←ولایت و زعامت سیاسی
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
==== [[ولایت]] و [[زعامت سیاسی]] ==== | ==== [[ولایت]] و [[زعامت سیاسی]] ==== | ||
برخی از [[مفسرین]]،[[ امامت]] در [[آیه]] را به [[ولایت]] و [[زعامت سیاسی]] [[تفسیر]] کردهاند. مبنای تفسیر مزبور این است که ولایت و زعامت سیاسی از [[شئون نبوت]] و [[رسالت]] نبوده و نسبت آن با [[نبوت]] از قبیل عموم و خصوص من وجه است؛ یعنی برخی از [[پیامبران]] علاوه بر [[مقام نبوت]]، ولایت و زعامت سیاسی نیز داشته و بسیاری از آنان فاقد چنین مقامی بودهاند؛ چنان که [[ائمه]] {{عم}} دارای [[مقام ولایت]] و زعامت سیاسی بوده ولی نبوت ندارند. | |||
[[شیخ طوسی]] به این نظریه اشاره کرده است. <ref>شیخ طوسی التبیان، ج۱، ص۴۴۹..</ref>. وی در رسالهای که در این مسئله تألیف کرده گفته است: «[[امام]] دو کاربرد دارد؛ یکی کسی که در [[افعال]] و گفتارش مقتدای دیگران است؛ و دیگری کسی که به [[تدبیر]] [[امت]] و [[رهبری سیاسی]] آن [[قیام]] میکند. در کاربرد اوّل، [[نبی]] با امام [[شریک]] است؛ زیرا هیچ [[پیامبری]] نیست مگر این که گفتار و [[رفتار]] او برای دیگران [[اسوه]] است. ولی در کاربرد دوم چنین نیست؛ چه بسا [[حکمت الهی]] اقتضا کند که پیامبری را تنها برای [[ابلاغ احکام]] [[الهی]] به [[مردم]] برانگیزد، ولی او نسبت به رهبری سیاسی [[جامعه]] [[مأموریت]] نداشته باشد. وی سپس به تفکیک نبوت از [[امامت]] به معنای رهبری سیاسی به مواردی [[استدلال]] کرده است. | |||
# از آیه مربوط به [[فرمانروایی]] [[طالوت]] به دست میآید که [[پیامبر الهی]] در آن [[زمان]] دارای [[مقام امامت]] و فرمانروایی نبوده است زیرا اگر چنین بود، مردم از او نمیخواستند که فرمانروایی را برای آنها برگزیند، همچنین اگر وی دارای [[مقام فرمانروایی]] بود مردم نمیگفتند: ما از طالوت به فرمانروایی سزاوارتریم، بلکه میگفتند تو از طالوت به فرمانروایی سزاوارتری. | |||
# [[هارون]] با [[موسی]] {{عم}} در نبوت شریک بود، ولی مقام امامت به معنای تدبیر [[امور اجتماعی]] مردم را نداشت، به دلیل این که موسی{{ع}} وقتی میخواست به [[میقات]] برود او را [[جانشین]] خود کرد؛ اگر وی مقام امامت را داشت، به [[استخلاف]] نیاز نمیبود. | |||
# [[خداوند]] [[مقام امامت]] را به ابراهیم پس از آنکه دارای [[مقام نبوت]] و [[رسالت]] بود و پس از آنکه از عهده آزمونهای [[الهی]] به خوبی بیرون آمد عطا کرد، بنابراین، [[نبوت]] ابراهیم{{ع}} با [[امامت]] او ملازم نبوده است. <ref>طوسی، محمد بن حسن، الرسائل العشر، ج۱، ص۱۱۱ـ ۱۱۳..</ref>. | |||
'''نقد و بررسی''' | |||
در این که میتوان مقام نبوت و رسالت را جدا از امامت به معنای [[ولایت]] و [[زعامت سیاسی]] تصور کرد و حتی تحقق خارجی آن دو بدون امامت نیز امکان دارد، سخنی نیست؛ لیکن با توجه به [[آیات قرآن]] و [[فلسفه نبوت]] از نظر [[عقل]]، چنین تفکیکی پذیرفته نمیشود. [[قرآن کریم]] یکی از [[اهداف بعثت]] را [[قضاوت]] و [[داوری در اختلافات]] دانسته میفرماید: خداوند [[پیامبران]] را برانگیخت، تا [[مردم]] را [[بشارت]] و [[بیم]] دهند و [[کتاب آسمانی]]، که به سوی [[حق]] [[دعوت]] میکرد، با آنها نازل نمود، تا در میان مردم در آنچه [[اختلاف]] داشتند، [[داوری]] کند. <ref>سوره بقره، آیه213..