←پرسش مستقیم
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۸۹: | خط ۸۹: | ||
{{همچنین ببینید|بداء}} | {{همچنین ببینید|بداء}} | ||
[[بدا]]، یکی از اعتقادات شیعه است بدان معنا که [[خداوند]]، تغییراتی را در برخی امور ایجاد میکند که تصوّر ما بر قطعی بودن آنهاست. در واقع، تغییری در [[علم الهی]] به وجود نمیآید؛ بلکه تغییر در اطلاع ما از آنچه قبلاً خبر داده شده، ایجاد میشود. پس [[بدا]]، به معنای آشکار شدن بعد از خفاست. در موضوع [[علائم ظهور]]، [[احادیث]] داریم که میگویند ممکن است حتّی دربارۀ مهمترین [[نشانهها]] هم [[بدا]] پیش آید. [[ابوهاشم جعفری]]، یار دیرین چندین [[امام]] آخر میگوید: نزد [[امام جواد]] {{ع}} از سفیانی و حتمی بودن خروج او سخن به میان آمد. گفتم: آیا ممکن است در امر حتمی، بدا پیش آید؟ فرمود: آری. گفتم: میترسم دربارۀ قائم هم بدا حاصل شود. فرمود: نه! قائم، وعدۀ الهی است و در آن، تخلّف نمیشود<ref>{{متن حدیث|كُنَّا عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا {{ع}} فَجَرَى ذِكْرُ السُّفْيَانِيِّ وَ مَا جَاءَ فِي الرِّوَايَةِ مِنْ أَنَّ أَمْرَهُ مِنَ الْمَحْتُومِ فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ {{ع}} هَلْ يَبْدُو لِلَّهِ فِي الْمَحْتُومِ قَالَ نَعَمْ قُلْنَا لَهُ فَنَخَافُ أَنْ يَبْدُوَ لِلَّهِ فِي الْقَائِمِ فَقَالَ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَ الْمِيعَادِ وَ اللَّهُ لا يُخْلِفُ الْمِيعاد}}، الغیبة النعماني: ص ۳۰۲ ح ۱۰.</ref>. این [[حدیث]] با آنچه در [[قرآن]] آمده است که: {{متن قرآن| لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}<ref> هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد خداوند هر چه را بخواهد از لوح محفوظ پاک میکند و یا در آن مینویسد و لوح محفوظ نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۸ و ۳۹.</ref> سازگار و موافق است؛ چه آنکه [[حکم]] محو و اثبات برای همۀ حوادثی که زمان بردارند، عمومیت دارد و این حوادث، عبارت اند از: همۀ آنچه در آسمانها و [[زمین]] و ما بین آنها هست<ref>المیزان: ج۱۱ ص۳۷۹.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام مهدی ج۷]]، ص۴۵۵</ref> | [[بدا]]، یکی از اعتقادات شیعه است بدان معنا که [[خداوند]]، تغییراتی را در برخی امور ایجاد میکند که تصوّر ما بر قطعی بودن آنهاست. در واقع، تغییری در [[علم الهی]] به وجود نمیآید؛ بلکه تغییر در اطلاع ما از آنچه قبلاً خبر داده شده، ایجاد میشود. پس [[بدا]]، به معنای آشکار شدن بعد از خفاست. در موضوع [[علائم ظهور]]، [[احادیث]] داریم که میگویند ممکن است حتّی دربارۀ مهمترین [[نشانهها]] هم [[بدا]] پیش آید. [[ابوهاشم جعفری]]، یار دیرین چندین [[امام]] آخر میگوید: نزد [[امام جواد]] {{ع}} از سفیانی و حتمی بودن خروج او سخن به میان آمد. گفتم: آیا ممکن است در امر حتمی، بدا پیش آید؟ فرمود: آری. گفتم: میترسم دربارۀ قائم هم بدا حاصل شود. فرمود: نه! قائم، وعدۀ الهی است و در آن، تخلّف نمیشود<ref>{{متن حدیث|كُنَّا عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا {{ع}} فَجَرَى ذِكْرُ السُّفْيَانِيِّ وَ مَا جَاءَ فِي الرِّوَايَةِ مِنْ أَنَّ أَمْرَهُ مِنَ الْمَحْتُومِ فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ {{ع}} هَلْ يَبْدُو لِلَّهِ فِي الْمَحْتُومِ قَالَ نَعَمْ قُلْنَا لَهُ فَنَخَافُ أَنْ يَبْدُوَ لِلَّهِ فِي الْقَائِمِ فَقَالَ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَ الْمِيعَادِ وَ اللَّهُ لا يُخْلِفُ الْمِيعاد}}، الغیبة النعماني: ص ۳۰۲ ح ۱۰.</ref>. این [[حدیث]] با آنچه در [[قرآن]] آمده است که: {{متن قرآن| لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}<ref> هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد خداوند هر چه را بخواهد از لوح محفوظ پاک میکند و یا در آن مینویسد و لوح محفوظ نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۸ و ۳۹.</ref> سازگار و موافق است؛ چه آنکه [[حکم]] محو و اثبات برای همۀ حوادثی که زمان بردارند، عمومیت دارد و این حوادث، عبارت اند از: همۀ آنچه در آسمانها و [[زمین]] و ما بین آنها هست<ref>المیزان: ج۱۱ ص۳۷۹.</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[دانشنامهٔ امام مهدی ج۷ (کتاب)|دانشنامه امام مهدی ج۷]]، ص۴۵۵</ref> | ||
==[[علایم ظهور امام مهدی]]== | |||
در بحث پیرامون [[تکالیف مؤمنان]] در عصر [[غیبت امام]]{{ع}} دانستیم که [[احادیث]] [[مبارک]]، [[مؤمنان]] را به [[انتظار ظهور]] و [[آمادگی]] دائم برای آن [[فرمان]] میدهد و این یک [[تکلیف]] [[تربیتی]] است تا آنان را در راه تحصیل [[استعداد]] لازم و مستمر برای [[یاری]] آن حضرت در [[وقت ظهور]] به [[کوشش]] وا دارد. | |||
اما [[روایات]] در کنار این فرمان اکید، مجموعهای از رویدادها را به عنوان علامت [[ظهور امام زمان]]{{ع}} نقل کردهاند تا مؤمنان به واسطه این علامتها برای [[استحکام]] [[اعتقادی]] و تسریع در آمادگی برای یاری آن حضرت و مشارکت در انجام [[مأموریت]] بزرگ [[اصلاحی]] ایشان، [[هدایت]] شوند. | |||
جمع میان این دو دسته از روایات این است که امر به [[انتظار]] و آمادگی در همه احوال، مستند به امکان ظهور در هر وقتی است که [[خداوند متعال]] [[اراده]] فرماید و وقتی پای [[اراده الهی]] به میان میآید ممکن است وقوع این علایم زودتر از موقع انجام شود یا حتی بعضی از آنها به مقتضای [[حکمت ربانی]] در [[تدبیر امور]] [[بندگان]] [[لغو]] گردد.؛ چراکه مثلًا ممکن است خداوند متعال [[صدق]] مدعای آنان را در آمادگی برای یاری آن حضرت بداند، یا اینکه مراد از انتظار فوری ظهور انتظار وقوع همین [[علایم حتمی]] ذکر شده در روایات باشد؛ زیرا وقوع این علایم، خود به منزله [[اعلان]] [[ظهور امام]]{{ع}} است. پیشتر در بحث از [[وظیفه]] انتظار اشاره دیگری نیز به این قضیه داشتیم. | |||
با این شیوه هم نتایج و ثمرات مورد نظر از امر به [[وجوب]] آمادگی همیشگی برای [[ظهور حضرت مهدی]] - که [[خداوند]] فرجش را نزدیک گرداند - حاصل شده و هم نتایج مورد نظر از بیان [[علایم ظهور]] آن حضرت حاصل میشود که تسریع در آمادگی مؤمنان و در موارد خاص عمل به واجباتی باشد که برای بعضی از علایم خاص در نظر گرفته شده است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۶۷.</ref>. | |||
