←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = بنی سکون بن اشرس بن کنده | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==نسب بنی تجیب== این طایفه در شمار اعراب کهلانی<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۳۶.</ref> و از شاخههای بنی سکون بن اشرس بن کند...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
بنی تجیبها پس از [[پذیرش اسلام]] و در پی [[فتوحات اسلامی]]، علاوه بر یمن، با [[هجرت]] به مناطق دیگر از جمله [[کوفه]]، [[مصر]]، لیبی و [[اندلس]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۴۸.</ref> و نیز [[شام]]، آن مناطق را [[منزل]] و مأوای خود قرار دادند<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۳۶ و ۶۴۰.</ref>. از بین طوایف تجیب، [[بنی دحیم]] در [[حلب]] [[سوریه]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۳۶. بنی دحیم در حلب سوریه به عدل و امانت معروف بودند چندان که مثل عرب قرار گرفته بودند: «کانّه ابن دحیم» (بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۳۶)</ref> و جمعی از [[بنی عامر]] در شرق [[حمص]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۴۰.</ref>[[منزل]] گزیدند؛ ضمن این که جمع زیادی از آنان نیز [[مصر]] را محل سکونت خود برگزیدند که از جمله آنان میتوان به [[طوایف]] بنی ایدعان<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۱۱.</ref>، [[بنی قرناء]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۰۴.</ref>، [[بنی فهم]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۹۰.</ref>، بنی فصّال<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۸۴.</ref>، [[بنی سعد]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۰۱.</ref>، بنی زمیل ([[زمیله]])<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۷۶.</ref>، [[بنی عتاهیه]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۱.</ref>، [[بنی عباد]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۴۴.</ref>، و نیز جمعی از [[مردم]] طوایف [[بنی عامر]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۴۰.</ref> و بنی قتیر<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۰۴.</ref> اشاره کرد. علاوه بر آن، بنی سَوم<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۵۶.</ref> و بنی خلاوه در [[فسطاط]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۲۲.</ref>، و [[طایفه]] فردم نیز در [[صعید]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۸۱.</ref>[[سکونت]] داشتند. این [[جمعیت]] انبوه، دارای خطه ای در مصر بودند که به نامشان «تجیب» خوانده میشد<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۶؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۲۰۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۱۶. سمعانی مکان این خطه را در فسطاط دانسته است. (سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۰)</ref> از جمله [[رجال]] بزرگ [[بنی تجیب قیسیة بن کلثوم بن حباشه سومی]] بود که در [[دوران جاهلیت]] از جایگاه و [[منزلت]] ویژه ای برخوردار بود<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۳۸۸.</ref>. وی در [[فتوحات]] [[مصر]] از جمله فتح [[فسطاط]] حضور داشت و پس از فتح آن، در محله الرایه جبانه ای (کوچه) را به خود اختصاص داد و در آن [[منزل]] گزید<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۶۵.</ref>. با آغاز فتوحات [[افریقا]] و در پی آن [[فتح اندلس]]، جمعی از آنان از مصر به نقاط غربیتر از جمله [[جبل]] برقه [[غربی]] رفتند و همراه با برخی دیگر از [[قبایل یمنی]] در آنجا ساکن شدند<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۴۸.</ref> بنی قتیر از جمله این [[طوایف]] بودند که طرابلس و [[مغرب]] را به عنوان [[محل زندگی]] خود برگزیدند<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۰۴.</ref>. [[اندلس]] هم [[شاهد]] [[مهاجرت]] جمع کثیری از بنی تجیبیها پس از فتحش بود<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۰ - ۴۳۱.</ref>. [[مردمان]] این [[طایفه]] بزرگ، در [[زمان]] [[ملوک الطوایفی]] [[نفوذ]] زیادی در شبه جزیره ایبری پیدا کردند و در [[شهرها]] و مناطق بسیاری از جمله سرقسطه، دروقه و قلعه ایوب سکونت داشتند<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۰؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۴۸.