←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) |
||
| خط ۱۰۲: | خط ۱۰۲: | ||
[[بنی صمادح]] هم از دیگر [[طوایف]] بنی سکون بودند که در اندلس جایگاهی ویژه داشتند. از این [[قوم]] در شمار [[پادشاهان]] المریه در اندلس در ایام [[ملوک الطوایفی]] یاد شده است. نخستین [[پادشاه]] این [[حکومت]]، معن بن صمادح بود که در [[سال ۴۴۴ هجری]] به حکومت رسید. [[زعامت]] بنی صمادح بر این منطقه همچنان ادامه یافت تا اینکه در سال ۴۸۴ توسط یوسف بن تاشفین - از [[سلاطین]] [[قدرتمند]] [[مرابطه]] - منقرض شدند<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۵۰؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۰۷. نیز ر.ک: ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱. ضمن این که قلقشندی از او با نام «معطن بن صمادح» یاد کرده است. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۳۱۶)</ref>. بنی افطس از [[ملوک]] بطلیوس و بابره و امارتهای [[غربی]] اندلس<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۱۹۷. نیز ر.ک: ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱.</ref> و نیز بنی [[ذو النون]] هم از دیگر [[طوایف]] این [[قوم]] بودند که در [[اندلس]] به [[حکومت]] دست یافتند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | [[بنی صمادح]] هم از دیگر [[طوایف]] بنی سکون بودند که در اندلس جایگاهی ویژه داشتند. از این [[قوم]] در شمار [[پادشاهان]] المریه در اندلس در ایام [[ملوک الطوایفی]] یاد شده است. نخستین [[پادشاه]] این [[حکومت]]، معن بن صمادح بود که در [[سال ۴۴۴ هجری]] به حکومت رسید. [[زعامت]] بنی صمادح بر این منطقه همچنان ادامه یافت تا اینکه در سال ۴۸۴ توسط یوسف بن تاشفین - از [[سلاطین]] [[قدرتمند]] [[مرابطه]] - منقرض شدند<ref>عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۵۰؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۰۷. نیز ر.ک: ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱. ضمن این که قلقشندی از او با نام «معطن بن صمادح» یاد کرده است. (قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۳۱۶)</ref>. بنی افطس از [[ملوک]] بطلیوس و بابره و امارتهای [[غربی]] اندلس<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۱۹۷. نیز ر.ک: ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱.</ref> و نیز بنی [[ذو النون]] هم از دیگر [[طوایف]] این [[قوم]] بودند که در [[اندلس]] به [[حکومت]] دست یافتند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||
==مشاهیر بنی سکون== | |||
بنی سکون نیز بمانند بسیاری دیگر از [[قبایل]] و طوایف بزرگ [[عرب]] خاستگاه مشاهیر و [[رجال]] برجسته ای بود که از جمله رجال و معاریف بنام [[جاهلی]] ایشان، علاوه بر [[سقیص بن سوار]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۹۵.</ref> یا به [[نقلی]] شقیص بن سیار بن شجاع بن عوف بن تراغم<ref>بکری، معجم ما استعجم، ج۱، ص۵۶ - ۵۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۰۲.</ref>، میتوان از [[معدان بن جواس بن فروه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۷.</ref>، [[عمرو بن قیسبة بن کلثوم]]<ref>صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۰.</ref>، [[جفنة بن قتیره تجیبی]]، - جدّ [[معاویة بن حدیج]] - <ref>صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۰.</ref> حدیج بن جفنة بن قتیره [[رییس]] جاهلی این قوم که تمام طوایف سکون به [[ریاست]] او گردن نهادند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۳</ref>، [[بشر بن سلمان بن عوف]] - صاحب [[مرباع]] تجیب - <ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۵. مِرْبَاع [ربع] یک چهارم غنیمت جنگی را میگفتند که در زمان جاهلیت سهم رهبر بود. (ابن اثیر، النهایه، ج۲، ص۱۸۶ و ۳۶۹؛ زبیدی، تاج العروس، ج۱۱، ص۱۳۵؛ محمود شکری الألوسی، بلوغ الإرب فی معرفة احوال العرب، ج۱، ص۲۵۰ - ۲۴۹.)</ref> و نیز [[أوس]] معروف به «سلقم» بن عبداللّه بن مالک بن سلمة بن عوف بن تراغم از همراهان [[امریء القیس بن حجر]] - آخرین [[پادشاه]] [[دولت]] کنده - در [[سفر]] به بلاد [[روم]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۹۴؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۳۷۲؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۱، ص۴۵۵. بر اساس نقل ابن کلبی، او و قومش در شمار بنی تغلبیهای بلاد جزیره به شمار آمدهاند. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۹۴)</ref>، - همگی از بزرگان و سران [[جاهلی]] این [[قوم]]، - یاد کرد. ضمن این که از شعرای شهیر [[سکونی]] این دوره هم میتوان از عدی بن حمار - به [[نقلی]] عدی بن یزید بن حمار - بن عباد بن سلمة بن عوف بن تراغم معروف به «الجون»<ref>آمدی، المؤتلف والمختلف فی اسماء الشعراء، ص۱۱۶؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۵۴۸.</ref>، [[ربیعة بن عبداللّه بن ربیعه]] معروف به «[[ابن غزاله]]»<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱؛ عوتبی صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۸ نیز ر.ک: ابن درید، الاشتقاق، ص۳۶۹. ضمن این که ابن حجر هم از او با نسبت ربیعة بن سلمة (عبدالله) بن حارث بن سوم بن عدی یاد کرده است. (ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۴۲۶) او را همچنین، بواسطه مادرش غزاله بنت قنان از قبیله بنی ایاد، «ابن غزاله» خواندند. (عوتبی صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۸)</ref> و [[سلمة بن صبح بن عمرو بن ربیعة بن شکامه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۹.</ref> نام برد. | |||
از بزرگترین شخصیتهای این [[طایفه]] در دوران [[اسلامی]] نیز، - علاوه بر نام مشاهیر و بزرگانی که در متن به نام آنها پرداخته شد - میتوان از شعرایی چون عمرو بن سیار (نیل)<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۶.</ref>، [[عباد بن زید عبادی]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۹، ص۱۷۸.</ref>، [[حبیب بن حباب سکونی]]<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۱۴۵.</ref>، [[حجیة بن مضرب بن معاویه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۷؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۳۷۲؛ آمدی، المؤتلف و المختلف، ص۲۴۱.</ref> [[جواس بن فروة بن مضرب]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۷.</ref>، [[مالک بن شرعبیّ بن حمرة بن مالک]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۹.</ref>، [[مالک بن شرعبی]]<ref>ابن درید، الاشتقاق، ص۳۷۲؛ صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۵.</ref> [[شریک بن ابی الأعقل]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۲؛ ابن یونس، تاریخ ابن یونس المصری، ص۲۳۴.</ref>، قیسبه و [[حارثه]] [[فرزندان]] [[کلثوم بن حباشة بن عمرو بن هدم]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۲.</ref> و [[یزید بن درج]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱. آمدی از او با نام و نسب «یزید بن ذرح سکونی» یاد کرده است. (آمدی، المؤتلف و المختلف فی اسماء الشعراء، ص۱۵۲)</ref> نام برد. از دیگر معاریف و مشاهیر بنی سکون هم میتوان از اصحابی چون [[ابوبلال عامر بن عمرو بن حذافه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۶؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۴۵۱، ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۰.</ref> و [[سلمة بن نفیل سکونی تراغمی]] - از مشاهیر [[اصحاب]] ساکن [[شام]] - <ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۴، ص۷۱؛ ابن ابیحاتم، الجرح و التعدیل، ج۴، ص۱۷۳؛ ابن حبان، مشاهیر علماء الامصار، ص۸۸؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۴۲.</ref> و از تابعینی چون [[ابوسعید مسلمة بن مخرمة بن سلمه تجیبی زمیلی]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۶، ص۳۱۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۷۵.</ref>، [[ابوبحریه عبدالله بن قیس کندی تراغمی حمصی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۰۸؛ العجلی، معرفة الثقات، ج۲، ص۳۸۶. ذهبی«او را از کبار آنان برشمرده است. (ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۵۹۴.)</ref> و [[عبادة بن نسی فقیه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۹۲؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۳۷۲؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۹.</ref> نام برد. [[ضحاک بن قیس بن نعمان بن حوثره]] - [[فرمانده]] پادگان سند و از کشته شدگان در سند همراه با [[حکم بن عوانه کلبی]] - <ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱.</ref> [[ازهر بن ملحان بن هانی بن اسود]] - از [[شجاعان]] و تک سواران این [[قوم]] - <ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۸.</ref> [[جراح بن مستلب بن نمیر بن عمرو]] از [[امرا]] و [[فرماندهان]] [[خراسان]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۹.</ref>، [[شهاب بن قیس بن حارث بن مخصف]] - از اشراف این [[قوم]] - <ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۹۳.</ref> [[یحیی بن یزید بن شریح قاضی هشام بن عبدالملک]] در [[اندلس]]<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۰.</ref>، [[ابراهیم بن جبلة بن مخرمه]] [[خطیب]]<ref>صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۵.</ref>، [[ام سعید بن عباد بن عبد بن جلندی بن مستکیر]]<ref>صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۹.</ref>، [[ام عباد بن عبد بن جلندی]]<ref>صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۹.</ref>، [[عائشة بن مالک بن ذی الوشاح]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۲.</ref> و [[محمد بن عبدالرحمن بن بسطام]]- از اشراف و بزرگان این قوم - <ref>ابن یونس، تاریخ ابن یونس المصری، ص۴۵۵.</ref> هم از دیگر [[رجال]] نام آور و مشهور بنی سکون به شمار رفتهاند. ضمن این که [[عمر بن مصعب بن ابی عزیز عبادی]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۹، ص۱۷۸ - ۱۷۹.</ref>، [[عمیرة بن تمیم بن جزء فرنائی]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۰، ص۳۹۱.</ref>، [[ابوعمرو سعد بن مالک تجیبی خلاوی]]<ref>ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۴۷۴.</ref>، عبدالله بن محمد مکنی به «ابن افطس»<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۱۹۷.</ref>، [[ابوحفص حرملة بن عمران تجیبی]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۰..</ref> [[ابوحفص حرملة بن یحیی بن عبدالله زمیلی تجیبی]] [[راوی]] و [[فقیه]] [[اهل سنت]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۶، ص۳۲۰.</ref>، و [[سوید بن قیس تجیبی اندائی]] که نزد [[عبدالعزیز بن مروان]] از جایگاه ویژه ای برخوردار بود<ref>سمعانی، الانساب، ج۱، ص۳۶۰.</ref>، هم، از دیگر مشاهیر این قوم نام برده شدهاند. افزون بر آن، از [[عبدالعزیز بن هاشم بن عبدالعزیز بن حکم]] معروف به «[[زاهد]]» و از ساکنان دروقه<ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۱.</ref>، [[أسیر بن عمرو بن سیار بن مره فقیه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۶. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۴۰؛ ابن حجر، تقریب التهذیب، ج۲، ص۳۷۴.</ref>، [[ابن عیاش محمد بن عبدالعزیز بن عبدالرحمن]] ادیب و [[شاعر]] بنی تجیب در [[اندلس]]<ref>زرکلی، الاعلام، ج۶، ص۲۰۸.</ref>، [[ادریس بن ابراهیم بن عبدالرحمن قاضی]] اندلس<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۱۵۳.</ref>، [[حویة بن رواع]] از اشراف این [[قوم]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۳.</ref>، [[عبدالرحمن بن قیسیة بن کلثوم بن حباشه سومی]] از روؤسای [[بنی سوم بن عدی]]<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۲، ص۵۸۱؛ سمعانی، الانساب، ج۷، ص۳۰۳.</ref>، و از اشراف و ممدوحان آنها در [[مصر]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳۵، ص۳۵۲.</ref>، [[لبید بن عقبه سومی]] از اشراف مصر<ref>ابن عبدالحکم، فتوح مصر و اخبارها، ص۲۵۶.</ref>، [[حمیر بن وائل سومی]] از اشراف مصر<ref>ابن عبدالحکم، فتوح مصر و اخبارها، ص۲۵۶.</ref> و نیز، محمد بن هذیل مغفل بن محمد بن هاشم بن محمد الأعور - از [[صاحب منصبان]] [[وزارت]] - <ref>ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۱.</ref> هم در شمار دیگر [[رجال]] و معاریف بنی سکون در اندلس نام برده شده است. محدثانی چون [[عبدالله بن بجی حضرمی]] از [[تابعین]] و [[راویان]] [[امام علی]]{{ع}}<ref>سمعانی، الانساب، ج۱، ص۴۰۲ - ۴۰۳.</ref> و پسرش عبدالله<ref>سمعانی، الانساب، ج۱، ص۴۰۴.</ref>، عدی و [[مالک بن بدا بن اداة بن عدی]]<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۱، ص۲۲۳.</ref>، [[ابوعبدالله محمد بن رمح بن مهاجر تجیبی]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۶.