بن سمره]] از کلماتی مانند: {{متن حدیث|لایزال}} و {{متن حدیث|حَتَّی‏ تَقُومَ‏ السَّاعَةُ}} [[استمرار]] و عدم اختصاص به وضوح استفاده می‌شود<ref>ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]].</ref>.
# '''عدم اختصاص به زمان خاص''': دوازده نفر از بعد [[وفات پیامبر اکرم]] {{صل}} تا [[قیامت]]، [[ریاست]] و [[رهبری]] [[امت اسلامی]] را بر عهده دارند و مختص به زمان و دوره خاص نیستند. در [[حدیث]] [[عبدالله بن مسعود]] کلمه {{متن حدیث|هَذِهِ‏ الْأُمَّةَ}} با توجه به استمرار [[امت اسلام]] تا [[آخر الزمان]]، عدم اختصاص [[جانشینان]] دوازده‌گانه به دوره زمان خاص را می‌رساند: {{متن حدیث|فَقَالَ لَهُ یَا أَبَا عَبْدِ الرّحْمَنِ هَلْ سَأَلْتُمْ رَسُولَ اللهِ {{صل}} کَمْ تَمْلِکُ هَذِهِ الأُمَّةُ مِنْ خَلِیفَةٍ َقَالَ نَعَمْ و لَقَدْ سَأَلْنَا رَسُولَ اللهِ {{صل}} فَقَالَ اثْنَا عَشَرَ کَعِدَّةِ نُقَبَاءِ بَنِی‏ إِسْرَائِیلَ‏}}<ref>مسند احمد، ج۱، ص ۳۹۸.</ref>، علاوه بر این در [[حدیث]] [[جابر بن سمره]] از کلماتی مانند: {{متن حدیث|لایزال}} و {{متن حدیث|حَتَّی‏ تَقُومَ‏ السَّاعَةُ}} [[استمرار]] و عدم اختصاص به وضوح استفاده می‌شود.
# '''عامل دوام [[عزت]] و [[سرافرازی]] [[اسلام]]''': این صفت و نشانه مهم و با [[عظمت]] به صورت مکرر و با الفاظ مختلف در [[روایات]] [[امامان]] دوازده‌‌گانه آمده است: {{متن حدیث|لَا یَزَالُ‏ الْإِسْلَامُ‏ عَزِیزاً إِلَی اثْنَتَیْ عَشْرَةَ خَلِیفَةً}}<ref>صحیح مسلم، ج۶، کتاب الإماره، باب الناس تبع لقریش، ص ۳؛ مسند احمد، ج۵، ص ۹۰ و ۹۸.</ref> و {{متن حدیث|لَا یَزَالُ‏ هَذَا الدِّینُ‏ عَزِیزاً مَنِیعاً إِلَی اثْنَیْ عَشَرَ}}<ref>صحیح مسلم، ج۶، کتاب الإماره، باب الناس تبع لقریش، ص ۳؛ مسند احمد، ج۵، ص ۹۰ و ۹۸.</ref>.
# '''عامل دوام [[عزت]] و سرافرازی [[اسلام]]''': این صفت و نشانه مهم و با عظمت به صورت مکرر و با الفاظ مختلف در [[روایات]] [[امامان]] دوازده‌‌گانه آمده است: {{متن حدیث|لَا یَزَالُ‏ الْإِسْلَامُ‏ عَزِیزاً إِلَی اثْنَتَیْ عَشْرَةَ خَلِیفَةً}}<ref>صحیح مسلم، ج۶، کتاب الإماره، باب الناس تبع لقریش، ص ۳؛ مسند احمد، ج۵، ص ۹۰ و ۹۸.</ref> و {{متن حدیث|لَا یَزَالُ‏ هَذَا الدِّینُ‏ عَزِیزاً مَنِیعاً إِلَی اثْنَیْ عَشَرَ}}<ref>صحیح مسلم، ج۶، کتاب الإماره، باب الناس تبع لقریش، ص ۳؛ مسند احمد، ج۵، ص ۹۰ و ۹۸.</ref>.


با توجه به این‌گونه توصیفات در [[احادیث ائمه]] [[اثنی عشر]] و سایر توصیفات [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در مواضع متعدد که درباره [[اهل بیت]] خود داشته‌اند، نظیر [[حدیث ثقلین]] و [[حدیث سفینه]] و [[حدیث امان]]، [[دوازده جانشین]]، بر غیر [[امامان]] از [[اهل بیت]] [[عصمت]] {{ع}} قابل انطباق نیست؛ زیرا این [[احادیث]] را نمی‌توان بر خلفای نخستین که کمتر از [[دوازده]] نفرند، [[تطبیق]] نمود و نیز نمی‌توان آن را منطبق بر [[پادشاهان]] [[بنی‌امیه]] دانست زیرا بیش از [[دوازده]] نفرند و همۀ آنها مرتکب [[ظلم]] و ستم‌های آشکار شدند و از [[بنی‌هاشم]] نیستند؛ بنابراین راهی جز این نمی‌ماند که این [[حدیث]] را بر [[امامان دوازده‌گانه]] [[اهل‌بیت پیامبر]] {{صل}} و عترتش منطبق بدانیم<ref>ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]].</ref>.
با توجه به این‌گونه توصیفات در احادیث ائمه اثنی عشر و سایر توصیفات [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در مواضع متعدد که درباره [[اهل بیت]] خود داشته‌اند، نظیر [[حدیث ثقلین]] و [[حدیث سفینه]] و [[حدیث امان]]، [[دوازده جانشین]]، بر غیر [[امامان]] از [[اهل بیت]] [[عصمت]] {{ع}} قابل انطباق نیست؛ زیرا این [[احادیث]] را نمی‌توان بر خلفای نخستین که کمتر از دوازده نفرند، تطبیق نمود و نیز نمی‌توان آن را منطبق بر [[پادشاهان]] [[بنی‌امیه]] دانست زیرا بیش از دوازده نفرند و همۀ آنها مرتکب [[ظلم]] و ستم‌های آشکار شدند و از [[بنی‌هاشم]] نیستند؛ بنابراین راهی جز این نمی‌ماند که این [[حدیث]] را بر [[امامان دوازده‌گانه]] [[اهل‌بیت پیامبر]] {{صل}} و عترتش منطبق بدانیم<ref>ر.ک: [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۱]].</ref>.


=== [[روایات]] بیان‌گر اسامی [[امامان]] ===
=== [[روایات]] بیان‌گر اسامی [[امامان]] ===
۱۳۰٬۴۰۱

ویرایش