</ref>. از جمله این طوایف بنی [[مهاجر]] بودند که ابتدا در دروقه و قلعه ایوب سکونت گزیدند؛ اما به مرور سرقسطه و... را نیز بر بلاد سرزمینی خود افزودند<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۵۰۰. نیز ر.ک: بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۵۳۱.</ref> علاوه بر [[آل]] مهاجر، بنی افطس نیز از دیگر تجیبیهایی بودند که در اندلس و در بطلیوس، یابره و غرب اندلس سکونت داشتند<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۱۹۷. نیز ر.ک: ابنخلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱.</ref>. ضمن این که بنی صمادح از ساکنان المریه اندلس<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۳۱۶؛ ابنخلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۵۰.</ref> و از بنیذی النون هم به عنوان ساکنان دیگر مناطق [[اندلس]]<ref>ابنخلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱.</ref> یاد شده است. جمع زیادی از بنی عتاهیه نیز در اندلس [[زندگی]] میکردند. آن با [[تسلط]] بر برخی قلعههای این مناطق در آن به زندگی میپرداختند<ref>عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۴۵۸.</ref>. مرسیه اندلس<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۱۵۳.</ref> و برشانه<ref>ر.ک: زرکلی، الاعلام، ج۶، ص۲۰۸.</ref> نیز پذیرای جمعی دیگر از [[مردم]] این [[قوم]] بود.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | بنی تجیبها پس از [[پذیرش اسلام]] و در پی [[فتوحات اسلامی]]، علاوه بر یمن، با [[هجرت]] به مناطق دیگر از جمله [[کوفه]]، [[مصر]]، لیبی و [[اندلس]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۴۸.</ref> و نیز [[شام]]، آن مناطق را [[منزل]] و مأوای خود قرار دادند<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۳۶ و ۶۴۰.</ref>. از بین طوایف تجیب، [[بنی دحیم]] در [[حلب]] [[سوریه]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۳۶. بنی دحیم در حلب سوریه به عدل و امانت معروف بودند چندان که مثل عرب قرار گرفته بودند: «کانّه ابن دحیم» (بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۳۶)</ref> و جمعی از [[بنی عامر]] در شرق [[حمص]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۴۰.</ref>[[منزل]] گزیدند؛ ضمن این که جمع زیادی از آنان نیز [[مصر]] را محل سکونت خود برگزیدند که از جمله آنان میتوان به [[طوایف]] بنی ایدعان<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۱۱.</ref>، [[بنی قرناء]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۰۴.</ref>، [[بنی فهم]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۹۰.</ref>، بنی فصّال<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۸۴.</ref>، [[بنی سعد]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۰۱.</ref>، بنی زمیل ([[زمیله]])<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۷۶.</ref>، [[بنی عتاهیه]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۱.</ref>، [[بنی عباد]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۴۴.</ref>، و نیز جمعی از [[مردم]] طوایف [[بنی عامر]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۴۰.</ref> و بنی قتیر<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۰۴.</ref> اشاره کرد. علاوه بر آن، بنی سَوم<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۵۶.</ref> و بنی خلاوه در [[فسطاط]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۲۲.</ref>، و [[طایفه]] فردم نیز در [[صعید]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۸۱.</ref>[[سکونت]] داشتند. این [[جمعیت]] انبوه، دارای خطه ای در مصر بودند که به نامشان «تجیب» خوانده میشد<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۶؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۲۰۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۱۶. سمعانی مکان این خطه را در فسطاط دانسته است. (سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۰)</ref> از جمله [[رجال]] بزرگ [[بنی تجیب قیسیة بن کلثوم بن حباشه سومی]] بود که در [[دوران جاهلیت]] از جایگاه و [[منزلت]] ویژه ای برخوردار بود<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۳۸۸.