===علایم حتمی و علایم غیر حتمی=== | |||
[[احادیث شریف]]، [[علایم ظهور امام زمان]]{{ع}} را به دو قسمت اصلی تقسیم میکند. | |||
قسمت اول، علایمی است که حتماً به وقوع خواهد پیوست. | |||
و قسمت دوم [[علایم غیر حتمی]] است و تنها زمانی به وقوع خواهد پیوست که [[حکمت الهی]] اقتضا کند. بعضی از این علایم نیز به [[زمان ظهور]] نزدیک بوده و بعضی دیگر بسیار پیش از آن واقع خواهد شد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۶۸.</ref>. | |||
===زبان [[رمز]] در [[روایات]] علامات=== | |||
از آنجا که روایات [[شریف]] با زبان رمز از بسیاری از [[علایم ظهور]] سخن به میان آوردهاند، [[شناخت]] و تحلیل این زبان برای شناخت دقیق آنها ضروری مینماید. همچنین شایسته است تمام آنچه در باره این علامتها و جزئیات آنها در روایات آمده جمعآوری شده و به دور از باورهای قبلی، با [[تأنی]] و دقت کامل بررسی شود تا بتوان به مصداق [[واقعی]] آنها دست یافت و در دام پیشداوریها و تطبیقهای عجولانهای که دورکننده از مراد اصلی است نیفتاد. | |||
خصوصاً که زبان رمز طبیعتاً بر بیش از یک مصداق خارجی قابل تطبیق است. | |||
و این خلاف [[هدف]] و مراد [[معصومین]] از بیان آنها است. | |||
همچنین ضروری است به این نکته اشاره کنیم که بعضی از روایاتِ علایم ظهور، - به اشاره یا به صراحت - در محدوده آن علایم، [[وظایف]] مشخصی را نیز برای [[مؤمنان]] تعیین نمودهاند که باید در جهت شناخت آن وظایف نیز [[کوشش]] شود تا نتایج مورد نظر از آنها حاصل گردد. | |||
و از آنجا که علایم ظهور به مسائل [[غیبی]] ارتباط پیدا مینماید در طول [[زمان]]، بسیار دستخوش [[جعل]] و [[تحریف]] گردیده است و سزاوار است ابتدا در این جنبه دقت کافی مبذول شود، تا [[اخبار صحیح]] از [[اخبار]] [[دروغین]] و ساختگی متمایز شوند. به علاوه، قضیه مهم دیگری نیز در این زمینه وجود دارد و آن وجود مجموعهای از علامتها است که در احادیثی مرسل (بدون سندِ پیوسته) یا فاقد سند آمدهاند، اما پس از [[صدور حدیث]] و ثبت آن در کتابها، مضمون آن [[احادیث]] در متن واقع [[تاریخ]] به وقوع پیوسته است و [[واقعیت]] تاریخ آنها را [[تصدیق]] نموده است و این خود علیرغم فقدان سند، بهترین دلیل بر [[صحت]] آن روایات است.؛ چراکه خبر دادن از چیزی که هنوز به وقوع نپیوسته کاشف از صدور خبر از سرچشمه [[وحی الهی]] است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۶۸.</ref>. | |||
===بارزترین [[نشانههای ظهور]]=== | |||
بحث در باره علایم و نشانههای ظهور طولانی است و در این مختصر نمیگنجد، بنا بر این پس از مقدمهای که برای این بحث آوردیم، به نقل بیان [[شیخ مفید]] که [[روایات]] این باب را خلاصه کرده است اکتفا میکنیم. با توجه به این نکته که روایات دیگری هم وجود دارد که ایشان متعرض آنها نشده است. | |||
شیخ مفید میفرمایند: روایاتی در دست است که نشانههای [[قیام مهدی]]{{ع}} و رویدادهاییرا که پیش از آن به وقوع خواهد پیوست بیان نموده است. از جمله آن علایم است: | |||
[[قیام سفیانی]]؛ | |||
[[قتل]] [[حسنی]]؛ | |||
[[اختلاف بنی عباس]] در [[حکومت]] [[دنیا]]؛ | |||