</ref>. درست است که [[حکم]] کردن در [[اختلافات]] مردم به کتاب نسبت داده شده، ولی روشن است که کتاب تنها [[قانون]] و [[معیار داوری]] را بیان میکند و در کنار آن [[قاضی]] نیز برای تشخیص مصداق و [[حاکم]] هم برای [[اجرای قانون]] لازم است تا غرض از نبوت و [[شریعت]] تحقق یابد؛ و [[داور]] و مجری شریعت افرادی مستقل و در عرض پیامبران نبودهاند. بنابراین، [[پیامبران الهی]] هر دو معنای امامت را دارا بودند. در آیهای دیگر میفرماید: ما [[رسولان]] خود را با [[دلایل]] روشن فرستادیم، و با آنها کتاب و [[میزان]] ([[شناسایی حق]] از [[باطل]] و [[قوانین عادلانه]]) نازل کردیم تا مردم به [[عدالت]] [[قیام]] کنند.... <ref>سوره حدید، آیه25..</ref>. [[برقراری عدالت]] در [[جامعه]] به دو عامل مهم نیاز دارد: قانونی جامع و عادلانه و [[زمامداری]] [[حکیم]]، [[عادل]] و با [[صلابت]] که قانون را به [[درستی]] شناخته، آن را به خوبی [[اجرا]] کند، و بدون [[شک]] پیامبران الهی شایستهترین [[رهبران]] [[معنوی]] و [[سیاسی]] عصر خویش بودهاند. البته شرایط [[اجتماعی]] مناسب برای تحقق [[مقام زعامت]] و [[رهبری سیاسی]] گروهی از [[پیامبران]] فراهم نشده و در نتیجه این [[مقام]] فعلیت نیافته است. چنان که [[زعامت سیاسی]] در مورد بسیاری از [[امامان اهل بیت]] {{عم}} نیز به دلیل فراهم نبودن شرایط اجتماعی تحقق نیافته است. | |||
وجوهی که [[شیخ الطائفه]] بر تفکیک [[نبوت]] از [[امامت]] بیان کرده است، مدعای وی را [[اثبات]] نمیکند. در مورد [[پیامبر]] [[بنی اسرائیل]] در عصر [[طالوت]]، همین که [[مردم]] از پیامبر خواستند تا برای [[جنگ با دشمنان]] [[فرماندهی]] را برای آنان تعیین کند، دلیل روشن بر این است که آنان فرماندهی کل [[سپاه]] را از [[شئون پیامبر]] میدانستند، و از طرفی پیامبر نیز درخواست آنان را رد نکرد و نگفت این کار خارج از [[شئون]] [[پیامبری]] است. اما این که مردم خود را برای فرماندهی سزاوارتر از طالوت میپنداشتند به این جهت بود که آنان در این باره با معیار [[مال]] و [[ثروت]] و [[شهرت]] [[قضاوت]] میکردند، بدین جهت [[پیامبر خدا]] با بیان [[توانمندی]] [[جسمانی]] و [[دانایی]] طالوت، [[داوری]] مردم را رد کرد. [[هارون]] هم، اگر چه دارای [[شأن]] و [[مقام امامت]] بود ولی با وجود [[حضرت موسی]] که [[پیامبر اولوالعزم]] بود و زعامت سیاسی [[جامعه]] در دست وی بود، زمینهای برای [[اعمال]] [[امامت سیاسی]] توسط هارون وجود نداشت، چنانکه [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در [[زمان پیامبر]]{{صل}} و [[امام حسن]] و [[امام]] حسین{{عم}} هم در [[زمان امیرالمؤمنین]]{{ع}} و امام حسین{{ع}} نیز در [[زمان امام حسن]] {{ع}}، همین گونه بوده است. درباره [[امامت حضرت ابراهیم]] که در [[آیه]] مورد بحث مطرح شده است یادآور میشویم، اگر مقصود از آن رهبری سیاسی بود به چنان آزمونهای [[دشواری]] نیاز نبود. در زعامت سیاسی، علاوه بر صلاحیتهای معنوی [[درایت]] و [[کاردانی]] در [[رهبری جامعه]] لازم است، که [[پیامبران الهی]] به مقتضای این که شایستهترین انسانهای عصر خود بودند، چنین ویژگیهایی را دارا بودند، به ویژه آنکه از [[مقام عصمت]] در [[علم]] و عمل نیز برخوردار بودند. <ref>علی ربانی گلپایگانی، مقاله: آیه ابتلای ابراهیم، نشریه کلام اسلامی، شماره 54.</ref>. | |||
==== [[هدایت باطنی]] ==== | ==== [[هدایت باطنی]] ==== | ||