</ref>. وی در [[فتوحات]] [[مصر]] از جمله فتح [[فسطاط]] حضور داشت و پس از فتح آن، در محله الرایه جبانه ای (کوچه) را به خود اختصاص داد و در آن [[منزل]] گزید<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۶۵.</ref>. با آغاز فتوحات [[افریقا]] و در پی آن [[فتح اندلس]]، جمعی از آنان از مصر به نقاط غربیتر از جمله [[جبل]] برقه [[غربی]] رفتند و همراه با برخی دیگر از [[قبایل یمنی]] در آنجا ساکن شدند<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۴۸.</ref> بنی قتیر از جمله این [[طوایف]] بودند که طرابلس و [[مغرب]] را به عنوان [[محل زندگی]] خود برگزیدند<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۰۴.</ref>. [[اندلس]] هم [[شاهد]] [[مهاجرت]] جمع کثیری از بنی تجیبیها پس از فتحش بود<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۰ - ۴۳۱.</ref>. [[مردمان]] این [[طایفه]] بزرگ، در [[زمان]] [[ملوک الطوایفی]] [[نفوذ]] زیادی در شبه جزیره ایبری پیدا کردند و در [[شهرها]] و مناطق بسیاری از جمله سرقسطه، دروقه و قلعه ایوب سکونت داشتند<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۰؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۴۸.</ref>. از جمله این طوایف بنی [[مهاجر]] بودند که ابتدا در دروقه و قلعه ایوب سکونت گزیدند؛ اما به مرور سرقسطه و... را نیز بر بلاد سرزمینی خود افزودند<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۵۰۰. نیز ر.ک: بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۵۳۱.</ref> علاوه بر [[آل]] مهاجر، بنی افطس نیز از دیگر تجیبیهایی بودند که در اندلس و در بطلیوس، یابره و غرب اندلس سکونت داشتند<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۱۹۷. نیز ر.ک: ابنخلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱.</ref>. ضمن این که بنی صمادح از ساکنان المریه اندلس<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۳۱۶؛ ابنخلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۵۰.</ref> و از بنیذی النون هم به عنوان ساکنان دیگر مناطق [[اندلس]]<ref>ابنخلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱.</ref> یاد شده است. جمع زیادی از بنی عتاهیه نیز در اندلس [[زندگی]] میکردند. آن با [[تسلط]] بر برخی قلعههای این مناطق در آن به زندگی میپرداختند<ref>عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۴۵۸.</ref>. مرسیه اندلس<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۱۵۳.</ref> و برشانه<ref>ر.ک: زرکلی، الاعلام، ج۶، ص۲۰۸.</ref> نیز پذیرای جمعی دیگر از [[مردم]] این [[قوم]] بود.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||
==بنی تجیب و [[اخبار]] [[جاهلی]] این قوم== | |||
از معدود اخبار جاهلی این قوم میتوان به خبر [[اسارت]] [[عمرو بن قیسبه]] - [[رییس]] بنی سوم در ایام جاهلی - بهدست [[بنی حارث بن کعب]] و اطلاع دادن زیرکانه او به قومش از اسارت خود اشاره کرد<ref>او پس از اسارت، در حالی که بر روی تپه ای نگهداری میشد، سواری از کنارش رد شد. پس او بر آخر زین اسب آن مرد - که از کنار طایفه عمرو میگذشت - پیغامی نوشت و بدین ترتیب قومش را از اسارت خود با خبر کرد. (عوتبی صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۶)</ref>. ضمن این که [[غارت]] [[حسان]] بن منذر بن [[ضرار]] ضبی و اسارت جمعی از مردم بنی سوم از جمله دختر ربیعة بن عبداللّه (سلمة) بن ربیعة بن [[سلمة بن حارث]] بن سوم<ref>عوتبی صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۸.</ref> و نیز [[قتل]] جفنة بن قتیره - جد [[معاویة بن حدیج]] - به دست بنی [[نهد]]، از دیگر اخبار این قوم در ایام [[جاهلیت]] برشمرده شده است. جفنه که به اسارت بنی نهد در آمده بود پس از یک [[روز]] اسارت، از نهدیها آب [[طلب]] کرد. آنها جهت [[تحقیر]] او در بغلیه ای (ظاهرا ظرفی شبیه کتری یا آفتابه) مقداری آب برای وی بردند. او قسم خورد که اگر بمیرد از آب داخل بغلیه نخواهد نوشید. نهدیها نیز تعمداً بغلیه را هر روز پر آب میکردند و کنارش میگذاشتند، جفنه از آن آب ننوشید تا این که بعد از چند روز هلاک شد<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۳</ref>. این واقعه در اشعار [[شعرا]] و [[نوحه]] گران آن [[روز]] بازتابی خاص یافت<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۳</ref>. [[زیاد بن حارثة بن عوف بن قتیره]] معروف به «ابن هندابه» نیز از دیگر [[رجال]] [[جاهلی]] بنی تجیب است که نامی از او در حوادث ایام جاهلی به میان آمده است. زیاد از [[شجاعان]] و تک سواران این [[قوم]] بود که موفق شد دو بار حصین ذی الغصه [[حارثی]] را به [[اسارت]] در آورد؛ چندان که در [[مقام]] [[تحقیر]] و [[استهزاء]] حصین ذی الغصه میگفت: «اگر من اسبم را هم میفرستادم حصین را به اسارت میگرفت»<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۴.