[[خورشید گرفتگی]] [[غیر طبیعی]] در نیمه [[ماه رمضان]] و [[ماه گرفتگی]] غیر طبیعی در در پایان ماه رمضان؛ | |||
بروز حادثه «[[خسف]]» در بیداء<ref>خسف به این معنی است که زمین مردم رادر خود فرو برد. گفته شده که سپاهیان سفیانی در بیداء که بین مکه و مدینه در نزدیکی ذوالحُلَیفه است به خسف مبتلا میشوند.</ref>. ودر [[مغرب]] و [[مشرق]]؛ | |||
بیحرکت شدن [[خورشید]] از هنگام ظهر تا عصر و طلوع آن از غرب؛ | |||
[[کشته شدن نفس زکیه]] با هفتاد نفر از یارانش در [[کوفه]]؛ | |||
سر بریدن مردی [[هاشمی]] بین [[رکن و مقام]] (در [[مسجد الحرام]])؛ | |||
ویران شدن حصار کوفه؛ | |||
روی آوردن [[پرچمهای سیاه از خراسان]]؛ | |||
[[قیام یمانی]]، ظهور شخصی [[مغربی]] در [[مصر]] و گرفتن [[شامات]] توسط او؛ | |||
پیاده شدن [[ترکان]] در جزیره؛ | |||
پیاده شدن [[رومیان]] در [[رمله]]؛ | |||
[[طلوع]] [[ستاره]] پرنوری در مشرق که همچون ماه میدرخشد و بعد به گونهای انحنا پیدا میکند که دو سر آن به هم میرسند؛ پیدا شدن [[سرخی در آسمان]] که در سرتاسر افقهای آن گسترده میشود؛ | |||
آتشی که به صورت طولی در شرق آشکار میشود و سه یا هفت [[روز]] در [[آسمان]] باقی میماند؛ | |||
لجام گسیخته شدن [[عرب]] و خروج آنها از [[سلطه]] [[عجم]] و گرفته شدن شهرهای عجم به دست آنها؛ | |||
کشته شدن [[امیر مصر]] به دست [[مصریان]]؛ | |||
ویران شدن [[شام]] و [[اختلاف]] سه [[پرچم]] در آن؛ | |||
داخل شدن [[سپاهیان]] قیس و عرب به مصر و سپاهیان کنده به [[خراسان]]؛ | |||
وارد شدن سوارانی از جانب مغرب تا آنجا که به حصار [[حیره]] میرسند و روی آوردن [[پرچمهای سیاه]] از جانب شرق به سمت آن؛ | |||
[[طغیان]] [[رود فرات]] به گونهای که آب آن کوچههای کوفه را فرامیگیرد؛ | |||
پیدا شدن شصت [[دروغگو]] که همه [[مدعی پیامبری]] هستند؛ | |||
[[قیام]] [[دوازده نفر]] از [[آل ابی طالب]] که همه برای خود [[مدعی امامت]] هستند؛ | |||
[[سوزاندن]] مردی [[جلیل القدر]] از [[شیعه]] [[بنی عباس]] در مکانی بین [[جلولا]] و [[خانقین]]؛ | |||
پل بستن در [[مدینة السلام]] به سوی [[کرخ]] و برخاستن بادی سیاه در آن [[شهر]] در ابتدای روز و وقوع زلزلهای که بیشتر [[شهر]] را فرو میبرد؛ | |||
ترسی که [[مردم عراق]] را فرا میگیرد و فراگیر شدن [[مرگ]] در [[عراق]] و کاهش در [[جانها]]، [[اموال]] و میوجات؛ | |||
پیدا شدن ملخ در [[وقت]] یا در غیر وقت به گونهای که [[زراعت]] و [[غلات]] را از بین میبرند؛ | |||
کم شدن محصول [[کشاورزی]] [[مردم]]؛ درگیر شدن دو گروه از [[عجم]] که منجر به [[خونریزی]] بسیاری در میان آنانمیشود. | |||
خارج شدن [[بردگان]] از [[اطاعت]] مالکان و کشته شدن مالکان به دست آنها؛ | |||
[[مسخ]] شدن قومی از [[اهل بدعت]] به صورت خوک و میمون؛ | |||
[[استیلا]] یافتن بردگان بر سرزمینهای سرورانشان؛ | |||
آمدن ندایی از [[آسمان]] که همه مردم [[زمین]] آن را به زبان خود میشنوند؛ | |||
سینه و صورتی که در عین الشمس در آسمان برای مردمدیده میشود؛ | |||
مردگانی که از گورها به پا میخیزند و به [[دنیا]] باز میگردند و به دیدار آشنایان خود میروند. | |||