</ref>، [[ابومحمد وفاء بن سهیل بن عبدالرحمن]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۱، ص۴۰۱.</ref>، [[عمرو بن خلف بن عمر زمیلی]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۶، ص۳۱۹.</ref>، [[ابواسحاق ابراهیم بن سعید بن عروه تجیبی عامری]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۹، ص۱۵۲.</ref> [[شعیب بن یحیی بن سائب عبادی]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۹، ص۱۷۸.</ref>، [[عمرو بن قیس بن عمرو بن ثور]] - از اشراف و [[فقها]] - <ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۹۳.</ref> [[ابوالمنذر عمرو بن مجمع سکونی کندی]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۷، ص۱۶۵.</ref>، [[ضحاک بن قیس سکونی کندی]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۷، ص۱۶۵.</ref>، [[ابو مسعود عقبة بن خالد سکونی]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۷، ص۱۶۵.</ref>، [[ابوبدر شجاع بن ولید بن قیس سکونی]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۷، ص۱۶۵؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۲۵.</ref>، و پسرش [[ابوهمام ولید بن شجاع]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۷، ص۱۶۵ - ۱۶۶؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۲۵.</ref>، [[سعد بن مسعود]] - از [[محدثان]] و فقهای این [[قوم]] - <ref>صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۸.</ref> [[ابومسلم سلمة بن عیار بن حصن تراغمی]]<ref>ابن حبان، الثقات، ج۸، ص۲۸۴.</ref> و [[ابوحذیفه حصن بن عبدالرحمن تراغمی]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۴، ص۳۶۰؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۶، ص۵۱۰ - ۵۱۱.</ref> نیز، در شمار معاریف برجسته بنی سکون و از [[راویان]] و محدثان [[اخبار]] این قوم قرار گرفتهاند. | |||
از [[موالیان]] شهیر این قوم هم که نامی از ایشان در جریده [[تاریخ]] باقی مانده است میتوان به نام [[ابوعبدالله احمد بن یحیی بن وزیر بن سلیمان بن مهاجر]]<ref>دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۴، ص۱۹۷۷ - ۱۹۷۸؛ مقریزی، المقفی الکبیر، ج۱، ص۴۵۳؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱، ص۵۱۹.</ref> [[مولی]] قیسیة (قیسبة) بن کلثوم سومی<ref>یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۲، ص۵۵۴؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱، ص۵۱۹. برخی منابع او را مولی بشر بن کلثوم گفتهاند. (سمعانی، الانساب، ج۷، ص۳۰۳؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۵۶.)</ref> و از موالیان [[آل الأدرد بن رفاعة بن کثیف تجیبی]]<ref>دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۴، ص۱۹۷۷ - ۱۹۷۸؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۷۸؛ مقریزی، المقفی الکبیر، ج۱، ص۴۵۳.</ref> از محدثان و عالم به [[شعر]] و [[ادب]] و اخبار و [[انساب]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۷، ص۳۰۳؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۵۶؛ یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۲، ص۵۵۴.</ref>، [[ابوالمیثا ایوب بن قسطنطین]]<ref>ابن یونس، تاریخ ابن یونس المصری، ص۵۵.</ref>، [[معاویة بن سعید بن شریح بن عزره تجیبی مصری]] - مولی [[بنی فهم بن اداة بن عدی]] - <ref>المزی، تهذیب الکمال، ج۲۸، ص۱۷۴.</ref> [[ابوالربیع سلیمان بن برد بن نجیع ایدعانی]] [[راوی]] و [[فقیه]] [[اهل سنت]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۱، ص۴۰۲.</ref>، ابومروان حبیب بن شهید قتیری مولی عقبة بن بجره تجیبی قتیری<ref>سمعانی، الانساب، ج۱۰، ص۳۴۲.</ref>، [[سعید بن شریح بن عروه کندی تجیبی]] از محدثان و شعرای این [[قوم]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۱، ص۱۰۳؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۴۹.</ref> [[ابوشبیب]] [[شاعر]]<ref>بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۴۹.</ref> [[ابوبرده احمد بن سلیمان بن برد]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۳، ص۴۰۲.</ref>، و [[ابوزرعه بلال تجیبی برنیلی]]<ref>ابن یونس، تاریخ ابن یونس المصری، ص۷۳؛ سمعانی، الانساب، ج۲، ص۱۸۷.</ref> - هر دو از [[محدثان]] و [[راویان]] [[احادیث اهل سنت]]، - اشاره کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||