</ref>. حضور [[حارثة بن سلمه]] [[رییس]] سکون در «[[یوم]] محیّاة» - که در آن معاویة بن کنده کشته شد، - <ref>ابن عبد ربه، الغقد الفرید، ج۳، ص۳۴۱.</ref> و نیز مشارکت عوف بن قتیره در [[نبرد]] مشهور جاهلی «یوم نجباه» هم از دیگر [[اخبار]] جاهلی است که نامی از بنی تجیب و افراد طوایفش در آن به ثبت و ضبط رسیده است. در این [[جنگ داخلی]]، که بین بنی سکون و [[بنی معاویه]] - هر دو از شاخههای [[فروتر]] کنده - اتفاق افتاد، عوف بن قتیره [[فرماندهی]] بنی سکون را بر عهده داشت. این [[جنگ]] خونین، با کشته شدن بسیاری از افراد دو طرف خاتمه یافت<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۴.</ref>. | |||
[[ریاست]] تجیب در [[جاهلیت]] و بخشی از دورههای [[اسلامی]] در [[خاندان]] قیسبة بن کلثوم بن حباشة بن عمرو بن وائل بن سوم بود<ref>عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۴۵۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
==[[اسلام]] بنی تجیب== | |||
نقل شده است [[نمایندگان]] تجیب - که سیزده مرد بودند و [[زکات]] [[اموال]] خود را هم همراه آورده بودند، - در [[سال نهم هجرت]] به حضور [[پیامبر]]{{صل}} آمدندو با ایشان دیدار کردند. پیامبر{{صل}} از دیدارشان شاد شد و به [[بلال]] دستور داد از ایشان به خوبی [[پذیرایی]] کند و جوایز بهتری [در [[قیاس]] با دیگر [[قبایل]]] به ایشان بپردازد. [[بلال]] همچنین کرد و به آنها بیشتر از آنچه به [[نمایندگان]] دیگر جایزه داده میشد، جایزه داد. پس از اهداء [[هدایا]]، [[پیامبر]]{{صل}} از آنها پرسید: «آیا کسی از شما باقی مانده است که جایزه نگرفته باشد؟» گفتند: «آری؛ [[نوجوانی]] که از همه کوچکتر است و او را کنار بارهای خود گذاشته ایم». فرمود: «او را پیش ما بفرستید». [[نوجوان]] پیش [[نبی خاتم]]{{صل}} آمد و گفت: «من هم یکی از افراد همین گروه ام که هم اکنون حضور شما بودند و حوایج ایشان را برآوردی، لطفاً [[حاجت]] مرا هم برآور». [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: «حاجت تو چیست؟» گفت: «از [[خداوند]] بخواه که مرا بیامرزد و [[رحمت]] فرماید و [[بینیازی]] مرا در دلم قرار دهد». پیامبر{{صل}} عرض کرد: «پروردگارا او را بیامرز و غریق رحمت فرما و دلش را [[بینیاز]] گردان». سپس دستور فرمود جایزه او را هم به اندازه دیگران پرداختند. و ایشان همگی به [[سرزمین]] خود برگشتند، آنان در [[مراسم حج]] [[سال دهم هجرت]] در [[منی]] به حضور پیامبر{{صل}} آمدند و آن حضرت، از ایشان درباره آن نوجوان سؤال فرمود گفتند: «هیچ کس را چون او ندیده ایم؛ چراکه هر چه خداوند روزیش میکند، قانع و [[خشنود]] است»<ref>ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۲۳. نیز ر.ک: ابن سید الناس، عیون الاثر، ج۲، ص۳۰۸ - ۳۰۹.</ref>. از جمله وفود کنندگان بنی تجیب که نامی از ایشان در برخی منابع آمده میتوان به نام افرادی چون [[مرثد بن عبداللّه بن مجالد]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۲.</ref>، [[قیسبة بن کلثوم بن حباشه]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۱۵۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۳۸۸.</ref>، [[شریک]] بن ابی الأعقل بن سلمة بن عمیره تجیبی سومی<ref>ابن یونس، تاریخ ابن یونس المصری، ص۲۳۴؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۶، ص۲۸۰؛ سیوطی، در السحابه فی من دخل مصر من الصحابه، ص۶۹.</ref> و [[معاویة بن حدیج بن جفنه]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۹، ص۱۹.</ref> اشاره کرد. | |||
در برخی منابع با تعابیری مشابه، از [[ستایش]] این [[قوم]] توسط [[نبی اکرم]]{{صل}} خبر داده شده، این [[روایت]] را: {{عربی|اسلم سالمها الله و غفار غفر الله لها و تجيب اجابت الله و رسوله}}<ref>دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۱، ص۲۴۴؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۴۳۸؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۵۹۷.</ref>، به نقل از ایشان در وصف بنی تجیب و بعضی دیگر از [[قبایل]] نقل کردهاند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||