سپس - چنانکه در [[روایات]] آمده است - این [[نشانهها]] با بیست و چهار [[باران]] متوالی پایان میپذیرد که زمین به واسطه آن، پس از مرگ، زنده شده برکتهایش آشکار میگردد، از آن پس، هر ناملایمی از [[معتقدان]] به [[حق]] و [[شیعیان]] [[مهدی]]{{ع}} زایل گشته در مییابند که [[هنگام ظهور]] آن حضرت در [[مکه]] فرا رسیده است، و برای [[یاری]] او به سمت مکه [[حرکت]] میکنند. | |||
البته بعضی از این رویدادها حتمی بوده و بعضی دیگر مشروط به بعضی از شرایط میباشند، و [[خداوند]] به آنچه پیش خواهد آمد داناتر است. ما این مطالب را تنها بدین جهت که در کتابها و اصول معتبر آمده و از [[معصومان]] [[روایت]] شده بود، ذکر کردیم و از [[خداوند متعال]] یاری و [[توفیق]] میخواهیم"<ref>شیخ مفید، ارشاد ۲، ۳۶۸- ۳۷۰.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۶۹.</ref>. | |||
===از میان رفتن علل غیبت=== | |||
علاوه بر علامتهایی که [[احادیث شریف]] به آنها تصریح نمودهاند میتوان از این روایات دریافت که یکی از علایم مهم [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} از میان رفتن علل و عواملی است که به [[غیبت]] آن [[بزرگوار]] منجر شده و آماده شدن اوضاع و شرایط برای اقدام آن حضرت به انجام [[مأموریت]] مصلحانه بزرگش میباشد. از آن جملهاند: | |||
۱. تکمیل فرآیند [[آزمایش]] و [[گزینش]] [[مؤمنین]] و گرد آمدن تعداد لازم از [[یاوران]] [[وفادار]] در رتبههای مختلف که ضمن بحث از [[علل غیبت]] به آن اشاره نمودیم؛ [[یاوران]] عالیرتبهای که دارای شایستگیهای [[سیاسی]] لازم برای [[همکاری]] با [[حضرت مهدی]]{{ع}} در برپا کردن [[حکومت عدل اسلامی]] [[جهانی]] و اداره [[شئون]] مختلف آن، و پیش از آن، [[شایستگی]] اداره [[نهضت]] ضد [[کفر]] و [[شرک]] و عبودیتهای طاغوتی و محو کامل آنها را داشته باشد. | |||
و شاید افرادی که به این [[مقام]] میرسند همان کسانی باشند که تعدادشان در [[روایات]] [[شریف]] به تعداد [[اهل]] [[بدر]] ۳۱۳ نفر اعلام شده و برایشان صفات بالایی مانند [[ایمان]] و رسیدن به [[حق معرفت]] [[خداوند متعال]] ذکر شده است. در روایات این افراد را از لحاظ شدت [[عبادت خدا]] و [[اخلاص]] برای [[ذات اقدس]] حق: | |||
{{متن حدیث|رهبان اللیل}}؛ | |||
[[راهبان]] شب و از نظر [[شجاعت]] و [[لیاقت]] [[جهادی]] بالایی که دارند | |||
{{متن حدیث|اسد النهار}} [[شیران روز]]؛ | |||
و از حیث [[شایستگی مدیریتی]] عالی | |||
{{متن حدیث|الولاة العدول}}؛ | |||
[[والیان]] [[عادل]] [[لقب]] دادهاند<ref>عقد الدرر، ۱۲۳ اثبات الهداة، ۴۹۴، ۵۱۸، ابن حماد، الملاحم والفتن، ۹۵، طبری امامی، دلائلالامامة، ۲۴۸- ۲۴۹، حلیة الاولیاء ۶، ۱۲۳، مستدرک حاکم ۴، ۵۵۴ ینابیع المودة، ۵۱۲، کمال الدین، ۶۷۳، اختصاص شیخ مفید، ۲۶، واحادیث در مدح اصحاب و انصار حضرت مهدی{{ع}} بسیار است.</ref> و دیگر صفات والایی که از آنها چنین برداشت میشود که این تعداد از افراد در [[زمان ظهور]] آن حضرت قبل و بعد از برپا شدن [[دولت عدل جهانی]]، به عنوان [[سیستم]] [[رهبری]] و [[اداری]] [[امام]]{{ع}} به شمار میآیند. | |||
۲. فراهم آمدن پایگاههای گسترده [[اسلامی]] که [[آمادگی]] تعامل مثبت با اهداف نهضت بزرگ [[مهدوی]] را داشته باشند اگرچه از لحاظ کیفیت کمک رسانی عملی به نهضت دارای درجات متفاوتی باشند<ref>ر.ک: توضیحات شهید سید محمد صدر در باره مراتب این پایگاهها: تاریخ الغیبة الکبری، ۲۴۷ به بعد.</ref>. | |||
آنچه باعث به وجود آمدن این حالت میشود این است که [[حقانیت]] و [[برتری]] [[مذهب اهل بیت]] [[نبوی]] که [[مهدی موعود]]{{ع}} [[نماینده]] آن است، همچنین، بطلان شبهاتی که در طول [[تاریخ]] اسلامی بر ضد این [[مذهب]] برانگیخته شده است آشکار گشته، معلوم شود که تنها این [[مکتب]] است که نماینده [[اسلام ناب محمدی]] است. | |||
[[احادیث شریف]] ضمن بحث از [[حرکت]] زمینهسازی برای [[قیام مهدوی]] و نقش آن در ارائه چهره پیراسته مذهب اهل بیت و [[علوم اسلامی]] [[ناب]] آن در گستره عالم [[اسلام]] و [[جهان]] و در نتیجه، ارائه چهره [[واقعی]] و اصیل اسلام اشاره داشتهاند<ref>بحار الانوار ۶۰، ۲۱۳، به نقل از: حسن بن محمد قمی، تاریخ قم، (ق ۳) ح ۲۲ و ۲۳ و به نقل از آن، منتخب الأثر، ۲۶۳ و ۴۴۳.</ref>. | |||
این [[حرکت]] مقدماتی - که [[احادیث شریف]]، بر انجام آن [[قبل از ظهور]] [[مهدوی]] تأکید دارند - در ارائه تصویر پیراسته اسلام به جهان، باعث سربرآوردن اسلام در جهان به عنوان [[تمدن]] جایگزین برای [[نجات]] بشریت شده رویکرد به اسلام در بیرون دایره [[جامعه اسلامی]] افزایش مییابد؛ - مسألهای که امروزه هم هرچند به ندرت، [[شاهد]] آن هستیم - این امر موجب میشود که درهای تعامل مثبت با [[نهضت مهدوی]] بر ملتهای غیر [[اسلامی]] نیز گشوده گردد؛ خصوصاً که آنان مکاتب و جریانات [[فکری]] و [[سیاسی]] دیگر را [[تجربه]] کرده و عملًا [[ناتوانی]] آنها را در تحقق [[سعادت]] مطلوب [[بشریت]]، بلکه به بار آمدن بسیاری از بحرانهای مادی و [[معنوی]] توسط آنها را [[احساس]] کردهاند؛ بحرانهایی که امروزه هم با آن دست به گریبان هستند. این مسأله باعث میشود تا ملتهای جهان، خارج از مکاتب و جریانهایی که تا کنون شناختهاند به دنبال جایگزین باشند. احادیث شریف که تصریح دارند [[دولت مهدوی]] [[آخرین دولت]] در روی [[زمین]] است و ما این دسته از [[احادیث]] را در بخش مربوط به علل و [[اسباب غیبت]] ذکر کردهایم دقیقاً به همین نکته اشاره دارند. | |||
۳. از دیگر مقدمات، فراهم آمدن ابزار ارتباطی پیشرفتهای است که [[امکان شناخت]] همگانی [[حقایق]] و در نتیجه رسیدن [[حق]] به همه [[مردم]] را فراهم نموده بطلان و [[ناکارآمدی]] دیگر مکاتب و [[حقانیت]] و [[برتری]] [[رسالت اسلامی]] را که [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[پرچمدار]] آن است بر همگان آشکار سازد. در نتیجه افرادی که در طول [[تاریخ]] وابسته به مکاتب دیگر بودند، جریان فکری و [[اهداف اسلام]] را که [[مهدی]]{{ع}} حامل آن است پذیرفته و در عمل به صف [[یاران]] آن حضرت میپیوندند. روایاتی که [[علل غیبت]] را بیان کردهاند با عنوان خارج شدن «ودائع [[الله]]» یعنی امانتهای [[مؤمن]] [[خداوند]] از [[نسل]] [[کافران]] از این پدیده یاد کردهاند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت ج۱۴]]، ج۱۴، ص ۲۷۳.</ref>. | |||
== پرسش مستقیم == | == پرسش مستقیم == | ||